فصل اول
کليات پژوهش
مقدمه
اختلال هراس اجتماعي1 سومين اختلال متداول روانپزشکي است. که ميزان شيوع آن در طول زندگي 3 تا 13 درصد برآورد شده است (سادوک و سادوک، 1385).
ويژگي اصلي آن ترس بارز و پايدار از موقعيت هاي اجتماعي است که در آنها احتمال دستپاچگي براي شخص وجود دارد. الگوهاي شناختي معاصر هراس اجتماعي اين فرض را مطرح مي کنند که افراد مبتلا به هراس اجتماعي موقعيت هاي اجتماعي را زيان بار مي دانند. اين افراد بر اين باورند که رفتارشان از نظر اجتماعي پيامدهاي مصيبت باري خواهد داشت (هامن ولو، 2006).
اين اختلال ترس پابرجا از يک يا چند موقعيت اجتماعي يا عملکردي است که در آن موقعيت ها،ي فرد در مغرض مشاهده ي دقيق احتمالي ديگران قرار مي گيرد و مي ترسد که به گونه اي خوارکننده يا تحقيرآميز عمل کند (دادستان، 1382).
هراس هاي اجتماعي معمولا با “حرف خود” ضعيف و ترس از انتقاد همراه هستند. اين افراد ممکن است شکايت از سرخ شدن، لرزش دست و تهوع يا ميل شديد به ادرار کردن داشته باشند. نشانه ها ممکن است تا “حملات وحشتزدگي” پيشرفت کنند. تحقيقات نشان داده اند که اختلال هراس اجتماعي در سنين نوجواني شروع شده و سالها تداوم مي يابد (کاپلان و سادوک، 1381).
سن شروع اين اختلال در حدود 15 سالگي است و 90 درصد بيماران سن شروع را قبل از 25 سالگي گزارش نوده اند (کاسپر، 1998).
در صورت عدم درمان، اين اختلال به طور متوسط 20 سال تداوم مي يابد و بهبود خودبخودي آن غيرمحتمل است. مطالعات همه گيرشناسي نشان ميدهد که تنها يک چهارم بيماران اين اختلال بهبود مي بابند (کلر و بير، 1998).
نسبت شيوع اختلال هراس اجتماعي در زن به مرد 2 به 1 (کاپلان و سادوک، 1381) و در برخي منابع 3 به 1 (کامر، 2001) ذکر شده است.
با توجه به شيوع بالا و تداخل جدي بازندگي شخصي و حرفه اي فرد، اين اختلال مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است (هافمن و بارلو، 2002) هراس اجتماعي به تجربه ناراحت کننده ي اضطراب در حضور ديگران تعريف ميشود. Barlow and Heim berg گزارش دادند که افراد مبتلا به هراس اجتماعي، به علت نداشتن مهارت هاي اجتماعي لازم و يا به دليل خجالتي بودن، نمي توانند تعامل اجتماعي مناسبي داشته باشند و بنابراين گوشه گير مي شوند وجود “هراس اجتماعي” در کودک يا نوجوان، وي را مستعد مشکلات طولاني مدت در حوزه هاي مختلف عملکرد مي کند. ميزان زيادي از اختلال همراه، در کودکان و نوجوانان مبتلا به اين اختلال گزارش شده است.
براي مثال (بيدل، ترنر و کرک، 2000)، دريافتند که کودکان مبتلا به هراس اجتماعي، سطوح بالايي از ناشادماني، “انزوا طلبي”، ترس عمومي و مهارت هاي اجتماعي ضعيف در مقايسه با نمونه غيربيمار داشتند. (کسلر ونسلن، 1994)، دريافتند که نوجوانان دختر مبتلا، کمتر احتمال دارد که مقطع دبيرستان را به اتمام برسانند و هر دو جنس کمتر احتمال مي رود که به دانشگاه راه يابند و آن را به اتمام برسانند (مانسيني، 2001).
همچنين در دانشگاه نيز اين اختلال يکي از مشکلات رايج در دانشجويان بخصوص دانشجويان دختر مي باشد (شيوع 17 – 19 درصد) و بهبودي بدون درمان معمولا کم است (موريس و اوستن، 2002).
بيش از 80 درصد افراد مبتلا به هراس اجتماعي از اختلالات همراه رنج مي برند. بيشترين ميزان همراهي اختلال فوق با اختلال “هراس ساده” (59%)، اختلال وحشتزدگي همراه با “بيرون هراسي” (9/49%)، “سوء مصرف الکل” (8/18%) و “اختلال افسردگي اساسي” (6/16%) مي باشند. در 84% موارد، هراس اجتماعي به طور جدي در جستجوي درمان هستند (اشنير، جانسن، هورنيگ، ليبووتيز و وسين، 1992).
در هراسها “اجتناب” اغلب چشمگير است و در موارد شديد ممکن است به کناره گيري اجتماعي تقريبا کامل منجر شود (سازمان جهاني بهداشت، 1375).
اجتناب از موقعيت هاي هراس آور به اين علت که اضطراب فرد را کاهش مي دهد، اين اختلال را مورد تقويت قرار مي دهد. از اين رو در زمينه درمان اختلال هراس اجتماعي “روياريي” نخستين درمان روانشناختي در حيطه ي رفتاري مي باشد که تاثير آن بر بيماران مبتلا به اين اختلال ثابت شده است. درمانگران تمام مکاتب نظري به اين نتيجه رسيده اند که تمرين هاي سازمان يافته مبتني بر رويارويي، يک بخش ضروري درمان مؤثر اين اختلال است (کلارک و فربورن، 1380).
بيان مسأله
هراس اجتماعي، يکي از شايع ترين مشکلات عاطفي انسان امروزي است. در عصر حاضر هر فردي بسته به سن، تجربيات، جنسيت و شخصيت خود مي تواند کم و بيش انواعي از اين اضطراب را تجربه نمايد، در دهه ي 1990، دو الگوي شناختي – رفتاري کلارک و ولز (1995) و دلپي و هايمبرگ (1997) در زمينه هراس اجتماعي گسترش يافتند که به عنوان پايه اي براي بيشتر پژوهش ها به کار مي روند (شولتز و هايمبرگ، 2008).
به نظر مي رسد که عوامل سبب شناختي اختلال هراس اجتماعي به علت نيمرخ علامتي ناهمگن و به طورکلي، فهم ناکافي از دلايل اختلال هاي اضطرابي گوناگون و پيچيده مي باشند.
مايکلسون، کسلر و شيور (1997) دريافتند اختلال هراس اجتماعي به طور منفي با سبک دلبستگي ايمن مرتبط است و به طور مثبت با سبک هاي اجتنابي و اضطرابي رابطه دارد. همن و همکاران (1995) گزارش کرده اند که سبک دلبستگي ناايمن پيش بيني کننده بروز نابهنجاري بيشتر در پي رخدادهاي پرتنش زندگي است. خانواده يکي از منابع اساسي در ايجاد هراس اجتماعي مي باشد. نحوه ارتباطات خانواده و تجارب اوليه دختران و پسران، خصوصا در سالهاي پيش از دبستان، نقش اساسي در شکل گيري شخصيت آنان خواهد داشت و الگوي رفتاري بزرگسالان با دختران و پسران بيشترين تاثير را در رشد اجتماعي آنان دارد. تعارض و دوگانگي در رفتار بزرگسالان و والدين موجب کشاکش هاي دروني و در نتيجه اختلال در رشد طبيعي شده و اضطراب اجتماعي و عوامل مرتبط با آن را به همراه خواهد داشت. همانطور که پيداست مساله ترس و اضطراب اجتماعي، يکي از مسائل مهم در ميان جوانان است، به همين علت مساله مهم در اين پژوهش اين است که:
آيا بين هراس اجتماعي دانشجويان دختر و پسر تفاوت معناداري وجود دارد؟
و اين که، آيا ميزان هراس اجتماعي دانشجويان دختر بيشتر از دانشجويان پسر است؟
ضرورت و اهميت پژوهش
از عوامل اساسي توسعه پايدار و همه جانبه، با توجه ويژه به جمعيت جوان، بويژه دانشجويان به عنوان قشر صاحب تفکر و انديشه است. پرورش استعدادها و قابليتهاي دانشجو، هماهنگ با نيازها و تحولات جامعه مي تواند زمينه ي تحقق اهداف تعريف شده آرمانهاي يک ملت را فراهم سازد. بدون ترديد مؤلفه هاي متنوع و متعدد هم از نظر کمي و هم از لحاظ کيفي دانشگاه و دانشجو را تحت تاثير قرار داده. آن چه مسلم است دانشجو به عنوان محور اصلي نقش درجه اول را در اين زمينه، ايفا مي کند. لذا توجه به مسائل و مشکلات عديده فراروي وي چاره انديشي براي حل آنها از وضايف اساسي نظام آموزش عالي دانشگاه است. متاسفانه در سالهاي اخير مشکلات عاطفي و رواني ميان دانشجويان روند صعودي نگران کننده اي داشته، تا جايي که پديده هاي ناهنجاري نظير افت تحصيلي، خودکشي، افسردگي، اضطراب و…. به صورت موانع جدي پيشرفت دانشگاه را تحت تاثير قرار داده است. به منظور مقابله با مشکلات مذکور، شناخت علمي و دقيق مسئله براساس يافته هاي مطالعت و پژوهشهاي صاحب نظران و انديشمندان اجتناب ناپذير است (انجمن روانشناسي ايران، 1386).
شيوع اين اختلال ممکن است به طور ناگهاني و به دنبال يک تجربه ي تنش زا و يا تحقيرکننده رخ دهد، نقش عوامل اجتماعي در ايجاد آن قابل تعمق است. به طورکلي به نظر مي رسد که نسبت دخترها به اين اختلال بيشتر از پسرها باشد. البته اين امر به شدت تحت تاثير فرهنگ جامعه و انتظارهاي جنسيتي است (کاشاني، 1378).
ايران جامعه اي جوان است و از اين رو شناسايي مشکلات مربوط به آن ضروري احساس ميشود چرا که يکي از اهداف تعليم و تربيت، پرورش انسان هايي سالم همراه با بهداشت رواني و جسماني و حساسيت لازم نسبت به اين موضوع يقينا در سرنوشت آنان تاثير بسزايي خواهد گذاشت (سنيف و شعاع کاظمي، 1382).
اگرچه آمارهاي متعددي از شيوع اين اختلال در کشورهاي ديگر گزارش شده است. در کشورها توجه زيادي به آن نشده است. با توجه به اين که بيشترين درصد اين اختلال در دهه ي دوم عمر مي باشد در اين پژوهش به آن شديم تا با ارزيابي اين اختلال و شناسايي ويژگيهاي آن و همچنين مقايسه ميزان آن در بين دختران و پسران دانشجو، از عواقب اجتماعي و پيدايش افت تحصيلي در آينده، از آن پيشگيري کنيم. اميد است که نتايج اين پژوهش در زمينه ي دستيابي به شيوه ها و روشهاي علمي نوين را براي مقابله با مشکلات عاطفي و رواني دانشجويان فراهم نمايد تا در اين رهگذر در رسيدن به دانشگاه مطلوب سهيم باشيم.
اهداف پژوهش
هدف کلي
هدف اصلي از پژوهش در کليه سازمانها و دستگاه ها و صرف بودجه هاي مادي و انساني در اين زمينه، بهبود کيفيت کمک به تصميم گيري مناسب، افزايش بهره وري و کارآيي، اتخاذ راهبردهاي مناسب، کاهش و حل مشکلات، کسب اعتقاد، اطمينان از صحت برنامه ريزي هاست (جانسون، 1373).
هدف اصلي از اجراي پژوهش حاضر، مقايسه ميزان شيوع هراس اجتماعي در بين دانشجويان دختر و پسر دانشگاه پيام نور کرمانشاه مي باشد.
اهداف جزيي
1) مقايسه هراس اجتماعي و مقياس هاي آن در پسران و دختران دانشجو.
2) بررسي رابطه هراس اجتماعي و مقياس هاي آن با شغل دانشجويان.
3) بررسي رابطه هراس اجتماعي و مقياس هاي آن با سن در دانشجويان.
فرضيه هاي پژوهش
فرضيه، عبارت است از حدس و گمان انديشمندانه درباره ي ماهيت و چگونگي و روابط بين پديده ها، اشياء و متغيرها که محقق را در تشخيص نزديکترين و محتمل ترين راه براي کشف مجهول کمک نمايد. بنابراين فرضيه گماني است موقتي که درست بودن يا نبودنش مورد آزمايش قرار مي گيرد تا درباره ي چگونگي متغيرها و روابط آنها در تحقيق مورد نظر حدس بزند و پيش بيني به عمل و حاصل را در قالب قضاياي حدسي و خبري تدوين نمايد (دلاور، 1371).
در پژوهش حاضر دو فرضيه ي ذيل به بوته‌ي آزمايش گذاشته مي شود:
1) فرضيه اول: بين پسران و دختران از نظر هراس اجتماعي، ترس، اجتناب و ناراحتي فيزيولوژيك تفاوت معني داري وجود دارد.
2) فرضيه دوم: بين نوع شغل و هراس اجتماعي، ترس، اجتناب و ناراحتي فيزيولوژيك رابطه معني داري وجود دارد.
3) فرضيه دوم: بين سن و هراس اجتماعي، ترس، اجتناب و ناراحتي فيزيولوژيك رابطه معني داري وجود دارد.
تعريف مفهومي و عملياتي واژه ها:
تعاريف مفهومي:
ترس: حالت عاطفي بسيار قوي است که با بسياري از علايم اضطراب همراه مي گردد. به طور مثال شديد شدن ضربان و نبض، کشيدگي شديد عضلات و خيس عرق شدن، التهابات معدي، بي قراري، عدم توانايي در تمرکز، سرگيجه و درد (اسلامي نسب، 1383).
هراس اجتماعي: هراس به معناي ترس غيرموجه از پاره اي از اشياء يا برخي از موفقيتها است؛ اشياء يا موقعيتهايي كه فرد آنها را سهمناك مي پندارد مواجهه با آنها به برانگيختن اضطراب شديد و حالت اجتنابي و گريز در وي منتهي مي شود. به رغم آنكگه فرددد به خوبي مي داند كه اين اشياء و يا موقعيتها به واقع خطرناك نيستند، با اين حال نمي تواند بر ترس خود غلبه كند و احساس ايمني را در خود به وجود آورد (روانشناسي مرضي تحولي، جلد دوم، دكتر پريرخ دادستان).
رفتار اجتنابي: يعني دوري گزيدن از موقعيتهايي كه ترس مفرط و در نتيجه اضطراب را برمي انگيزد (روانشناسي مرضي تحولي، جلد دوم، دكتر پريرخ دادستان).
هراس اجتماعي: ترس اغراق آميزي است مبني بر اينكه شخص در مركز توجه ديگران قرار گرفته و ديگران او را منفي ارزيابي مي كنند. براساس سومين ويرايش راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني، ويژگي اصلي هراس اجتماعي ترس پايدار و غيرمنطقي و تمايل اجباري به اجتناب از موقعيتي است كه در آن شخص احتمالاً با ارزيابي موشكافانه از ناحيه ي ديگران مواجه گردد (انجمن روان پزشكي آمريكا، 1980).
تعاريف عملياتي:
ترس: شامل نمره اي كه دانشجويان (اعم از دختر و پسر) از پرسشنامه هراس اجتماعي كسب كرده‌اند.
هراس اجتماعي: شامل نمره اي است كه دانشجويان (اعم از پسر و دختر) از پرسشنامه هراس اجتماعي كسب كرده اند.
اجتناب: شامل نمره اي است كه دانشجويان (اعم از پسر و دختر) از پرسشنامه هراس اجتماعي كسب كرده اند.
دانشجو: در اين پژوهش، منظور کليه افرادي است که پس از اخذ مدرک ديپلم، در يکي از رشته هايي که به تصويب سازمان آموزش عالي رسيده است، براي اخذ مدرک دانشگاهي، (کارداني، کارشناسي و بالاتر)، در مراکز عالي مؤسسات و دانشگاه ها مشغول به تحصيل مي باشند.
1 – Social phobia disorder
—————
————————————————————
—————
————————————————————
فصل اول کليات پژوهش
2



قیمت: تومان


پاسخ دهید