دانشگاه
دانشکده
عنوان طرح تحقيق
بررسي رابطه بين معلم و دانش آموزان با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مدارس ابتدايي شهر اردبيل
استاد راهنما:
دكتر
پژوهشگر:
اسفند
1392
مقدمه
آدمي از بدايع عالم خلقت است و تحقق كمال و انسان شدن وي منوط به تعليم و تربيت، رهبري و هدايت است. مسئله تعليم مهمترين و دشوارترين مسئله مبتلا به انسان است. از بدايع بشري هنر اداره كردن و هنر آموختن و ساختن است و بنابراين اين دو از دشوارترين، حساس ترين و پرثمرترين كارهاي آدمي است. علوم انساني وجوه مختلف روابط انساني را بررسي مي کند و به قانونمنديهايي دست مي يابد. در اين بين تعليم و تربيت از جايگاه ويژه اي برخوردار است زيرا که موضوع تعليم و تربيت ” انسان ” است و معلم، مجري و کارگزار اصلي تعليم و تربيت است (ملکي، 1376). موضوع ارتباط در امور آموزشي مانند تدريس، اندرز، تغيير رفتار و هدايت افراد بسيار پراهميت مي‌باشد. شايد مؤثرترين بخش تعليم و تربيت، نفوذ مدير يا معلم بر شاگرد باشد. تا زماني که دانشآموز تحت تأثير شخصيت مدير و معلم واقع نشود، نمي توان از او توقع داشت که عقايد و افکار او را از روي علاقه بپذيرد و در او تغيير به وجود آيد. در حقيقت تدريس خوب، تأديب مؤثر و تربيت درست و اثربخش، موقعي انجام مي گيرد که شاگرد مجذوب معلم، مربي و مدير خود شده باشد. اين جذب و دلبستگي به طور تنگاتنگي با روش و مهارت هاي برقراري ارتباط همبستگي دارد (ميرکمالي، 1378‌‌:‌86). آموزش و پرورش تحقق بخش اهداف جامعه نسبت به نسل آينده سازي است. فعاليت ها و تعاملات افراد در نظام آموزشي و به طور اخص در مدارس بايد به نحوي باشد که مدارس را در دستيابي به اهداف ياري دهنده باشد و اثربخشي سازماني مدارس را افزايش دهد. همانطور که ذکر شد عامل تاثير گذار بر ايجاد علاقه و انگيزه دانش آموزان معلم است بنابراين بررسي عوامل تاثير گذار بر فرايند ياددهي و يادگيري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان به عنوان يکي از دغدغه هاي اصلي نظام آموزشي حائز اهميت مي باشد.
بيان مسأله
يادگيري پديده اي اجتماعي است و اين پديده بدون وجود روابط بين اعضاي جامعه امکان پذير نيست (ميرکمالي، 1378). روابط انساني در يک سازمان آموزشي فرآيند برقراري، حفظ و گسترش رابطه هدفدار پويا و دوجانبه بين اعضاي يک سيستم اجتماعي(مدرسه) است که با تامين نيازهاي منطقي اجتماعي و رواني فرد و گروه سبب تفاهم احساس رضايت و سودمندي متقابل و به وجود آمدن زمينه هاي انگيزش و رشد و تسهيل رسيدن به اهداف سازمان آموزشي مي شود(ميرکمالي، 1373).
در سازمان هاي آموزشي و به ويژه سازمان آموزش و پرورش و به طور اخص مدارس و به طور اساسي مديران و معلمان و ساير اعضاي مدرسه با دانش آموزان سرو کار دارند (خالقيان، 1386). مير کمالي (1386) يکي از مهمترين علايم و نشانه هاي وجود اختلال در روابط انساني را نامطلوب بودن بازده و يا همان عدم پيشرفت تحصيلي و تربيتي دانش آموزان، علي رغم وجود تکنولوژي و امکانات لازم مي داند (ميرکمالي، 1386: 183). ملکي (1376) صلاحيت معلم را در مجموعه شناخت ها، گرايش ها و مهارت هايي مي داند که معلم با کسب آنها مي تواند در جريان تعليم و تربيت به پرورش جسمي، عقلي، عاطفي، اجتماعي و معنوي فراگيران کمک کند. از آنجا که مهمترين هدف هر سازمان آموزشي يادگيري دانش آموزان مي باشد و از طرفي بيشترين روابط موجود در مدارس روابط بين معلمان و دانش آموزان است به اعتباري مي توان گفت مسئوليت اصلي فرايند ياددهي – يادگيري و به طور کلي امر آموزش و پرورش دانش آموزان به عهده معلمان است (خالقيان، 1386). بر اين اساس مي توان بخشي از صلاحيت هاي معلمان را از طريق سنجش روابط انساني مطلوب با دانش آموزان و در نتيجه تاثير اين فرآيند بر پيشرفت تحصيلي آنها سنجيد.
