1-5- بحث و نتيجه گيري
1-1-5- تفسير سؤال اصلي پژوهش
آيا بين فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در ادرات آموزش و پرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟ از اين رو براي آزمون سوال مطرح شده از آزمون همبستگي پيرسون استفاده شده است.
نتيجه آزمون همبستگي پيرسون در خصوص رابطه بين فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات نشان از آن داشت كه از لحاظ آماري با اطمينان 95/0 درصد سطح خطاي كمتر 05/0 درصد رابطه معنادار بين فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات وجود دارد. نتيجه بدست آمده نشان از تأييد سؤال اول تحقيق مبني بر وجود رابطه بين فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات، و در مقابل سؤال دوم تحقيق مبني بر عدم وجود رابطه بين فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات دارد.
از همين رو مي توان گفت كه بين دو متغير فرهنگ و بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات با يكديگر رابطه داشته و در صورت بروز تغيير (افزايش يا كاهش) در يكي از دو متغير مشاهده تغيير (افزايش يا كاهش) در ديگر متغير خواهيم بود.
به دليل جديد بودن موضوع و نداشتن پيشينه مشابه پژوهش، پژوهشگر از پيشينه هايي كه مشابه با متغير هاي پژوهش بوده استفاده كرده است و تأثير متغير مستقل پژوهش (فرهنگ سازماني) را بر روي متغير هاي وابسته ديگر سنجيده است.
نتايج بدست آمده از پژوهش ايران زاده (1377) با عنوان “بررسي نقش فرهنگ سازماني بر روي فرايندهاي مديريت” حاكي از آن است كه فرهنگ سازماني بر اجراي هر نوع تكنيك و روش مديريتي مؤثر است. بنابراين بايد روش ها و تكنيك ها را طوري تنظيم كرد كه با فرهنگ فعلي سازمان سازگاري داشته باشد.
ورمزيار (1378) در پژوهش خود با عنوان “فرهنگ سازماني و تأثير آن بر اثربخشي سازمان” به اين نتايج دست يافت كه بين فرهنگ حاكم بر سازمان با اثربخشي رابطه مستقيم وجود داشته و بهبود فرهنگ سازماني باعث افزايش اثربخشي سازمان خواهد شد.
در مجموع آنچنان كه از نتيجه آزمون اصلي پژوهش و نيز نتايج تحقيقات انجام شده، مشاهده مي گردد، همگي بر اين موضوع تأكيد و اتفاق نظر داشته اند كه بين متغير مستقل پژوهش (فرهنگ سازماني) و ديگر متغير ها رابطه مستقيم و معنادار وجود دارد.
2-1-5- سؤالات فرعي پژوهش
1-2-1-5- سؤال فرعي اول پژوهش
ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين کارکنان ادارات آموزش و پرورش چگونه است؟ براي آزمون اين سئوال, که ازنوع سئوال توصيفي است, از آزمون خي دو يک طرفه يا تک متغيره استفاده شده است. چرا که تنها يک متغير ميزان بکارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در سطح ترتيبي داريم که قصد آزمون ميزان بکارگيري آن در بين کارکنان ميباشد. با استناد به خي دو بدست آمده (33/14) رابطه آماري معناداري بين فراواني مورد انتظار و فراواني مشاهده شده با اطمينان 99/0 درصد وجود ندارد.
از طرفي مقايسه ارقام بدست آمده حاكي از آن است كه ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين بيشتر پاسخگويان در حد كم و خيلي كم است و در مقابل نسبتهاي كمتري از آنها آشنايي بالايي با فناوري ارتباطات دارند. از اين رو مي توان اذعان داشت كه سؤال اول تحقيق كه دلالت بر پايين بودن ميزان بكارگيري اطلاعات و ارتباطات در بين كاركنان داشت تأييد شده و در مقابل سؤال دوم تحقيق مبني بر پايين نبودن ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در ميان كاركنان است رد مي شود.
از سوي ديگر نتايج بدست آمده از پژوهش حكيمي (1383) با عنوان “عوامل مؤثر بر عدم استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در دبيرستانها” كه تا اندازه اي مشابه با سؤال پژوهش دبيران به منظور تدريس با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات آشنا نشده اند.
دبيران براي استفاده از كامپيوتر و نرم افزارها و سخت افزارهاي وابسته آمادگي لازم را ندارند و استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهاي كامپيوتري از مشكلات عمده معلمان به حساب مي آيد.
در مجموع آنچنان كه از نتيجه آزمون اين سوال و نتايج تحقيقات انجام شده مشاهده مي گردد، همگي بر اين موضوع تأكيد و اتفاق نظر داشته اند كه بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات بسيار كم مي باشد.
