1-5: خلاصه و نتيجه گيري
مسئله اي که در اينجا دنبال شده،بررسي مقايسه اي نابرابري اجتماعي در کردستان ايران و عراق با تاکيد بر شهرهاي مهاباد و سليمانيه است.دلائل انتخاب دو شهر فوق به لحاظ همساني هاي زباني،تاريخي و فرهنگي مي باشد.يکي از اين شباهت ها سلطه ي لهجه هاي اين دو شهر بر زبان معيار کردي”کرمانجي جنوب”(سوراني)مي باشد.ديگري به جايگاه ويژه آنها به لحاظ تاريخي در ظهور جنبش ملي کرد برمي گردد.اين دو شهر در زمان شيخ محمود و قاضي محمد پايتخت حکومت هاي کرد بوده اند و جنبشهاي مدرن کردي و احزاب در اين شهرها ظهور کرده اند.
اهميت بررسي مسئله ي نابرابري اجتماعي در دو جامعه ي مورد نظر اين است که بر اين اساس مي‏توانيم يك چارچوب مناسب جهت تحليل مسائل اجتماعي كردستان ارائه نماييم. بالاخره، اين كار حدسي متهورانه به حساب مي آيد و در حوزه‏ي جامعه شناسي معاصر كردستان، بررسي جديدي محسوب مي‏شود. و با توجه به اينكه علم با طرح حدس‏هاي تهورآميز پيشرفت مي‏كند، مي‏تواند به پيشرفت علم جامعه‏شناسي در كردستان كمك كند. “برنامه‏هاي پژوهشي، هر چند به طور گهگاهي، بايد به كشف پديدارهاي بديع منجر شوند” (چالمرز، 1383: 102).
مهم ترين اهداف بررسي مسئله ي مورد نظر ، شناخت مهم‏ترين عوامل نابرابري اجتماعي در مهاباد و سليمانيه و ارائه‏ي چارچوب تحليلي مناسبي جهت طرح مسائل اجتماعي كردستان مي باشد.سوالات اصلي به چرايي نابرابري اجتماعي در مهاباد و سليمانيه پرداخته و همچنين درصدد شناسايي نخبگان سياسي،اجتماعي و اقتصادي در جامعه‏ي كردستان است.
به لحاظ سابقه ي تاريخي ،لنسکي که رويکردي تلفيقي نسبت به مسئله ي نابرابري اجتماعي اتخاذ نموده ،عوامل متعددي را بر آن موثر دانسته است. وي جوامع مبتني بر شكار و جمع‏آوري خوراك، كشاورزي و صنعتي را با هم مقايسه نموده و وضعيت آموزش، سن، جنسيت، قوميت، نژاد و مذهب آن دوره‏ها را مشخص مي‏نمايد. به زعم لنسكي، در جوامع كشاورزي سنتي، نهادهاي آموزشي بسيار محدود بوده‏اند. با وجود گسترش آموزش در جوامع صنعتي، فرصت‏هاي نابرابر آموزشي تداوم داشته و اين امر بيش از همه ناشي از منابع مالي و گروه‏ همالان است. در جوامع كشاورزي جايگاه زنان بواسطه ارتباط آنها با مردان مشخص مي‏شود. همچنين در تحليل‏هاي جوامع صنعتي پيشرفته ممكن است نقش جنس در فرايندهاي توزيعي بطور آشكاري خنثي شده باشد. طبقات نژادي و قومي نيز در دسترسي به تسهيلات متفاوت‏اند. اين طبقات كه غير قابل انعطاف‏اند، نسبت به ساير طبقات شغلي، تحصيلي و . . . از آگاهي بيشتري برخوردارند. از سوي ديگر مهم‏ترين بنيانهاي روابط طبقاتي از ديدگاه قانع، “مالكيت، ثروت و درآمد” و “قوميت” بوده‏اند. رويكرد شاعر به مسئله تضادي بوده و خواستار برقراري عدالت اجتماعي از طريق انقلاب زيردستان است. عواملي مانند سن، مذهب و محدوده‏ي مكاني نيز بازنمايي ضعيفي در متن داشته‏اند.از اين متون و در ارتباط با چارچوب نظري ،فرضيات را استخراج نموده ايم .
با توجه به ابعاد چند گانه ي مسئله ، لزوم تلفيق ديدگاه هاي ساختاري و فرهنگي (بعد عيني و ذهني) تشخيص داده شده است. ديدگاه‏هاي ساختاري که صرفا به بعد عيني مسئله توجه دارند ،از جانب رويكردهاي فرهنگي مورد انتقاد قرار گرفته‏اند(بورديو متاثر از وجودگرايي سارتر ،ساختارگرايي آلتوسر و اشتراوس را نقد مي کند). نزديک ترين چارچوب تحليلي به مسئله ي مورد بررسي ما ترکيبي از ديدگاه هاي وبر، پارکين و بورديو مي باشد. از ديدگاه بورديو جهت تحليل نابرابري در وضعيت اقتصادي، از ديدگاه پارکين جهت تحليل نابرابري در وضعيت اجتماعي و از ديدگاه وبر جهت تحليل نابرابري در وضعيت سياسي استفاده به عمل مي آيد. هر يک از اين ابعاد سه گانه از نظر تحليلي داراي نابرابري خاص خود مي باشند ،حال آنکه در واقعيت اجتماعي ،با يکديگر تلفيق شده ،نظام حقيقي و واقعي نابرابري اجتماعي را پديد مي آورند.
قشربندي اجتماعي در دانش اقتصادي ـ اجتماعي ماكس وبر،مبتني بر توزيع نابرابر قدرت است.وي با ساختن تيپهاي ايده‏آل به تمايز تحليلي ميان ابعاد سه گانه قشربندي اجتماعي، يعني بعد اقتصادي و سياسي و اجتماعي مي‏پردازد. بعد اقتصادي در طبقه اجتماعي و بعد اجتماعي در منزلت و بعد سياسي در حزب يا ساخت قدرت سياسي متجلي مي‏شود. توزيع قدرت سياسي موجب پيدايش گروه‏هاي سياسي متفاوت مي‏گردد كه در شرايط خاص رشد بوروكراسي سياسي وجود پيدا مي‏كند. به زعم پاركين نيز “روابط قدرت عامل اساسي ايجاد نابرابري است و روابط طبقاتي تنها يك شكل خاص از اين روابط قدرت است. علاوه بر روابط نابرابر قدرت بين طبقات مختلف اجتماعي، شاهد روابط نابرابر قدرت در جوامع مختلف بين گروه‏هاي مختلف جنسي، نژادي، مذهبي و قومي نيز هستيم” .از ديد پاركين، نابرابري‏هاي وابسته به نظام طبقاتي در دو بعد به هم پيوسته قابل تشخيص‏اند، كه يكي از آنها “تخصيص پاداش‏ها” در موقعيت‏هاي مختلف نظام اجتماعي است و ديگري فرايند “به كارگيري” در اين موقعيت‏ها مي‏باشد. جوامع مدرن هر دو شكل نابرابري را به نمايش مي‏گذراند. همچنين ،پاركين ديدگاه وبر را در مورد قدرت روشن ندانسته و كاستي آن را بر اساس مفهوم “انسداد اجتماعي” 1رفع مي‏كند،كه در آثار وبر كمتر به آن اشاره شده است. در ديدگاه بورديو نيز، دولت محصول فرايند انواع مختلف سرمايه از قبيل سرمايه نيروي فيزيكي يا ابزارهاي اجبار (ارتش، پليس)، سرمايه اقتصادي، سرمايه فرهنگي يا به تعبير بهتر، سرمايه اطلاعاتي و سرمايه نمادين است؛ تراكم انواع مختلف سرمايه به ظهور يك سرمايه خاص دولتي منجر مي‏شود كه دولت را قادر مي‏كند تا بر حوزه‏هاي مختلف و بر انواع مختلف سرمايه‏هاي خاص، و به خصوص بر نرخ تبديل ميان آن سرمايه‏ها و بر روابط قدرت ميان دارندگان آن سرمايه‏ها، اعمال نفوذ كند. زبان، معاني و نظام نمادين افراد در رأس قدرت، بر بقيه مردم جامعه تحميل مي‏شود. زبان از واقعيات اجتماعي نمادين است. گفتمان‏ها و نمادها بر واقعيت‏هاي اجتماعي تأثير مي‏گذارند و به صور مختلف سلطه شكل مي‏دهند. از مطالب فوق به اين نتيجه مي‏رسيم كه تحقق دولت حركتي است موازي تحقق حوزه قدرت كه اين حوزه فضاي بازي‏اي است كه دارندگان سرمايه‏هاي گوناگون، به ويژه براي اعمال قدرت بر دولت، درون آن به نبرد مي‏پردازند.از اين چارچوب نظري فرضيات تحقيق استخراج شده اند.
با توجه به چارچوب نظري که بيشتر در پارادايم تعريف قابل فهم بوده ،از روشهاي مشاهده ،مصاحبه ي عميق و استاندارديزه استفاده شده است. جامعه ي آماري پژوهش فوق با توجه به اهميت موضوع و ساختار سوالات ،دانشجويان کرد دانشگاههاي آزاد اسلامي واحد مهاباد و دانشگاه سليمانيه مي باشد.از نرم افزار spss جهت تحليل هاي يک و دو متغيره و تحليل رگرسيوني چند متغيره استفاده شده است.بر اين اساس مي توان گفت که:
– ميزان مشارکت در سليمانيه بيشتر از مهاباد و ميزان نابرابري در مهاباد بيشتر از سليمانيه بوده رابطه ي حکومت و مردم در سليمانيه بهتر از مهاباد است.اين فرضيه که با افزايش مشارکت در انتخابات از شدت نابرابري کاسته مي شود ،رد نشده است.
– موقعيت شغلي و نقش آن در سلسله مراتب قشربندي مورد توجه لنسکي، پارکين و بورديو بوده است. در مهاباد اختلاف معني‌داري بين موقعيت شغلي و نابرابري اجتماعي وجود دارد. در اين شهر مشاغل مديريتي،سمت هاي بالاي اداري و نظامي در انحصار افراد غيرکرد است. تفاوت معني‌داري بين نابرابري اجتماعي و موقعيت شغلي در سليمانيه وجود ندارد و ساختار سياسي انعطاف بيشتري نسبت به مهاباد دارد.
– يکي ديگر از فرضيات ما اين بود که هر چه سرمايه اقتصادي افراد بيشتر باشد، نابرابري در وضعيت سياسي کمتر مي‌شود. اين فرضيه در سليمانيه ابطال ولي در مهاباد ابطال نشده است. بدين معني که در مهاباد اختلاف معني‌داري بين سرمايه اقتصادي افراد و نابرابري در وضعيت سياسي وجود دارد. در ميان افرادي که سرمايه اقتصادي بالايي داشته و سمت‌هاي بالاي اداري و شغلي را اشغال کرده‌اند که اکثراً غيربومي‌اند نابرابري اجتماعي کمتري وجود دارد ،چرا که قدرت ،نهايتا ريشه در نظام اقتصادي دارد(بارساميان،1373: 80). با توجه به ساختار بسته حکومتي در منطقه کردستان و طرد کردها از مديريت شهري و منطقه‌اي، نابرابري در وضعيت سياسي در اين شهر زياد شده است. در سليمانيه، اختلاف معني‌داري بين سرمايه اقتصادي و نابرابري در وضعيت سياسي وجود ندارد. در اين شهر نابرابري در وضعيت سياسي بيش از آنکه وابسته به سرمايه اقتصادي باشد، به عضويت در احزاب وابسته است.
– بين جنسيت و نابرابري اجتماعي در مهاباد و سليمانيه ،اختلاف معني داري وجود دارد. سلسله مراتب جامعه ي سنتي ،عشيره اي و مذهبي در کنترل زنان و محدوديت آنها موثر بوده است.
– بر اساس تحليل مسير حاصل از تحليل رگرسيوني چند متغيره مي توان گفت که مهم‌ترين عامل نابرابري اجتماعي در مهاباد سرمايه‌ي اقتصادي و در سليمانيه تحصيل مي باشد.در هر دو شهر بعد ازط موارد فوق ، موقعيت شغلي، در وضعيت استعماري بودن جامعه و سرمايه‌ي فرهنگي قرار مي‌گيرند.
– ميزان آشنايي دانشجويان کرد در سليمانيه با زبان کردي بيشتر از دانشجويان کرد در مهاباد مي باشد. زبان كردي در سليمانيه براي توليد ادبيات رسمي در ادارات ،سازمانها ،سخنرانيها ،دانشگاهها و … كاربرد دارد،در حالي كه زبان كردي در مهاباد ،در گفتگوهاي خودماني ،در ادبيات مردمي و مانند آن به كار مي‏رود. 100% مکاتبات دانشجويان پاسخگوي مرد در سليمانيه و 3/33% در مهاباد به زبان کردي است. زبان گفتاري (در جمع دوستان) 85 درصد پاسخگويان در مهاباد کردي و 15 % فارسي بوده است. در سليمانيه تمامي دانشجويان در جمع همسالان به زبان کردي صحبت کرده‌اند. .زبان گفتاري80% پاسخگويان زن در مهاباد و 100% در سليمانيه در جمع دوستان کردي بوده است.100% پاسخگويان مرد در سليمانيه و 3/53% پاسخگويان در مهاباد براي کارهاي رسمي از زبان کردي استفاده کرده اند.
– نخبگان اقتصادي – سياسي در گذشته ي منطقه ي کردستان ،آغاها و افراد مسلح ،شيوخ و مريدانش بودند.در جامعه ي کنوني کردستان ،زمين داران بزرگ شهري ،روحانيون و نظاميان و بروکرات هاي دولتي،قاچاقچيان ،بازرگانان ،بازاريان و درس خواندگان شهري قدرت را در دست دارند. جمعيت انبوهي از مردم كردستان به كشاورزي يا به كارهاي كم درآمد در بخش خدمات مشغولند. از سوي ديگر حاكم بودن نگاه امنيتي ـ نظامي بر كردستان و عدم سرمايه‏گذاري باعث رواج قاچاقچي گري شده است.
– به غير از مخارج ضروري زندگي در سليمانيه گردش و تفريح جزو اولين اولويت زندگي به شمار مي‌رود. اکثر ساکنان سليمانيه در روزهاي تعطيل و گاهاً عصرها به اماکن تفريحي و دامنه کوه‌ها و درياچه‌ها مي‌روند. وسيله نقليه دومين اولويت و از ضروريات زندگي در اين شهر محسوب مي‌شود. ظواهر شخصي و خريد کتاب بعد از موارد ذکر شده قرار مي‌گيرند. در مهاباد، خريد کتاب اولين اولويت مخارج زندگي در بين دانشجويان مي‌باشد. ظواهر شخصي و گردش و تفريح نيز هر کدام به ترتيب با 7/18% و 3/13 % در رتبه‌هاي بعدي جاي مي‌گيرند. ورزش، وسيله نقليه و موسيقي از کمترين ارزش در سبد مخارج و هزينه‌هاي دانشجويي در مهاباد برخوردار مي‌باشند.
مسائل اجتماعي داراي ابعاد چند گانه اي هستند.نابرابري نيز از اين قاعده مستثني نيست.در جوامع چند مليتي خاورميانه ،مللي که زودتر به مرحله ي تشکيل دولت رسيده اند ،سعي داشته اند به نابودي ساير ملت هاي تحت سلطه شان از سويي و يا جذب انها مبادرت ورزند.کردها در اين منطقه همواره در مقابل سياست هاي سرکوب گرانه ي حکومت هاي حاکم بر کردستان ،سياست مقاومت پيشه کرده اند.
پيامد سلطه ي حکومت هاي حاکم بر کردستان ،توسعه نيافتگي کردستان بوده است. ظهور جنبش ملي کرد و آگاهي از اين پروسه (وضعيت نابرابر سياسي ،اجتماعي و اقتصادي)باعث تضاد منافع دولتي و کردها شد.اين جنبش در عراق همواره حدي از خودمختاري را براي کردها به ارمغان داشته است.آنها عليرغم تحمل حوادث و فجايع حلبجه و انفال ،پيشرو جنبش ملي کرد باقي مانده اند.هم اکنون کردها در سليمانيه و هولير(اربيل)به لحاظ زباني ،سياسي و اقتصادي در جايگاهي بهتر از کردهاي ساير کشورهاي ديگر قرار دارند.زبان کردي در اين مناطق ،زبان مولد ثروت و قدرت است.اين زبان در مدارس و دانشگاهها به طور طبيعي آموزش داده شده و در توليد ادبيات رسمي نقشي والا دارد.وضعيت اقتصادي آنها نيز بهتر از ساير مناطق کردستان است.بازرگاني ،عايدات ناشي از گمرک کردستان و سهميه فروش نفت باعث شده که همه مردم از حداقل درآمد برخوردار باشند.احزاب نيز مي توانند به طورآزادانه فعاليت کنند.مهمترين مسئله ي کردستان عراق ،فقدان پروژه هاي زيربنايي ،فضاي شهري ،آب ،برق و جاده سازي است.رژيم بعث در طول سالها حکومت بر کردستان ،از اجراي پروژه هاي زيربنايي در اين مناطق جلوگيري کرده است.از سال 2002-1991 نيز تحريم هاي حکومت مرکزي ،جنگ هاي داخلي و مداخله کشورهاي همسايه به عقب ماندگي دامن زده است. دوره ي سازندگي در کردستان بعد از سقوط دولت بعثي صدام شروع شده است.
در مهاباد و اکثر شهرهاي کردستان ايران برخلاف عراق پروژه هاي آب رساني ،برق ،گاز ،تلفن و جاده سازي از پيشرفت محسوسي برخوردار است.بسياري از کردها در عراق،احزاب حاکم بر کردستان را در کوتاهي امر جاده سازي و پروژه هاي آب رساني و … در مقايسه با کردستان ايران به باد انتقاد مي گرفتند.در کردستان عراق برخلاف کردستان ايران ،نقدينگي مردم زياد ،ولي امکانات رفاهي عمومي در حد بسيار پاييني است(سيماي عمومي شهر مهاباد ،وضعيت پايانه ها و بهداشت به مراتب بهتر از سليمانيه است).زبان کردي در کردستان ايران در توليد ادبيات رسمي نقشي نداشته و در گفتگوهاي خودماني و در ادبيات مردمي کاربرد دارد.همچنين احزاب نقشي در زندگي مردم ندارند.دولت ،قدرت مطلق منطقه بوده و انحصار انواع سرمايه ها را در اختيار دارد.اين امر باعث شده که گرايش ناسيوناليسم کردي در اين مناطق ،همچنان دست بالا را داشته باشد.
فرايند تعديل نابرابري اجتماعي در کردستان ايران مي تواند گامي در جهت پيشبرد انسجام ملي ايرانيان باشد.دولت که محصول تراکم انواع مختلف سرمايه است ،بايد در راستاي کاهش نابرابري گام برداشته و فرايند تحريم2 را از اين مناطق بردارد.مهمتر از اين ،بايد در راستاي تعديل احساس محروميت نسبي گام بردارد.بسياري از افراد در مهاباد به واسطه ي مقايسه اي که با کردستان عراق به عمل مي آوردند (پيامد سفر به آنجا و گسترش شبکه هاي ماهواره اي)،ارزيابي ذهني و ادراک نابرابري از وضعيت اقتصادي – سياسي و اجتماعي مهاباد داشتند.
2-5: ارائه‏ي پيشنهادات
– زبان كردي در مهاباد بر خلاف سليمانيه ،زبان توليد ثروت و قدرت(سينچکام،1381: 112) به حساب نمي‏آيد.زبان كردي در مهاباد ،به عنوان گونه‏ي پست،به طور طبيعي آموخته مي‏شود،در حالي كه اين زبان در سليمانيه به عنوان گونه والا در مدرسه آموزش داده مي‏شود.در بالاترين سطح در مهاباد ،زبان كردي در موسسه فرهنگي سوما(موسسه غير دولتي)آموزش داده مي‏شود.زبان كردي در سليمانيه براي توليد ادبيات رسمي در ادارات ،سازمانها ،سخنرانيها ،دانشگاهها و … كاربرد دارد،در حالي كه زبان كردي در مهاباد ،در گفتگوهاي خودماني ،در ادبيات مردمي و مانند آن(ژان کالوه،1379: 5-73) به كار مي‏رود.بر اين اساس نابرابري زباني در مهاباد بيشتر از سليمانيه است.اگر زبان کردي بهتر از هر دليلي يگانگي کرد و ايراني را ثابت مي کند پس ضرورت دارد به آموزش زبان کردي در تمامي سطوح آموزشي رسمي در مناطق داراي اکثريت کردنشين مبادرت شود.کمک به شکوفايي زبان و فرهنگ کردي ،کمک به رفع جداييها و سردي ها نيز هست(کندال،1372: 20-19).لذا ترويج زبان فارسي در مناطق کردنشين بدون توجه به زبان کردي نمي تواند به همبستگي اجتماعي در ايران بينجامد(جلائي‏پور،1370: 2-141) 3.به ويژه اينکه کردها “کاربست زبان کردي براي مقاصد آموزشي و اداري”(مک داول،1380: 410)4را از جمهوري کردستان به بعد خواسنار شده اند.عدم توجه به اين امر در کردستان به افزايش نابرابري اجتماعي و ناآرامي منجر مي شود.
– سرمايه ي اقتصادي کردها در سليمانيه بيشتر از مهاباد است.نابرابري در وضعيت اقتصادي نيز در مهاباد بيشتر از سليمانيه است.ديوار حياط منازل در کردستان عراق به مراتب کوتاه تر از کردستان ايران است.اين امر بيانگر آن است که نابرابري درآمدي و ولع ارتقا در اين مناطق کمتر از ايران است. از سوي ديگر مغازه ها به هنگام تعطيلي در طول روز بدون نگهبان و بستن درها رها مي شوند.به طور کلي درآمد مردم در اين شهر بيشتر از مردم مهاباد است.مشاغل سياسي در انحصار کردها بوده و هزينه هاي آب و برق را دولت تامين مي کند.واگذاري پست هاي کليدي اداري در شهر مهاباد به مردم کرد و سرمايه گذاري اقتصادي دولتي در پروژه هاي زيربنايي مي تواند ،نابرابري اقتصادي را در اين شهر تا حدودي کاهش دهد.بسياري از کردها در اين شهر به قاچاق مشغولند و اين مسئله تا حدود زيادي ناشي از بيکاري شديد است.بعد از انقلاب اسلامي 57 در مهاباد هيچ پروژه زيربنايي اجرا نشده است.بر اين اساس ،سرمايه گذاري دولتي و واگذاري پست هاي کليدي اداري در مهاباد ضرورت مي يابد.
– بين جنسيت و نابرابري اجتماعي در مهاباد و سليمانيه تفاوت معني داري وجود دارد.زنان در سليمانيه به واسطه ي رسومي که عثماني ها به نام مذهب در گذشته بر آنها تحميل کرده بودند در وضعيت فرودستي به سر مي بردند.هم اکنون حجاب در اين شهر مانعي براي زنان (برمن،1383: 133)به شمار نمي رود.در مهاباد اين مسئله تداوم داشته و به دليل نابرابري جنسي بسياري از دختران دست به خودکشي مي زنند.نابرابري اقتصادي و ظلم و جور مردسالاري از دلائل خودکشي در اين شهراند(خسروي،1378: 4-81).گسترش نابرابري اقتصادي در مهاباد باعث شده است که برخي از خانواده ها ،دخترانشان را در قبال دريافت مبلغي پول به عقد افراد مسن درآورند.تعديل نابرابري اقتصادي ،استقلال اقتصادي زن و کنار گذاشتن برخي از رسوم برجاي مانده از دوران گذشته مي تواند به کاهش نابرابري جنسي کمک کند.”در بسياري از مناطق کردستان ،رسم بر اين بوده ،که قبل از ورود عروس به خانه ي شوهر ،داماد چند بار با چوب باريکي بر سر عروس زده و عروس نيز در کمال ميل منتظر اجازه ي ورود بوده است.اين امر دال بر تحميل سلطه ي مرد بوده است”(رسول،2004: 39).
– ميزان مشارکت کردها در انتخابات در ايران به غير از دوره اصلاحات ،پايين تر از ميانگين کشوري بوده است.ميزان سرمايه گذاري دولتي و واگذاري تسهيلات و اعتبارات در مهاباد نسبت به شهرهاي ترک نشين استان بسيار کم است.امتياز مهاباد در سال 1381 در استان در جذب اعتبارات دولتي (3/-) بوده در حالي که امتياز اروميه (7/12)،خوي(6/12)،نقده(11)،سلماس(6/7)و مياندوآب(7/1)مي باشد(فرمانداري مهاباد،1384).بر اين اساس رابطه ي مردم در مهاباد و حکومت مرکزي به حالت تنش درآمده است.براي تعديل نابرابري فوق ،ميزان تسهيلات اين شهر بايد به سطح ساير شهرهاي استان برسد.
– با توجه به فعاليت هاي دولتي در مناطق کردنشين ،اکثر پاسخگويان براين باورند که کردستان سرزميني ميليتاريزه شده از سوي حکومت هاي حاکم بر کردستان است.مطالبات کردها همواره به حاکميت ملي گره زده شده و با سرکوب شديد روبرو شده است.اين امر مي تواند به مهاجرت نخبگان از سويي و احساس عدم امنيت و نابرابري منجر شود.براي جلوگيري از بحرانهاي جديد ،مي بايست از شدت اين وضعيت کاسته و قبل از هر کنشي از تجمع نيروهاي ضد شورش جلوگيري کرد.قاضي محمد در جواب وزير جنگ ايران که چرا کردها مخالف سلطه ي ارتش بر کردستان هستند ،مي گويد:دولت ايران به جاي تهديد و حاکم نمودن فضاي نظامي در کردستان بهتر است به امور فرهنگي و اقتصادي مردم رسيدگي کند(مدني،1380: 223).
– احزاب تنها در جوامعي که از ساختار عقلايي برخوردارند ،توسعه مي يابند.هيچ حزب سياسي کردي که از وزارت کشور مجوز فعاليت گرفته باشد ،وجود ندارد.با حضور احزاب در جامعه ،مطالبات مردم شفاف تر شده و زمينه ي گفتمان جديدي شکل مي گيرد که در نهايت مي تواند به تعديل نابرابري در کردستان مدد رساند.”با پذيرش تنوع منابع قدرت5 ،جامعه نيز به سمت توسعه ي سياسي مي رود”(سريع القلم،1376: 86).”دست يابي به برابري و دموکراسي ،تاحدي به توزيع منابع سياسي و تمايل به استفاده از آنها براي کسب اهداف خاص وابسته است”(دال،1382: 78).به لحاظ تاريخي نيز شالوده استوار وحدت سياسي ايران ،تنوع آن بوده است:ايران زمين تا زماني توانست وحدت سياسي خود را حفظ کند که اساس آن بر تنوع استوار بود و هر بار که وحدت و تنوع به درستي فهميده نشد و بيشتر از آن ،هر بار که وحدت بر تنوع چيره شد وحدت و تنوع به يکسان دستخوش مخاطره شده است(طباطبايي،1382: 467).
– اگر کردها در مهاباد از دسترسي به اولين نوع کليدي تحريم(درآمد و شغل هاي رده بالاي حکومتي) ناتوان اند ،در عوض در دست يابي به دومين نوع کليدي تحريم(تحصيل) موفق بوده اند.ميزان تحصيلات دانشگاهي کردها در مهاباد ،بيشتر از سليمانيه است.به دلايلي مانند ادامه ي مبارزات مسلحانه در عراق ،مردم اين شهر ديرتر به تحصيل روي آورده اند. مهاجرت تحصيل کردگان از مهاباد و ساير شهرهاي کردنشين ايران بعد از سال 2002 تشديد شده است.با جذب افراد تحصيل کرده در مهاباد ،مي توان از مهاجرت آنها به کردستان عراق کاست.
– استفاده از سازهاي موسيقي در بين دانشجويان در مهاباد بيشتر از سليمانيه است.در مهاباد نيز فرزندان پزشکان و کارمندان بيشتر از کلاس هاي آموزشگاه هاي موسيقي استفاده مي کنند.کارگران و افراد داراي موقعيت اقتصادي پايين در صورت حضور در اين کلاسها از سن بالاتري برخوردارند.افراد طبقات پايين و روستاييان به دليل انگ “لوتي” کمتر جذب کلاسهاي موسيقي شده اند.گسترش وسايل ارتباط جمعي مي تواند اين باور را کم رنگ کند.
1 – انسداد پاركيني با مفهوم به بن بست رسيدن حکومت در مواقع بحراني متفاوت است.
1- تحريم در جوامع مدرن عمدتا از طريق قوانين و تنظيمات حقوقي و ضمانتهاي اجرايي مربوط به آن اعمال مي شود.اين مسئله در کردستان کمتر قابل مشاهده است.مثلا در قانون اساسي،اقليت هاي قومي حق به کارگيري زبان مادري را در مدارس دارند،ولي در عمل اجرا نمي شود. پس بحث بر سر وجود يا عدم وجود قانون در اين رابطه نيست،بحث بر سر چگونگي اجراي آن قانون در عرصه عمل است.لذا اين فرايند بيشتر پنهاني اعمال مي شود:يک شهردار منطقه جنوبي امريکا در سالهاي پيش از 1960 ،واقعا ممکن نبود بتواند سياهان مغرور را سرکوب يا تهديد به سرکوب کند .اما کافي بود امور مربوط را آن چنان سامان دهد که نگذارد يک نکته به نفع سياهان در دستور جلسه گنجانده شود(کوزر و روزنبرگ،1378: 184).
1 – اصل 15 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:زبان و خط مشترک مردم ايران فارسي است.اسناد و مکاتبات و متون درسي و کتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد ولي استفاده از زبان هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس در کنار زبان فارسي آزاد است(منصور،1378:32).
2- يکي از مواد طرح 8 ماده اي ارائه شده به وسيله حزب دموکرات در مارس 1979(اسفند 57) در يک کنفرانس مطبوعاتي توجه به زبان است:زبان کردي ،زبان رسمي کردستان و دولت منطقه اي خواهد بود.در مدارس زبان کردي تدريس شود و زيان فارسي همچنان زبان رسمي باقي خواهد ماند(کمالي،1381: 8-87).
1- اهميت مسئله در اين است که حزب دموکرات کردستان ايران ،همواره تکثر منابع قدرت را خواستار شده است.يکي ديگر از ماده هاي ارائه شده در سال1979 به تشکيل پارلمان محلي مربوط مي شود:بايد يک پارلمان کردي که اعضاي آن عموما از اهالي منطقه انتخاب شده اند،تاسيس شود.اين پارلمان بالاترين قدرت قانونگذاري منطقه خواهد بود.ماده ي ديگر به وجود ارتش مردمي برمي گردد(کمالي،1381: 8-87).
—————
————————————————————
—————
————————————————————
بررسي مقايسه اي نابرابري اجتماعي در کردستان ايران و عراق با تاکيد بر شهرهاي مهاباد و سليمانيه
فصل پنچم: خلاصه و نتيجه گيري
122

123



قیمت: تومان


پاسخ دهید