محيط مشوق و حمايتگر در مدرسه و کلاسهايي که در آن احترام متقابل ميان معلم و دانش آموزان برقرار و روابطي مبتني بر همکاري و مشارکت ميان دانش آموزان حاکم باشد، نه تنها رضايت و شادماني دانش آموزان را تأمين مي کند بلکه بر اساس يافته هاي فيشر و همکاران (1995) بين رفتار ميان فردي معلم، پيشرفت تحصيلي و نگرش دانش آموزان به درس رابطه معناداري ايجاد مي کند (بازرگان و صادقي، 1380). امروزه قدرت، عبارت از توانايي ايجاد ارتباط و نفوذ در ديگران است (آقايانس جواد،1372: 18). بارنارد مي گويد، هر انساني داراي اهدافي است که رسيدن به آن اهداف مستلزم همکاري افراد و بخشهاي مختلف مي باشد و اين همکاري بدون وجود ارتباط و تماسهاي مکرر غير ممکن است. ارتباط وسيله اصلي زندگي انسانهاست. ارتباط در عين حال يک موضوع دربرگيرنده مي باشد که همه ابعاد و جنبه هاي زندگي فردي، گروهي، سازماني و اجتماعي انسانها را فرا مي گيرد. نحوه و کيفيت برقراري ارتباط تأثير بسزايي در حل مشکلات، موانع و تعارضات داخل سازمان و مسايل خارج از سازمان دارد. بسياري از مشکلات، نارسايي ها و ناراحتي ها از طريق بحث، تبادل نظر و در جريان قرار دادن افراد قابل درک و کشف مي شود (ميرکمالي،1386: 189). در واقع اهميت ارتباطات سازماني انکار ناپذير است، زيرا مراحل و فرايندهاي انجام کار را تسهيل و ترغيب کرده، تبادل مداوم اطلاعات بين کارکنان رده هاي مختلف سازماني را امکان پذير مي سازد. بنابراين اگر ارتباطات مؤثر وجود نداشته باشد، تصميم گيري کليه افراد دچار اشکال شده، سوء تفاهم مرتباً زيادتر خواهد شد. به علاوه از طريق ارتباطات مي توان دانش، آگاهي، انگيزش، تحقق اهداف فردي و گروهي، هماهنگي اعمال و اقدامات، بهداشت رواني افراد و محيط کار، بهتر شدن اوضاع آينده کارکنان و سازمان، رضايت شغلي و اداره بهتر سازمان توسط مدير يا مديران را تضمين يا حداقل تسهيل کرد. به تعبير ديگر، اگر آدمي بر ارتباطات خود با ديگران، کنترل داشته باشد حتي هنگامي که احتمال موفقيت بسيار کم يا صفر باشد، مي تواند نتايج مثبت و برجسته اي را به طور پيوسته به دست آورد (سرمد،1378: 125). مديران و معلمين مي توانند با رفتار و کردار خود مانند يک الگو نمونه باشند. کمتر دانش آموزي است که در تجربه و روابط مدرسه اي خود شيفته و تحت تأثير شخصيت و رفتار يکي از معلمين يا استادان خود قرار نگيرد و به همين ترتيب يکي از معلمين خود را به عنوان الگو و نمونهاي براي زندگي آتي خود انتخاب نکند. رابطه خوب يا بد، تأثيرات مطلوب يا سوئي را در روابط دانش آموزان در حال حاضر و در زندگي آينده آنها دارد. مديران و معلمان بايد در قالب رفتارهاي عادي روزانه خود، چنان رفتارهايي داشته باشند که دانش آموزان تحت تأثير قرار بگيرند و آن را به عنوان الگوي زندگي خود برگزينند (ميرکمالي،1378: 170).
پژوهش هاي دهه هاي 1960 و 1970 اثربخشي معلم را در گرو موفقيت تحصيلي دانش آموزان تلقي مي‌کند. اين مطالعات تدريس را در درجه اول از ديدگاه روش تدريس مورد توجه قرار داده و مهارت معلم را شامل هدايت، پيشرفت دانش آموزان اداره و مديريت بهينه کلاس و سازمان دهي تدريس مي داند. اثربخشي تدريس از نظر لوي، وابلز، و برکلمنز1 (1997) بيش از آنکه ناشي از روش شناختي تدريس باشد، تحت تأثير ارتباطات معلم و دانش آموز قرار مي گيرد. پژوهشگران فوق در مدت 15 سال در هلند، امريکا و استراليا به اين نتيجه رسيده اند که مهارت هاي ميان فردي و حفظ جو مثبت براي يادگيري شرط اساسي است. به نظر آنها معلمان اثربخش علاوه بر داشتن مهارت هاي فني تدريس ارتباط گران خوبي هستند (نقل از بازرگان و صادقي،1380). نتيجه تحقيق ويگفيلد2 ، (2000) نشان مي دهد که معلماني که بتوانند در تعاملات کلاسي خود با دانش آموزان در جهت انجام تکاليف درسي ارزش و انتظار موفقيت ايجاد کنند، دانش آموزان براي جلب رضايت معلم بيشتر تلاش مي کنند. نتايج تحقيقات دن بروک3 وهمکاران (2004) نشان داد که ادراک دانش آموزان از رفتار بين فردي ارتباط قوي با پيشرفت تحصيلي در همه دروس دارد.
ذات تعليم وتربيت اساساً ميان فردي است (گودنو4، 1992؛ ونت زل5، 1991؛ راين6 و همکاران، 1985 ؛ مينوچين7 و شاپيرو8، 1983 ؛ نقل از داويس9، 2001). رابطه مثبت بين معلم و دانش آموز مي تواند به عنوان يک منبع مفيد براي دانش آموز باشد در صورتيکه يک رابطه معيوب مي تواند به صورت يک مانع در برابر موفقيت تحصيلي عمل کند. بنابراين روابط بين فردي نقش تعين کننده در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مي تواند داشته باشد. نويسکي10 و دوک11 ، (1992) نشان داده اند که بين مهارت هاي بين فردي و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد. ترزي12 (2002) بر اهميت مديريت کلاس و تاثير مثبت و برانگيزاننده روابط بين فردي سالم معلم و دانش آموز تاکيده کرده و مطالعات گرکن13 و تاحتا14 (2005) نشان مي دهد که رفتار بين فردي معلمان تاثير قوي برعملکرد رياضي دانش آموزان دارد. اين مطالعات اهميت تعاملات معلم و دانش آموز را در کلاس درس نشان مي دهند (نقل از تللي15 و همکاران، 2007).

ارزيابي تعامل بين معلم و شاگرد
ليري در سال 1957 الگوي ارتباطي را مطرح کرد، که شامل دو بعد سلطه گري16 _ سلطه پذيري17 DS (چه کسي ارتباط را کنترل مي کند و همکاري18 – مخالفت جويي19 co (در يک ارتباط تا چه اندازه همکاري برقرار مي شود) است. او معتقد است تمامي ارتباطات انساني را مي توان با استفاده از اين دو بعد به تصوير کشيد.
وابلز ، کرتون، و هوي مايرز (1988؛ 1987؛ 1985) به طور متوالي از اين الگو براي ارزيابي رفتار معلم استفاده کرده اند . آنها نمونه اي را ساختند که، بر روي دو محور الگوي ليري، هشت نوع رفتار متفاوت در کلاس را مي توان نشان داد. بخش هاي مختلف اين الگو، هشت ويژگي متفاوت رفتاري را به شرح زير توصيف ميکنند.
1- رفتار رهبري20 (DC)
2- رفتار کمک کننده و دوستانه21 (CD)
3- رفتار درک کننده و دوستانه22 (CS)
4- رفتار مبتني بر دادن آزادي و مسئوليت23 (SC)
5- رفتار نامطمئن24 (SO)
6- رفتار ناراضي25 (OS)
7- رفتار سرزنش کننده26 (OD)
8- رفتار جدي27 (DO)
يادگيري نيزبه عنوان يك حق براي تمامي آحاد بشر در ماده 26 بيانيه حقوق بشر و اعلاميه جهاني آموزش براي همه، مصوب در جامتين تايلند(1990) و بيانيه اسپانيا (1990) و اصل 30 قانون اساسي ايران مطرح شده است. پذيرش اعلاميه جهاني آموزش(1990-1994) تعهد مضاعفي را به عهده نظام آموزشي ايران قرارداده است كه در اين ميان آموزش ابتدايي از اهميت و نقش چشمگيرتري برخوردار است.(نقل از مجموعه مصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش،1380).
آنچه ما در اين تحقيق به دنبال آن هستيم اين است که بدانيم مهارت هاي ارتباطي معلمان با دانش آموزان چگونه است ؟ مهارت هاي ارتباطي در بين معلمان مرد و زن چگونه است؟ و آيا بين مهارت هاي ارتباطي معلمان با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان رابطه وجود دارد؟ با توجه به مطالب ذکر شده و همچنين عدم وجود پژوهش هاي کافي در اين مورد، تحقيق حاضر در جهت توجه و پژوهش بيشتر در اين راستا، به بررسي رابطه بين مهارت هاي ارتباطي معلمان با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مقطع ابتدايي شهر اردبيل در سال تحصيلي 88-1392 مي پردازد.

ضرورت پژوهش و اهداف
بيشتر يادگيري ها و آموزش هاي کلاسي از طريق تعامل صورت مي گيرد. معلم با يک شاگرد يا شاگردان متعدد ارتباطاتي رد و بدل مي کند يا دانش آموزان ارتباطاتي با معلم يا دانش آموزان ديگر رد و بدل مي کنند. تعامل در کلاس نه فقط در خدمت رسيدن به هدفهاي آموزشي است، بلکه به عنوان مکانيزمي عمل مي کند که از طريق آن معلم و شاگردان هدفهاي شخصي و اجتماعي خود را تشخيص مي دهند. تعامل نوع اصلي فعاليت در کلاس است و بخش عمده وقت کلاس در تعامل صرف مي شود (گتزلز،1375: 222).
معلمان در کلاس خود سبکي دارند که اين سبک نقش بنياني در درک، تفهيم، انگيزه، کار، موفقيت يا عدم موفقيت دانش آموزان دارد. سبک و روش معلم در کلاس، سبب علاقمندي يا تنفر دانش آموز از درس، کلاس و مدرسه مي شود و تجربيات شيرين يا تلخي را براي ارتباطهاي بين فردي و اجتماعي بعدي او به وجود مي آورد. برخوردهاي درون کلاس، سبب شکل گيري و استحکام شخصيت دانش آموزان مي شود و او ياد مي گيرد که چگونه در بين ديگران و در جامعه زندگي کند (ميرکمالي، 1380 :37).
آموزش، بدون ايجاد رابطه معنايي نخواهد داشت. معلمان در همان آغاز کار خود پي مي برند که نحوه برقراري ارتباط با دانش آموزان بسيار اهميت دارد (اسپالدينگ،1377: 59). يکي از مهارتهايي که معلم بايد با آن آشنا باشد ايجاد روابط انساني موثر و مناسب با دانش آموزان است. اين امر معلم را در راه رسيدن به هدفهاي تدريس ياري مي دهد و شرايط مناسب را جهت تسهيل يادگيري دانش آموزان فراهم مي کند. ايجاد ارتباط صحيح يکي از مهمترين مهارتهاي حرفه معلمي محسوب مي شود و به همين جهت لازم است که معلم بيش از هر مهارت ديگري آن را پرورش دهد (خلخالي و همکاران،1361 : 98).
با توجه به اهميت مهارت هاي ارتباطي پژوهش حاضر با اين هدف انجام مي شود که مهارت هاي ارتباطي معلمان را بررسي کرده و رابطه آن را با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نشان دهد.
هدف کلي :
هدف کلي در اين پژوهش، بررسي رابطه مهارت هاي ارتباطي معلمان با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در سال تحصيلي 88-1392 مي‎باشد.
اهداف جزئي :
1) تعيين مهارت هاي ارتباطي معلمان با دانش آموزان مقطع ابتدائي
2) مقايسه مهارت هاي ارتباطي معلمان با توجه به جنسيت آنان
3) تعيين رابطه مهارت هاي ارتباطي معلمان با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان
سؤالات پژوهش
سؤالات پژوهش بر مبناي اهداف اختصاصي تدوين شده و عبارتند از:
1. مهارت هاي ارتباطي معلمان با دانش آموزان مقطع ابتدائي شهر اردبيل چگونه است؟
2. آيا مهارت هاي ارتباطي معلمان زن و مرد با دانش آموزان متفاوت است؟
3. آيا بين مهارت هاي ارتباطي معلمان با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان رابطه وجود دارد؟
4. سهم هر يك از متغيرهاي مهارت هاي ارتباطي و جنست در پيش بيني پيشرفت تحصيلي دانش آموزان چقدر است؟

پيشينه پژوهش
پيشينه داخلي
در تحقيقي با عنوان بررسي رابطه بين سبکهاي مديريتي معلمان با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان پسر در دبيرستانهاي استان کرمانشاه بين دو متغير سبک رابطه مداري معلمان با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ارتباط معني داري وجود نداشته است و نشان داده شده است که تعداد زيادي از دانش آموزاني که معلمان خود را رابطه مدار دانسته اند، از نظر پيشرفت تحصيلي ناموفق بوده اند و همچنين بين دو متغير سبک وظيفه مداري معلمان با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان رابطه معني داري وجود داشته است و نشان داده شده است که تعداد زيادي از دانش آموزاني که معلمان خود را وظيفه مدار دانسته از نظر پيشرفت تحصيلي موفق بوده اند (نادري ، 1376 :162و166 ). در تحقيقي ديگر نيز با عنوان بررسي رابطه نظرات دبيران درباره سبک رابطه مداري و کارمداري مديران مدارس راهنمايي با پيشرفت تحصيلي بين سبک رابطه مداري مديران با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان همبستگي مثبت وجود داشته در حالي که بين سبک کارمداري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان همبستگي منفي نشان داده شد. همچنين در تحقيق ديگر نيز با عنوان بررسي ميزان مهارتهاي مديرانت از نظر معلمان و رابطه آن با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دبيرستانهاي پسرانه دولتي شهرتهران، بين مهارت فني و اداري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان رابطه معناداري مشاهده گرديد ولي بين مهارت انساني مديران و يشرفت تحصيلي دانش آموزان ضريب همبستگي برابر 19/ 0 درصد به دست آمد(ستاري ، 1382 : 2 ).
پيشينه خارجي
گوگان (1958 ) به نقل از نادري در تحقيق خود به اين نتيجه رسيد که معلمان رابطه مدار ، صميمي و با ملاحظه باعث پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در دروس مختلف مي گردند ( نادري ، 1376 : 6 ). همچنين فلاندرز (1960 )28 به نقل از ايرج آي در تحقيق خود به اين نتيجه رسيد که پيشرفت دانش آموزان و نگرش آنها به موضوعات درسي در کلاسهايي خوب است که معلمين اينگونه کلاسها از يک روش خاص تدريس استفاده نمي کنند و انعطاف دارند. از سوي ديگر معلمين ناموفق آنهايي هستند که خود را به يک روش خشک و انعطاف ناپذير مقيد و محصور ساخته اند (آي ايرج ، 1373 : 34 ). رايانز ( 1960 ) 29 به نقل از نادري به اين نتيجه رسيد که معلمين خوب و رابطه مدار نظر بهتري نسبت به دانش آموزان دارند و در کلاس درس دموکراتيک عمل مي کنند. وي همچنين دريافت که معلماني که داراي سبک وظيفه مدار هستند از اعتماد به نفس کمتري برخوردارند و در کلاس بيشتر به صورت مستبد و آمرانه عمل مي کنند (نادري ، 1376 : 85 ). نويسکي30 و دوک31 ، (1992) نشان داده اند که بين مهارت هاي بين فردي و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد. ترزي32 (2002) بر اهميت مديريت کلاس و تاثير مثبت و برانگيزاننده مهارت هاي ارتباطيسالم معلم و دانش آموز تاکيده کرده و مطالعات گرکن33 و تاحتا34 (2005) نشان مي دهد که رفتار بين فردي معلمان تاثير قوي برعملکرد رياضي دانش آموزان دارد. اين مطالعات اهميت تعاملات معلم و دانش آموز را در کلاس درس نشان مي دهند (نقل از تللي35 و همکاران، 2007)

متغيرهاي پژوهش
متغير پيش بين :
مهارت هاي ارتباطي معلمان به عنوان متغير پيش بين در نظر گرفته شده است.
متغيرملاک:
پيشرفت تحصيلي دانش آموزان به عنوان متغير ملاک در نظر گرفته شده است.
متغير کنترل :
مقطع تحصيلي به عنوان متغير کنترل در نظر گرفته شده است.
تعاريف نظري و عملياتي
تعاريف نظري
مهارت هاي ارتباطي: مهارت عبارت است از کسب پختگي لازم در بکارگيري علم، هنر و فن مديريت که بر اثر تکرار و تمرين حاصل مي شود (ميرکمالي،1378: 27). ارتباط عبارت است از تبادل ميانفردي اطلاعات و ادراک (کريتنر و کينکي، 2008، ص 400). ايوانسويچ و همکاران نيز ارتباط را بدين گونه تعريف مي کنند: انتقال اطلاعات و ادراکات از طريق کاربرد نمادهاي معمول (ايوانسويچ و همکاران، 2008ص 351).
ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال پيام از سوي فرستنده براي گيرنده، مشروط بر آنکه در گيرنده پيام، مشابهت معني با معني مورد نظر فرستنده ايجاد شود( محسنيان راد، 1380: 57). مجموعه اي از رفتارهاست که کيفيت ارتباط شخص با شخص را مشخص مي سازد ( قرباني،1384: 26 ). در اين تحقيق الگوي ارتباطي شامل دو بعد سلطه گري- سلطه پذيري، همکاري – مخالفت جويي است. با تعامل اين دو بعد هشت نوع رفتار متفاوت در کلاس نشان داد مي شود (تللي و همکاران، 2007).
پيشرفت تحصيلي: به ميزان يادگيري در دوره هاي آموزشي رسمي و غير رسمي مي گويند، سطح خاصي از عملکرد در امور مدرسه و مهارت تحصيلي يک دانش آموز به عنوان پيشرفت تحصيلي مد نظر قرار مي گيرد (کورسني،1999)36.
تعاريف عملياتي
مهارت هاي ارتباطي: بر اساس الگوي ليري از اجراي پرسشنامه تعامل معلم (QTI) هشت ويژگي متفاوت رفتاري رفتار رهبري، رفتار کمک کننده و دوستانه ، رفتار درک کننده و دوستانه، رفتار مبتني بر دادن آزادي و مسئوليت ، رفتار نامطمئن ، رفتار ناراضي ، رفتار سرزنش کننده و رفتار جدي توصيف مي شود. اين مقياس شامل 64 گويه است
پيشرفت تحصيلي : منظور معدل دانش آموزان مي‌باشد
طرح پژوهش
طرح اين پژوهش از نوع طرح‌هاي غيرآزمايشي و به طور دقيق‌تر همبستگي از نوع پيش بيني مي‌باشد، زيرا هدف آن پي بردن به روابط بين متغيرها و تغييرات متغير ملاك (پيشرفت تحصيلي) براساس متغيرهاي پيش بين (مهارت هاي ارتباطي و بين فردي) معلمان است.
جامعه آماري، روش نمونه‌گيري و حجم نمونه
جامعه آماري: جامعه آماري اين پژوهش عبارت است از کليه دانش آموزان پايه پنجم مقطع ابتدايي شهر اردبيل در سال تحصيلي88 – 87 تعداد کل دانش آموزان پايه پنجم ابتدايي شهر اردبيل در سال تحصيلي 88 – 87 برابر با 26536 مي باشد.
روش نمونه‌گيري: با توجه به اين که جامعه مورد مطالعه از گروه‌هاي مختلف تشکيل شده است لذا براي نمونه‌گيري از روش نمونه‌گيري طبقه‌اي استفاده مي‌شود. در نمونه‌گيري طبقه‌اي واحدهاي جامعه مورد مطالعه در طبقه‌هايي که از نظر صفت همگن هستند، گروه‌بندي مي‌شوند تا تغييرات آنها در درون گروه‌ها کمتر شود (سرمد، بازرگان و حجازي، 1383).
حجم نمونه: براي تعيين نمونه مورد نياز با توجه به روش تعيين حجم نمونه در پژوهش‌هاي غيرآزمايشي، تعداد نمونه مورد نياز با استفاده از فرمول زير بدست مي‌آيد :
که در آن

: مقدار متغير متناظر با سطح اطمينان a – 1
: واريانس متغير مورد مطالعه
: اشتباه مجاز اندازه‌گيري
در اين پژوهش، 96/1 = و 25/0 = و07 /0 = منظور شده است که با توجه به موارد فوق نمونه مورد نياز اينگونه قابل محاسبه مي‌باشد

حجم نمونه با توجه به جامعه آماري برابر با 196 نفر بدست آمد كه با توجه به افت احتمالي، 250 نفر انتخاب شدند.
ابزارهاي جمع‌آوري اطلاعات
الف ) پرسشنامه تعامل معلم (QTI)37
پرسش نامه روشي است که محقق به وسيله آن اطلاعات مورد نياز را با طرح تعدادي سوال به صورت کتبي ، از پاسخگو دريافت مي کند. اين روش يکي از شيوه هاي جمع آوري اطلاعات است ( رمضاني ، 1380 : 108 ). بر اساس الگوي ليري و 8 شيوه رفتاري، پرسشنامه تعامل معلم (QTI) نخست در هلند با 77 سوال در سال 1980، تهيه شد و قابليت اعتماد آن در چند مطالعه (وايلز، کرتون و هوي مايرز، 1985؛ برکلمنز، وابلز و کرتون، 1990) به تاييد رسيد؛ سپس فرم 64 سوالي پرسشنامه براي معلماني که تمايل به اندازه گيري و بهبود جو کلاس خود داشتند تدوين شد. از اين پرسشنامه پنجاه هزار معلم و دانش آموزاستفاده کرده اند و متن پرسشنامه به زبان هاي انگليسي، هلندي ، روسي، اسلاوياي و سوئدي موجود است (نقل از بازرگان و صادقي، 1380). تللي و همکاران (2007) اعتبار و روايي اين پرسشنامه را بالا گزارش کرده اند. نسخه فارسي اين پرسشنامه توسط بازرگان و صادقي (1380) ترجمه وآماده شده است. لذا در تحقيق حاضر بر اساس الگوي ليري و 8 شيوه رفتاري از پرسشنامه تعامل معلم (QTI) استفاده خواهد شد.
ب) کارنامه دانش آموزان
روش‌هاي تحليل آماري
به منظور تحليل داده‌ها از روش‌هاي تحليل عاملي اکتشافي، همبستگي پيرسون، رگرسيون و آزمون t استفاده خواهد شد.
از روش تحليل عاملي جهت بدست آوردن اعتبار38 و روائي39 مقياس تعامل معلم استفاده خواهد شد، براي بررسي رابطه مهارت هاي بين فردي معلم با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان از همبستگي و براي پيش بيني پيشرفت تحصيلي از رگرسيون و براي مقايسه از آزمون t مستقل استفاده مي گردد.
منابع فارسي
اسپالدينگ، چريل ال (1377). انگيزش در كلاس درس. ترجمه محمدرضا نائينيان؛ اسماعيل بيابانگرد. تهران: سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي، انتشارات مدرسه.
آقايانس جواد، محمد (1372). نفوذ (چگونه مي توان در مردم نفوذ کرد آنها را به خود علاقمند ساخت و باور و رفتارشان را تغيير داد). چاپ اول، ناشر پويا ذهن.
آي، ايرج (1373). ويژگيهاي يک معلم خوب. پايان نامه کارشناسي ارشد: دانشکده روان شناسي و علوم تربيت دانشگاه علامه طباطبايي.
بازرگان، زهرا؛ صادقي، ناهيد (1380). بررسي رفتار ميان فردي معلمان با دانش آموزان مدارس راهنمايي دخترانه تهران. مجله روان شناسي و علوم تربيتي، شماره 2، سال سي و يکم.
خالقيان، بلال(1386): روابط انساني در مدرسه، انتشارات مهاجر
خلخالي، مرتضي؛ يغما، عادل؛ هرمزي، محمود (1361). فن معلمي (فنون و مهارتهاي تدريس). انتشارات دفتر تحقيقات و برنامه ريزي درسي و تاليف.
رمضاني، خسرو (1380). روش هاي تحقيق در علوم رفتاري و علوم اجتماعي. چاپ چهارم، انتشارات فاطميه.
ستاري، صدرالدين (1382). بررسي ميزان مهارتهاي مديران از نظر معلمان و رابطه آن با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دبيرستانهاي پسرانه شهر تهران. پايان نامه کارشناسي ارشد. دانشکده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران.
سرمد، زهره؛ بازرگان، عباس؛ حجازي، الهه (1385). روشهاي تحقيق در علوم رفتاري. تهران: انتشارات آگاه.
سرمد، غلامعلي (1378). روابط انساني در سازمان هاي آموزشي. چاپ اول: انتشارات سمت.
‌‌قرباني، نيما (1384). سبکها و مهارت هاي ارتباطي. تهران، انتشارات تبلور
گتزلز جي، دبليو (1375). روان شناسي اجتماعي در آموزش و پرورش. ترجمه يوسف كريمي. چاپ دوم، نشر ويرايش.
مجموعه مصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش(1380). دبيرخانه شوراي عالي آموزش و پرورش.
محسنيان راد، مهدي (1380). ارتباط شناسي. ارتباطات انساني (ميان فردي ، گروهي ، جمعي). تهران: سروش، انتشارات صدا و سيما.
ملکي، حسن (1376). صلاحيت هاي حرفه معلمي ، چاپ اول، انتشارات مدرسه.
ميرکمالي، محمد (1373). رهبري و مديريت آموزشي. تهران: نشر رامين.
ميرکمالي، محمد (1378). روابط انساني در آموزشگاه. چاپ اول: نشر يسطرون.
ميرکمالي، محمد (1386). رفتار و روابط در سازمان و مديريت. چاپ پنجم: نشر يسطرون.
نادري، نادر (1376). بررسي رابطه بين سبکهاي مديريتي معلمان با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان پسر در دبيرستانهاي استان کرمانشاه. پايان نامه کارشناسي ارشد: دانشکده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران.
منابع لاتين

Corsini, Raymond j (1999). The dictionary of Psychology. Taylor& Francis Group.
Davis. A. Heather (2001). The Quality and Impact of Relationships between Elementary School Students and Teachers. Department of Educational Psychology, University of Georgia. Contemporary Educational Psychology 26, 431-453. www. Idealibrary.com.
den Brok, P., Brekelmans, M., & Wubbels, T. (2004). Interpersonal teacher behaviour and student outcomes. School Effectiveness and School Improvement, 15(3/4), 407-442.
Ivancevich, J. Konopaske, R. &Matteson, M. (2008). Organization Behavior and Management (8th ed). New York: McGraw-Hill.
Kreithner, R&Kinicki, A. (2008). Organization Behavior (8th ed). New York: McGraw-Hill.
Nowicki, S., Jr., & Duke, M. P. (1992a). The association of children’s nonverbal decoding abilities with their popularity, locus of control, and academic achievement. Journal of Genetic Psychology, 153, 385-393.
Telli, Sibel ., den Brok, P., Cakiroglu, J. (2007). Students’ perceptions of science teachers’ interpersonal behaviour in secondary schools: Development of a Turkish version of the Questionnaire on Teacher Interaction. Learning Environ Research (2007) 10:115-129
Wigfield, A., & Eccles, J. S. (2000). Expectancy-value theory of achievement motivation .Contemporary Educational Psychology, 25, 68-81.
1- Wubbles, Levy & Berekelmans
2 -Wigfield
3- den Brok
4 -Goodenow
5 -Wentzel
6- Ryan
7- Minuchin
8 -Shapiro
9 -Davis
10 – Nowicki
11 – Duke
12 – Terzi
13- Gorgen
14 -Tahta
15 -Telli
16- Dominance
17 – Submission
18- Cooperation
19- Opposition
20 – leadership
21 – helping and friendly
22 – understanding
23 – student responsibility & freedom
24 – uncertain
25 – dissatisfied
26 – admonishing
27 – strict
28- Flanders
29- Ryans
30 – Nowicki
31 – Duke
32 – Terzi
33 – Gorgen
34 – Tahta
35 – Telli
36- corsini
37 – Questionnaire on Teacher Interaction
1 – reliability
2- validity
_________________________________________________________________
————————————————————
—————
————————————————————
5
2



قیمت: تومان


پاسخ دهید