فصل چهارم
پالينوستراتيگرافي و پالئواکولوژي
4-1- بيوستراتيگرافي گردنه پلميس
مطالعه آکريتارش‌هاي سازند نيور در برش چينه شناسي گردنه پلميس در 37 اسلايد، منجر به شناسايي 51 گونه (متعلق به 23 جنس) شده است که از اين ميان گونه هاي Dactylofusa persianeusie و Goniosphaeridium iraneuse و همچنين Salopidium flayelliforme گونه‌هاي جديدي مي‌باشند. مطالعه و بررسي هزاران نمونه آکريتارشي منجر به شناسايي 10 بيوزون در نهشته‌هاي سازند نيور در جنوب شرقي بجنورد شده است. اين بيوزون‌ها که منطبق با بيوزون‌هاي بخش شمالي گندوانا است (Le Herisse et al., 2001; 2015; Ghavidel-Syooki, 2006; 2010; Snape, 1993; Le Herisse, 2002) به ترتيب از بخش قاعده اي به بالا معرفي و تشريح مي‌گردند (شکل 4-1):
4-1-1- بيوزون Salopidium flayelliforme
اين بيوزون آکريتارشي در قاعده سازند نيور و در بخش تحتاني بيوزون Dactylofusa striatifera شناسايي شده است. ضخامت اين بيوزون 77 متر بوده و شامل نمونه هاي 7685 تا 7693 مي‌باشد. اين بيوزون بر مبناي ظهور و انقراض گونه آکريتارشي Salopidium flayelliforme معرفي شده است. قابل توجه است که گونه مذکور در اين مطالعه براي اولين بار در نمونه هاي 7685، 7687، 7688، 7693 شناسايي و معرفي شده است و پيش از اين در مطالعات قبلي گزارش نشده است. آکريتارش هاي همراه اين بيوزون شامل گونه هاي Multiplicisphaeridium mingusi, Pteroverricatus occuliformis, Hoegklintia digitata, Multiplicisphaeridium sp., Cymbosphaeridium sp. مي‌باشد. همچنين گونه هاي Hoegklintia coralline, Goniosphaeridium sp., Diexallophasis denticulata, Evittia denticulata denticulata, Multiplicisphaeridium neaghae از بخش زيرين (نمونه 7682) وارد اين بيوزون شده اند.
گونه Multiplicisphaeridium mingusi تاکنون از نهشته هاي سيلورين پيشين لهستان (Masiak et al., 2003) و سيلورين پيشين سازند سرچاهان (قويدل سيوکي، 1390) گزارش شده است.
گونه Hoegklintia digitata نيز که از قاعده و بخش مياني اين بيوزون شناسايي شده و وارد بيوزون هاي بالايي نيز مي‌شود، تاکنون از سيلورين انگلستان (Dorning, 1981)، ونلوک آغازين بورنهلم (Smelror, 1990) و همچنين از سيلورين آغازين عربستان سعودي (Le Herisse et al., 2015) گزارش شده است.
گونه Pteroverricatus occuliformis نيز تاکنون از نهشته هاي سيلورين آغازين (early Telychian) عربستان سعودي (Le Herisse, 2000) گزارش شده است.
4-1-2- بيوزون Dactylofusa striatifera
اين بيوزون که بر روي بيوزون Salopidium flayelliforme و در قاعده بيوزون Tunisphaeridium tentaculiferum واقع شده است، داراي ضخامت 72 متر بوده و شامل شماره نمونه‌هاي 7693 تا 7740 مي‌باشد. قاعده اين بيوزون بر پايه ظهور گونه Dactylofusa striatifera و حد فوقاني آن بر پايه ظهور گونه Tunisphaeridium tentaculiferum شناسايي شده است. آکريتارش‌هاي همراه اين بيوزون شامل Diexallophasis denticulata subsp. tribrachiatum, Leiofusa bispinoides, Dactylofusa estillis, Visbysphaera pirifera مي‌باشد.
گونه Dactylofusa striatifera تاکنون از سيلورين مراکش (Snape, 1993)، از سيلورين کپه داغ (Ghavidel-Syooki, 2000) و بسياري نقاط ديگر جهان نظير سيلورين استوني (Delabroye et al., 2011) گزارش شده است.
گونه Leiofusa bispinoides تاکنون از نهشته هاي سيلورين آغازين آرژانتين، حوضه آندينا (Inunciaga & Gutierrez, 2011) و سيلورين ناحيه کپه داغ (Ghavidel-Syooki, 2000) گزارش شده است.
