در اين فصل به بررسي فرضيه ها و سوالات تحقيق پرداخته مي شود.
5-1بررسي فرضيه هاي تحقيق
1.بين منبع كنترل و انگيزش پيشرفت رابطه وجود دارد.

با توجه به جدول (4-6 ) مي توان نتيجه گرفت که رابطه خطي بين انگيزش پيشرفت و منبع کنترل وجود دارد.به عبارت ديگر مقايسه ميانگين دو گروه نشان مي دهد که افرادي که داراي منبع کنترل دروني هستند، از انگيزش پيشرفت بالاتري نيز نسبت به افراد با منبع کنترل بيروني برخوردارند.
اين فرضيه همسو مي باشد با تحقيقات، اكسي و اكسيافي (2002)، ولكت و دوكت (1971)، ليچمن و جوليان (1977)، ليبرت و اسپيلبرگر (1990)، كارپينگ (1972)، جوليان وكتز (1968)ابراهيم‌پور (1387)، دارابي (1379)،مهرابين(1374)، ابراهيمي صدر آبادي (1383)، بهرامي (1383)، شيخي فيني (1372)، قاسمي پيربلوطي، (1374)، اميرافشاري، (1380).
افرادي كه نياز شديدي به كسب موفقيت و شايستگي دارند تمايل دارند محيط خود را تحت كنترل و تسلط درآورند و موجب اتفاق چيزي شوند آنها نمي‌خواهند به طور منفعل منتظر بمانند كه چيزي اتفاق بيفتد و تمايل دارند نتيجه كار را تحت تأثير خود قرار دهند و روري مشكل و مساله كار كنند(هرسي و بلانچاد؛ ترجمه علاقه‌بند،1381).
به نظر واينر(1972)رفتار متفاوت افراد با نياز به پيشرفت بالا در مقابل افراد با نياز به پيشرفت پايين نتيجه ادراک متفاوت آنها از علل موفقيت و شکست مي باشد به نظر مي رسد انگيزش پيشرفت با پيش فرض هاي نظريه اسناد و منبع کنترل در ارتباط باشند(بهاروند ايرانيا،1386).
• تبيين فرضيه در اين تحقيق :منبع کنترل به باورهاي ذهني فرد اشاره دارد که آيا حوادث و اتفاقات تحت کنترل خود فرد است يا آنکه رويدادهاي خارجي(شانس واقبال)مسبب آن مي باشد. به نظر مي رسد افراد دروني که به تلاش و کوشش خود براي رسيدن به هدف معتقدند انگيزه خود را نيز بالا مي برند تا به موفقيت برسند و انگيزه نيرويي براي رسيدن به هدف مي باشد.انگيزه يعني تلاش براي رسيدن به مقصود.از سوي ديگر افراد بيروني براي تلاش خود ارزشي قايل نيستند آنها معتقدند اين تلاش آنها نيست که باعث موفقيت مي شود بلکه شانس ويا چيزي خارج از کنترل خودشان باعث موفقيت مي شود در نتيجه انگيزه اي براي تلاش ندارند.آنها منتظر مي نشينند تا ببينند که چه پيش مي آيد.

2.بين منبع كنترل و اضطراب امتحان رابطه وجود دارد.

جدول هاي(4-9)، (4-8)و (4-7)نشان مي دهد که رابطه بين منبع کنترل و اضطراب امتحان وجود دارد.همچنين افرادبا کنترل بيروني از اضطراب امتحان در مولفه هاي نگراني و هيجان پذيري و نيز نمره کل اين مقياس بر خوردارند.
اين فرضيه بانتايج تحقيقات دي‌مان و همكاران (1991) ، راسو هارو(1992) كونفال و همكاران (1992)، فيدرو و ولكمر (1990)، زهره پاشايي(1387)، رسولي (1380)، رقيه خداياري (1384)، گراوند (1385)، دودانگه (1376)؛همسو مي باشد.
عوامل شخصيتي که الگوي رفتار تيپ A را دربرمي‌گيرد اضطراب عمومي، عزت نفس پايين، جايگاه مهار بيروني، اسناد دروني شكست‌ها، خودكارآمدي پايين مي باشد. منبع كنترل، پيش‌بيني كننده مهمي براي اضطراب امتحان است(چويي1 1998، كرامين2 1991، ولكمر3 و فيزر4 1991، به نقل از ساوير5 و ساوير، 2005).
سليگمن (1975) معتقد است هنگامي كه همه تلاش‌هاي افراد در كنترل موقعيت به شكست منجر شوند، آنها مضطرب مي‌شوند (ديماتئو، 1991، ترجمه هاشميان و همكاران، 1378).
تبيين فرضيه در اين تحقيق :افراد با منبع کنترل بيروني چون معتقدندبر روي حوادث پيرامون خود کنترلي ندارند در رويارويي با امتحان اضطراب بيشتري را تجربه مي کنند چرا که معتقدند نتايج امتحاني تحت تاثير عوامل خارج از کنترلشان است و اين احساس ناتواني در کنترل شرايط،اضطراب آنها را افزايش مي دهد.گويي فاقد صلاحي براي مقابله با اضطرابشان هستند و منتظر نيرويي خارجي براي نجات خود از شرايط کنوني مي باشند.آنها رابطه اي بين خود و نتايج امتحان نمي بينند.