2-2-1-5- سؤال فرعي دوم پژوهش
آيا بين هفت ويژگي فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در ادارات آموزش و پرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟ با استناد به آزمون همبستگي پيرسون در خصوص رابطه بين هفت ويژگي فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات نشان از آن داشت كه از لحاظ آماري با اطمينان 95/0 و سطح خطاي كمتر از 05/0 درصد بين چهار شاخص از شاخصهاي فرهنگ سازماني (نو آوري و ريسك پذيري، توجه به افراد، توجه به گروه و تهور طلبي) با بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات رابطه آماري معناداري وجود دارد. نتيجه بدست آمده نشان از تأييد سؤال اول تحقيق مبني بر وجود رابطه بين فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري ارتباطات و اطلاعات مي باشد و در مقابل رد سوال دوم تحقيق مبني بر عدم وجود رابطه بين فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات مي باشد.
بنابراين مي توان اذعان داشت كه هر كدام از متغير هاي فوق با يكديگر ارتباط داشته و تغيير (افزايش يا كاهش) در يكي از دو متغير با تغيير (افزايش يا كاهش) متغيير ديگر همراه خواهد بود.
در ضمن بر اساس نتايج بدست آمده براي شاخص باقي مانده مي توان بيان كرد كه از لحاظ آماري
با اطمينان 95/0 درصد و سطح خطاي كمتر 05/0 درصد هيچ گونه رابطه معناداري بين شاخصهاي باقي مانده فرهنگ سازماني (توجه به جزئيات، نتيجه محوري، ثبات و پايداري) با بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات وجود ندارد. بنابراين مي توان گفت كه اين متغير ها با يكديگر ارتباطي ندارند يعني اينكه چنانچه در يكي از دو متغيير (افزايش يا كاهش) حاصل شود در متغير ديگر (كاهش يا افزايش) حاصل نخواهد شد.
از آنجايي كه پيشينه اي مشابه با سوال پژوهشي يافت نشد تأثير متغيير مستقل را مورد سنجش قرار داده است. به عنوان مثال: قنبري در پژوهشي به عنوان “بررسي فرهنگ سازماني بر نوآوري مديران شركت راه آهن جمهوري اسلامي ايران به اين نتايج دست يافت كه ميزان نوآوري در اين سازمان تابعي از فرهنگ سازماني حاكم بر شركت است، يعني استقلال، نوآوري ، خلاقيت مديران و فرهنگ سازماني ارتباط وجود دارد يعني ميزان نوآوري آنان تابعي از وضعيت استقلال و خلاقيت فردي نيست.
همچنين سوراني 1384 در پژوهشي با عنوان “بررسي فرهنگ سازماني بر بهره وري كاركنان” به اين نتيجه رسيد كه فرهنگ سازماني با بهره وري رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد.
با توجه به نتايج آزمون سوال دوم و نيز نتايج تحقيقات انجام شده مي توان چنين اظهار نظر كرد كه بين ويژگي هاي فرهنگ سازماني به عنوان متغير مستقل پژوهش با ديگر متغير ها رابطه مستقيم و مثبتي وجود دارد.
3-2-1-5- سؤال فرعي سوم پژوهش
آيا ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين كاركنان زن و مرد ادارات آموزش و پرورش شهر تهران متفاوت است؟
از جمله اهداف مطالعه حاضر، مقايسه ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين كاركنان زن و مرد بوده به همين خاطر طي سؤالي كه در اين راستا تنظيم شده از طريق آزمون پارامتري t با دو نمونه مستقل به آزمون اين سوال پرداختيم. دليل استفاده از اين آزمون از يك طرف به خاطر مقياس فاصله اي شاخص بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات و از طرف ديگر به خاطر وجود دو گروه (كاركنان زن و مرد) مي باشد.
با استناد به نتايج بدست آمده، هيچ گونه تفاوتي بين كاركنان مرد و زن از نظر ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات وجود نداشته و ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين هر دو گروه از كاركنان يكسان مي باشد. بنابراين مي توان اذعان داشت كه سؤال اول تحقيق مبني بر وجود تفاوت بين كاركنان زن و مرد از نظر ميزان بكارگيري فناوري ارتباطات و اطلاعات رد شده و در مقابل سؤال دوم تحقيق مبني بر عدم تفاوت در ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين كاركنان مرد و زن مورد پذيرش قرار مي گيرد.
از سوي ديگر نتيجه بدست آمده از پژوهش غفاري (1383) با عنوان “بررسي عملكرد دبيران آموزش ديده دوره هاي ICT با دبيران آموزش نديده” حاكي از اين است كه دبيراني كه دوره هاي ICT را گذرانده اند در بكارگيري از فناوري اطلاعات و ارتباطات موفق تر عمل مي كنند در حاليكه دبيراني كه اين دوره ها را نگذرانده اند در بكارگيري ICT ناموفق تر عمل مي كنند.
از آنجايي كه پيشينه مشابه با اين سؤال پژوهشي يافت نشد لذا از پيشينه مشابه با متغيير وابسته استفاده كرده است..
2-5- نتيجه كلي
نتايج برگرفته از يافته هاي پژوهش بيانگر رابطه فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات مي باشد. بطوريكه هر چه فرهنگ سازماني مساعدتر و مناسب تر باشد ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين كاركنان سازمان بيشتر مي باشد. نتايج كلي را با امعان نظر يافته هاي تحقيق مي توان به صورت دقيقتر بيان كرد:
1- استقرار نظام فرهنگ سازماني مطلوب در بين كاركنان منجر به افزايش بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات مي شود.
2- ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين كاركنان سازمان پائين بوده است و انجام كارها به صورت معمول و سنتي بوده است، كه منجر به صرف زمان طولاني و هزينه هاي گزاف و بيهوده و … مي شود.
3- خلاقيت و نوآوري كم، توجه و تمركز زياد كاركنان سازمان به جزئيات و تجزيه و تحليل مسائل موجود، نتيجه محور بودن مديران، توجه زياد مديران به كاركنان، انجام اغلب كارها به صورت گروهي و روحيه تهور طلبي و رقابت جويي كم و نهايتاً تأكيد زياد مدير به حفظ وضع موجود از جمله مواردي كه در فرهنگ سازماني كاركنان آموزش و پروش شهر تهران وجود داشته است.
همچنين شاخصهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات كه عبارتند از: آشنايي با اصول و مفاهيم، مديريت فايلها و واژه پردازها به ميزان زيادي در بين كاركنان ادرات آموزش و پرورش لحاظ شده است و شاخصهاي صفحه گسترده ها، بانكهاي اطلاعاتي و ارائه مطلب و اينترنت نيز به ميزان كمي در بين كاركنان لحاظ شده است.
4- كاركنان زن و مرد از نظر ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات يكسان عمل مي كنند.
3-5- محدوديتها و مشكلات پژوهش
1- کم اهميت دانستن جايگاه پژوهش در طي دهه هاي اخير در سازمانها باعث شده است كه برخي از پاسخ دهندگان امر پژوهش را بي فايده تلقي نمايند.
2- دلواپسي هاي كاركنان از پيامدهاي ارائه پاسخهاي صحيح به پرسشنامه هاي تهيه شده باعث شده است كه برخي از آنان ارائه پاسخهاي دقيق به سوالات پرسشنامه ها خودداري نمايند.
3- عدم درک صحيح از مفهوم فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمانهاي آموزش و پرورش و آشنايي نداشتن كاركنان با اين مفهوم.
4- كمبود منابع مطالعاتي در زمينه رابطه بين فرهنگ سازماني و فناوري اطلاعات و ارتباطات و عناصر تشكيل دهنده آن از مجموعه مشكلات مطرح اين پژوهش بوده است.
5- نبود پرسشنامه استاندارد در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات از ديگر مشكلات اين پژوهش بوده است.
6- نداشتن پيشينه مشابه با موضوع پژوهش در ايران و خارج از كشور.
7- علي رغم تمهيدات لازم و پيگيريهاي مستمر و صرف زمان زياد تمام پاسخ نامه هاي توزيع شده تكميل و ارسال نشد و براي جبران پرسشنامه هاي ديگري توزيع گرديده است.
4-5- پيشنهادهاي پژوهش
بر اساس يافته هاي پژوهش به مسئولين سازمان توصيه مي شود:
1- ايجاد و استقرار نظام پاداش يا تنبيه مبني بر بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات توسط كاركنان سازمان بر مبناي اهداف كاركردي از پيش تعيين شده سازمان موجب تقويت فرهنگ سازمان و در نتيجه افزايش بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين كاركنان خواهد بود.
2- برگزاري دوره هاي آموزشي كوتاه مدت و بلند مدت فناوري اطلاعات و ارتباطات براي تربيت افراد متخصص و زبده در عرصه فناوري اطلاعات و ارتباطات تا بتوانند دور از محيط فيزيكي سازمان به انجام وظايف شغلي خود بپردازند و كارها را سريعتر و با دقت تر از قبل انجام دهند.
3- سازمان آموزش و پرورش جهت سامان بخشي به وضعيت بکارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در ادارات آموزش و پرورش شهر تهران اقدام به تهيه و تدوين اساسنامه کلي و عمومي در رابطه با نحوه و ميزان کاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات نمايد . تا کليه کارکنان ادارات با توجه به نوع و چگونگي کارشان داراي يک چارچوب مشخص براي بکارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات باشند.
4- يکي از راههاي شناسايي موانع بکارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمان آموزش و پرورش شهر تهران برگزاري آزمونهايي است که از نتيج? آنها منحصراً جهت کسب اطلاعات در زمين? ميزان آشنايي و مشخص شدن نقاط قوت و ضعف کارکنان و ارائ? راهکارهاي مناسب در راستاي رسيدن به حد مطلوب باشد .
5- متناسب نمودن برنامه هاي آموزشي بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات با نيازهاي آموزشي.
6- با توجه به همبستگي مثبت و معني دار ميان اجزاي فرهنگ سازماني مانند نوآوري و خلاقيت و توجه زياد مديران به كاركنان، انجام اغلب كارها به صورت گروهي و روحيه تهورطلبي و رقابت جويي با فناوري اطلاعات و ارتباطات مسئولين سازمان اهتمام بيشتري نسبت به استقرار بستر مناسب براي ريشه دار نمودن و نهفتن ويژگيهاي فرهنگ سازماني مذكور در بين كاركنان جهت افزايش فناوري اطلاعات و ارتباطات آنها بكار گيرند.
7- در راستاي افزايش بکارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات پيشنهاد مي شود که در اساسنام? تدوين شده ميزان بکارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات ذکر شود و به جهت بالا بردن انگيز? کارکنان و استفاده از خلاقيت توسط آنها از مشخص کردن حد نهايي کاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات خود داري شود.
5-5- خلاصه پژوهش
اين پژوهش در نيم سال اول سال 1385 تدوين يافته و مطالب مندرج در اين پايان نامه در پنج فصل تنظيم گرديده است. مطالب مندرج در فصول يك و دو قسمتي از مطالب فصل پنج يعني كليات پژوهش، ادبيات و پيشينه پژوهش و نتيجه گيري و پيشنهاد از طريق مطالعه كتابخانه اي و مطالب ذكر شده در فصول سه و چهار و قسمتي از پنج يعني فرايند پژوهش، يافته هاي پژوهش و نتيجه گيري و پيشنهاد از طريق تحقيق ميداني جمع آوري شده كه خلاصه پنج فصل به شرح زير مي باشد.
ابتدا مقدمه پژوهش بيان شده است و سپس در قسمت بيان مسئله با توجه به اينكه فرهنگ سازماني نظام ارزشها، باورها و آداب و رسوم مشترك در بين اعضاي سازمان است و تعاملات قسمتهاي مختلف را برقرار مي كند بنابراين يك ابزار مؤثر در بكارگيري ICT در سازمان تلقي مي شود. در سازمانهايي كه فرهنگ سازماني استفاده از ICT وجود ندارد آثار و تبعاتي به دنبال خواهد داشت كه از آن جمله مي توان نارضايتي ارباب رجوع، هزينه هاي گزاف، طولاني بودن جريان كارها و …. را نام برد. سپس اهداف پژوهش و اهميت ضرورت انجام پژوهش انگيزه پژوهشگر و ذهنيت او از تحقيق و سوالات پژوهش بيان شده است.
سؤال اصلي پژوهش “آيا بين فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در ادارات آموزش و پرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟” بيان گرديده است و در رابطه با اين سوال سه سوال فرعي مطرح شده است كه به شرح زير است:
1- ميزان بكارگيري ICT در ادارات آموزش و پرورش شهر تهران چگونه است؟
2- آيا بين هفت ويژگي فرهنگ سازماني با بكارگيري ICT در ادارات آموزش و پرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
3- آيا ميزان بكارگيري ICT در بين كاركنان زن و مرد در ادارات آموزش و پرورش شهر تهران متفاوت است؟
در قسمت پاياني فصل اول تعاريف نظري و عملياتي واژه هاي كليدي بيان شده است و سپس مباني نظري پژوهش و پيشينه هاي پژوهش است به بررسي سوابق اين تحقيق پرداخته و تعاريف فرهنگ سازماني- اهميت فرهنگ سازماني- خصوصيات فرهنگ سازماني- منابع فرهنگ- شيوه پيدايش فرهنگ- انواع فرهنگ سازماني- رابطه فناوري فرهنگ- رابطه فرهنگ و مديريت- رابطه فرهنگ و رفتار سازماني- كاركرد فرهنگ سازماني- عوامل مؤثر در تغيير فرهنگ سازماني- الگوي اساسي براي تبيين و تشريح فرهنگ سازماني- تاريخچه ICT – مفهوم ICT- كاربرد ICT- شاخص ICT- شبكه عنكبوتي- ارتباطات شبكه اي- راهكارهاي استفاده از ICT – ارزش ICT – توانايي ICT – و …. بيان شده است. و روش پژوهش که از نوع همبستگي مي باشد و آزمون هاي بكارگرفته شده که شامل ضريب همبستگي پيرسون، خي دو، t با دو نمونه مستقل استفاده گرديده است. و جامعه آماري شامل كاركنان زن و مرد ادارات آموزش و پرورش 2659 نفر مي باشد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 330 نفر كه 110 نفر از آنها زن و 220 نفر مرد مي باشند كه به روش تصادفي طبقه اي تعيين و توسط دو پرسشنامه محقق ساخته از آنها نظر سنجي به عمل آمد:
هر كدام از اين پرسشنامه ها شامل 21 سوال است كه اين سوالات مربوط به پرسشهاي فرعي مي باشد. در پرسشنامه فرهنگ سازماني كه سوالات 1- 8- 15 مربوط به ريسك پذيري و نوآوري سوالات 2 – 9- 19 مربوط به توجه به جزئيات سوالات 3- 10- 17 مربوط به نتيجه محوري سوالات 4- 11- 18 مربوط به توجه افراد (فردگرايي) سوالات 5- 12- 19 مربوط به توجه به گروه سوالات 6- 13- 20 مربوط به تهور طلبي و سوالات 7- 14- 21 مربوط به ثبات وضع موجود مي باشد.
پرسشنامه فناوري ارتباطات و اطلاعات شامل سوالات 5- 2- 3 مربوط به آشنايي با اصول و مفاهيم سوالات 1- 4- 7 مربوط به مديريت فايلها سوالات 10- 11- 12 مربوط به شاخص واژه پردازها سوالات 13- 14- 15 مربوط به صفحه گسترده ها سوالات 16- 17- 21 مربوط به بانك هاي اطلاعاتي سوالات 18- 19- 20 مربوط به ارائه مطلب و سوالات 6- 8- 9 مربوط به شاخص اينترنت مي باشد اين پرسشنامه ها داراي 5 گزينه از خيلي زياد، زياد، متوسط، كم، خيلي كم مي باشند.
به منظور تعيين اعتبار از روش ضريب آلفاي كرونباخ استفاده گرديده است كه آلفاي كرونباخ پرسشنامه فرهنگ سازماني 90/0 و فناوري اطلاعات و ارتباطات 86/0 و جهت تعيين روايي از روش تحليل محتوا استفاده گرديده است.
تجزيه و تحليل داده ها در سطح توصيفي از طريق آمار توصيفي و در سطح استنباطي از طريق آزمون ضريب همبستگي پيرسون، خي دو، آزمون t با دو نمونه مستقل تعيين شده است. سپس در قسمت توصيف داده ها فراواني درصد فراواني مربوط به سوال مورد بررسي و نمودار مربوطه ترسيم شد و در قسمت تحليل داده ها جهت بررسي پرسشهاي فرعي ابتدا فراواني و درصد فراواني و نمودارهاي مربوطه ترسيم و سپس ضريب همبستگي پيرسون، خي دو، t با دو نمونه مستقل استفاده گرديده است. و در آخر بحث و نتيجه گيري نتايج مربوط به تحقيق ياد شد كه به شرح ذيل مي باشد.
1- به طور كلي از نتايج اين گونه اسنتباط مي گردد كه به نظر اكثريت كاركنان آموزش و پرورش، ارتباطي مؤثر بين فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري ارتباطات و اطلاعات وجود دارد.
2- بطور كلي از نتايج اينگونه استنباط مي گردد كه به نظر كاركنان ادارات آموزش و پرورش، ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين آنها كم مي باشد.
3- بطور كلي از نتايج اينگونه استنباط مي گردد كه بين ويژگيهاي فرهنگ سازماني (نوآوري و ريسك پذيري، توجه به افراد، توجه به گروه، تهور طلبي) با بكارگيري ICT رابطه معناداري وجود دارد و بين سه ويژگي ديگر از ويژگيهاي فرهنگ سازماني (شامل توجه به جزئيات، نتيجه محوري، ثبات و حفظ وضع موجود) با بكارگيري ICT رابطه معناداري وجود ندارد.
4- به طور كلي از نتايج اينگونه استنباط مي شود كه ميزان بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين كاركنان زن و مرد متفاوت نمي باشد.
153



قیمت: تومان


پاسخ دهید