همچنين گونه Dactylofusa estillis نيز تاکنون از نهشته هاي سيلورين بسياري نقاط دنيا نظير نهشته هاي سيلورين آرژانتين (Rubinstein & Vaccary, 2004)، سيلورين کپه داغ (Ghavidel-Syooki, 2000) و نهشته‌هاي سيلورين انگلستان (Dorning, 1981) يافت شده است.
گونه Visbysphaera pirifera نيز تاکنون از نهشته هاي ونلوکين مراکش (Snape, 1993)، خلاندوري- ونلوک کشور ليتواني (Jankauskas & Grityte, 2004) و پالئوزوئيک زيرين طبس (Mehrjerdi, 2001) و سيلورين سوئد (Mullins et al., 2004) گزارش شده است.
گونه Diexallophasis denticulata subsp. Tribrachiatum نيز تاکنون توسط قويدل سيوکي (1373) گزارش شده است.
4-1-3- بيوزون Tunisphaeridium tentaculiferum
اين بيوزون که بر روي بيوزون Dactylofusa striatiferaو در قاعده بيوزون Ammonidium microcladum واقع شده است، داراي31 متر ضخامت بوده و شامل نمونه هاي 7740 تا 7742 مي‌باشد. قاعده بيوزون مذکور بر پايه ظهور گونه Tunisphaeridium tentaculiferum و حد فوقاني آن بر پايه ظهور گونه Ammonidium microcladum مشخص مي‌گردد. مجموعه آکريتارش هاي همراه اين بيوزون شامل Evittia denticulata gotlandica, Baltisphaeridium diabolicum, Salopidium woolhopensis, Multiplicisphaeridium bifurcatum, Veryhachium rhomboidium, Tunisphaeridium caudatum مي‌باشد.
گونه Tunisphaeridium tentaculiferum تاکنون از رسوبات اردويسين مراکش (Snape, 1993)، سيلورين غرب ليبي (Le Herisse, 2002)، سيلورين، ونلوک آغازي بورنهلم (Smelror, 1990)، سيلورين کپه داغ (Ghavidel-Syooki, 2000) گزارش شده است.
گونه Evittia denticulata gotlandica نيز تاکنون از رسوبات سيلورين New Scotia کانادا گزارش شده است.
همچنين قابل ذکر است که گونه Baltisphaeridium diabolicum نيز که از اين بيوزون شناسايي شده است، تاکنون از نهشته هاي سيلورين، آشکوب هاي آئرونين تا تليچين کشور برزيل (Le Herisse et al., 2001) گزارش شده است.
گونه Salopidium woolhopensis نيز براي اولين بار از نهشته هاي سيلورين انگلستان (Dorning, 1981) گزارش شده است.
گونه Multiplicisphaeridium bifurcatum که داراي انتشار جهاني و ارزش چينه شناسي سانبين تا انتهاي هيرنانتين است (Molyneux et al., 1996)، تاکنون از اردويسين پسين شيست هاي گرگان (Ghavidel-Syooki, 2008) و رسوبات اردويسين جنوب شرق گرگان (قويدل سيوکي و حسين زاده مقدم، 1389)، نهشته هاي اردويسين بخش مرکزي البرز (Ghavidel-Syooki, 2000; 2006)، اردويسين پسين شمال آفريقا (Vecoli, 1999) و همچنين از نهشته‌هاي اردويسين کشور عراق (Al-Ameri & Wicander, 2008) نيز گزارش شده است.
گونه Veryhachium rhomboidium نيز تاکنون از رسوبات سيلورين بسياري نقاط دنيا نظير اردويسين پسين انگلستان (Booth, 1979)، ونلوک انگلستان (Downie, 1959; 1963; Lister & Downie, 1967)، دونين پسين بلژيک (Stockmans & Williere, 1960)، اردويسين پسين انگلستان (Turner, 1979)، پرمين انگلستان (Wall & Downie, 1963) گزارش شده است.
گونه Tunisphaeridium caudatum نيز که در اين بيوزون شناسايي شده است، تاکنون از نهشته هاي سيلورين پيشين عربستان سعودي (Le Herisse et al., 2015)، سيلورين انگلستان (Dorning, 1981)، سيلورين کپه داغ (Ghavidel-Syooki, 2000)، دونين (لوکوين- امسين) آرژانتين (Amenabar et al., 2006; 2009; Noetinger & di Pasquo, 2011) گزارش شده است.
4-1-4- بيوزون Ammonidium microcladum
اين بيوزون که بر روي بيوزون Tunisphaeridium tentaculiferumو در قاعده بيوزون Goniosphaeridium makrosphaericum واقع شده است، داراي63 متر ضخامت بوده و شامل نمونه هاي 7742 تا 7746 مي‌باشد. قاعده بيوزون مذکور بر پايه ظهور گونه Ammonidium microcladum و حد فوقاني آن بر پايه ظهور گونه Goniosphaeridium makrosphaericum مشخص مي‌گردد. مجموعه آکريتارش هاي همراه اين بيوزون شامل Visbysphaera microspinosa, Veryhachium polyester, V. europaeum, Dactylofusa maranhensis مي‌باشد.
گونه Ammonidium microcladum تاکنون از نهشته هاي سيلورين مراکش (Snape, 1993)، سيلورين انگلستان (Dorning, 1981) و اردويسين اسکاتلند (Whelan, 1988)، رسوبات خلاندوري- ونلوک ليتواني (Jankauskas & Grityte, 2004)، خلاندوري- ونلوک اسکاتلند (Molyneux et al., 2008)، سيلورين اتريش (Priewalder, 1987)، ونلوک آغازين بورنهلم (Smelror, 1990)، سيلورين سوئد (Stricanne et al., 2006) گزارش شده است.
گونه Visbysphaera microspinosa نيز تاکنون از نهشته‌هاي سيلورين پيشين ناحيه کپه داغ (Ghavidel-Syooki, 2000) و سيلورين بخش شمالي شهر طبس (Mehrjerdi, 2001)، نهشته هاي ونلوکين مراکش (Snape, 1993) و نهشته هاي سيلورين، لودلو سوئد (Stricanne et al., 2006) و سيلورين سوئد (Mullins et al., 2004) گزارش شده است.
همچنين گونه Veryhachium polyester تاکنون از نهشته هاي دونين آمريکا (Wicander, 1986; Wicander & Playford, 2013)و دونين لهستان (Filipiak, 2011) گزارش شده است.
گونه Veryhachium europaeum تاکنون از نهشته هاي دونين پلاتفرم اروپا (Lazar, 2008)، سيلورين مراکش (Snape, 1993)، خلاندورين پسين- ونلوکين آغازين ليتواني (Jankauskas & Grityte, 2004)، رسوبات اردويسين پسين ايران، شيست هاي گرگان (Ghavidel-Syooki, 2008)، اردويسين پسين و دونين لهستان (Stempien-Salek, 2011; Filipiak, 2011)، اردويسين پسين آمريکا (Wicander & Playford, 2008)، سيلورين شمال شهر طبس (Mehrjerdi, 2001) و رسوبات اردويسين جنوب شرق گرگان (قويدل سيوکي و حسين زاده مقدم، 1389)، گزارش شده است.
گونه Dactylofusa maranhensis نيز تاکنون از نهشته هاي دونين مياني Morava (Vavrdova & Daskova, 2011)، رسوبات سيلورين شمال شهر طبس (Mehrjerdi, 2001) و همچنين از نهشته هاي آئرونين پسين تا تليچين مياني برزيل(Le Herisse et al., 2001) يافت شده است.
4-1-5- بيوزون Goniosphaeridium makrosphaericum
اين بيوزون که بر روي بيوزون Ammonidium microcladumو در قاعده بيوزون Multiplicisphaeridium paraguaferum واقع شده است، داراي29 متر ضخامت بوده و شامل نمونه هاي 7746 تا 7748 مي‌باشد. قاعده بيوزون مذکور بر پايه ظهور گونه Goniosphaeridium makrosphaericum و حد فوقاني آن بر پايه ظهور گونه Multiplicisphaeridium paraguaferum مشخص مي‌گردد. مجموعه آکريتارش هاي همراه اين بيوزون شامل Elektoriskos pogonius, Ammonidium sp. مي‌باشد.
گونه Goniosphaeridium makrosphaericum براي اولين بار از رسوبات سيلورين استوني توسط Eisenack (1970) گزارش شده است.
گونه Elektoriskos pogonius نيز تاکنون از نقاطي نظير سازندهاي سياهو و سرچاهان پهنه زاگرس (قويدل سيوکي، 1373) و از قاعده نهشته‌هاي سيلورين لهستان (Masiak et al. 2003) گزارش شده است.
4-1-6- بيوزون Multiplicisphaeridium paraguaferum
اين بيوزون که بر روي بيوزون Goniosphaeridium makrosphaericum و در قاعده بيوزون Domasia sp. واقع شده است، داراي205 متر ضخامت بوده و شامل نمونه هاي 7748 تا 8120 مي‌باشد. مرزهاي بيوزون مذکور بر پايه ظهور و انقراض گونه Multiplicisphaeridium paraguaferum مشخص مي‌گردد. مجموعه آکريتارش هاي همراه اين بيوزون شامل Leiofusa estrecha, Dilatisphaera willierae, Eupoikilofusa stratifera, Visbysphaera erratica, V. brevifurcata مي‌باشد.
گونه Multiplicisphaeridium paraguaferum تاکنون از نهشته هاي سيلورين انگلستان (Dorning, 1981)، سيلورين لهستان (Masiak et al., 2003)، سيلورين آرژانتين (Rubinstein & Vaccari, 2004)، سيلورين عربستان سعودي (Le Herisse et al., 2015) گزارش شده است.
گونه Leiofusa estrecha نيز تاکنون از سيلورين مراکش (Snape, 1993)، سيلورين الجزاير (Jardine et al., 1974)، سيلورين انگلستان (Dorning, 1981)، سيلورين سوئد (Mullins et al., 2004)، دونين زيرين آمريکا (Wicander, 1986) و همچنين از سيلورين آغازين آرژانتين، حوضه آندينا (Inunciaga & Gutierrez, 2011) گزارش شده است.
همچنين گونه Dilatisphaera willierae تاکنون از نهشته هاي سيلورين اتريش (Priewalder, 1987)، سيلورين کپه داغ (Ghavidel-Syooki, 2000) گزارش شده است.
گونه Eupoikilofusa stratifera نيز از نهشته‌هاي سيلورين زيرين ژودين بلژيک (Eisenack et al., 1976)، خلاندورين بالايي کبک کانادا (Achab, 1976)، اردويسين بالايي ايسلند، کانادا (Duffield & Legault, 1981)، خلاندورين بالايي بريتانيا (Downie, 1984)، خلاندورين ليبي (Hill et al., 1985)، سيلورين (Ludlow) بخش مرکزي آلپ (Priewalder, 1987)، خلاندورين بالايي اسکاتلند (Molyneux et al. 2008)، سيلورين آرژانتين (Inunciaga & Gutierrez, 2011)، سيلورين پيشين شمال چاد (Le Hérissé et al. 2013) گزارش شده است.
گونه Visbysphaera erratica نيز تاکنون از نهشته‌هاي سيلورين پيشين اسکاتلند (Molyneux et al., 2008)، سيلورين اتريش (Priewalder, 1987) گزارش شده است.
گونه Visbysphaera brevifurcata نيز تاکنون از رسوبات سيلورين کپه داغ (Ghavidel-Syooki, 2000)، سيلورين اتريش (Priewalder, 1987) و همچنين از خلاندوري- ونلوک اسکاتلند (Molyneux et al., 2008) گزارش شده است.
4-1-7- بيوزون Domasia sp.
اين بيوزون که بر روي بيوزون Multiplicisphaeridium paraguaferum و در قاعده بيوزون Eupoikilofusa cantabrica واقع شده است، داراي48 متر ضخامت بوده و شامل نمونه هاي 8120 تا 8122 مي‌باشد. قاعده بيوزون مذکور بر پايه ظهور گونه Domasia sp. و حد فوقاني آن بر پايه ظهور گونه Eupoikilofusa cantabrica مشخص مي‌گردد. آکريتارش همراه اين بيوزون شامل گونه Oppilatala insolita مي‌باشد.
گونه Oppilatala insolita نيز تاکنون از رسوبات سيلورين زيرين ليتواني (Jankauskas & Grityte 2004)، سيلورين انگلستان (D?rning, 1981) و خلاندوري (early to middle Telychian) شمال برزيل (Le Hérissé et al., 2001)، گزارش شده است.
4-1-8- بيوزون Eupoikilofusa cantabrica
اين بيوزون که بر روي بيوزون Domasia sp. و در قاعده بيوزون Leiofusa cucumis واقع شده است، داراي74 متر ضخامت بوده و شامل نمونه هاي 8122 تا 8125 مي‌باشد. قاعده بيوزون مذکور بر پايه ظهور گونه Eupoikilofusa cantabrica و حد فوقاني آن بر پايه ظهور گونه Leiofusa cucumis مشخص مي‌گردد. اين بيوزون فاقد هرگونه فسيل همراه مي‌باشد.
گونه Eupoikilofusa cantabrica نيز تاکنون از سيلورين زيرين رسوبات آمريکا (Wood, 2009) و رسوبات به سن دونين الجزاير (Kermandji et al., 2008) گزارش شده است.
4-1-9- بيوزون Leiofusa cucumis
اين بيوزون که بر روي بيوزون Eupoikilofusa cantabrica و در قاعده بيوزون Visbysphaera meson واقع شده است، داراي47 متر ضخامت بوده و شامل نمونه هاي 8125 تا 8128 مي‌باشد. قاعده بيوزون مذکور بر پايه ظهور گونه Leiofusa cucumis و حد فوقاني آن بر پايه ظهور گونه Visbysphaera meson مشخص مي‌گردد. مجموعه آکريتارش هاي همراه اين بيوزون شامل Anomaloplaisium johnsium, Visbysphaera connexa مي‌باشد.
گونه Leiofusa cucumis تاکنون از نهشته هاي سيلورين عربستان سعودي (Le Herisse et al., 1995) گزارش شده است.
گونه Anomaloplaisium johnsium نيز تاکنون از نهشته هاي سيلورين عربستان سعودي (Le Herisse et al., 1995) گزارش شده است.
گونه Visbysphaera connexa نيز تاکنون از نهشته هاي سيلورين (خلاندوري- ونلوک) اسکاتلند (Molyneux et al., 2008) و نهشته‌هاي سيلورين جنوب غرب کاشمر (Ghavidel-Syooki, 2003) گزارش شده است.
4-1-10- بيوزون Visbysphaera meson
اين بيوزون که بر روي بيوزون Leiofusa cucumis و در قاعده نهشته هاي سازند پادها واقع شده است، داراي61 متر ضخامت بوده و شامل نمونه هاي 8128 و 8129 مي‌باشد. بيوزون مذکور بر پايه ظهور و انقراض گونه Visbysphaera meson مشخص مي‌گردد. آکريتارش همراه اين بيوزون شامل Visbysphaera oligofurcata مي‌باشد.
گونه Visbysphaera meson تاکنون از نهشته هاي سيلورين جنوب غرب کاشمر (Ghavidel-Syooki, 2003)، سيلورين انگلستان (Dorning, 1981)، سيلورين زيرين ليتواني (Jankauskas & Grityte, 2004)، سيلورين اتريش (Priewalder, 1987) گزارش شده است.
گونه Visbysphaera oligofurcata نيز تاکنون از سيلورين انگلستان (Dorning, 1981)، سيلورين اتريش (Priewalder, 1987)، سيلورين اسکاتلند (Molyneux et al., 2008)، سيلورين شمال شهر طبس (Mehrjerdi, 2001) و سيلورين بورنهلم (Smelror, 1990) گزارش شده است.
4-2- تعيين سن
به‌طور معمول براي تعيين سن، تطابق و برقراري ارتباط بين واحد‌هاي سنگي در مناطق مختلف از فسيل‌هاي شاخص با گسترش چينه شناسي محدود (short-range) و پراکندگي جغرافيايي وسيع (wide-spread) نظير آکريتارش‌ها و کيتينوزوآها استفاده مي شود.
براساس الگوي بيوزوناسيون مشخص شده براي پالينومورف‌هاي سازند نيور در برش چينه‌شناسي گردنه پلميس و معرفي ده زيست زون شناسايي شده، براي بيوزن هاي اول تا ششم، يعني Salopidium flayelliforme تا Multiplicisphaeridium paraguaferum سن سيلورين پيشين، خلاندوري(Rhuddannian- Telychian) پيشنهاد مي‌گردد. قابل ذکر است که سن پيشنهادي با سن بيوزون هاي کيتينوزايي مطالعه Ghavidel-Syooki (2006) انطباق دارد.
همچنين براي بيوزون هاي هفتم تا دهم، Domasia sp. تا Visbysphaera meson با توجه به گسترش چينه شناسي آنها در مطالعات پيشين نظير Le Herrisse et al. (2001, 2015) و Priewalder (1987) و همچنين جايگاه چينه شناسي آنها و مقايسه با مطالعه Ghavidel-Syooki (2006) سن سيلورين مياني پيشنهاد مي‌گردد.
4-3- مقايسه پالينوفلور گردنه پلميس با پالينوفلوراي ساير نقاط ايران
در اين بخش جهت بررسي گسترش جغرافيايي ديرينه (palaeobiogeography) آکريتارش‌هاي موجود در نهشته‌هاي سازند نيور در برش چينه‌شناسي گردنه پلميس و با‌ توجه به اهميت اين امر در
تطابق چينه‌اي نهشته‌هاي تقريباً همزمان مناطق مختلف، پالينوفلور مورد مطالعه با پالينوفلوراي ساير نقاط ايران و جهان مقايسه شده است.
– پالينوفلور گردنه پلميس در مقايسه با پالينوفلور کپه داغ (Ghavidel-Syooki, 2000) داراي گونه‌هاي مشترکي نظير Dactylofusa estillis, Dilatisphaera willierae, Multiplicisphaeridium neaghae, Tunisphaeridium caudatum, Tunisphaeridium tentaculiferum, Visbysphaera microspinosa و … مي‌باشد.
– همچنين در مقايسه اين پالينوفلور با مجموعه پالينومورف هاي شمال شهر طبس (Mehrjerdi, 2001) گونه هايي نظير Dactylofusa maranhensis, Evittia denticulata denticulata, Veryhachium europaeum, Visbysphaera microspinosa, Visbysphaera pirifera را به صورت مشترک مشاهده مي‌کنيم.
– همچنين قويدل سيوکي (1373و 1390) از سازندهاي سياهو و سرچاهان در حوضه رسوبي- ساختاري زاگرس مجموعه اي از پالينومورف ها را گزارش نموده است که داراي فسيل هاي مشترک Elektoriskos pogonius و Evittia denticulata denticulata و Multiplicisphaeridium mingusi با مجموعه فسيلي گردنه پلميس مي‌باشد.
– همچنين بختياري فر (1371) از مقطع تيپ سازند نيور نمونه برداري نمود که پالينومورف Evittia denticulata denticulata با مجموعه حاضر مشترک مي‌باشد.
– پالينوفلوراي شيست گرگان و جنوب گرگان توسط قويدل سيوکي و حسين زاده مقدم (1389) و Ghavidel-Syooki (2008) مورد مطالعه قرار گرفته که گونه‌هاي Multiplicisphaeridium bifurcatum و Veryhachium europeaum بين دو مجموعه مشترک مي‌باشد.
– همچنين قويدل سيوکي (Ghavidel-Syooki, 2000; 2006) از البرز مرکزي مجموعه فسيلي را گزارش نموده که Multiplicisphaeridium bifurcatum بين دو مجموعه مشترک مي‌باشد.
مقايسه جنس و گونه‌هاي مشترک پالينوفلور گردنه پلميس با ساير برش‌هاي چينه شناسي گستره ايران نشان‌دهنده اين است که پالينوفلور گردنه پلميس داراي بيشترين شباهت با پهنه رسوبي- ساختاري البرز شرقي و کپه داغ و داراي کمترين شباهت با پهنه رسوبي- ساختاري البرز مي‌باشد. البته اين مسئله مي‌تواند تاحدي ناشي از وجود داده هاي پالينولوژي بيشتر در يک منطقه خاص باشد.
4-4- مقايسه پالينوفلور گردنه پلميس با پالينوفلوراي ساير نقاط جهان
با توجه به گسترش هاي چينه شناسي بررسي شده براي آکريتارش هاي شناسايي شده در فصل سوم پايان نامه، پالينوفلوراي برش چينه شناسي گردنه پلميس با ساير نقاط جهان مقايسه شده اند.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور مراکش داراي گونه هاي مشترکي نظير Ammonidium microcladum,Leiofusa estrecha,Tunisphaeridium tentaculiferum, Veryhachium europaeum,Visbysphaera microspinosa,Visbysphaera pirifera مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور انگلستان و اسکاتلند داراي گونه هاي مشترکي نظير Ammonidium microcladum, Dactylofusa estillis,Eupoikilofusa striatifera, Hoegklinitia digitata, Leiofusa estrecha,Multiplicisphaeridium neaghae, Multiplicisphaeridium paraguaferum, Oppilatala insolita,Salopidium woolhopensis, Tunisphaeridium caudatum, Veryhachium sp. cf. V. pertonensis, Veryhachium rhombodium, Visbysphaera erratica مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور ليتواني داراي گونه هاي مشترکي نظير Ammonidium microcladum, Oppilatala insolita, Veryhachium europaeum, Visbysphaera pirifera مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور اتريش داراي گونه هاي مشترکي نظير Ammonidium microcladum,Dilatisphaera willierae, Visbysphaera erratica مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور سوئد داراي گونه هاي مشترکي نظير Ammonidium microcladum,Evittia denticulata denticulata, Leiofusa estrecha, Visbysphaera microspinosa, Visbysphaera pirifera مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور برزيل داراي گونه هاي مشترکي نظير Baltisphaeridium diabolicum, Dactylofusa maranhensis,Oppilatala insolita مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور آرژانتين داراي گونه هاي مشترکي نظير Dactylofusa estillis, Eupoikilofusa striatifera,Leiofusa bispinosoides, Leiofusa estrecha, Multiplicisphaeridium paraguaferum, Tunisphaeridium caudatum مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور لهستان داراي گونه هاي مشترکي نظير Elektoriskos pogonius,Multiplicisphaeridium mingusi, Multiplicisphaeridium paraguaferum, Veryhachium europaeum مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور چاد داراي گونه هاي مشترکي نظير Eupoikilofusa striatifera مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور ترکيه داراي گونه هاي مشترکي نظير Evittia denticulata denticulata مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور استوني داراي گونه هاي مشترکي نظير Evittia denticulata denticulata,Goniosphaeridium makrosphaericum مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور عربستان سعودي داراي گونه هاي مشترکي نظير Hoegklintia digitata, Multiplicisphaeridium circumscriptum, Multiplicisphaeridium paraguaferum,Tunisphaeridium caudatum مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي شمال آفريقا داراي گونه هاي مشترکي نظير Multiplicisphaeridium bifurcatum مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور عراق داراي گونه هاي مشترکي نظير Multiplicisphaeridium bifurcatum مي‌باشد.
– پالينوفلوراي گردنه پلميس با پالينوفلوراي کشور ليبي داراي گونه هاي مشترکي نظير Tunisphaeridium tentaculiferum مي‌باشد.
مقايسه جنس و گونه‌هاي مشترک پالينوفلور گردنه پلميس با ساير برش‌هاي چينه شناسي ديگر نقاط جهان نشان‌دهنده اين است که پالينوفلور گردنه پلميس داراي شباهت بسياري با کشورهاي عربستان سعودي، ليبي، مراکش، برزيل و … مي‌باشد که اين امر خود نشان دهنده اين مطلب است که حوضه البرز شرقي در طي دوره سيلورين بخشي از گندواناي شمالي بوده اند. اين امر مي‌تواند حاکي از نزديکي، برخورد و اتصال قاره‌ها و در نتيجه وقوع پديده جهاني شدن گونه‌ها (cosmopolitanism) در طي دوره سيلورين باشد.
4-5- ديرينه بوم شناسي
ديرينه بوم‌شناسي علمي است که با استفاده از مطالعات فسيلي به بازسازي اکوسيستم‌هاي گذشته مي‌پردازد. در تفاسير ديرينه بوم‌شناسي فاکتورهاي مختلفي نقش دارند که استفاده از آن‌ها در کنار ساير شواهد علمي به دست آمده کمک شاياني براي ايجاد درک صحيحي از شرايط قديمي مينمايند. در اين بخش با تکيه بر مطالعات پالينولوژي به بررسي شرايط حاکم بر محيط رسوبي در هنگام نهشته شدن سازند نيور در برش چينه‌شناسي گردنه پلميس مي‌پردازيم. تعيين پالينومورف‌هاي شاخص محيط و تعيين نسبت فراواني فرم‌هاي مختلف در مطالعات پالينولوژي مي‌تواند به عنوان نقشي مکمل در بازسازي و تفسير محيط رسوبي ديرينه باشد.
به‌طور کلي مطالعه‌ پراکندگي جغرافيايي ميکروفيتوپلانکتون‌ها حاکي از آن است که الگوي گسترش مکاني اين گروه از پالينومورف‌ها، غير‌يکنواخت و احتمالاً تحت تاثير برآيند متغيرهاي محيطي مختلف بوده است. پراكندگي جغرافيايي گسترده و وجود ميكروفيتوپلانكتون ها در تركيب هاى سنگى و رخساره هاي مختلف نشان از پلانكتونيك بودن آنها دارد. افزون بر اين ريخت، تركيب شيميايي و وجود ساختمان باز شدگي (excystment) در وزيکل بسياري از آنها نشان مي‌دهد که اين گروه احتمالاً سيست فيتوپلانکتون‌ها مي‌باشند (Molyneux et al., 1996). در حال حاضر اطلاعات اندکي درباره چگونگي استفاده از ميکروفيتوپلانکتون‌هاي دريايي در تعيين فاصله از خط ساحلي، شوري، درجه حرارت، عرض جغرافيايي ديرين و ديگر متغير‌هاي فيزيکو‌شيميايي محيط‌هاي ديرين وجود دارد (Le Herisse, 1989; Le Hérissé & Gourvennec, 1992 ). آكريتارك‌ها با توجه به ويژگى‌ها و نيازهاي فيزيولوژيك خود، براي انجام فرآيند فتوسنتز، به زندگي در منطقه نفوذ نور محدود بوده‌اند. بنابراين اين گروه از پالينومورف‌ها معمولاً شاخص مناسبي براي تعيين ژرفاى تشكيل نهشته‌ها نيستند (Williams & Sarjeant, 1967). اما حضور همزمان آکريتارش‌ها و پالينومورف‌هاي توليد شده توسط گياهان خشکي (اسپور‌ها) مي‌تواند نشانه نهشته شدن رسوبات در محيط‌هاي نزديک خط ساحلي باشد. استپلين (Staplin, 1961) با مطالعه نحوه پراکندگي ميکروفيتوپلانکتون‌هاي موجود در طبقات فرازنين كانادا، تغيير در تنوع و مورفوتيپ آکريتارش‌ها را به فاصله محيط تشكيل نهشته‌هاى در برگيرنده از خط ساحلي ديرين نسبت داد و نتيجه گرفت فرم‌هاي با ريخت پيچيده‌تر در محيط ‌هاي دورتر از خط ساحلي وجود داشتند. وي نتيجه گرفت آكريتارك‌هاي اسفورومورف (Downie, 1973) متناسب با افزايش فاصله از خط ساحلي ديرين فراوان ترند؛ آکانتومورف‌هاي gracile تا فاصله 2 كيلومتري خط ساحلي كمياب هستند و آکانتومورف‌هاي بزرگ فرم‌هاي پلي هدرال (پرازينوفيت ها) در اجتماعات مربوط به فاصله بيش از 7 کيلومتري از خط ساحلي ديده مي‌شوند. بررسي‌هاي بعدي (به عنوان مثال Jacobson, 1979) نيز اين نتيجه‌گيري را تاييد کرده است. وال (Wall, 1965) نيز نشان داد كه اجتماعات آكريتارك‌هاي مربوط به محيط‌هاي دريايي باز بيشترين تنوع را دارند. وي همچنين اشاره كرد در اجتماعات آكريتارك‌هاي مربوط به مناطق نزديك به ساحل، آکانتومورف‌هاي ساده مانند Micrhystridium و Baltisphaeridium فراوان هستند در حالي که در اجتماعات مناطق دور از ساحل مورفوتيپ هاي با ريخت پيچيده (به عنوان مثال فرم‌هاي پلي‌گونومورف و نترومورف) فراواني بيشتري دارند (شکل‌هاي 4-2 و 4-3).
بر طبق مطالعات انجام شده از سوي محققين (به عنوان مثال Staplin, 1961; Downie, 1973; Jacobson, 1979; Swire, 1991 ) فرم‌هاي آکريتارشي با ريخت پيچيده‌تر و زوائد بلند‌تر در محيط‌هاي دورتر از خط ساحلي وجود دارند؛ در حالي که آکريتارش‌هاي با مورفولوژي ساده‌تر و فاقد زائده يا با زوائد کوتاه معرف محيط‌هاي نزديک به خط ساحلي هستند. شمارش پالينومورف‌ها و بررسي تغييرات اين نسبت نشان مي‌دهد که در اکثر نقاط سازند نيور، در برش چينه شناسي گردنه پلميس فرم‌هايي با زوائد بلند تنوع و فراواني بيشتري دارند که خود حاکي از دور بودن از محيط ساحلي و شرايط رسوبگذاري در حوضه عميق است.
بر مبناي مطالعات وال (Wall, 1965) در اجتماعات آكريتارك‌هاي مربوط به مناطق نزديك به ساحل، آکانتومورف‌هاي ساده مانند Micrhystridium و Baltisphaeridium فراوان هستند. ريجل (Riegel , 1974) در طي تحقيقات خود نشان داد که افزايش در تجمع سيست پرازينوفيت Leiosphaeridia حاکي از محيطي در کمربند ساحلي است. تحقيقات بعدي (به عنوان مثال Jacobson, 1979) نيز اين نتيجه‌گيري را تاييد کرده است. با توجه به اينکه در برش چينه شناسي گردنه پلميس در جنوب شرقي بجنورد، آکانتومورف هاي ساده نظير Baltisphaeridium و Micrhystridium بسيار کم مي‌باشند، تأييدي بر عمق زياد حوضه رسوبگذاري مي‌باشد.
شکل 4-1- اشکال مختلف ميکروفيتوپلانکتون‌هاي دريايي (برگرفته از Swire, 1991).
شکل 4-2- نحوه پراکندگي انواع آکريتارش‌ها در حوضه رسوبي ( برگرفته از Swire, 1991).
فصل چهارم پالينوستراتيگرافي و پالئواکولوژي
87



قیمت: تومان


پاسخ دهید