3.بين انگيزش پيشرفت و اضطراب امتحان رابطه وجود دارد.
نتايج جدول(4-10) نشان مي دهد که رابطه بين انگيزش پيشرفت با نگراني، هيجان پذيري و نمره کل اضطراب امتحان معنادار است، لذا فرض صفر رد و فرض تحقيق با 95% اطمينان تاييد مي گردد. در اين ميان بيشترين رابطه در ارتباط بين انگيزش پيشرفت با هيجان پذيري و کمترين رابطه نيز در ارتباط بين انگيزش پيشرفت و نگراني از مولفه اضطراب امتحان بر آورد گرديده است. همچنين اين رابطه به صورت معکوس مي باشد.
اين فرضيه با نتايج تحقيقات وان بي. باك ، (1998)، اتكينسون وليتون (1960)، حسن توحيدي (1381)، معاضديان (1378)، الهدي (1386)، جعفري( 1377)؛همسو مي باشد.
افراد داري انگيزه بالا در موقعيت هاي مختلف عموماَ با هيجان هاي گرايشي مانند:اميد غرور انتظار خشنودي پاسخ مي دهند.اما افرادي که انگيزه پاييني دارند عموماَ با هيجان هاي اجتنابي مانند :اضطراب وترس از شکست واکنش نشان مي دهند(شولتز، 1990 ،ترجمه ،کريمي و همکاران 1384).
هرمنس(1970)بيان کرد که افراد با نياز پيشرفت بالا غالباًتکاليف با دشواري متوسط را انتخاب مي کنندتا با انجام دادن آنها بتوانند حد اکثر برآورد واقع بينانه از توانايي خويش را به دست آورند(بهاروند ايرانيا،1386).
• تبيين فرضيه دراين تحقيق :افراد با انگيزه پيشرفت بالا به علت اينکه هدفي متناسب با توانايي هاي خود را بر مي گزينند از شايستگي خود براي رسيدن به موفقيت در آن هدف اطمينان دارند همچنين از تمام نيرو براي رسيدن به هدف استفاده مي کنند در نتيجه اضطراب کمتري را تجربه مي کنند.در مقابل افراد با انگيزه پيشرفت پايين چون بر اين باورند که از پس رسيدن به هدف انتخابي برنمي آيند در رويارويي با امتحانات اضطراب بيشتري را تجربه مي کنند. در واقع مي توان اين طور بيان کرد که هر چه امتحان سخت تر باشد افراد با انگيزه پيشرفت بالا سعي در گذر از امتحان با موفقيت هر چه بيشتر دارند اما افراد با انگيزه پيشرفت پايين در اين چنين موقعيت هايي خود را مي بازند و مضطرب مي شوند.

4.بين منبع كنترل و انگيزش پيشرفت با اضطراب امتحان رابطه وجود دارد.

با توجه به جداول(4-3)،(4-4)،(4-5) بين منبع کنترل و انگيزش پيشرفت با اضطراب امتحان رابطه معنادار وجود دارد و از طرف ديگر منبع کنترل با اضطراب امتحان نيز رابطه معناداري دارد. و اين رابطه به اين صورت مي تواند تفسير شود که افراد با منبع کنترل بيروني از اضطراب امتحان بالاتري نيز بر خوردارند و در عوض منبع کنترل دروني با اضطراب پايين همراه است. همچنين رابطه انگيزش پيشرفت با اضطراب امتحان به صورت معکوس معنادار است و انگيزش پيشرفت ، اضطراب امتحان را کاهش مي دهد.
اين فرضيه با نتايج تحقيقات حسن توحيدي(1381)، قرباني (1374)؛همسو مي باشد.
والينز و همکاران (1972) متوجه شدند که برخي از انسان ها وقتي در موقعيت پيشرفت قرار مي گيرند ،عملکرد مخربي دارند،زيرا که موفقيت خود را به شانس يا راحت بودن انجام تکليف مورد نظر نسبت مي دهند ، در مقابل کساني هستند که موفقيت هاي خود را به تلاش و توانايي و شکست هاي خود را به عدم تلاش يا سخت بودن کار مورد نظر نسبت مي دهند.کساني که روش هاي مخربي را براي يافتن علل موفقيت ها و شکست هاي خود در پيش مي گيرند ،پيش از شروع هر کاري خود را شکست خورده مي بينند.انتقاد کردن از خود و اسناد هاي منفي وکشف نشانه هاي خرابکاري در خود و عدم تمرکز بر موقعيت و شرايط،باعث کاهش قابليت مي گردد و اين احساس ناتواني ،موجب اضطراب مي گردد(سرو،1387).
موجود زنده پس از مواجه با وقايع غيرقابل كنترل يعني وضعيت‌هايي كه پاسخ‌هاي احتمالي او پيامدهاي مطلوب را براي رهايي از آن واقعه ايجاد نكنند احساس غيرقابل كنترل بودن امور در او به وجود مي‌آيد. اين ناتواني در كنترل محيط موجب احساس درماندگي و سه نقص عمده در زمينه‌هاي انگيزشي، شناختي و هيجاني مي‌شود كه نتيجه اين احساس درماندگي آموخته شده است که بر روي تندرستي افراد اثر مي گزارد(كريمي، 1375).
تبيين فرضيه در اين تحقيق اين است که :منبع کنترل دروني يعني فرد براي توانايي و تلاش خود ارزش قائل باشد افراد با منبع کنترل دروني تلاش و کوشش را براي رسيدن به اهداف خود لازم مي دانند.در نتيجه انسانهايي پويا وفعال هستند آنها انگيزه پيشرفت خود را بالا مي برند تا بتوانند از تمامي ظرفيت خود براي رسيدن به هدف استفاده کنند اين افراد تمام تلاش خود را قبل از امتحان کرده اند در نتيجه در هنگام امتحان احساس باکفايتي بيشتري کرده و به خود و توانايي هايش اعتماد مي کند،چنين فردي اضطراب امتحان کمي را تجربه خواهد کرد. در واقع مي توان بيان کرد که منبع کنترل هم به صورت غير مستقيم از طريق انگيزش پيشرفت بر اضطراب امتحان اثر مي گذارد و هم به صورت مستقيم.يعني احساس اينکه قادر به کنترل شرايط در زمان امتحان باشند که خود اضطراب را کم مي سازد.

5-2سوالات تحقيق

سوال1. آيا منبع کنترل افراد و انگيزش پيشرفت آنها به تفکيک جنسيت افراد متفاوت است؟

از جداول (4-11)،(4-12) مي توان نتيجه گرفت که بين منبع کنترل و انگيزش پيشرفت با جنسيت رابطه خطي و معنادار وجود ندارد.
اين يافته ها با تحقيقات پناهي(1381)،لواساني(1373)،قاسمي فلاورجاني(1382)همسو مي باشد و با تحقيق دارابي (1379)نا هم سو مي باشد.
تحقيقات موجود در مورد تفاوت‌هاي جنسي در انگيزه پيشرفت، مبهم مي‌باشد. برخي بررسي‌ها در مورد تمايلات پيشرفت زنان، قابل مقايسه با بررسي‌هاي مربوط به مردان مي‌باشند و بقيه نيز نه همسو با يافته‌هاي موجود در مورد انگيزه پيشرفت مردان مي‌باشدو نه همسو با همديگر (لسر،6 1973؛ به نقل از اليزور7 1994).
• تبيين سوال در اين تحقيق: منبع کنترل و انگيزش پيشرفت جزءمتغيرها ي شخصيتي مي باشند.به نظر ي مي رسد که اين متغيرها از طريق يادگيري مشاهده اي در افراد شکل مي گيرد وژنتيک و وراثت نقشي در ايجاد آنها ندارد بنابراين تفاوتي در اين دو متغير در زنان و مردان ديده نمي شود.

سوال2. آيا ميزان اضطراب افراد نمونه به تفکيک جنسيت آنها متفاوت است؟

جداول(4-13)،(4-14)،(4-15) نشان مي دهد که اضطراب امتحان در زير مولفه هاي نگراني و هيجان پذيري در افراد مذکر بيشتر از افراد مونث مي باشد.
نتايج همسو با اين تحقيق عبارت است از: فرانكو و سانتو (1990) و نتايج ناهمسو با اين تحقيق عبارتند از: هج و همكاران (1997).
پسران بيشتر از دختران اضطراب امتحان تسهيل كننده دارند. زنان تمايل دارند تا عملکرد خود را از آنچه هست كمتر، و مردان برعكس بيشتر، ارزيابي كنند، در حالي كه پسران داراي اضطراب امتحان بالا در شرايط استرس آميز عملكرد ضعيفي نشان مي‌دهند، دختران داراي اضطراب امتحان بالا بهتر عمل مي كنند. به نظر مي‌رسد سطح اضطراب با ادراكات جنسي مرتبط باشد. درجه‌بندي خودكار آمدي با مردانگي رابطه مثبت و با زنانگي رابطه ندارد و لذا افراد مبتلا به اضطراب امتحان در برخي از ويژگي‌هاي همراه با نقش جنسي مردانه نقايصي دارند(توبياس ،1984،به نقل از بيانگرد، 1378).
فرانكو و سانتو (1990) در پژوهشي به بررسي تفاوت‌هاي جنسي در اضطراب امتحان و اضطراب اجتماعي پرداختند . نتايج نشان داد كه درآزمودني‌هاي مذكر، نگراني با خود پنداره ضعيف و عملكرد تحصيلي پايين رابطه دارد، در زنان روابط پيچيده‌تري يافته شد. به نظر مي‌رسدكه هيجان‌پذيري آنها برخي اثرات تسهيل كننده بر عملكرد دارد.
• تبيين سوال در اين تحقيق: به نظر مي رسد که چون افراد مذکر مشغول به تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد اکثراً شاغل مي باشند لذا در هنگام امتحان به علت حضور کمتر در کلاس درس و ترس از عدم آمادگي کافي براي امتحان اضطراب بيشتري را تجربه مي کنند.همچنين شايد مردان به علت مقايسه اي که بين کارايي مردان با زنان پيش مي آيد و مردان مي خواهند که نتايج بهتري نسبت به زنان به دست آورند در هنگام امتحان اضطراب بيشتري را تجربه مي کنند.

5-3يافته هاي جانبي تحقيق:
از جمله يافته هاي جانبي تحقيق عبارتند از:

1- جداول (4-16)،(4-17) نشان مي دهد که بين منبع کنترل و انگيزش پيشرفت با وضعيت تاهل رابطه خطي و معنادار وجود ندارد.
2- جدول(4-18)،(4-19)نشان مي دهد که بين اضطراب امتحان با وضعيت تاهل رابطه خطي و معنادار وجود ندارد.

تبيين يافته هاي پژوهشي :به نظر ميرسد که تاهل و تجرد نقشي در رابطه با اين سه متغير بازي نمي کند؛ چرا که افراد متاهل و مجرد هر دو تحصيل در مقطع ارشد راخود با اختيار انتخاب کرده اند. همچنين متغيرهاي منبع کنترل و انگيزش پيشرفت متغيرهاي شخصيتي و ناپايدارند.هم افراد مجرد و هم افراد متاهل با ميزان هاي مختلفي مي توانند اين ويژگي ها را داشته باشند و با توجه به دروني يا بيروني بودن منبع کنترل و انگيزش پيشرفت با لا با پايين درجات مختلف اضطراب امتحان را تجربه کنند.
5-4پيشنهادات پژوهشي
1.اين پژوهش در مناطق ديگر در دانشجويان با خرده فرهنگ هاي گوناگون انجام شود تا تفاوت بين فرهنگي براي افزايش تعميم پذيري يافته ها مقايسه شود.
2.در پژوهش ها آتي اثر متغيرهاي تحقيق درافراد با سنين مختلف و مقاطع تحصيلي مختلف بررسي شود.
3. در پژوهش ها آتي روش هاي درماني براي افزايش انگيزه پيشرفت و دروني کردن منبع کنترل مورد بررسي قرار گيرد.
5-5پيشنهادات کاربردي
1.نتيجه اين تحقيق و تحقيقات مشابه در مجتمع هاي آموزشي توسط افراد مسئول به کار گرفته شود تا با کاهش اضطراب امتحان از زيان هاي فردي مالي و اجتماعي جلو گيري شود.
5-6محدوديت هاي تحقيق
1.افت آزمودني ها و عدم همکاري تعدادي از دانشجويان.

فهرست منابع
1. choi
2. Krampen
3. Volkmer
4. Feather
5. sawyer
6.Lesser
7.Elizur
—————
————————————————————
—————
————————————————————
101



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید