مقدمه
اين فصل نتايج حاصل از تجزيه و تحليل اطلاعات را گزارش مي‌كند. ابتدا اطلاعات حاصل از پرسشنامه ها استخراج و در جدول اطلاعات کلي يا جدول مادر تنظيم شد، سپس کليه اطلاعات با استفاده از کامپيوتر واز طريق نرم افزارهاي آماري بويژه نرم افزارهاي SPSS1 و STATISTICA در دو بخش روش هاي توصيفي و استنباطي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
در روش توصيفي اطلاعات، ابتدا ويژگي هاي جمعيت‌شناختي پاسخ دهندگان اعم از جنسيت، سابقه خدمت، ميزان تحصيلات و سطح سازماني مورد بررسي قرار گرفت و سپس جداول توزيع فراواني و هر يک از سوالات پرسشنامه استخراج شد. با توجه به اينکه پرسشنامه به روش ليکرت طراحي شده و به عبارتي امکان نمره گذاري گزينه ها از 1 تا 5 وجود دارد، شاخص هاي گرايش مرکزي و انحرافي مربوط به هر يک از سوالات پرسشنامه ها و نيز متغيرهاي تحقيق يعني عوامل ساختاري، عوامل رفتاري، عوامل زمينه اي و زيرساخت هاي آنها محاسبه شد. اين شاخص ها عمدتا شامل محاسبه ميانگين ، ميانه ، انحراف معيار ، واريانس و خطاي استاندارد مي باشد.
در بخش روش هاي استنباطي به منظور بررسي فرضيات تحقيق و به عبارتي تعميم نتايج بدست آمده از نمونه جامعه تحقيق، از آزمون هاي آماري پارامتري و ناپارامتري نظير آزمون Z، مجذور کاي() و آزمون فريدمن استفاده شد.
روش هاي توصيفي
در اين بخش با استفاده از جداول توزيع فراواني و درصدها يا محاسبه شاخص هاي گرايش مرکزي و انحرافي به توصيف نتايج بدست آمده از نمونه تحقيق مي پردازيم.
ويژگي‌هاي جمعيت شناختي
جنسيت:
توزيع فراواني و درصد پاسخ دهندگان به تفکيک جنسيت در جدول شماره 7 و نمودار شماره 28 نشان داده شده است. نتايج بطور کلي حاکي از آن است که 11/82 درصد شركت‌كنندگان را مردان و 89/17 درصد را زنان تشکيل مي دهند.
جدول شماره 7: توزيع فراواني و درصد پاسخ دهندگان به تفکيک جنسيت
جنسيتفراوانيدرصدزن1789/17مرد7811/82جمع9500/100
نمودار شماره 28: توزيع پاسخ دهندگان به تفکيک جنسيت
ميزان تحصيلات:
توزيع فراواني و درصد پاسخ دهندگان به پرسشنامه به تفکيک ميزان تحصيلات در جدول شماره 8 و نمودار شماره 29 ملاحظه مي‌شود. در حدود دو سوم پاسخ دهندگان(74/74 درصد) داراي مدرک تحصيلي ليسانس و 89/17 درصد آنان داراي مدرک تحصيلي فوق ليسانس و بالاتر هستند. اين درحالي است که فقط 37/7 درصد آنان مدرک تحصيلي پايين تر از ليسانس دارند. با توجه به اين درصدها مي‌توان استنباط كرد. که پاسخ دهندگان از سطح تحصيلات و دانش بالايي براي پاسخگويي به پرسشنامه ها برخورداراند.
جدول شماره 8: توزيع فراواني و درصد پاسخ دهندگان به تفکيک ميزان تحصيلات
ميزان تحصيلاتفراوانيدرصدفوق ليسانس و بالاتر1789/17ليسانس7174/74پايين تر از ليسانس737/7جمع9500/100
نمودار شماره 29: توزيع پاسخ دهندگان به تفکيک ميزان تحصيلات
سابقه خدمت:
جدول شماره 9 و نمودار شماره 30 توزيع فراواني ودرصد پاسخ دهندگان با توجه به سابقه خدمت آنان را نشان مي‌دهد. 53/30 درصد(بالاترين درصد) پاسخ دهندگان بين 10 تا 15 سال سابقه خدمت دارند. در مجموع، 11/42 درصد آنان بيش از 15 سال سابقه داشته و فقط 53/10 درصد بين يک تا پنج سال سابقه خدمت دارند. بدين ترتيب با توجه سابقه خدمت و ميزان تحصيلات، پاسخ دهندگان از صلاحيت کافي براي پاسخگويي به پرسشنامه و اظهار نظر درخصوص موضوعات مورد نظر در تحقيق برخوردارند.
جدول شماره 9: توزيع فراواني و درصد پاسخ دهندگان به تفکيک سابقه خدمت
ميزان سابقه خدمتفراوانيدرصددرصد تراکمي1 تا 5 سال1053/1053/105 تا 10 سال 1684/1637/2710 تا 15 سال2953/3089/5715 تا 20 سال1579/1568/7320 تا 25 سال1474/1442/8825 سال به بالا1158/1100/100جمع9500/100–
نمودار شماره 30: توزيع پاسخ دهندگان به تفکيک سابقه خدمت
سطح سازماني:
از لحاظ سطح سازماني، کارکنان به سه گروه کارشناس، سرپرست و مدير طبقه بندي شده اند. توزيع فراواني و درصدها در جدول شماره 10 و نمودار شماره 31 ملاحظه مي شود. بطور کلي نتايج حاکي از آن است که 68/13 درصد پاسخ دهندگان را مديران، 89/17 درصد آنان را سرپرستان و 42/68 درصد آنان را کارشناسان تشکيل مي دهند.

جدول شماره 10: توزيع فراواني و درصد پاسخ دهندگان به تفکيک سطح سازماني
سطح سازمانيفراوانيدرصدکارشناسي6542/68سرپرستي1789/17مديريتي1368/13جمع9500/100
نمودار شماره 31: توزيع پاسخ دهندگان به تفکيک سطح سازماني
سوالات پرسشنامه و متغيرها:
همانگونه که در فصل سوم اشاره شده است، سوالات پرسشنامه با استفاده از طيف ليکرت طراحي گرديده و به هر يک از گزينه ها از خيلي کم تا خيلي زياد به ترتيب ارزش عددي 1 تا 5 تعيين شد. جداول توزيع فراواني و درصد پاسخ ها در هر يک از سوالات پرسشنامه محاسبه شده است که نتايج آن در پيوست ملاحظه مي شود. علاوه بر اين با توجه به ارزش گذاري هر گزينه، امکان محاسبات آماري هر يک از سوالات فراهم شده است كه شامل گرايش مرکزي ( نظير ميانگين و ميانه) و انحرافي (نظير واريانس ، انحراف معيار و خطاي استاندارد) است. بايد توجه داشت که حد متوسط نمره در پرسشنامه معادل ارزش عددي 3 مي باشد. با مقايسه ميانگين نمرات با نمره حد متوسط مي توان وضعيت کلي متغيرها را مشخص نمود.2
همچنين هر يک از متغيرهاي تحقيق با استفاده از تعدادي سوال که در فصل سوم مشخص شده است، مورد سنجش قرار گرفته است. ابتدا جمع کل نمره در هر متغير محاسبه شد، سپس ميانگين مربوط محاسبه گرديد. بدين ترتيب نمره بدست آمده براي هر متغير(اعم از عوامل ساختاري، رفتاري و زمينه اي و همچنين زيرساختهاي هر عامل) عددي بين يک تا پنج مي باشد. شاخص هاي آماري مربوط به اين متغيرها محاسبه شده است که نتايج آن در جداول ملاحظه مي شود. همچنين آزمون Z به منظور مقايسه هر ميانگين با حد متوسط (که داراي ارزش عددي برابر 3 است) به عمل آمده که نتايج آن نيز در جداول گزارش شده است.
جدول شماره 11: شاخص هاي آماري مربوط به هر يک از سوالات پرسشنامه
عواملسوالاتتعدادميانگينميانهحداقلحداکثرانحراف معيارخطاي استانداردZdf
درجه آزاديP
سطح خطاعوامل ساختاريQ1953.003.001.005.001.100.110.00941.00Q2953.243.001.005.001.030.112.29940.02Q3952.542.001.005.001.060.11-4.26940.00Q4953.614.001.005.000.840.097.07940.00Q5953.353.001.005.000.930.103.64940.00Q6953.684.001.005.000.780.088.60940.00Q7953.544.001.005.000.770.086.80940.00Q8953.273.001.005.000.880.093.03940.00Q9953.223.001.005.001.000.102.15940.03Q10952.883.001.005.000.900.09-1.26940.21Q11952.292.001.004.000.980.10-7.04940.00Q12952.342.001.004.000.930.10-6.95940.00Q13952.593.001.004.000.980.10-4.07940.00Q14952.342.001.005.000.940.10-6.87940.00Q15952.342.001.004.000.940.10-6.87940.00Q16952.532.001.005.000.970.10-4.78940.00Q17952.513.001.005.001.070.11-4.50940.00Q18952.492.001.004.001.020.10-4.83940.00Q19952.522.001.005.001.060.11-4.45940.00عوامل رفتاريQ20952.953.001.005.000.880.09-0.58940.56Q21952.913.001.005.000.900.09-1.03940.31Q22952.963.001.005.000.710.07-0.58940.57Q23952.643.001.004.000.940.10-3.69940.00Q24952.562.001.004.001.030.11-4.19940.00Q25952.583.001.004.001.080.11-3.81940.00Q26952.292.001.005.000.980.10-7.04940.00Q27952.573.001.005.001.040.11-4.05940.00Q28952.823.001.005.000.890.09-1.97940.05Q29953.484.001.005.000.970.104.89940.00Q30953.374.001.005.000.920.093.89940.00Q31952.933.001.005.001.020.11-0.70940.48Q32953.183.001.005.001.160.121.51940.14Q33952.603.001.005.000.980.10-3.97940.00Q34952.693.001.005.001.090.11-2.72940.01عوامل زمينه ايQ35953.594.001.005.000.830.096.91940.00Q36953.754.002.005.000.740.089.80940.00Q37953.063.001.005.000.800.080.77940.44Q38953.313.001.005.000.840.093.55940.00Q39952.943.001.005.000.930.10-0.66940.51Q40953.113.001.005.000.830.091.23940.22
همانطور که در جدول شماره 11 نشان داده شده است، در برخي از موارد ميانگين محاسبه شده از عدد 3 به مراتب پايين تر است و آزمون Z نيز در سطح اطمينان 95 درصد() حتي در برخي موارد 99 درصد() معني دار مي باشد3. بدين ترتيب مشخص مي گردد که نگرش پاسخ دهندگان درخصوص موضوعات مورد سوال در حد کم و خيلي کم است. در برخي موارد نيز ميانگين‌هاي محاسبه شده بالاتر از حد متوسط است و نتيجه آزمون نيز حاکي از معني داري تفاوت بين ميانگين محاسبه شده با حد متوسط است. يعني در اين موارد نگرش پاسخ دهندگان مثبت بوده است و به عبارتي موضوعات مورد سوال را در حد زياد و خيلي زياد مورد تاييد قرار داده اند.
اما مجددا يادآوري مي‌گردد که نتيجه تجزيه و تحليل هر سوال پرسشنامه مورد توجه محقق نيست، بلکه نتايج مربوط به هر متغير و زيرساخت هاي آن مورد نظر است. شاخص هاي آماري مربوط به عوامل شناسايي شده و زيرساخت هاي آن در جدول شماره 12 ملاحظه مي گردد.
نتايج بطور کلي حاکي از آن است که:
1) ميانگين محاسبه شده درخصوص عوامل ساختاري برابر 86/2 با انحراف معيار 56/0 است. بدين ترتيب به نظر مي رسد که وضعيت عوامل ساختاري در معاونت منابع انساني شرکت برق منطقه‌اي تهران در حد کمتر از متوسط (ضعيف و خيلي ضعيف) بوده است. اين نتيجه در نمونه تحقيق صادق است و جهت حصول اطمينان از نتيجه بدست آمده در جامعه تحقيق بايد آزمون آماري به عمل آورد که اين کار با استفاده از آزمون Z صورت گرفته و نتايج آن در بخش استنباطي آمده است.
از طرف ديگر، وضعيت هر يک از زيرساخت هاي عوامل سازماني ـ اعم از ساختار سازماني، بهبود روش ها، سيستم مکانيزه اطلاعاتي، سيستم پرداخت، گزينش و استخدام، انتصابات و ارتقاء شغلي و ارزيابي علمکرد ـ مورد بررسي قرار گرفته است. نتايج نشان مي دهد که وضعيت درخصوص بهبود روش ها و همچنين سيستم مکانيزه اطلاعاتي وضعيت در حد متوسط و بالاتر از متوسط است؛ ولي در ساير موارد ميانگين هاي محاسبه شده از عدد 3 که نشان دهنده حد متوسط است، پايينتر مي باشد. يعني نظر پاسخ دهندگان درخصوص موضوعات ياد شده در حد پايينتر از متوسط (کم و خيلي کم) است.
2) ميانگين محاسبه شده در خصوص عوامل رفتاري نيز برابر 90/2 با انحراف معيار 56/0 است. بدين ترتيب به نظر مي رسد که به اعتقاد پاسخ دهندگان اين عوامل نيز تا حد کمتر از متوسط (يعني وضعيت ضعيف و خيلي ضعيف) است.
از سوي ديگر بررسي ميانگين محاسبه شده براي هر يک از زيرساختهاي اين عامل نشان داد که فقط ميانگين محاسبه شده درخصوص آموزش و بالندگي کارکنان در حد بالاتر از متوسط است و در ساير موارد يعني فرهنگ سازماني، انگيزش و رضايت شغلي، رهبري و امنيت شغلي در حد متوسط و پايينتر از متوسط است.
جدول شماره 12: شاخص هاي آماري مربوط به هر يک از عوامل
متغيرتعدادميانگينميانهحداقلحداکثرانحراف معيارخطاي استانداردعوامل ساختاري952.862.821.714.350.320.56ساختار سازماني952.933.001.335.000.620.78بهبود روش ها953.483.501.505.000.480.70سيستم مکانيزه اطلاعاتي953.503.331.675.000.390.62سيستم پرداخت952.682.751.004.250.470.69گزينش و استخدام952.422.331.004.000.680.82انتصابات و ارتقاء شغلي952.512.331.004.330.800.90ارزيابي عملکرد952.522.001.005.001.121.06عوامل رفتاري952.902.871.354.240.310.56فرهنگ سازماني952.943.001.005.000.450.67انگيزش و رضايت شغلي952.532.601.004.200.570.75رهبري952.823.001.005.000.790.89آموزش و بالندگي کارکنان953.243.501.505.000.550.74امنيت شغلي952.963.001.674.670.520.72عوامل زمينه اي953.293.172.174.830.300.55مشتري گرايي953.473.332.005.000.420.65پيمانکاران و مشاوران953.123.001.335.000.520.72
3) ميانگين محاسبه شده براي عوامل زمينه اي برابر 29/3 با انحراف معيار 55/0 است. بدين ترتيب به نظر مي رسد که به اعتقاد پاسخ دهندگان عوامل زمينه اي در حد متوسط و بالاتر از متوسط است. بررسي زيرساخت هاي عوامل زمينه اي شامل مشتري گرايي و پيمانکاران و مشاوران نشان مي دهد که ميانگين هاي محاسبه شده در هر دو مورد بالاتر از حد متوسط است.
روش‌هاي استنباطي
در اين بخش با استفاده از آزمون هاي آماري به بررسي فرضيات پژوهش و به عبارتي تعميم نتايج بدست آمده از نمونه به جامعه تحقيق مي پردازيم.
فرضيه اول: عوامل ساختاري نقش تعيين‌كننده‌ايي در آسيب‌هاي معاونت منابع انساني برق تهران، دارند.
به منظور بررسي اين فرضيه ابتدا جمع کل فراواني و درصد گزينه هاي سوالات مربوطه محاسبه شد. همچنين شاخص هاي آماري محاسبه شده است که نتايج آن پيشتر مورد اشاره قرار گرفت. در نهايت با استفاده از آزمون مجذور کاي و همچنين آزمون Z فرضيه مورد نظر و زيرساخت هاي آن مورد آزمون قرار گرفته است.
جدول شماره 13: توزيع فراواني و درصد گزينه ها در مورد عوامل ساختاري
گزينه هافراوانيدرصددرصد تراکميکاملا مخالفم20311.2511.25مخالفم49727.5338.78نظري ندارم52829.2568.03موافقم51028.2596.29کاملا موافقم673.71100.00جمع1805100.00–=62/27 , df=4 , p<01/0
همانطور که درجدول شماره 13 نشان داده شده است، 97/31 درصد پاسخ دهندگان گزينه هاي موافق و کاملا موافق را انتخاب کرده اند و اين درحالي است که 78/38 درصد آنان گزينه هاي مخالف و کاملا مخالف را انتخاب کرده و 25/29 درصد نيز گزينه ” نظري ندارم” را انتخاب کرده اند. بدين ترتيب به نظر مي رسد که به اعتقاد بيشتر پاسخ دهندگان عوامل ساختاري تا حد متوسط و کم در معاونت انساني برق تهران مورد توجه قرار گرفته است.
محاسبه شده نيز برابر 62/27 است که با درجه آزادي 4 در سطح اطمينان 99 درصد معني دار است. بدين ترتيب فرض صفر آماري رد و فرضيه تحقيق تاييد مي گردد.
نتايج آزمون Z نيز در جدول شماره 14 نشان داده شده است:
جدول شماره 14: نتايج آزمون Z براي عوامل ساختاري
متغيرهاميانگينانحراف معيارتعدادخطاي استانداردنمره حد منوسطt يا zdfp
سطح خطاساختار سازماني2.930.78950.083.00-0.92940.36بهبود روش ها3.480.70950.073.006.71940.00سيستم مکانيزه اطلاعاتي3.500.62950.063.007.78940.00سيستم پرداخت2.680.69950.073.00-4.47940.00گزينش و استخدام2.420.82950.083.00-6.86940.00انتصابات و ارتقاء شغلي2.510.90950.093.00-5.34940.00ارزيابي عملکرد2.521.06950.113.00-4.45940.00عوامل ساختاري2.860.56950.063.00-2.39940.02
نتايج نشان مي دهد که Z محاسبه شده درخصوص عوامل ساختاري برابر 39/2 است که با درجه آزادي 94 در سطح اطمينان 95 درصد معني دار است. بدين ترتيب فرض صفر آماري مبني بر عدم تفاوت بين ميانگين محاسبه شده با حد متوسط پرسشنامه در اين سطح اطمينان رد مي شود. اين آزمون نيز نتايج آزمون مجذور کاي را تاييد مي کند.
از طرف ديگر آزمون Z براي زيرساختهاي عوامل ساختاري نيز محاسبه شده است که فقط Z محاسبه شده براي ساختار سازماني در سطح اطمينان 95 درصد معني دار نيست و در ساير موارد Z محاسبه شده در سطح اطمينان 99 درصد() معني دار است. توجه به ميانگين ها نشان مي دهد که ميانگين هاي محاسبه شده براي بهبود روش ها و سيستم مکانيزه اطلاعاتي بالاتر از حد متوسط است و در مورد ساير موارد ميانگين هاي محاسبه شده بطور معني داري کمتر از حد متوسط است.
حال سوال اساسي اين است که کداميک از اجزاء عوامل ساختاري تاثير بيشتري دارد؟ به همين منظور از آزمون فريدمن استفاده شده که نتايج آن در جدول شماره 15 ملاحظه مي گردد:
جدول شماره 15: نتايج آزمون فريدمن براي عوامل ساختاري
متغيرهاميانگين رتبه هاجمع رتبه هاميانگينخطاي استانداردساختار سازماني4.19398.502.930.78بهبود روش ها5.67538.503.480.70سيستم مکانيزه اطلاعاتي5.72543.003.500.62سيستم پرداخت3.50332.502.680.69گزينش و استخدام2.71257.502.420.82انتصابات و ارتقاء شغلي3.11295.002.510.90ارزيابي عملکرد3.11295.002.521.06ANOVA Chi Sqr. (N=95, df=6)=203.3493 p<0.00000
محاسبه شده برابر 35/203 است که با درجه آزادي 6 در سطح اطمينان 99 درصد معني دار است. بدين ترتيب مشخص مي شود که بين ميزان تاثير اين عوامل تفاوت وجود دارد. با توجه به ميانگين رتبه ها مشخص مي شود که سيستم مکانيزه اطلاعاتي در مقايسه با ساير زيرساختها در درجه اهميت بالاتري قرار دارد. پس از آن به ترتيب بهبود روش ها، ساختار سازماني و سيستم پرداخت قرار دارند. کمترين رتبه مربوط به گزينش و استخدام است. نمودار شماره 32 مقايسه بين اين زيرساخت ها را بخوبي نشان مي دهد:
نمودار شماره 32: مقايسه زيرساخت هاي عوامل ساختاري
فرضيه دوم: عوامل رفتاري نقش تعيين‌كننده‌ايي در آسيب‌هاي معاونت منابع انساني برق تهران، دارند.
جمع کل فراواني و درصد گزينه هاي سوالات مربوطه محاسبه شده است که نتايج آن در جدول شماره 16 ملاحظه مي شود. اين فرضيه نيز با استفاده از آزمون مجذور کاي و همچنين آزمون Z مورد بررسي قرار گرفته است:
جدول شماره 16: توزيع فراواني و درصد گزينه ها در مورد عوامل رفتاري
گزينه هافراوانيدرصددرصد تراکميکاملا مخالفم15110.6010.60مخالفم38527.0237.61نظري ندارم48133.7571.37موافقم36425.5496.91کاملا موافقم443.09100.00جمع1425100.00–=17/32 , df=4 , p<01/0
61/37 درصد پاسخ دهندگان گزينه هاي کاملا مخالف و مخالف را انتخاب کرده اند. از طرف ديگر، 63/28 درصد آنان نيز گزينه هاي موافق و کاملا موافق را انتخاب کرده اند. اين درحالي است که 75/33 درصد آنان گزينه ” نظري ندارم” را انتخاب کرده اند. بدين ترتيب به نظر مي رسد که به اعتقاد بيشتر پاسخ دهندگان عوامل رفتاري تا حد متوسط و کم در معاونت انساني برق تهران مورد توجه قرار گرفته است.
محاسبه شده نيز برابر 17/32 است که با درجه آزادي 4 در سطح اطمينان 99 درصد() معني دار است. بدين ترتيب فرض صفر آماري رد و فرضيه تحقيق تاييد مي گردد. نتايج آزمون Z نيز در جدول شماره 17 آمده است:
جدول شماره 17: نتايج آزمون Z براي عوامل رفتاري
متغيرهاميانگينانحراف معيارتعدادخطاي استانداردنمره حد منوسطt يا zdfp
سطح خطافرهنگ سازماني2.940.67950.073.00-0.92940.36انگيزش و رضايت شغلي2.530.75950.083.00-6.11940.00رهبري2.820.89950.093.00-1.97940.05آموزش و بالندگي کارکنان3.240.74950.083.003.16940.00امنيت شغلي2.960.72950.073.00-0.52940.60عوامل رفتاري2.900.56950.063.00-1.80940.08
نتايج نشان مي دهد که Z محاسبه شده درخصوص عوامل رفتاري برابر 80/1 است که با درجه آزادي 94 در سطح اطمينان 95 درصد معني دار نيست. بدين ترتيب فرض صفر آماري مبني بر عدم تفاوت بين ميانگين محاسبه شده با حد متوسط پرسشنامه در اين سطح اطمينان رد نمي شود. يا به عبارت ديگر مشخص مي گردد که مجموعه عوامل رفتاري تا حد متوسط (و نه کم و خيلي کم) موثر است.
از طرف ديگر آزمون Z براي زيرساخت هاي عوامل رفتاري نيز محاسبه شده است. Z محاسبه شده براي فرهنگ سازماني و امنيت شغلي در سطح اطمينان 95 درصد معني دار نيست و در ساير موارد Z محاسبه شده در سطح اطمينان 95 و 99 درصد معني دار است.
با توجه به ميانگين هاي محاسبه شده مشخص مي گردد که تاثير عامل آموزش و بالندگي کارکنان از حد متوسط بطور معني داري بالاتر بوده ولي درخصوص انگيزش و رضايت شغلي و همچنين رهبري ميانگين هاي محاسبه شده بطور معني داري کمتر از حد متوسط (و در حد کم و خيلي کم) است.
براي پاسخگويي به اين سوال که آيا بين تاثير زيرساخت هاي عوامل رفتاري تفاوت وجود دارد، از آزمون فريدمن استفاده شده که نتايج آن در جدول شماره 18 مشاهده مي شود:
جدول شماره 18: نتايج آزمون فريدمن براي عوامل رفتاري
متغيرهاميانگين رتبه هاجمع رتبه هاميانگينخطاي استانداردفرهنگ سازماني3.05290.002.940.67انگيزش و رضايت شغلي2.11200.502.530.75رهبري2.86271.502.820.89آموزش و بالندگي کارکنان3.79360.503.240.74امنيت شغلي3.18302.502.960.72ANOVA Chi Sqr. (N=95, df=4)=60.18704 p<.00000
همانطور که ملاحظه مي شود محاسبه شده برابر 19/60 است که با درجه آزادي 4 در سطح اطمينان 99 درصد معني دار است. بدين ترتيب فرض صفر آماري مبني بر عدم تفاوت معني دار بين اين زيرساختها رد و مشخص مي شود که بين ميزان تاثير اين عوامل در سطح اطمينان 99 درصد تفاوت معني دار وجود دارد. مقايسه ميانگين رتبه ها نشان مي دهد که آموزش و بالندگي کارکنان در مرتبه اول قرار دارد و پس از آن به ترتيب امنيت شغلي، فرهنگ سازماني، رهبري و نهايتا انگيزش و رضايت شغلي قرار دارند. نمودار شماره 33 مقايسه بين اين زيرساخت ها را نشان مي دهد:
نمودار شماره 33: مقايسه زيرساخت هاي عوامل رفتاري
فرضيه سوم: عوامل زمينه اي نقش تعيين‌كننده‌ايي در آسيب‌هاي معاونت منابع انساني برق تهران، دارند.
توزيع فراواني و درصد گزينه ها در خصوص اين فرضيه در جدول زير ملاحظه مي شود:
جدول شماره 19: توزيع فراواني و درصد گزينه ها درمورد عوامل زمينه اي
گزينه هافراوانيدرصددرصد تراکميکاملا مخالفم132.282.28مخالفم8114.2116.49نظري ندارم24342.6359.12موافقم19333.8692.98کاملا موافقم407.02100.00جمع570100.00–=01/61 , df=4 , p<01/0

49/16 درصد پاسخ دهندگان گزينه هاي کاملا مخالف و مخالف را انتخاب کرده اند. اين درحالي است که بيش از نيمي از پاسخ دهندگان گزينه ” نظري ندارم ” را انتخاب کرده اند. همچنين از طرف ديگر 88/40 درصد آنان گزينه هاي موافق و کاملا موافق را انتخاب کرده اند. بدين ترتيب به نظر مي رسد که به اعتقاد بيشتر پاسخ دهندگان عوامل تا حد متوسط رو به زياد در معاونت انساني برق تهران مورد توجه قرار گرفته است.

محاسبه شده نيز برابر 01/61 است که با درجه آزادي 4 در سطح اطمينان 99 درصد() معني دار است. بدين ترتيب فرض صفر آماري رد و فرضيه تحقيق تاييد مي گردد. نتايج آزمون Z نيز در جدول شماره 20 آمده است:
جدول شماره 20: نتايج آزمون Z براي عوامل زمينه‌اي
متغيرهاميانگينانحراف معيارتعدادخطاي استانداردنمره حد منوسطt يا zdfp
سطح خطامشتري گرايي3.470.65950.073.006.98940.00پيمانکاران و مشاوران3.120.72950.073.001.57940.12عوامل زمينه اي3.290.55950.063.005.18940.00

Z محاسبه شده درخصوص عوامل زمينه اي برابر 18/5 است که با درجه آزادي 94 در سطح اطمينان 99 درصد معني دار است. بدين ترتيب فرض صفر آماري مبني بر عدم تفاوت بين ميانگين محاسبه شده با حد متوسط پرسشنامه در اين سطح اطمينان رد مي شود. يا به عبارت ديگر مشخص مي گردد که مجموعه عوامل زمينه اي تا حد بيشتر از متوسط (زياد و خيلي زيادي) موثر است.
از طرف ديگر آزمون Z براي زيرساخت هاي عوامل زمينه اي نيز محاسبه شده است که در هر دو مورد در سطح اطمينان 99 درصد معني دار است. ميانگين هاي محاسبه شده از عدد 3 بيشتر مي باشد که حكايت از مثبت بودن تاثير اين زيرساخت ها دارد.

آزمون فريدمن به منظور پاسخگويي به اين سوال که آيا بين تاثير زيرساخت هاي عوامل زمينه اي تفاوت وجود دارد، انجام شده است که نتايج آن در جدول شماره 21 ملاحظه مي شود:

جدول شماره 21: نتايج آزمون فريدمن براي عوامل زمينه اي
متغيرهاميانگين رتبه هاجمع رتبه هاميانگينخطاي استانداردمشتري گرايي1.65156.503.470.65پيمانکاران و مشاوران1.35128.503.120.72ANOVA Chi Sqr. (N=95, df=1)=9.800 p<.00175
نتايج نشان مي دهد که محاسبه شده(80/9) با درجه آزادي 1 در سطح اطمينان 99 درصد معني دار است. لذا فرض صفر رد و فرض مقابل آن پذيرفته مي شود. يعني مشخص مي گردد که بين اين عوامل در سطح اطمينان 99 درصد تفاوت معني دار وجود دارد. مقايسه ميانگين رتبه ها نشان ميدهد که مشتري گرايي در مرتبه اول و پيمانکاران و مشاوران در مرتبه بعدي قرار دارد. نمودار شماره 34 مقايسه بين اين زيرساخت ها را نشان مي دهد:

نمودار شماره 34: مقايسه زيرساخت هاي عوامل زمينه اي
فرضيه چهارم: بين عوامل ساختاري، رفتاري و زمينه اي تفاوت وجود دارد.
به منظور بررسي اين فرضيه از آزمون فريدمن استفاده شده است. فرض صفر آماري حاکي از آن است که بين اين عوامل تفاوت معني داري ملاحظه نمي شود.

جدول شماره 22: نتايج آزمون فريدمن در مورد مقايسه هريك از عوامل
متغيرهاميانگين رتبه هاجمع رتبه هاميانگينخطاي استانداردعوامل ساختاري1.72163.002.860.56عوامل رفتاري1.78169.002.900.56عوامل زمينه اي2.51238.003.290.55ANOVA Chi Sqr. (N=95, df=2)=36.56842 p<.00000

همانطور که ملاحظه مي شود محاسبه شده برابر 57/36 است که با درجه آزادي 2 در سطح اطمينان 99 درصد معني دار است. بدين ترتيب فرض صفر آماري مبني بر عدم تفاوت بين عوامل ساختاري، رفتاري و زمينه اي رد و فرض مقابل آن پذيرفته مي شود.
مقايسه بين ميانگين رتبه ها نشان مي دهد که عوامل زمينه اي در موقعيت بالاتري نسبت به عوامل رفتاري و ساختاري قرار دارد. نمودار شماره 35 نيز مقايسه بين عوامل را نشان مي دهد:

نمودار شماره 35: مقايسه هريك از عوامل
با توجه به اين که پاسخ دهندگان وضعيت موجود را با توجه به عوامل و زيرساخت هاي ياد شده مورد توجه قرار داده و يا بطور کلي ميزان موافقت يا مخالفت خود را با عوامل شناسايي شده اظهار داشته اند، لذا مي توان نتيجه گرفت که شاخص ها يا عواملي که از حد متوسط پايينتر بوده اند، در وضعيت نامطلوبي قرار دارند. براي نمونه مقايسه کلي عوامل زمينه اي، رفتاري و ساختاري نشان مي دهد که وضعيت عوامل زمينه اي در مقايسه با دو عامل ديگر بهتر است و نهايتا وضعيت عوامل ساختاري در پايينترين نقطه (نسبت به دو عامل ديگر) قرار دارد. همين مقايسه درخصوص هر يک از زيرساخت هاي عوامل نيز بايد مورد توجه قرار گيرد.
حال با فرض اين که مطلوبترين نقطه داراي ارزش عددي معادل 5 باشد، مي توان درصد تحقق آن را محاسبه نمود. نتايج کلي در جدول شماره 23 ملاحظه مي شود:
جدول شماره 23: درصد تحقق هر يک از عوامل و زير ساخت هاي آنها
متغيرميانگينانحراف معيارتعداددرصد تحققدرصد عدم تحققعوامل ساختاري2.860.569547.7052.30ساختار سازماني2.930.789548.7751.23بهبود روش ها3.480.709557.9842.02سيستم مکانيزه اطلاعاتي3.500.629558.3041.70سيستم پرداخت2.680.699544.7455.26گزينش و استخدام2.420.829540.3559.65انتصابات و ارتقاء شغلي2.510.909541.8158.19ارزيابي عملکرد2.521.069541.9358.07عوامل رفتاري2.900.569548.2951.71فرهنگ سازماني2.940.679548.9551.05انگيزش و رضايت شغلي2.530.759542.1457.86رهبري2.820.899547.0252.98آموزش و بالندگي کارکنان3.240.749553.9946.01امنيت شغلي2.960.729549.3650.64عوامل زمينه اي3.290.559554.8545.15مشتري گرايي3.470.659557.7842.22پيمانکاران و مشاوران3.120.729551.9348.07
ميانگين نمرات در هر عامل و زيرساخت آن به تفکيک جنسيت پاسخ دهندگان(با استفاده از آزمون t استودنت براي گروه هاي مستقل)، سابقه خدمت(با استفاده از آناليز واريانس يکراهه)، ميزان تحصيلات(با استفاده از آناليز واريانس يکراهه) و سطح سازماني پاسخ دهندگان(با استفاده از آناليز واريانس يکراهه) محاسبه شده است. نتايج در جداول پيوست ملاحظه مي گردد.
بطور کلي نتايج نشان داد که:
1- بين نگرش زنان و مردان نسبت به تاثير عوامل ساختاري، رفتاري، زمينه اي و کليه زير ساخت هاي آنها در سطح اطمينان 95 درصد تفاوت معني داري وجود ندارد يا به عبارت ديگر هر دو جنس اين عوامل را به يک نسبت موثر در عملکرد مي دانند؛
2- بين ميانگين نمرات در مورد عوامل ساختاري، رفتاري، زمينه اي و کليه زيرساخت هاي آنها، با توجه به ميزان سابقه خدمت کارکنان تفاوت معني داري ملاحظه نشد؛
3- بين ميانگين نمرات در مورد عوامل ساختاري، رفتاري، زمينه اي و کليه زيرساخت هاي آنها (به غير از يک مورد يعني آموزش و بالندگي کارکنان)، با توجه به ميزان تحصيلات کارکنان در سطح اطمنيان 95 درصد تفاوت معني داري ملاحظه نشد؛
4- تفاوت بين ميانگين هاي محاسبه شده در خصوص عوامل ساختاري، رفتاري و زمينه اي با توجه به سطح سازماني کارکنان در سطح اطمينان 95 درصد معني دار نيست. نتايج بررسي زيرساخت‌ها نشان داد که بطور کلي زير ساخت هاي عوامل رفتاري و زمينه اي نيز با توجه به سطح سازماني کارکنان تفاوت معني داري در سطح اطمنيان 95 درصد ندارد. اما در بررسي زيرساخت‌هاي عوامل ساختاري مشخص شد که بين نگرش مديران، سرپرستان و کارشناسان در زيرساخت‌هاي انتصابات و ارتقاء شغلي و همچنين ارزيابي عملکرد تفاوت معني داري در سطح اطمينان 95 درصد وجود دارد. نتايج آزمونهاي تعقيبي نشان داد که تفاوت ها در هر دو مورد ناشي از تفاوت بين نگرش مديران با سرپرستان است. در خصوص ارزيابي عملکرد بين نگرش مديران و کارشناسان نيز تفاوت معني داري وجود دارد. بطور کلي نگرش مديران در خصوص موضوعات ياد شده در مقايسه با نگرش سرپرستان و کارشناسان مثبت تر بود. تفاوت بين نگرش سرپرستان و کارشناسان در سطح اطمينان 95 درصد معني دار نبود.
1 – Statistical Package for Social Science
1- البته بايد توجه داشت که اين نتيجه در نمونه تحقيق بدست آمده است و جهت مقايسه ميانگين نمره پاسخ دهندگان در هر سوال با حد متوسط پرسشنامه مي توان از آزمون آماري Z استفاده کرد . در صورتي که تفاوت بين ميانگين محاسبه شده و حد متوسط پرسشنامه مثبت بوده و آزمون Z حداقل در سطح اطمينان 95 درصد ( ) معني دار باشد ، در اين صورت مي توان نتيجه گرفت که پاسخ دهندگان نسبت به موضوع مورد سوال نگرش مثبت دارند و يا به عبارتي وضعيت متغير مورد نظر در حد مطلوب يا بالاتر از متوسط است. اما چنانچه ميانگين محاسبه شده کمتر از حد متوسط باشد حاکي از منفي بودن نگرش است و يا به عبارتي وضعيت متغير مورد نظر در حد ضعيف است. عدم رد فرض صفر در سطح اطمينان 95 درصد نيز به معني آن است که نظر پاسخ دهندگان در حد متوسط بوده است يا وضعيت متغير مورد نظر در متوسط است.
1- نظر به اينکه کليه محاسبات با استفاده از نرم افزارهاي آماري صورت گرفته است، لذا اين نرم افزارها به طور دقيق به محاسبه سطح خطا مي‌پردازند. سطح خطا با p در تمامي جداول نشان داده شده است. بدين ترتيب نياز به مراجعه به مقادير بحراني نمي باشد. چنانچه p محاسبه شده از 05/0 کوچکتر باشد مي توان نتيجه گرفت که فرض صفر آماري در سطح اطمينان 95 درصد رد مي گردد و چنانچه سطح خطا (p) از 01/0 هم کوچکتر باشد فرض صفر در سطح اطمينان 99 درصد رد مي شود. اگر p از 05/0 بيشتر باشد فرض صفر در سطح اطمينان 95 درصد پذيرفته مي‌شود.
—————
————————————————————
—————
————————————————————
بررسي آسيب‌شناسي معاونت منابع انساني ………144



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید