عنوان :
نقش آموزشهاي رسمي فني و حرفه‌اي در توسعه فعاليتهاي غيركشاورزي
“مطالعه موردي شهرستان قائم‌شهر”
موضوع:
ـ بررسي نقش آموزشهاي رسمي (كلاسيك) فني و حرفه‌اي در توسعه فعاليتهاي غيركشاورزي، تأثير اين فعاليتها در توسعة منطقه.
ـ تأثير آموزش در ايجاد اشتغال، كيفيت محصول، افزايش درآمد، كاهش مهاجرت ، بيكاري و ناهنجاريهاي اجتماعي در شهرستان قائم‌شهر در يك دورة 5 ساله (82 ـ 1378)
مسأله و سؤال تحقيق:
ـ آموزش افراد و تربيت نيروي انساني متخصص چه تأثيري در توسعه دارد.
ـ نقش نهادهاي آموزشي در افزايش كارآيي افراد، افزايش مشاركت مردم و ايجاد انگيزه پيشرفت.
ـ بررسي راهكارهاي جذب نيروي انساني مازاد بخش كشاورزي.
ـ ايجاد فعاليتهاي مكمل بخش كشاورزي براي اشتغال‌زايي و كاهش فقر و بيكاري.
ـ معرفي زمينه‌ها و استعدادهاي منطقه در ايجاد اشتغال و جذب نيروي كار.
ضرورت و اهميت موضوع:
ـ بررسي راههاي اشتغال‌زايي در كنار بخش كشاورزي و درآمدزايي
ـ امكان جذب نيروي مازاد بخش كشاورزي
ـ بررسي راهكارهاي توسعه فعاليتهاي غيركشاورزي
ـ كاهش بيكاري، مهاجرت، ناهنجاريهاي اجتماعي
ـ نحوة جذب سرمايه‌‌هاي اندك
اهداف تحقيق:
ـ اهداف كلي: بررسي نقش آموزش در توسعه فعاليتهاي غيركشاورزي
بررسي اثرات اقتصادي و اجتماعي توسعه اين فعاليتها در منطقه
ـ اهداف اختصاصي : بررسي فعاليتهاي غيركشاورزي شهرستان از نظر تعداد، ميزان اشتغال، درآمد، جذب نيروي كار، كاهش مهاجرت و بزهكاري، سرمايه‌گذاري، سودآوري، توزيع جغرافيايي فعاليتها، ميزان سرمايه‌گذاري و رابطه آموزش با ميزان موفقيت.
محدودة جغرافيايي و زماني تحقيق:
ـ محدوده جغرافيايي: تمامي روستاهاي شهرستان قائم‌شهر.
ـ موضوع و محدودة زماني: تمامي كارگاههايي كه در فاصله زماني 1378 تا 1382 مجوز فعاليت گرفتند.
مشكلات و محدوديتهاي تحقيق:
ـ پراكندگي جامعه آماري و مشكلات دسترسي به كارگاهها.
ـ برقراري ارتباط به لحاظ بي‌اعتمادي به محقق وعدم آشنايي پاسخگو با تحقيق.
ـ فقدان آمار وارقام روزآمد.
چارچوب نظري تحقيق:
بكارگيري نظريات عمدة توسعه (اقتصاد، روانشناسي و مديريت توسعه) و استفاده از مفاهيم هريك.
چارچوب مفهومي تحقيق (مدل نظري)
سطح سنجششاخصمتغير مورد سنجشصاحب نظريهمفاهيم مورد استفادهنظريهرتبه‌اي
فاصله‌ايبازده
درآمد
تحصيلاتكارآيي
درآمد
آموزشآدام اسميتافزايش بازده، افزايش درآمد، گسترش عقل معاش، آموزشپيشرفت اقتصادياسمي
رتبه‌آيرضايتمندي از:
درآمد ، ثروت،
سواد ، شغلميزان رضايتمندي از زندگيآلفرد مارشالافزايش كيفيت زندگي
افزايش ثروت ملل
افزايش هوش و آگاهي
كسب آمادگي افرادكيفيت زندگياسمي
رتبه‌ايميزان پاداش
ميزان مهارت
نوع مهارت
ميزان تحصيلپاداش‌ مادي
مهارت
آموزشفردريك تيلور (تايلور)پاداش براي كار خوب
تعيين وظايف(تقسيم‌كار)
بكارگيري افراد ماهر
آموزش كاركنانمديريت علمياسمينوع توليد
نوع دوره‌هاي آموزشي
طرحهاي تازهآموزش
توليد
دوره‌هاي آموزش
كارهاي عملي
طرحهاي نوپائولو فريرهرابطه آموزش و توليد
رابطه نظريه و عمل
همزماني آموزش و آموزاندن
رابطه كار فكري و كاردستيآموزش و پيشرفترتبه‌اي
اسمي
فاصله‌ايدوره‌هاي آموزش
كاربرد محصول توليدي
ميزان اشتغال
تعداد شغلآموزش رسمي
اشتغال
نياز مردممايكل توداروآموزش سازمان يافته
اشتغال مولد
آموزشهاي رسمي و غيررسمي
رابطه آموزش و نياز مردمآموزش و توسعهاسمي
رتبه‌ايمحل زندگي
ميزان سواد
دوره‌هاي آموزشي
وسايل ارتباطي مورد استفادهشهرنشيني
سوادآموزي
وسايل ارتباطيآلكس اينكلسنوسازي انسان، شهرنشيني
تعليم و تربيت
صنعتي شدن
وسايل ارتباط جمعينوسازياسمي
رتبه‌ايوسايل ارتباطي مورد استفاده
محل زندگي
ميزان تحصيلات
ميزان همدلي
ميزان مشاركتوسايل ارتباطي
شهرنشيني
سوادآموزي
همدلي
كارگروهيدانيل لرنردسترسي به رسانه‌ها، شهرنشيني، سوادآموزي، مشاركت، همدلياشاعة فرهنگيفاصله‌اي
رتبه‌ايانگيزه‌هاي انجام كار
ميزان كارآيي
استاندارد محصول
سرعت انجام كارانگيزة پيشرفت، كارآيي، احساس مسئوليتديويد مك‌كله‌لندانگيزة پيشرفت (ميل و نياز به پيشرفت)، كارآيي و سرعت بالا در انجام كار، خوب انجام دادن كارهانياز به پيشرفتتجربيات ساير كشورها :
ـ چين: (انتقال نيروي كار مازاد به مشاغل مرتبط با كشاورزي، مراكز صنعتي و خدماتي).
ـ هندوستان: (حمايت از صنايع كوچك روستايي و ايجاد دهكدة توليد صادراتي).
ـ سريلانكا: (برنامه رفاه اجتماعي رايگان، افزايش توليد ، سوبسيد، ايجاد مراكز صنعتي، بيدارسازي روستايي، توسعه روستايي يكپارچه وكاهش مهاجرت).
ـ بنگلادش: (بهبود تكنولوژي، صنايع خانگي، تأسيس شهركهاي صنعتي و امكانات زيربنايي).
ـ تايوان : (ايجاد مناطق صنعتي در روستاها، وام‌هاي بلندمدت، آموزش كشاورزان، ارائه خدمات كاريابي).
ـ اندونزي : (آموزش مهارتهاي فني و حرفه‌اي، تأكيد بر صنايع خانگي، ارتقاي بهره‌وري و زيرساختهاي اقتصادي).
ـ مالزي:(گسترش زمينهاي جديد و مقياس بالا، صنعتي شدن، تكنولوژي جديد).
ـ نپال: (توسعه صنايع خانگي، تأكيد بر تكنولوژي كاربر به جاي اتوماسيون، آموزشهاي حرفه‌اي، توسعة تحقيقات كار).
ـ پاكستان: (ايجاد نظام حكومت محلي يا شوراهاي محلي، توسعه منابع سرمايه‌هاي محلي).
ـ فيليپين: ( ترويج فعاليتهاي كاربر بجاي سرمايه‌بر، ايجاد صنايع خانگي و بنگاههاي كوچك).
چارچوب مفهومي تحقيق و مدل نظري:
ـ چارچوب مفهومي، تركيب و اختلاطي از مفاهيم و متغيرهاي برخي نظريه‌هاست.
ـ مدل نظري، با استفاده از مفاهيم و فرضيات و در چهار بخش ترسيم شده است:
دياگرام (نمودار) مدل نظري : براساس چارچوب مفهومي و فرضيات تحقيق
تأثير آموزشهاي رسمي (فني و حرفه‌اي)
بر توسعة فعاليتهاي غيركشاوريعوامل روانشناختيعوامل اقتصاديعوامل فني و مهارتيعوامل اجتماعي ـ فرهنگيافزايش مشاركتايجاد اشتغالافزايش مهارت و دانش فنيكاهش مهاجرتايجاد انگيزه اشتغال‌زاييافزايش درآمدافزايش كارآيي افرادبازگشت مهاجرانتقويت كار گروهيافزايش بازدهيتحرك و تقويت بخش كشاورزيكاهش ميزان بزهكاريرفع نيازهاي مردمكاهش فقر و بيكاريتحركت و تقويت بخش خدماتگسترش فرهنگ آموزشافزايش تلاش و پشتكارگسترش عقل معاشتوسعه صنايع دستيايجاد رفاه اجتماعيايجاد علاقه به كار و فعاليتاستفاده مطلوب از سرمايه‌هاي كوچكصنعتي شدناستفاده از تجربيات شخصي و خانودگياستفاده از تسهيلات بانكيارائه خدمات فنيتأمين سرمايه اوليهتخصصي شدن فعاليتها
روش تحقيق:
ـ به لحاظ هدف، تحقيقي كاربردي و اكتشافي است و در پي بررسي تأثيرات آموزش و بكارگيري نتايج آن در برنامه‌ريزيها و سياستگذاريهاست.
ـ به لحاظ مطالعه اثرات يك پديده، تحقيقي پيمايشي است.
ـ به لحاظ نحوة ارائه نتايج، توصيفي است چون نتايج آزمون‌پذير نبود.
ـ تكنيكهاي مورد استفاده: پرسشنامه، اسناد، مصاحبه، مشاهده، نظرخواهي.
ـ انجام مطالعه مقدماتي و اكتشافي.
متغيرهاي تحقيق:
عمده‌ترين متغيرهاي مورد مطالعه در اين تحقيق عبارت بودند از:
ـ متغيرهاي فردي شامل سن ، جنس، تأهل، ميزان تحصيلات
ـ متغيرهاي مربوط به فعاليت نظير نوع فعاليت، سال شروع، نوع و ميزان محصول، قيمت تمام‌شده و فروش
ـ متغيرهاي اقتصادي نظير سرمايه اوليه، ميزان افزايش سرمايه، تكنولوژي مورد استفاده، افزايش درآمد و ميزان اشتغال‌زايي.
ـ متغيرهاي آموزشي نظير دوره‌هاي آموزشي گذرانده، تأثير آن بر كارآيي، افزايش كيفيت محصول، سرعت انجام كار، افزايش درآمد، ايجاد انگيزه فعاليت و مشاركت، پيشرفت كار و ميزان موفقيت.
ـ متغيرهاي روانشناختي نظير عوامل مؤثر بر گرايش فرد به نوع فعاليت، عوامل موفقيت در كار، ميزان علاقه‌مندي به فعاليت در بخشهاي دولتي و خصوصي، علاقه‌مندي به اشتغال در بخش كشاورزي و علاقه‌مندي به ادامه تحصيل در رشته متناسب با نوع فعاليت.
ـ متغيرهاي اجتماعي نظير تأثير فعاليتهاي غيركشاورزي بر كاهش مهاجرت، كاهش ميزان بزهكاري،‌ جذب جوانان و… .
فرضيه‌هاي تحقيق:
1 ـ آموزشهاي رسمي فني و حرفه‌اي باعث توسعه فعاليت‌هاي غيركشاورزي خواهد شد.
2 ـ آموزشهاي رسمي فني و حرفه‌اي باعث توسعه فعاليت‌هاي درآمدزا خواهد شد.
3 ـ آموزشهاي رسمي فني و حرفه‌اي باعث افزايش ميزان بازدهي و سودآوري فعاليتهاي غيركشاورزي خواهد شد.
4 ـ آموزشهاي رسمي فني و حرفه‌اي باعث ارائه خدمات فني و حرفه‌اي در منطقه خواهد شد.
5 ـ آموزشهاي رسمي فني و حرفه‌اي باعث تقويت و فعال شدن بخش خدمات در منطقه خواهد شد.
6 ـ آموزشهاي رسمي فني و حرفه‌اي باعث تحرك و تقويت بخش كشاورزي در منطقه خواهد شد.
7 ـ توسعه فعاليتهاي غيركشاورزي موجب ايجاد اشتغال در منطقه و جذب جوانان خواهد شد.
8 ـ توسعه فعاليتهاي غيركشاورزي باعث افزايش درآمد و كاهش فقر در ميان روستائيان خواهد شد.
9 ـ توسعه فعاليتهاي غيركشاورزي موجب استفاده مطلوب از سرمايه‌هاي كوچك و سرگردان مي‌شود.
10 ـ توسعه فعاليتهاي غيركشاورزي موجب كاهش روند مهاجرت‌هاي روستايي به شهرهاي بزرگ خواهد شد.
11 ـ توسعه فعاليتهاي غيركشاورزي موجب بازگشت مهاجران به مناطق روستايي و ماندن در روستا خواهد شد.
12 ـ توسعه فعاليتهاي غيركشاورزي موجب ايجاد و توسعه صنايع تبديلي و تكميلي در بخش كشاورزي خواهد شد.
جامعة آماري:
ـ تمامي كارگاههايي كه در يك دورة 5 ساله مجوز فعاليت گرفتند.
ـ تعداد 70 كارگاه طي سالهاي 1378 تا 82 مجوز احداث گرفتند.
روشهاي آماري:
از آمار توصيفي و آمارهايي چون جداول توزيع فراواني و درصد فراواني‌ها براي بيان ويژگي‌هاي متغيرهاي مورد مطالعه و ارائه يافته‌هاي تحقيق استفاده شده است.
موقعيت جغرافيايي:

يافته‌هاي تحقيق:
فعال 26 كارگاه، احداث نشده 31 كارگاه، تعطيل شده 5 كارگاه، پاسخ نداده 4 كارگاه و غايب 4 كارگاه.
الف: واحدهاي فعال:
ـ صاحبان كارگاهها همگي مرد بودند و متأهل.
ـ به لحاظ نوع فعاليت، صنايع شيمايي 9 كارگاه
ـ صنايع غذايي 6 كارگاه
ـ صنايع فلزي 4 كارگاه
ـ صنايع نساجي 4 كارگاه
ـ صنايع كاني 3 كارگاه
ـ آغاز فعاليت سرمايه اوليه كمتر از 10 ميليون (42 درصد).
ـ تسهيلات بانكي، تلاش و پشتكار و آموزش عوامل افزايش درآمد بوده است.
ـ اشتغال‌زايي، افزايش درآمد و سرمايه، افزايش كارآيي، سرعت، كيفيت، انگيزه پيشرفت، كاهش بيكاري، مهاجرت و ناهنجاريهاي اجتماعي از مهمترين نتايج فعاليتها بوده است.
ـ 3/92 درصد كارگاهها سوددهي داشتند
ـ علاقه‌مندي به كار و انگيزه ايجاد اشتغال، عامل گرايش به فعاليت بود
ـ موانع بكارگيري آموزش: عدم تناسب، هزينة بالا، عدم دسترسي، وقت‌گير بودن، بيگانگي آموزش‌دهندگان، نبود حمايت
ـ عدم استمرار و تداوم آموزش در حين كار
ـ عدم شناخت موضوع و موانع، سبب ارائه آموزشهاي نامتناسب بوده است.
ـ فقدان رقابت به دليل فقدان حمايت و نظارت مشهود بود.
ب: واحداي احداث نشده:
ـ اشتباه بودن ساز و كار صدور مجوز
ـ مشكلات اداري
ـ ناتواني مالي
ـ جاذبة بخش خدمات
ـ عدم نظارت دولت
ـ الزام‌آور نبودن ضوابط
ـ نبود پيش‌شرط
ـ احتمال تباني
ـ نظام‌مند نبودن اعطاي تسهيلات
ج: واحدهاي تعطيل‌شده:
ـ بالا بودن هزينة توليد
ـ نبود دستگاههاي حمايتي
ـ ارزيابي نادرست از هزينه و سود
ـ نبود بيمه
ـ نمايش ورشكستگي
ـ هدايت سرمايه و تسهيلات به بخشهاي ديگر
پيشنهادات:
ـ تجديد نظر در سازوكار طراحي، ارائه و ارزيابي آموزشها
ـ آموزش، پيش‌شرط اعطاي مجوز
ـ آموزشِ متناسب، رايگان، كم‌هزينه و درازمدت
ـ آشنايي آموزش‌دهنده با كار و توليد
ـ الزام‌آور بودن شرايط و ضوابط صدور مجوز
ـ ضمانت اجرايي ضوابط
ـ فراهم آمدن زمينة رقابت
ـ حمايت دولت از صنايع كوچك
ـ تناسب مجوزها با استعداد و نيازهاي منطقه
ـ ايجاد و توسعه صنايع تبديلي و تكميلي
ـ تجميع صنايع با ايجاد نواحي و شهركهاي صنعتي
ـ تبديل توسعه سنتي به توسعه مدرن، نظام‌مند و تحت كنترل



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید