فصل اول – کلیات5
1-1- تعریف وا‍‌ژه ها5
1-1-1-مجازات5
1-1-2-فرزند6
1-1-3- قتل6
1-1-4- حقوق ایران6
1-1-5- فقه امامیه7
1-1-6- فقه عامه7
1-2- تاریخچه فرزند کشی ومجازات آن7
1-2-1- دوران جاهلیت قبل از اسلام7
1-2-2- دوران بعد از اسلام8
1-2-3- دوران قبل از انقلاب9
1-2-4 – دوران بعد از انقلاب9
1-3- مبانی جرم فرزند کشی9
1-3-1- حرمت خون انسان10
1-3-2-کرامت انسان14
1-3-3- اعتقادات دینی واسلامی18
فصل دوم – مجازات فرزند کشی در حقوق ایران20
2-1- بررسی جرم فرزند کشی در حقوق ایران20
2-1-1- تعریف قتل ومجازات آن در حقوق ایران23
2-1-2- اقسام فرزند کشی24
2-1-2-1- فرزند کشی عمدی24
2-1-2-2-فرزند کشی غیر عمدی25
2-1-3-تفاوت بچه کشی با فرزند کشی25
2-1-4-عناصر تشکیل دهنده جرم فرزندکشی25
2-1-4-1-عنصرقانونی……………………………………………………………………………………………………..25
2-1-4-2-عنصرمادی ……………………………………………………………………………………………………..26
2-1-4-3-عنصرروانی…………………………………………………………………………………………………….26
2-1-5-عنصر مادی جرم فرزند کشی………………………………………………………………………………….26
2-1-5-1- وجود فرزند زنده26
‌2-1-5- 2-فعل پدر27
2-1-6-عنصر روانی جرم فرزند کشی29
2-1-6-1-آگاهی جانی بر کشنده بودن فعل(علم قاتل )29
2-1-6-2 – قصد فعل33
2-1-6- 3 – قصد شخص معین34
2-1-6-4 – قصد نتیجه35
2-1-7- عنصر قانونی جرم فرزند کشی در حقوق ایران36
2-2- بررسی مجازات فرزندکشی در حقوق ایران37
2-2-1-دیه37
2-2-2-تعزیر38
2-2-3- مستندات قانونگذار در وضع ماده 220 قانون مجازات اسلامی38
فصل سوم- بررسی فرزند کشی در فقه عامه41
3-1- فقه شافعی41
3-2- فقه حنبلی42

3-3- فقه حنفی43
3-4- فقه مالکی43
3-5- نتیجه گیری در جرم فرزندکشی از منظر فقه عامه44
فصل چهارم –مجازات فرزند کشی در فقه امامیه46
4-1-روایات46
4-1-1- صحیحه حمران46
4-1-2- صحیحه حلبی47
4-1-3- صحیحه دوم حلبی47
4-1-4- روایت فضیل بن یسار48
4-1-5- روایت علاء بن الفضیل48
4-1-6- روایت ابوبصیر49
4-1-7- روایت اسحاق بن عمار49
4-1-8- روایت جابر49
4-1-9- صحیفه ظریف50
4-1-10- روایت أنس بن محمد50
4-2- بررسی روایات50
4-2-1- دسته بندی روایات51
4-2-2-بررسی الفاظ قاعده51
4-2-3- مجازات تعزیر در قتل فرزند51
4-2-4- مواردی که والد در صورت قتل فرزندش کشته می شود.51
4-2-4-1-در صورتی که والد، معتاد به قتل فرزندش باشد51
4-2-4-2-در صورتی که والد، محارب بوده ودر حین محاربه فرزندش را بکشد52
4-2-4-3-در صورتی که والد با فرزندش زنا کند52
4-2-4-4-در صورتی که والد فرزند رضاعی خود را به قتل رساند.52
4-2-5- استدلال امامیه برعدم قتل پدر به دلیل کشتن فرزند53
4-2-5 -1-روایات و نصوص53
4-2- 5-2-اجماع53
4-2-5-3- شهرت53
فصل پنجم –نقدی بر معافیت پدر از قصاص در قتل فرزند56
5-1-موافقین معافیت پدراز قصاص در قتل فرزند56
5-1-1-دیدگاه موافقین شرط ابوت در عدم قصاص پدر56
5-1-1-1- المقنع فی الفقه58
5-1-1-2- المقنعه فی الاصول و الفروع58
5-1-1-3- الکافی فی الفقه59
5-1-1-4- النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی59
5-1-1-5- فقه القرآن59
5-1-1-6- اللمعه الدمشقیه59
5-1-1- 7-الخلاف والمبسوط59
5-1-1-8- جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام60
5-1-1- 9-جامع المدارک فی شرح المختصر النافع60
5-1-1- 10-تحریر الوسیله60
5-1-1-11- استفتا از مراجع درباره فرزندکشی61
5-1-2- توجیه وضع قا نون معا فیت پدراز قصاص62
5-1-3- نقد استدلالات موافقین شرط انتفای ابوت63
5-1-4- شروط لازم برای قصاص قاتل64
5-1-4-1- شروط ثبوت قصاص64
5-1-4-2- شروط اجرای قصاص65
5-1-4-3- مفهوم شرط معافیت پدر از قصاص وتاثیر آن درحقوق ایران66
5-1-4-4- نظریه ای جدا از روایات ونقدی بر ماده 220 قانون مجازات اسلامی68
5-2- مخالفین عدم قصاص پدر در قتل فرزند70
5-2-1- دیدگاه مخالفین شرط انتفاء ابوت در قصاص (دیدگاه برخی از فقهای عامه )70
5-2-2-نظر آیت الله صانعی به عنوان مخالف عدم قصاص پدر70
5-2-3- بررسی فلسفه معافیت قصاص پدر از قتل فرزند در فقه امامیه وعامه وکاربرد آن درحقوق ایران72
5-2- 4-بررسی ارتکاب فرزند کشی با فعل غیر مادی در فقه امامیه با فقه عامه74
5-2-5- راه فرار قانونی برای قاتل از قصاص باتوجه به قانون انتفاء ابوت75
5-2-6-پیشنهاد اصلاح ماده 220قانون مجازات اسلامی76
نتیجه گیری78
منابع81
چکیده انگلیسی ………………………………………………………………………………………………………………………….82
چکیده
پایان نامه مذکور به بررسی فقهی و حقوقی پدیده فرزند کشی در فقه امامیه و بررسی تطبیقی آن با فقه عامه و حقوق ایران میپردازد، در فقه امامیه و عامه و نیز قانون مجازات ایران پدر و جد پدری در قتل فرزند قصاص نمیشوند بلکه به تعزیر و پرداخت دیه محکوم می شوند. در قرآن آیه ای دال بر این حکم وجود ندارد بلکه روایات صحیحهای وجود دارد که عدم قصاص پدر در قتل فرزند را تایید میکند. حکم قتل عمد قصاص است ولی یکی از استثنائاتی که وجود دارد قتل فرزند توسط پدر است، در قانون مجازات ایران ماده 220 به صراحت پدر و جد پدری را معاف از قصاص دانسته است، ولی این حکم معافیت از قصاص شامل مادرنمیشودکه محل اشکال و اختلاف است وهمچنین اینکه معافیت از قصاص پدربخاطر رابطه ابوت وی بر فرزند است نه ولایت ایشان .
رهبر حکومت اسلامی میتواند با توجه به مصلحت نظام وقوانین ثانویه حبس ابد برای قاتل در خواست نماید ولی حکم قصاص نمیتواند بدهد که این نیز باتوجه به حقوق بشر امروزی جای سوال دارد. فقه امامیه و عامه براساس کتاب و روایات و کلمات فقها استناد شده است، اکثر فقها الحاق جد پدری به حکم معافیت را پذیرفتهاند به اینصورت که هر کس عالماً و عامداً مرتکب قتل دیگری شود قصاص میشود مگر والد که در صورت قتل ولد خویش قصاص نمیشود که در اینجا منظور از والد پدر و پدر پدر و هرچه بالاتر رود که جد محسوب میشود.
واژگان کلیدی: مجازات –فرزند- قتل – حقوق ایران- فقه امامیه –فقه عامه.
مقدمه
هر جرمی به تناسب خود دارای مجازاتی است مجازات قتل همواره به عنوان یک عامل تسلی دهنده بازماندگان مقتول مدنظربوده است.
مجازات قتل، قصاص ودرمرحله خفیفتر آن، تبدیل قصاص به دیه میباشد که اولیاءدم اجرای آن را نسبت به قاتل خواستار میباشند.
در بحت قصاص نفس اولیاء دم معمولا نقش تعیین کننده ای در مورد مجازات قاتل دارند وباعفو ولی دم، قاتل زندگی خویش را ادامه داده وباعدم بخشش او زندگیش خاتمه پیدا میکند.
معمولا علقه و رابطهای که میان پدر ومادر وفرزندان وجود دارد مانع هتک حریم جانی فرزندان از جانب والدین ایشان میشود لکن مواردی است که به ندرت اتفاق میافتد که مرتکب قتل، از اولیاءدم (پدرومادر) است، یعنی حیات فرزند را کسانی از او سلب میکنند که خود عامل بوجود آوردن آن بوده اند وبه عنوان سرپرست وولی قانونی او محسوب میشوند بنابراین بر طبق فقه امامیه وفقه عامه ونیز حقوق ایران که برگرفته از فقه امامیه میباشد حکم قصاص در مورد ایشان مانند سایرین نبوده ومورد دقت ومداقه است.
قانون مجازات اسلامی در ماده 220 مقرر میدارد: «پدر یا جد پدری که فرزند خودرا بکشد قصاص
نمیشود وبه پرداخت دیه به ورثه مقتول وتعزیر محکوم خواهد شد »
طبق این قانون پدر از حکم قصاص نفص مبرا شده وبه پرداخت دیه وتعزیر محکوم میشود که مجازات تعزیر از 3 تا 10سال حبس میباشد.
– بیان مساله
با توجه به اینکه جرم فرزند کشی از دیدگاه اسلام به شدت نکوهش شده و خداوند متعال مردم را از کشتن فرزندان خویش منع کرده است حال چه به واسطه فقر وتنگدستی و یا عوامل دیگر ولی این مسئله با توجه به عدم قصاص برای پدر و جد پدری مقتول مغایرت دارد بطوری که گاهی اوقات سرزنش افکار عمومی از عدم مجازات پدر و جد پدری درصورت قتل فرزند خویش باعث میشود انسان به فکر فرو رود که آیا این فرمان عدم مجازات پدر و جد پدری مقتول درقرآن آمده است یا خیر و همچنین اینکه آیا اهل سنت نیز به این دستور قرآن عمل می کنند یا خیر؟
– اهمیت وضرورت انجام تحقیق
اهمیت و ضرورت این مسئله زمانی روشن می شود که درحال حاضر با توجه به فشارهای سازمانهای
بین المللی درخصوص دفاع از حقوق بشر وافکار عمومی آیا براستی عدم مجازات یک قاتل به صرف اینکه پدریا جدپدری مقتول است از لحاظ شرعی و عرفی و وجدانی صحیح است و اگر صحیح میباشد چرا مادر طفل در صورت قتل فرزند خویش باید قصاص گردد.
– مرور ادبیات وسوابق تحقیق
درخصوص جرم فرزند کشی درحقوق ایران بطور پراکنده مقالههائی از طرف بعضی اساتید دانشگاه و وکلای محترم انتشار یافته ولی درخصوص بررسی تطبیق این جرم با توجه به فقه امامیه و اهل سنت هنوز مطلبی که به تفصیل بیان شده باشد پیدا نشده است و تحقیق مفصلی در این مورد انجام نشده است.
– جنبه جدید ونوآوری تحقیق
در فقه امامیه مجازات خاص این جرم بیان شده است ولی این مطالب که آیا این مجازات مورد قبول فقه اهل سنت نیز می باشد یا خیر؟ و نیز اینکه آیا ایشان با توجه به دستور قرآن مبنی برعدم مجازات پدر و جد پدری مقتول وی را از مجازات معاف می کنند یا خیر؟
_ اهداف تحقیق
1- بررسی عدم مجازات پدر و جدپدری در صورت قتل فرزند در فقه امامیه.
2- بررسی عدم مجازات پدر وجدپدری در صورت قتل فرزند در فقه اهل سنت.
3- بررسی تطبیقی مجازات مادر در صورت قتل فرزند در فقه امامیه و اهل سنت
4- بررسی جرم فرزند کشی از دیدگاه قرآن و آیات و روایات.
– سوالات تحقیق
1- آیا مادر هم به حکم معافیت از قصاص ملحق می شود ؟
2- آیا حکم معافیت از قصاص فقط شامل پدر و جد پدری شرعی می شود ؟
3- آیا معافیت از حکم قصاص ناشی از حق ولایت است یا ابوت ؟
4- آیا ولی امر و رهبر حکومت اسلامی می تواند حکم معافیت از قصاص را لغو کند ؟
– فرضیه های تحقیق
1-منظور از والد در فقه امامیه واهل سنت شامل مادر نمی شود.
2- حکم عدم قصاص شامل پدر طبیعی و غیر شرعی هم میشود زیرا این فرزند از پدر غیر شرعی خویش ارث میبرد پس پدر ازحق عدم قصاص هم برخوردار است.
3- عدم قصاص ناشی از رابطه ابوت آنها بر فرزندان میباشند.
4- مراجع تقلید نمیتوانند اجرای قصاص پدر و جدپدری درخصوص قتل فرزند را منطبق با شرع اعلام کنند.
-روش تحقیق
تجزیه و تحلیل مبتنی بر روش کتابخانه ای و فیش برداری است.
فصل اول – کلیات

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-1- تعریف واژه ها
1-1-1-مجازات
مجازات در لغت «پاداش نیکی یا بدی را دادن، سزای بدی را دادن»  و نیز به معنی «پاداش دادن و جزا دادن در نیکی و بدی»  آمده است.
در اصطلاح نیز تعاریف گوناگون از مجازات به عمل آمده است:
مجازات عبارت از نوعی عکس العمل و ضمانت اجرای هر فعل یا ترک فعلی است که در قانون جزا پیش‌بینی شده و انواع آن مشخص می‌گردد.
و در جای دیگر آمده است:
مجازات عبارت از آزاری است که قاضی به علت ارتکاب جرم و به نشانه نفرت جامعه از عمل مجرمانه و مرتکب آن، برای شخص که مقصّر است، بر طبق قانون تعیین می‌کند.
مجازات عبارت است از عکس العمل اجتماعی به صورت رنج و تعبی که بر بزهکار اعمال می‌شود.
و مجازات مشقتی است که قانون بر متخلفان در امور کیفری تحمیل می‌کند، مانند: حبس و اعدام و جزای نقدی.
از مجموع آنچه در تعریف «مجازات» آمده است این‌طور برداشت می‌شود که مجازات، عبارت است از عکس العمل اجتماعی مبتنی بر قانون ‌در برابر اعمال ارتکابی بزهکار. در حقیقت همه حقوقدانان بر قانونی بودن مجازات و تعیین نوع و میزان آن اجماع دارند. آنچه در مورد مجازات حائز اهمیت است میزان جریحه‌دار کردن احساس اجتماعی است که مطابق آن باید عکس العمل قانونی صورت بگیرد و نباید حقوق مجرم در اثر عکس العمل اجتماعی پایمال گردد. از طرفی هم نباید در برخی موارد مخدوش شدن احساس جمعی نادیده انگاشته شود مانند: جرایم قتل، ‌افساد در زمین و مانند آن.
1-1-2-فرزند
منظور از فرزند در این بحث فرزندِ صلبی است و روابط پدر فرزندی ناشی از قرابت رضایی و یا پدر خواندگی را شامل نمیشود. بنابراین اگر کسی پسرخوانده خود را به قتل برساند قصاص خواهد شد.
جنسیت فرزند، سن او و همچنین تساوی در دین نیز موثر در قضیه نبوده و صِرف بودن رابطه پدری و فرزندی مانع قصاص خواهد بود اگر چه پدر کافر بوده و فرزند مسلمان خود را به قتل برساند. دوران جنینی طفل نیز احکام خاص خود را دارد. در قانون مدنی ایران و فقه اسلام طفل باید از رابطه مشروع به وجود آمده باشد تا فرزند قانونی محسوب شود و اگر طفلی از رابطه نامشروعِ زن و مردی متولد گردد با پدر و مادر طبیعی خود رابطه کامل حقوقی نخواهد داشت مثلا طفلِ حاصل از رابطه نامشروع و زنا هرچند از جهت حرمت نکاح مثل فرزند حاصل از نکاح صحیح است ولی از پدر و مادر طبیعی خود ارث نمی برد.
1-1-3- قتل
درباره قتل گفته اند که سلب حیات از انسانی دیگر بصورت غیر قانونی. عمد در قتل زمانی حاصل می شود که شخصِ قاتل قصد انجام فعل مجرمانه را داشته باشد و همینطور قصد نتیجه ای را که از انجام فعل مجرمانه حاصل می شود. بنابراین قصد عنصر روانی قتل عمد را تشکیل می دهد.
مرتکب قتل عمدی که مجازات آن مرگ است احترام جان خود را از دست می دهد و اصطلاحاً مهدورالدم می شود.
1-1-4- حقوق ایران
قانونگذار در ماده 220 ق.م.ا میگوید: ” پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمیشود و به پرداخت دیه به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد”.
تعزیری که به آن اشاره شده در ماده 612 ق.م.ا فصل هفدهم جرایم علیه اشخاص و اطفال به شکل سه تا ده سال حبس تعزیری است: ” هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هر علت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد دادگاه مرتکب را به حبس از 3 تا 10 سال محکوم مینماید”.
1-1-5- فقه امامیه
در فقه امامیه به پدیده فرزندکشی اشاره شده و فقیهان پس از برشمردن شرائط قصاص، به شرط انتفاء ابوت در قصاص اشاره مینمایند. آنها معتقدند که بر اساس روایات صحیحالسند و واضحالدلاله در صورتی که پدری فرزند خود را به قتل برساند، از قصاص معاف میشود و تنها مکلف به پرداخت دیه به ورثه مقتول، تعزیر و.. . میباشدومستند این حکم را روایتی از امام جعفر صادق (علیه السلام) میدانند که میفرمایند: «لایقتل الوالد بولده و…»
1-1-6- فقه عامه
علمای اهل سنت نیز همچون فقه امامیه بر عدم قصاص پدر درقتل فرزند تاکید دارند واین حکم را از حدیث نبوی (ص)اتخاذ کرده اند که در جواب پسری که از ظلم پدرش شکایت داشت میفرماید: «انت ومالک لابیک».
1-2- تاریخچه فرزند کشی ومجازات آن
در مورد تاریخ فرزند کشی میتوان گفت که از قبل از اسلام فرزند کشی در جوامع بدوی اعراب بادیه نشین رایج بوده که کشتن فرزند دختر را افتخاری برای خود میدانستند وحال با توجه به این مطلب آنرا به چهار دسته تقسیم نموده که عبارتند از1) دوران جاهلیت قبل از اسلام 2) دوران بعد از اسلام 3) دوران قبل از انقلاب 4) دوران بعد از انقلاب .
1-2-1- دوران جاهلیت قبل از اسلام
فرزندکشی پدیدهای است که از گذشتههای دور در جوامع مختلف انسانی رایج بوده است و تنها اختصاص به جاهلیت قبل از اسلام ندارد. لوید دوماژ در کتاب «تاریخ طفولیت» خود نشان میدهد که کشتن نوزاد مشروح و نامشروع یک قاعده معمول در عهد عتیق بوده است. موضوع فرزندکشی در تورات و قبل از آن وجود داشته و مردمان به طور واهی فرزندان خود را در پای بتان قربانی میکردند.
فرزندکشی یکی از وحشیانهترین و شنیعترین اعمالی است که در مکان امن خانواده میتواند رخ دهد. با این وجود نمیتوان از وقوع این امر در طول تاریخ چشم پوشید. صاحبان قدرت و منصب، فرزندان خود را برای جلوگیری از رقابت در سلطنت به قتل میرساندند، به نحوی که فرزندکشی به امری توجیهپذیر تبدیل شده بود.
اما در جاهلیت، فرزندکشی از رشد فزایندهایی برخوردار بوده است. اعراب جاهلی که به صورت جاهلی زندگی میکردند از همان آغازین روزها به تصور مالکیت زن به زندگی خود ادامه میدادند و لذا نه تنها برای زنان و فرزندان شخصیت حقوقی که حتی شخصیت حقیقی قائل نبودند و با توجه به چنین
پیشفرضها و تصورهایی کشتن فرزند و زنان برای آنان چندان غیرمعقول و غیرمنطقی جلوه نمیکرد. اعراب جاهلی زنده به گور کردن دختران را برای حفظ آبروی خود و نیز عدم کارایی اقتصادی و جنگی، جزو فرهنگ خود میدانستند.
امروزه قتل در هر نوع امری مذموم و ناپسند است. فرزندکشی به جز بعد منفی آن جنایتی است که هیچ توجیه عقلانی و منطقی ندارد چرا که کودکان در درون خانه خود که به عنوان یکی از امنترین و سالمترین اماکن برای آنهاست انتظار دارد که تحت حمایت والدین خود قرار گیرند، اما وقتی قتل، توسط پدر و مادر طفل رخ دهد تهدید جدی برای کودکان به شمار میرود.
1-2-2- دوران بعد از اسلام
وجود همین رسم شنیع فرزندکشی شان نزول آیاتی چند از قرآن کریم است که فرزندکشی را به عنوان امری منفور نهی فرموده و آن را «خطایی بزرگ» قلمداد کرده است.خداوند متعال در آیه 31سوره مبارکه اسرا می فرماید:«ولاتقتلوا اولادکم خشیه املاق نحن نرزقهم و ایاکم ان قتلهم کان خطا کبیرا»هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل نرسانید که مارازق شما و آنها هستیم زیرا قتل فرزندان، بسیار گناه بزرگی است.
همانطور که در فوق ملاحظه می شود خداوند متعال در مقابله با رسم شنیع فرزند کشی به صراحت تامین امنیت جانی فرزندان را مورد سفارش قرار داده است و فرزند کشی را «گناه و خطای بزرگ »و « عمل حرام »دانسته است. فایده ای که مطالعه آیات مربوطه در قرآن کریم در بحث ما دارد آن است که از آیات مزبور استنباط می شود بر خلاف توهمی که در آن در مورد تساحل و تسامح اسلام در مورد حمایت از فرزندان در خانواده پیش آمده، خداوند متعال به «تامین امنیت جانی فرزندان اعم از دختر پسر» تاکید بسیار دارد. بنابر این با توجه به تاکیدات فراوان قرآن برحفظ جان و امنیت جسمی فرزندان قوانین و مقرراتی که در مجلس شورای اسلامی به عنوان قوه قانون گذاری ایران وضع می شود، نباید به نحوی باشد که سبب تشویق یا لااقل تایید عمل فرزندکشی تلقی گردد زیرا همان طور که ملاحظه فرمودید جرم فرزندکشی به شدت مورد نهی قرآن کریم قرار گرفته و هم ردیف اعمال شنیع دیگری مانند شریک آوردن برای خدا قلمدادشده است.
با آغاز نبوت حضرت محمد (ص) وشروع اسلام ایشان به شدت فرزند کشی را نهی کردند و آنرا از گناهان بزرگ میدانستند و در برابر همه دختر بزرگوار خودشان بی بی فاطمه زهرا(س) رامیبوسیدند و احترام زیادی برای ایشان قائل میشدند.
1-2-3- دوران قبل از انقلاب
اما تاریخچه قتل عمد نشان میدهد که از حدود قرن 13 به بعد در بیشتر کشورهای جهان مجازات اعدام برای قتل عمد پیشبینی شده است. در ایران نیز پس از تصویب قانون مجازات عمومی در سال 1304 ماده 107 این قانون مقرر میداشت که: «مجازات مرتکب قتل عمدی» اعدام است مگر مواردی که قانوناً استثناء شده باشد. مطابق ماده 192 قانون مذکور، کسان مقتول تنها از تخفیف مجازات برخوردار بودند. و چون در قبل از انقلاب به لحاظ عدم اجرای مجازات قصاص بحث شرط انتفاء ابوت در قانون مجازات عمومی منتفی بوده وجایگاهی در این قانون نداشته است وپدری اگر فرزند خودرا به قتل میرساند همانند بقیه قاتلین دیگر مجازات میشد.
1-2-4 – دوران بعد از انقلاب
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران وبراساس قانون اساسی مصوب جمهوری اسلامی ایران کلیه قوانین ازجمله قوانین جزایی که براساس فقه اسلامی وفقه جزایی اسلام مدون وپس از تصویب جایگزین قوانین قبلی شدند، قانون حدود وقصاص ومقررات آن وقانون دیات وقانون تعزیرات ونیز قانون مجازات اسلامی در سال 1361 و1362 برای مدت پنج سال به صورت آزمایشی مورد تصویب قرار گرفتند.
بعد از پایان مهلت مقرره لایحه مزبوردرجلسه 8/5/1370 مورد تصویب کمیسیون امورقضایی وحقوقی مجلس شورای اسلامی قرار گرفت وبا پنج سال مدت آزمایشی آن موافقت گردید از آنجا که ماده 5 این لایحه مورد اختلاف مجلس شورای اسلامی وشورای نگهبان بود، لذادر جلسه روز پنج شنبه 7/9/1370 مجمع تشخیص مصلحت نظام ماده فوق الذکر عینا به تصویب رسیدوبه صورت قانون مجازات اسلامی ابلاغ گردید (روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، چهارشنبه 11/5/1370، سال چهل وهفتم، شماره 1364)
1-3- مبانی جرم فرزند کشی
ماده205 قانون مجازات اسلامی مقرر داشته:«قتل عمد برابر مواد این فصل موجب قصاص است.»
همچنین ماده257مقرر داشته: «قتل عمد موجب قصاص است…»بنابراین به طور کلی بر اساس مقررات فقه اسلامی و قانون مجازات اسلامی، مجازات اصلی جرم قتل عمد«قصاص» است منتهی براساس همان مقررات فقه اسلامی و قانون مجازات اسلامی، در برخی از مواقع، علی رغم این که قتل ارتکابی عمدی است مجازات قصاص ثابت نمی گردد. در واقع بر حکم کلی قصاص قتل عمدی استثنائاتی وارد می شود یا استثنائی خیلی بزرگ که در راه ثبوت قصاص وجود دارد «رابطه ی ابوت»بین قاتل و مقتول است. یعنی اگر پدری فرزند خود را بکشد به رقم احراز عمدی بودن جنایت مجازات پدر قصاص نخواهد بود بلکه در اینجا مجازات اصلی مشتمل بر پرداخت دیه و تعزیر است. این حکم براساس روایات اسلامی در ماده 220 قانون مجازات اسلامی منصوص گردیده است.البته این تنها موردی نیست که با احراز عمدی بودن جنایت نمی توان حکم به قصاص قاتل داد بلکه در موارد دیگر مانند برخی از صور عدم تساوی دین قاتل و مقتول هم به رغم عمدی بودن جنایت، مجازات قصاص ثابت نمی گردد.برای مثال چنانچه کافری عمدا یک مسلمان را به قتل برساند مجازات قصاص به لحاظ کافر بودن قاتل ثابت نمیگردد ولی آنچه در این تحقیق مورد بحث قرار می گیرد همان «رابطه ی ابوت»است که در ذیل به سه قسمت تقسیم شده اند که عبارتند از:
1) حرمت خون انسان 2) کرامت انسان 3)اعتقادات دینی واسلامی.
1-3-1- حرمت خون انسان
اصل اولی درباره انسان های دیگر احترام به خون آن ها و حفظ حیات همگان است و حیاتی که انسان مانند هر موجود زنده دیگری دارد حق اوست و دیگران باید این حق را محترم بشمارند و حفظ کنند. به همین جهت در ماده دو اعلامیه اسلامی حقوق بشر آمده است: زندگی موهبتی است الهی و حقی است که برای هر انسان تضمین شده است و بر همه افراد و جوامع و حکومت ها واجب است که از این حق حمایت و در مقابل هر تجاوزی علیه آن ایستادگی کنند و کشتن هیچ کس بدون مجوز شرعی جایز نیست. در ماده سوم اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز آمده است که هر فردی حق زندگی، آزادی و امنیت دارد. قرآن کریم احیای یک انسان را حیات همه و مرگ و قتل یک انسان را کشتن همه می داند و می فرماید: « من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا» (مائده، 451) (هر کس انسان را بدون ارتکاب قتل و بدون فساد در روی زمین به قتل برساند گویی همه انسان ها را کشته است و کسی که انسانی را از مرگ نجات دهد گویا همه انسان ها را از مرگ نجات داده است).
بر اساس این آیه اهمیت حیات و مرگ یک انسان از نظر قرآن کاملا آشکار می شود، که حیات یک انسان همانند حیات همه انسان ها و مرگ یک انسان هم مرگ همه انسان هاست.به عنوان نمونه به تعدادی از آیات قرآن که درآن به قصاص نفس تاکید زیادی شده است اشاره میکنیم :
مائده، آیه 32
« مِن أجلِ کَتَبنا علی بنی اسرائیل أَنَّه مَن قَتَل نَفساً بغیرِ نفٍس اَو فَسادٍ فی الارضِ فکمأنَّا قَتَل النّاسَ جمیعاً وَ مَن اَحیاها فَکَاَنَّما اَحیا النّاسَ جمیعاً»
« برای این بر بنی اسرائیل نوشتیم که هرکسی دیگری را بکشد – نه در برابر قتل کسی یا تبهکاری در زمین – مانند آن است که همه مردم را بکشد و آن کسی که او را زنده کند، گویا همه مردم را زنده ساخته است.»
از دیدگاه آیه شریفه، کشتن نابحق فرزند از سوی پدر و مادر، گناهی بزرگ و دارای کیفر و مجازاتی بسیار سنگین بوده و در نزد خداوند به منزله کشتن همه مردم است. از دیدگاه الهی مقتول اگر چه فرزند قاتل است، لکن از حق حیاتی مساوی با پدر یا مادر خود برخوردار بوده و قاتل با این اقدام خود تنها فرزند خود را به قتل نرسانده است، بلکه حرمت انسانها را هتک نموده و به عبارتی امنیت جانی را از همگان سلب کرده است.
بدیهی است پدر یا مادر با کشتن فرزند خود غضب و عذاب بزرگی را به سوی خود جلب می کنند و براساس آیه شریفه فوق کشتن همه انسانها و فرزند هر دو به طور یکسان عامل غضب و عذاب بزرگ الهی هستند؛ اگر چه از نظر کیفیت فرق می کنند.
بنابراین براساس آیه شریفه فوق کشتن نابحق فرزند نه تنها گناهی بزرگ، ممنوع و حرام است بلکه مستوجب کیفر و مجازاتی بسیار سنگین می باشد.
بقره ، آیه 178
« یا ایها الذین امنو کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر و العبد بالعبد والانثی بالانثی فمن عفی له من اخیه شی فاتباع بالمعروف و اداء الیه باحسان ذلک تخفیف من ربکم و رحمه فمن اعتدی بعد ذالک فله عذاب الیم. »
« ای گروه مومنان! بر شما قصاص (خونخواهی) در مورد کشتگان واجب شده است . آزاد در برابر آزاد و بنده در برابر بنده، و زن در برابر زن و آن کس که به او از برادرش چیزی بخشیده شده است پس به خوبی پیروی کند و به نیکویی به او بپردازد این حکم کاهش و رحمتی از جانب پروردگار شماست، پس آن کسی که پس از این تعدی کند برای او عذابی دردناک است.»
بقره، آیه 179
« ولکم فی اقصاص حیوه یا اولی الالباب لعلکم تتقون»
« و برای شما در قصاص (خون خواستن) زندگی است، ای خردمندان! شاید پرهیزکاری کنید.»
قالبی نو آن را مورد تاکید قرار می دهد.
همچنین آیه شریفه به نحو بارزی درصدد بیان مزیت قصاص بر عفو است. عفو هرچند که تخفیف و رحمت است، لکن این تخفیف نسبت به قاتل و به مصلحت اوست، در حالی که آنچه اهمیت وافری در نزد قانونگذار الهی دارد، تامین مصلحت عموم است که تنها با قصاص تامین می شود. قصاص است که حیات انسانها را ضمانت می کند، نه عفو کردن و دیه گرفتن.
اسراء آیه 33
« ولا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً فلایسرف فی القتل انه کان منصوراً »
« و نفسی را که خدا حرام کرد ( محترم داشت) جز به حق نکشیدوکسی که به ستم کشته شود، برای خونخواهی او فرمانروایی قراردادیم که باید در کشتار فزون نرود بدانید که او پیروز است.»
همچنانکه در ذیل آیات پیشین بیان شد نفس آدمی در نزد خالق انسانها از آنچنان احترام و جایگاه شایسته ای برخوردار است که قتل یک نفر را به مثابه قتل همگان می داند بر این اساس قتل فرزند توسط پدر و مادر ممنوع می باشد ولی اگر فرزند از گروه محاربان فسادگر باشد و با توجه به نقش دادگاه به خاطر محاربه از سوی پدر یا مادر به قتل برسددر این صورت قتل فرزند مجازاتی را در پی نخواهد داشت.
نساء، آیه 93
« و من یقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه واعد له عذابا عظیما»
« و کسی که مومنی را دانسته و خواسته بکشد، پس کیفرش دوزخ است، جاودان در آن و خدا براو خشم آورد و دورش کند و برای او عذابی بزرگ آماده کند.» در این آیه شریفه خداوند تبارک و تعالی قتل عمدی مومن را نکوهش کرده و برای قاتل پنج نوع کیفر به شرح زیر اعلام می کند :
1- جهنم
2- استقرار دائمی و جاودان در جهنم
3- خشم و غضب الهی
4- دوری از رحمت الهی
5- آماده سازی عذابی بزرگ برای قاتل
بر همین اساس اگر پدر و یا مادری فرزندشان را عمداً به قتل رسانند نه تنها مستوجب عذاب و مجازاتهای سنگین پنجگانه مقرر در آیات شریفه خواهند بود بلکه توبه آنان نیز دارای شرایط خاصی بوده و علاوه بر پشیمانی از اقدام ارتکابی و الزام به پرداخت کفاره لازم است خود را به ورثه و اولیاء فرزندشان تسلیم کند و آنان نیز بر حسب شرایط مقرر در قصاص، به عفو مطلق و یا عفو مشروط به اخذ دیه به هر میزانی مختار خواهند بود.
نساء آیه 92
« و ما کان لمومن آن یقتل مومنا الا خطاء و من قتل مومنا خطا فتحریر رقبه م‍ؤمنهٍ و دیهُ مسلَّمهُ الی اهله الّا ان یَصَّدَّقوا فان کان من قوم عدوٍ لَکُم و هو مؤمنُ فتحریرُ رقبهٍ مومنهٍ وان کان من قوم بینکم و بینهم میثاقُ فدِیهٌ مسلَّمهٌ الی اَهلهِ و تحریرُ رقبهٍ مومنهٍ فمن لم یَجِد فصیامُ شهرینِ متتابعینِ توبهً من الله و کان اللهُ علیماً حکیماً»
«هیچ مومنی مجاز نیست که مومنی را بکشد هر چند به خطا قتل واقع شود و کسی که مومنی را به خطا بکشد‌آزاد کردن بنده مومنی و خونبهایی – که به خاندانش پرداخت شود – بر عهده اوست مگر آنکه ببخشند و اگر از گروهی باشند که دشمن شما هستند و او مومن باشد‌پس آزاد کردن بنده مومنی (بر عهده اوست) و اگر از گروهی باشد که میان شما و ایشان پیمانی است پس خونبهایی که به خویشان او پرداخت شود و نیز آزاد ساختن بنده مومنی (بر عهده او خواهد بود) و آن کس که نیابد (نتواند) پس روزه دو ماه پی در پی‌توبه ای از نزد خداست و خدا دانای حکیم است.»
علاوه بر آیات فوق به آیات دیگری نیز بر وجوب قصاص استناد می شود که اطلاق یا عموم آنها شامل پدر و مادری است که اقدام به قتل فرزندشان می کنند. در اینجا تنها به ذکر این دسته از آیات اشاره شده و از شرح آنها خودداری می شود:
شوری،‌آیه 40
« و جزاء سیئهٍ سیئهٌ مثلها فمن عفی و اصلح فاجرُهُ علی الله انّه لا یحبُّ الظالمینَ»
« و کیفر بدی، بدیی است مانندش و آن که در گذرد و اصلاح کند،‌ پس پاداش او برخداست، همانا او ستمگران را دوست ندارد»
شوری، آیه 41
« و لمن انتصرَ بعدَ ظلمهِ فَاولئکَ ما علیهم من سبیلٍ»
« و همانا آن که پس از ستمی که بر او شود، یاری جوید بر ایشان راهی (تعرض) نیست»
نتایج بررسی از آیات شریفه قرآن کریم :
1- کشتن نابحق فرزند از سوی پدر و مادر،‌گناهی بزرگ و داری کیفر و مجازاتی بسیار سنگین است ودر نزد خداوند به منزله کشتن همه مردم می باشد.
2- فرزند از حق حیاتی مساوی با پدر و مادر خود برخوردار بوده و قاتل با این اقدام خود تنها فرزند خود را به قتل نرسانده است، بلکه حرمت انسانها را هتک نموده و امنیت جانی را از جامعه انسانی سلب کرده است.
3- قصاص جانی و مقابله به مثل با او،‌ بر مؤمنان فرض و واجب شده است و قاتل هر که باشد و هر نسبتی که با مقتول داشته باشد حتی اگر پدر یا مادر او باشد مستوجب قصاص و قتل است.
4- حکم اولی در مجازات قتل عمد قصاص است ‌لکن اولیاء دم در عفو جانی نیز مجازند و پدر و مادری که فرزند خود را به قتل رسانده اند ‌مستوجب ارفاق و تخفیف هستند.
5- هرقصاصی موجب حیات و زندگانی مردمان است و امنیت جانی آنان را در پی خواهد داشت. لذا توصیه آیه شریفه آن است که جهت تامین مصلحت عموم و ایجاد امنیت در جامعه در کلیه قتلها – از جمله در مواردی که بین قاتل و مقتول رابطه پدر و فرزندی و یا مادر و فرزندی باشد- قصاص اجرا شود.
6- نفس و جان آدمی از جمله نفس و جان فرزند در نزد خالق انسانها از احترام و جایگاه شایسته ای برخوردار است.
7- جان انسانها تحت شرایطی غیر محترم شمرده شده است به گونه ای که جان گروهی از آنان از جمله فرزندان به علت اعمال ارتکابی همانند محاربه و افساد در زمین و قتل، نه تنها حرمت و احترامی نداشته و فاقد هر گونه ارزش و اعتبار می باشد ‌بلکه قتل آنها حتی از سوی پدر و مادر لازم شمرده شده است.
8- قتل عمد فرزند مومن،‌استقرار دائمی و جاودان در جهنم،‌خشم و غضب الهی و‌دوری از رحمت الهی و آماده سازی عذابی بزرگ برای قاتل را در پی دارد.
9- در صورتی که پدر یا مادری فرزند خود را ناخواسته و از روی خطا به قتل رساند، با توجه به ایمان یا عدم ایمان فرزند و استقرار اودر یکی از سرزمینهای سه گانه سرزمین اسلامی، به پرداخت کفاره و دیه یا یکی از آن دو و یا هیچ یک ملزم خواهد شد.
10- در صورتی که پدر یا مادرعمداً صدمه و جراحتی را بر اعضای فرزند خود وارد آورند، قصاص خواهند شد.
1-3-2-کرامت انسان
انسان از دیدگاه اسلام دارای دو نوع کرامت است: کرامت ذاتی و کرامت اکتسابی. کرامت ذاتی، تنها به اعتبار وابستگی انسانی کسب می‌شود؛ یعنی همین‌که انسان به دنیا می‌آید، فارغ از تعلقات اجتماعی، دینی، نژادی و رفتارهای او در زندگی، از حقوق و مزایایی برخوردار می‌گردد که کرامت یکی از آنها است. اما کرامت اکتسابی، کرامتی است که با سیر تکامل معنوی و انجام کارهای نیک و خدمت به خلق و رعایت حقوق دیگران، کسب می‌شود. کرامت اکتسابی، مهم‌ترین امتیاز و شرافت انسان محسوب می‌شود؛ زیرا برخاسته از اراده و خواست خود انسان است
از نظر اسلام مهم کرامت اکتسابی است که به واسطه اعمال خیر و تقوای الهی حفظ می شود و اعمال شر، عدم رعایت حقوق مردم، قانون شکنی، جرم و گناه نابودکننده این کرامت به حساب می‌آید. در پیشگاه خداوند متعال گرامی‌ترین و باکرامت ترین انسان ها، نیکوترین آن ها از حیث تقوا و حفظ حقوق الهی و مردمی است: :إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ… ؛  انسانی که تقوای الهی پیشه کند خود را از گناه و معصیت حفظ کند به حریم دیگران تجاوز نکند و به دستورات الهی توجه داشته باشد و در آن مسیر حرکت کند به کرامت والای اکتسابی دست می‌یازد اما اگرحرکت غاصبانه و سبعانه انجام دهد به حریم و حقوق دیگران تجاوز کند جرم و جنایت مرتکب شود و به قانون و شرع اهتمام نورزد نه تنها کرامت اکتسابی خود را از دست می دهد بلکه از مرحله انسانی و کرامت ذاتی نیز سقوط می‌کند و از حیوان پست‌تر و از سنگ نیز سخت‌تر می‌شود.انسانی دارای کرامت بوده و اساساً انسان محسوب می‌شود که دارای معنویت و بصیرت باشد.
بنابراین کرامت انسان به انسانیت و معنویت او است (کرامت ذاتی) وتقوا، تهذیب، تربیت دینی و الهی، کرامت و ارزش انسان را افزایش داده و بالا می‌برد (کرامت اکتسابی). در نظر امام، هر دو نوع کرامت، به روح، علم و معنویت انسان بستگی دارد.ارزش به علم و تقوا است. میزان، ارزش این دو خاصه است علم و تقوا توأماً پس از شناخت مفهوم و اقسام کرامت انسان اکنون بایسته است بدانیم رابطه کرامت انسان با مجازات‌های اسلامی چیست؟ البته جهت تبیین صحیح رابطه مجازات‌های اسلامی و کرامت انسان ابتدا باید اهداف مجازات را مورد بررسی قرار داد یعنی بررسی کرد که مجازات‌ها بر اساس چه معیارها و ملاک‌هایی اعمال می‌گردند؟ و اساساً، هدف از مجازات چیست؟ و چرا باید یک مجرم را مجازات نمود؟
رابطه مجازات‌های اسلامی و کرامت انسان
امروزه بسیاری این مسأله را مفروض می‌گیرند که حقوق‌ جزا باید رعایت‌ حقوق‌ بشر و حفظ‌ شأن‌ و کرامت‌ انسانی‌ را مورد توجه‌ قرار دهد و محتوای آن را به‌ عنوان‌ اصل اساسی‌ و بنیادی‌ خود تلقی‌ نماید. حقوق بشر در کلیه‌ مجازات ها و کلیه‌ اعمالی‌ که‌ در مراحل‌ تعقیب و دادرسی‌ در جهت‌ کشف‌ جرم‌ و اثبات‌ مجرمیت صورت‌ می‌گیرد و همین‌طور اصل حکم و اجرای آن جاری و نافذ است و اگر این موارد با احترام‌ و شأن‌ انسانی‌ مغایر باشد با قواعد و مقررات‌ مربوط‌ به‌ حقوق‌ بشر مخالف‌ است از جمله: مقدمه اعلامیه‌ که مقرر می‌دارد:
کسی‌ را نباید شکنجه‌ کرد و یا تحت‌ مجازات‌ها و یا رفتارهای‌ خونخوارانه، غیرانسانی‌ و خوارکننده‌ قرار داد. لذا تحت‌ تأثیر این‌ نوع‌ آموزه‌ و مقررات به‌ تدریج‌ مجازات های‌ بدنی‌ مانند: شلاق‌ و اعدام‌ و سایر مجازات هایی‌ که‌ به‌ شکلی‌ موجب‌ تحقیر انسان‌ می‌گردید از قوانین‌ برخی‌ از کشورها به ویژه‌ کشورهای‌ اروپایی‌ حذف‌ شد. قانون‌ مجازات‌ فرانسه، اولین‌ قانونی‌ بود که‌ مجازات های‌ بدنی ‌و سپس‌ کلیه‌

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید