00

به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاري
فصلنامه علمي – پژوهشي انجمن علمي پرستاري ايران
دوره سوم – شماره 4 (پياپي 10) – زمستان 1393

صاحب امتياز: انجمن علمي پرستاري ايران
مدير مسؤول و سردبير: دكتر فاطمه الحاني
مدي ر اجرايي: دكتر آذر طل
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامي: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بين المللي: 2322-3812
شماره بين المللي نشريه الكترونيكي: 4428-2322 e-ISSN

شوراي نويسندگان (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيلپور بندبني، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي گيلان
دكتر فاطمه الحاني، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر منير انوشه، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر زهره پارسا يكتا، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حميد پيروي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدعلي چراغي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي حسيني، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر سيده فاطمه حق دوست اسكويي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدرضا حيدري، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر ناهيد دهقاننيري، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر ناهيد رژه، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر سادات سيدباقر مداح، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر نعيمه سيدفاطمي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر آذر طل، دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر عباس عبادي، دانشيار دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بقيهاﷲ
دكتر عباس عباسزاده، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر شهرزاد غياثونديان، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر علي فخرموحدي، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي سمنان
دكتر مسعود فلاحي خشكناب، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر انوشيروان كاظم نژاد، استاد گروه آمار زيستي دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عيسي محمدي، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر ندا مهرداد، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر حسن ناوي پور، استاديار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويسمرادي – عليرضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحه آرايي: فرشته حيدري
طرا ح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علمي پرستاري ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و مامايي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: [email protected] , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 3 شماره 4 (پياپي 10) زمستان 1393، 47-37 بررسي عوامل تسهيل كننده و بازدارنده شركت مشمولين در برنامه هاي آموزش مداوم جامعه پزشكي

شادي پشندي، هاد ي خوشاب، حسين رفيعي، عباس عباسزاده، فريبا برهاني

چكيده

مقدمه: عوامل بسياري مي توانند در شركت مشمولين در برنامههاي آموزش مداوم جامعه پزشكي نقش داشته باشند، ولياطلاعات موجود در اين رابطه بسيار محدود ميباشد. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسي عوامل بازدارنده و تسهيلكننده مشاركتمشمولين برنامه هاي آموزش مداوم جامعه پزشكي در اين برنامه ها طراحي و اجرا شد.
روش: در اين مطالعه مقطعي، 740 نفر از مشمولين آموزش مداوم شاغل در بيمارستان هاي وابـسته بـه دانـشگاه علـومپزشكي كرمان در سال 1391 (از تاريخ 1/4/91 تا تـاريخ 30/9/91) بـه صـورت در دسـترس انتخـاب شـدند. ابـزار گـردآوري اطلاعات، پرسشنامه سه بخشي بود كه بخش اول شامل اطلاعات دمـوگرافيكي ، بخـش دوم پرسـشنامه شـامل 21 سـؤال كـهعوامل انگيزشي يا تسهيلكننده فردي و سازماني شركت در برنام ههاي آموزش مداوم را مي سنجيد و بخش سوم نيـز شـامل 32 سؤال كه عوامل بازدارنده يا موانع شركت در برنامه هاي آموزش مداوم را ميسنجيد. داده ها از طريق نرم افزار SPSS v.16 و از طريق آمار توصيفي و آزمو نهاي آ ماري تيمستقل و آناليز واريانس يك طرفه تجزيه و تحليل شدند.
يافتهها: مهمترين عامل تسهيلكننده در بين نمونهها »كسب امتياز« با ميانگين نمره (84/0±25/4) و كم اهميت ترينآن »وجود موقعي تهاي رقابتي« با ميانگين نمره (12/1±00/3) بود. مهمترين عامل بازدارنده »مشكلات كاري (كمبـود پرسـنلهمكار)« با ميانگين نمره (20/1±02/4) و كم اهميتترين آن »اعتماد به نفس پـايين« بـا ميـانگين نمـره (38/1±88/2) بـود .
همچنين مهمترين دسته از عوامل تسهيلكننده »عوامل فردي « و عمدهترين دسته از عوامل بازدارنده »موانـع سـازماني« ذكـرشد. نتايج به دست آمده بين ميانگين عوامل تسهيلكننده فردي 22/0±97/3 و سازماني 27/0±48/3 اختلاف معنادار آمـاري رانشان داد. اما در مقايسه ميانگين موانع بازدارنده فردي 36/0±42/3 و سازماني 23/0±49/3 اختلاف معناداري مشاهده نشد.
نتيجهگيري: از آنجايي كه انگيزه اصلي شركتكنندگان در برنامههاي آموزش مداوم، »كسب امتياز جهت ارتقاء شغلي« ذكر شده است، مي توان با استفاده از راهكارهايي از قبيل دخالت دادن بيشتر آموزشگيرندگان در تعيين محتوي مطالب آموزشي،دخالت دادن آن ها در طراحي و چگونگي اجراي برنام ههاي آموزشي، برگزاري كارگاه هاي توجيهي جهت كادر درماني بـه منظـورآگاهي بيشتر آنها از اهداف برنامههاي آموزش مداوم و برگزاري كارگاههاي آموزشي جهت تغيير ديدگاه كادر درمـاني در مـوردبرنامه هاي آموزش مداوم انگيزه آن ها جهت شركت در اين دور هها را تغيير داد.

كليد واژه ها: آموزش مداوم جامعه پزشكي، علوم پزشكي، بازدارنده ها، عوامل انگيزشي

تاريخ دريافت: 11/5/1393 تاريخ پذيرش: 20/10/1393

مقدمه

با توجه به دگرگوني هاي سريع و پر شتاب دانش و معلومات بشري، همه چيز بـه سـرعت در حـال تغ ييـر و تحول است. سازمانها به عنوان يك سيستم باز با محيط در تعامل ميباشند و براي تداوم حيات، نيازمند پاسخگويي به تغييرات محيطي هستند. از آنجايي كه منـابع انـساني مهم ترين عامل و محور سازمان هـا محـسوب مـي شـوند،آماده سازي منابع مزبور بـراي مواجهـه بـا تغييـ رات و بـهروزرساني دانش آن ها از اهميت و يـژ هاي برخـوردار اسـت(1). از جمله مواردي كه يونسكو در آستانه قرن ب يـست و يكم تأ كيـد فـراوان بـه آن داشـته، جـدايي ناپـذير بـودن يادگير ي هميشگي از زندگي انسان هاست. يادگيري دايمي و به روز بودن اطلاعـاتي كـه بـا سـلامت افـراد جامعـه سروكار دارد، از اهميت ويژه اي برخوردار است (2). بـه روزنگه داشتن دانش و مهارت بـ ه طـور مـداوم، شـالوده كـارباليني مطمئن و ايمـن اسـت (3). آمـوزش مـداوم جامعـهپزشكي روش تأييد شدهاي اسـت كـه مـي توانـد آمـوختن مادامالعمر را تسهيل نمايد. ايـن نـوع آمـوزش بـر حفـظ وتوسعه دانش، مهارت و ارتباطات تمركز مي نمايد تـا ارايـه مراقبت و درمان شايسته اي را تضمين نمايد (4).
واضح است كه جامعه علوم پزشكي هميشه ني ازمنـد اطلاع از آخرين يافت ههاي علمي و آشنايي با سياست هـاي بهداشتي درماني كشور و در نهايت، تقويت و تحكيم و بـه روز نمودن آموخته هاي صحيح قبلي خود مي باشد، زيرا هـر 4 تا 5 سال بـ ه طـور متوسـط 50% دانـش پزشـكي كهنـه ميشود. با توجه به انفجار دانش در علوم پزشكي و افزايش حجم آن، كادر بهداشتي درماني نميتواند از همه دانـش و تكنولوژي موجود در اين حيطه آگاه باشد. به علاوه، حفظ و نگهداري اندوختههاي قبلي است كه مـش كل را دو چنـدان ميكند. در اين بين، بازآموزي يكـي از بهتـرين روش هـاي روزآمد نمودن اطلاعات و معلومات دانش آموختگـان اسـت كه در طول دو دهه اخير در اك ثر كشورهاي دنيا مورد توجه قرار گرفتـه اسـت (5). بـر ا يـن اسـاس، سـازمان جهـاني بهداشت، آموزش مداوم را به مثابه يك ضرورت فوري بـه رسميت شناخته و در گردهمايي جهاني آموزش پزشكي در ادينبورگ در سال 1993 بـر اهم يـت آن بـه عنـوان يـك فعال يـت ضـروري بـراي حفـظ مهـارت هـاي حرفـ هاي دانش آموختگان تأكيد نموده است (6).
در حال حاضـر س يـستم هـاي ارايـه كننـده خـدمات بهداشتي، مراقبتي و درمـاني در كـشور، بـا چـالش هـاي فراواني روبهرو هستند كه يكي از مهم ترين اين چالش ها، كيفيت نامطلوب خدماتي است ك ه ارايه مي شود. يكـي از عوامل مهم در كيفيت نامطلوب ارايه خدمات بهداشـتي و مراقبتـي، عوامـل انـساني اسـت . ن يـروي انـساني نقـش بهسزايي در تحول و پيشرفت امور مراقبت و درماني دارد و به عنوان يكـي از ار كـان مهـم هـر سـازمان بـه شـمار مي آيد. بهسازي نيروي انساني در وزارت بهداشت و درمان يكـي از مـسؤوليت هـاي مهـم مـديران بـوده و شـامل فعالي تهايي است كه بـرا ي ارتقـاي سـطح صـلاحيت و افزايش دانش، آگاهي و ايجاد مهارت در پرسـنل مـذكور براي ارايه خدمات درماني بهتـر بـه مـورد اجـرا گذاشـته مي شـود . يكـي از روش هـاي بهـسازي ن يـروي انـساني، آموزش مداوم است (7).
آموزش مداوم مجموعه اي از فعاليت ها، روش هـا و برنامه هايي است كه شاغلين به كمك آن در بهبود سطح آگاهي، رفتار، نگرش و استعدادهاي ذهني خويش گام بر مي دارند تا بتوانند مهارت و شا يـستگي كامـل خـود را در انجام وظايف مربوط بـه شـغل شـان نـشان دهنـد (8). در تعريف ديگر، آموزش مداوم يك فعاليـ ت ضـرور ي بـراي حفظ مهارت هـاي حرفـه اي دانـش آموختگـان اسـت (9).
برنامه هاي آموزش مداوم باعث تكامل حرفه اي و افزايش مهارت هاي باليني كـادر درمـاني مـي شـود ، زيـ را فراينـد آموزش در طول تحصيلات آكادميك براي پاسخگويي به نيازهاي بيماران كافي ن يـست و كاركنـان بـراي ارتقـاي مهـارت و عمل كـرد خـود ن يـاز بـه بـازآموزي دارنـد (10). مطالعات نشان داده اند كه آموزش مـداوم جامعـه پزشـكي كه از آن با نام توسعه مداوم حرفه اي ني ز ياد مي كننـد بـر عملكرد و حفظ صلاحيت حرفـه اي كـادر درمـاني تـأثير مثبت دارد (11). در كشور مـا ن يـز ا يـن راه كـار مهـم از سال ها قبل آغاز شده است و پس از گذشت چندين سال از اجراي اين برنامه ها اكنون تلاش بر آن است كه ميزان مشاركت و اثربخشي اين برنامه ها افزايش يابد (12).
در مطالعـه اي كـه بـرروي پزشـكان عمـومي تـازه فارغ التحصيل و شاغل در بيمارسـتان هـ اي اسـت راليا انجـامگرفت، مشكلات مربوط به بار كاري و كمبود وقت از اهـمعوامل بازدارنده شركت در آموزشهـ اي مـداوم شناسـاييگرديد. از عوامل بازدارنده ديگر تعداد زياد بيمـاران، نوبـتكاري در شـيفتهـ ا، نـاتواني در پـيش بينـي بـار كـاري ومسؤوليتهاي متعدد گزارش شده اند. اما از عواملي كه بهتر قاب ل چ اره ج ويي بودن د، كمب ود وق ت جه ت مطالع ه،مشكلات مربوط به آموزش و مسايل مربوط به محل كـاربود (13). در مطالعات محدود انجـام شـده در ايـران (18-14) عمده ترين عوامل انگيزشي شركت در برنامههـ ا ابعـادغيرعلمــي نــشان داده شــده كــه ايــن امــر در راســتايسياستهاي آموزشي وزارت بهداشت و درمان نمـي باشـد . بنابراين لزوم بررسي عوامل انگيزشي يا تسهيل كننده و نيز موانع يا عوامل بازدارنده شـركت در برنامـه هـ اي آمـوزشمداوم براي شناخت نقاط ضعف و قوت برنامه ها، افزايش كارآيي، اثربخشي و نيز افزايش مشاركت در آن ها ضروري مي باشد. لذا پژوهش حاضر به منظور بررسي عوامل مؤثر وبازدارنده شركت پزشكان، پرستاران و ساير پيراپزشـكان دربرنامههاي آموزش مداوم جامعـه پزشـكي طراحـي و اجـراگرديد تا نتايج آن مورد استفاده سيستم هاي آموزشي قـرارگيرد.

روش مطالعه

مطالعه مقطعي حاضر در سال 1391 با كسب مجوز لازم از معاونت تحقيقات و فناوري دانشگاه علوم پزشـكيكرمان انجام پـذيرفت. نمونـه پـژوهش حاضـر را تمـاميشركتكنندگان برنام ههاي آموزش مداوم شهر كرمان كـهاز تاريخ 1/4/91 تـا تـاريخ 30/9/91 در ايـن دوره حـضورداشتند اعم از پرستار، ماما، پزشك، دندانپزشك، داروساز وساير پيراپزشكان ( علـوم آزما يـشگاهي، رادي ولـوژي، اتـاقعمل، فيزيوتراپي، تغذيه، آمار و مدارك پزشـكي) تـشكيلمـي داد. نمونـه گيـري در پـژوهش حاضـر بـه صـورت در دسترس و به اين صورت بود كه پژوهشگران با توجـه بـهتقويم آموزشي سالانه مركز آموزش مداوم جامعه پزشـكيدان شگاه عل وم پزش كي كرم ان دوره 6 ماه ه اي را ك ه بيشترين برنام ههاي آموزشي در آن قرار داشـتند و بـالطبعمراجعه كننده بيشتري نيز از مشمولين قانون آموزش مداومرا شامل مـي شـد انتخـاب نمودنـد (تابـستان و پـاييز 91).
سپس در روزهايي كه برنامه هـاي آمـوزش مـداوم برگـزارمي شد در محل حضور پيدا كرده و پرسشنامههـ ا را هنگـامتحويل مدارك ثبـتنـام بـه شـركتكننـدگان مـي دادنـد.
شركتكنندگان با توجـه بـه تمايـل خـود آن را تكميـل وهنگام تحويـل مـدارك ثبـت نـام در پايـان دوره تحويـلمي دادند. در طول 6 ماه نمونهگيري 830 پرسـشنامه بـينكليه مراجعه كنندگان در اين دوره زماني توزيع شـد كـه ازاين تعداد 63 مورد بدون جواب تحويل گرديـد و 27 مـورداصلاً تحويل داده نشد و در مجموع حجم نمونـه بـه 740 نفر تقليل يافت. اين پژوهش فقط برنامه هـاي ي را كـ ه در بين پرسنل فوق به بـازآموزي (آمـوزش مـداوم) معـروف است مورد بررسي قرار داد و ديگر برنامههاي آم وزشـي از قبيل شركت در برنام ههاي آموزش عمومي نظير دوره هاي گواهينامه مهارتهاي رايانه، آموزش زبان انگليسي و غيره را شامل نمي شـد . لازم بـه ذكـر اسـت كـه قـبلاً از دادن پرسشنامهها جهت تكميل بـه شـركتكننـدگان بـه آن هـا اطمينان داده مي شد كه شركت در پژوهش داوطلبانه بـوده و نتايج پژوهش هيچ اثر منفي را براي آنها در بر نخواهـدداشت و يافتههاي پژوهش نيز تنهـا بـا توجـه بـه اهـدافپژوهش مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
ابــزار مــورد اســتفاده در پــژوهش حاضــر، جهــتجمع آوري دادهها پرسشنامه سـه بخـشي بـود. بخـش اولشامل اطلاعات دموگرافيكي، بخش دوم پرسشنامه شـامل21 سؤال كه عوامل انگيزشي يـا تـسهيل كننـده فـردي وسازماني شركت در برنامههاي آموزش مداوم را مي سنجيد (13 س ؤال انگي ز هه اي ف ردي و 8 س ؤال انگي زه ه اي سازماني) (مجموع نمرات در اين بخـش از حـداقل 21 تـاحداكثر 105 بود) و بخش سوم نيـز شـامل 32 سـؤال كـهعوامل بازدارنده يا موانع شـركت در برنامـه هـاي آمـوزشمداوم را ميسنجيد (8 سؤال موانع فردي و 24 سؤال موانع سازماني) (مجموع نمرات در اين بخـش از حـداقل 32 تـاحداكثر 160 بود). براي اندازه گيري هر گزينه از مقيـاس 5 درجهاي ليكرت (بسيار كم، كم، متوسط، زياد و خيلي زياد) استفاده شد. در مجموع نمره پرسشنامه مـذكور پژوهـشگرساخته بوده و روايـي و پايـايي آن نيـز توسـط پژوهـشگرسنجيده شد. روايي ابزار با استفاده از روش روايي محتوا و توسط 15 نفر از اعضاء هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي كرمان تعيين شد كه براي آن عدد 89/0 بـ ه دسـت آمـد. جهـت بررسـي پايـايي ، از روش آزمـون مجـدد (test- retest) در طي يك مطالعـه مقـدماتي بـين 20 نفـر از شركتكنندگاني كه ب ه صورت تصادفي از بين جامعه مورد پژوهش انتخاب شدند، استفاده شد (اين 20 نفر در مطالعه نهايي شركت داده نشدند). ضريب همبستگي بين نمرات بار اول و دوم كه به فاصله زماني 15 روز تهيه شده بـود 87/0 برآورد شد. جهت تحليل دادهها از نرمافزار SPSS v.16 استفاده شد . با توجه به توزيع نرمال داده هاي كمـيبراساس نتايج آزمون كولموگرف اسميرنوف شرايط جهـتاسـتفاده از آزمـون هـاي پارامتريـك وجـود داشـت. بـراي توصيف ميانگين و انحـراف معيـار از آزمـونهـاي آمـاريشاخصهاي مركزي و پراكندگي، و براي اهـداف تحليلـيمطالعه با توجه به توزيـع نرمـال داده هـ ا از آزمـون آمـاريتي مستقل و آناليز واريانس يك طرفه استفاده شد.

يافتهها

از مجموع 830 نفر مشمول، 740 نفـر در پـژوهشحاضر شركت نمودند (ميزان پاسـخگويي 2/89%). از ايـنتعداد 63% را زنان و مـابقي را مـردان تـشكيل مـي دادنـد .
ميانگين سني افراد مورد مطالعه 96/5±34/39 سـال بـود. از نظـــر وضـــعيت اســـتخدامي، نزديـــك بـــه 40% از شركتكنندگان به صورت پيماني و 25% نيـز بـه صـورترسمي مشغول به كـار بودنـد. بيـشترين و كمتـرين گـروهش ركت كنن دگان در پ ژوهش را ب ه ترتي ب پرس تاران و پزشـكان متخـصص تـشكيل مـي دادنـد. از نظـر سـنوات خدمتي، 56% از شركتكنندگان سابقه كمتر از 10 سـال و44% نيز سابقه بالاتر از 10 سال خدمت را گزارش نمودند.
براساس نتايج بـه دسـت آمـده از پـژوهش حاضـربيشترين عامل انگيزشـي فـردي شـركت در كـلاس هـ اي آمــوزش مــداوم »كــسب امتيــاز« بــا ميــانگين نمــره 84/0±25/4 و بيـ شترين عامـ ل انگيزشـ ي ســـازماني
»چاره جويي در حل مشكلات حرفهاي« با ميـانگين نمـره
88/0±90/3 بـود (جـداول شـماره 1و2). نتـايج پ ژوهش حاضر نشان داد كه بيشترين مانع بازدارنده فـردي شـركتدر كلا سهاي آموزش مداوم »كمبود وقـت« بـا ميـانگيننمـره 89/0±99/3 بي شترين م انع بازدارن ده س ـازماني»مشكلات كاري (كمبود پرسنل همكار)« با ميانگين نمره
20/1±02/4 بود (جداول شماره 3و4).
پرســتاران بيــشترين عامــل انگيزشــي را »كــسب امتياز« بـا ميـانگين نمـره 73/0±40/4 و كمتـرين عامـلانگيزشي را »وجود موق عيت هاي رقابتي« با ميـانگين نمـره19/1±99/2 ذكـر نمودن د. ايـن گ روه مهـم ت رين م انع بازدارنده را »مشكلات كاري (كمبود پرسـنل همكـار)« بـاميانگين نمره 06/1±26/4 و كم اثرتـرين آنهـا را »نبـودتقويم آموزشـي سـالانه« بـا ميـانگين نمـره 49/1±82/2 مي دانستند. كارشناسان مامايي بيشترين عامل انگيزشـي را»افــزايش ميــزان خود كارآمــدي« بــا ميــانگين نمــره
75/0±57/4 و كمتـ رين عامـ ل انگيزشـ ي را »وجـ ود موقعيتهاي رقابتي « با ميـانگين نمـره 19/1±99/2 ذكـرنمودند. اين گروه مهمترين مانع بازدارنده را »كمبود وقت« 88/0±01/4 و كمترين مانع بازدارنده را »اعتماد به نفـسپايين (جهت شركت در كارگاه، سمينار، كنفرانس و …)« باميــانگين نمــره 33/1±48/2 ذكــر نمودنــد. در ســاير پيراپزشكان (علوم آزمايشگاهي، رادي ولـوژي، اتـاق عمـل،فيزيوتراپي، تغذيه، آمار و مدارك پزشكي) عوامل انگيزشي يا تسهيلكننده مانند گروه مامايي و موانع بازدارنـده ماننـدگروه پرستاري رتبه بندي شـده بودنـد. در گـروه پزشـكانعمومي بيـشترين عامـل انگيزشـي، »فراگيـري برخـي ازتكنيــك هــا و روش هــاي درمــان« بــا ميــانگين نمــره64/0±44/4 و كمتـــرين عامـــل انگيزشـــي »وجـــود موقعيتهاي رقابتي « با ميـانگين نمـره 02/1±97/2 ذكـرشده بود . اين گـروه از شـركت كننـدگان مهـمتـرين مـانعبازدارنــده را »مــشكلات كــاري (تجمــع كارهــا پــس ازبازگشت)« با ميانگين نمره 88/0±24/4 و كم اهميتترين مانع را »نامناسب بودن زمان برگزاري دورهها (بعد از شـبكــاري)« بــا ميــانگين نمــره 51/1±81/2 مــي دانــستند.
دندانپزشكان بيشترين عامل انگيزشي را »افـز ايش دانـشتخصصي و حرفـهاي« بـا ميـانگين نمـره 66/0±27/4 وكمترين عامل انگيزشي را »وجود موقعي تهاي رقابتي « بـاميــانگين نمــره 12/1±93/2 ذكــر كــرده بودنــد . آن هــا مهمترين مانع بازدارنده را »مشكلات كاري (كمبود پرسنلهمكار)« با ميانگين نمره 89/0±26/4 و كم اهميت تـرين مانع بازدارنده را »اعتماد به نفس پايين (جهـت شـركت دركارگــاه، ســمينار، كنفــرانس و …)« بــا ميــانگين نمــره44/1±11/3 مي دانستند. رتبـه بنـدي در گـروه داروسـازانمانند گروه پرستاري بود. با اين تفاوت كه كم اهميت تـرينمانع بازدارنده را »اعتماد به نفس پايين (جهـت شـركت دركارگاه، سمينار، كنفرانس و …)« ذكر كرده بودند. پزشـكانمتخصص نيز بيشترين عامل انگيزشي را »افزايش دانـشتخصصي و حرفـهاي« بـا ميـانگين نمـره 06/0±97/3 ومهمترين مانع بازدارنده را »مشكلات كاري (كمبود پرسنلهمكار)« با ميانگين نمره 98/0±16/4 مي دانستند.
نتايج بـه دسـت آمـده از آزمـون تـي مـستقل بـينميانگين عوامل انگيزشي فـردي 22/0±97/3 و سـازماني27/0±48/3 اخـــتلاف معنـــادار آمـــاري را نـــشان داد
(001/0<p) كه بيانگر تأثيرگذاري متفاوت اين عوامـل درشركت مشمولين در برنامههاي آموزش مـداوم اسـت. امـانتايج اين آزمون در مقايسه ميانگين موانع بازدارنده فـردي36/0±42/3 و سازماني 23/0±49/3 اختلاف معناداري رانشان نداد (05/0>p) كه بيانگر تأثير يكـسان ايـن موانـعاست. براساس نتايج آزمون آمـاري تـي مـستقل، اخـتلافآمــاري معنــاداري در ميــانگين نمــره ميــانگين عوامــلتسهيلكننده بين مردان و زنان شركتكننـده در پـژوهشحاضر وجود نداشت (05/0>p). ضمناً اين مورد در ارتبـاطبا موانع بازدارنده نيز مشابه بـه دسـت آمـد (05/0>p). دربررسي ميانگين موانع بازدارنده براسـاس وضـعيت تأهـل،آزمون آناليز واريانس يك طرفـه نـشان داد كـه ميـانگينموانع بازدارنده، بين متأهلين نسبت به ساير گروهها بيـشتر بوده به نحوي كه اين اختلاف معنادار بود (001/0<p)، اما در مقايسه عوامل تسهيلكننده اين اختلاف معنـا دار نبـود. لازم به ذكر است در بررسي ميانگين عوامل تسهيلكننـده و موانع بازدارنده براساس سابقه كـار، نتـايج آزمـون آنـاليز
واري انس ي ك طرف ه اخ تلاف معن اداري را ن شان ن داد (05/0>p).
جدول 1- رتبه موارد مؤثر بر انگيزه هاي فردي پاسخگويان برحسب ميانگين امتياز كسب شده
ميانگين رتبه گزينه تسهيل كننده (انگيزشي) فردي شماره گزينه در پرسشنامه
0/84±4/25 1 كسب امتياز 1
0/73±4/20 2 افزايش دانش تخصصي و حرفه اي 5
0/84±4/15 3 افزايش ميزان خود كارآمدي 9
0/77±4/10 4 علاقه ذاتي به فراگيري دانش 10
0/79±4/08 5 احساس كفايت و شايستگي در انجام كارها بعد از آموزش هاي مربوطه 11
0/96±4/06 6 فراگيري برخي از تكنيكها و روش هاي درمان 21
0/80±4/00 7 مرور اطلاعات قبلي و به روز شدن دانش تخصصي 3
0/89±3/96 8 علاقه به تغيير و رفع نواقص 16
1/05±3/93 9 به روز شدن دانش تخصصي 18
0/87±3/92 10 افزايش توانايي كارهاي عملي در گارگاه ها 8
0/92±3/92 11 داشتن تمايل به شركت در كنفرانس ها و سمينارها 15
1/31±3/55 12 برخورداري از مزاياي ارتقاء شغلي 2
0/96±3/51 13 داشتن حس كنجكاوي 14

جدول 2- رتبه موارد مؤثر بر انگيزه هاي سازماني پاسخگويان برحسب ميانگين امتياز كسب شده
ميانگين رتبه گزينه تسهيل كننده (انگيزشي) سازماني شماره گزينه در پرسشنامه
0/88±3/90 1 چاره جويي در حل مشكلات حرفه اي 6
0/83±3/87 2 مبادله اطلاعات و تجربيات با ديگر همكاران 4
0/93±3/55 3 افزايش تعامل با ساير همكاران 7
1/06±3/50 4 صدور سريع گواهي ها از طريق سايت 20
1/12±3/49 5 آسان شدن مراحل ثبت نام 19
1/04±3/35 6 استفاده از تسهيلات و موقعيت هاي موجود در برنامه هاي آموزش مداوم 17
1/25±3/34 7 امكان پيدايش موقعيت هاي شغلي بهتر بعد از آموزش ها 12
1/12±3/00 8 وجود موقعيت هاي رقابتي 13

جدول 3- رتبه عوامل بازدارنده فردي پاسخگويان برحسب ميانگين امتياز كسب شده
ميانگين رتبه گزينه موانع (عوامل بازدارنده) فردي شماره گزينه در پرسشنامه
0/89±3/99 1 كمبود وقت 1
1/25±3/75 2 ساير مشكلات خانوادگي 23
1/28±3/56 3 مشكلات خانوادگي خانه داري 21
1/18±3/55 4 مشكلات خانوادگي شغل دوم 22
1/29±3/42 5 مشكلات خانوادگي نگهداري فرزند 20
1/43±3/19 6 عدم آشنايي با نحوه ثبت نام در دوره ها 11
1/40±3/09 7 بي علاقگي و عدم تمايل به آموزش 3
1/38±2/88 8 اعتماد به نفس پايين (جهت شركت در كارگاه، سمينار، كنفرانس و …) 2

جدول 4 – رتبه عوامل بازدارنده سازماني پاسخگويان برحسب ميانگين امتياز كسب شده
ميانگين رتبه گزينه موانع (عوامل بازدارنده) سازماني شماره گزينه در پرسشنامه
1/20±4/02 1 مشكلات كاري (كمبود پرسنل همكار) 25
1/27±3/87 2 مشكلات كاري (تجمع كارها پس از بازگشت) 26
1/22±3/87 3 نامناسب بودن زمان برگزاري دوره ها تداخل با شيفت كاري صبح 4
1/19±3/82 4 بعد از شب كاري 7
1/25±3/71 5 عدم تأثير گواهي دوره ها در حقوق و مزايا 30
1/28±3/67 6 مشكلات كاري (حجم كاري زياد) 24
1/24±3/64 7 نامناسب بودن زمان برگزاري دوره ها تداخل با شيفت كاري شب 6
1/21±3/61 8 نامناسب بودن زمان برگزاري دوره ها تداخل با شيفت كاري عصر 5
1/34±3/53 9 عدم تناسب محتواي برنامه ها با نيازهاي حرفه اي 13
1/46±3/52 10 نبود تقويم آموزشي سالانه در دسترس 32
1/38±3/51 11 هزينه هاي شركت در دوره ها 16
1/39±3/48 12 كمبود تشويق از طرف مسؤولين 28
1/43±3/42 13 نامناسب بودن مكان برگزاري دوره ها از نظر مسافت 10
1/42±3/38 14 نامناسب بودن مكان برگزاري دوره ها از نظر نور 9
1/36±3/37 15 اطلاع رساني نامناسب 12
1/21±3/36 16 روش تدريس نامناسب 14
1/18±3/36 17 عدم تسلط مدرسين به موضوعات مورد آموزش 15
1/36±3/32 18 سختگيري هاي پرسنل آموزش مداوم (حضور به موقع، مقاومت در ثبت نام) 29
1/39±3/31 19 تكراري بودن برنامه هاي آموزشي 27
1/25±3/25 20 ناكافي بودن مدت بعضي از دوره ها 19
1/24±3/24 21 عدم رعايت عدالت در معرفي به برنامه ها از طرف مسؤول مربوطه 17
1/45±3/22 22 نامناسب بودن مكان برگزاري دوره ها از نظر تهويه 8
1/36±3/20 23 نبود نظم در جلسات 31
1/28±3/19 24 عدم صدور به موقع گواهي هاي شركت در دوره 18

بحث

در اين مطالعه به بررسـي عوامـل تـسهيلكننـده وموانـع بازدارنـده شـركت در برنامـه هـاي آمـوزش مـداوم پرداخته شد. نتايج حاصل حاكي از آن بود كه انگيزه اصلي بيشتر شرك تكنندگان در برنامـه هـاي بـازآموزي، كـسب امتياز بوده و بعد از آن به ترتيب افزايش دانش تخصصي و حرفهاي، افزايش ميزان خودكارآمـدي و علاقـه ذاتـي بـهفراگيري دانش ذكر شده بود.
در مطالعه وحيدشـاهي و همكـاران، انگيـزه اصـليشركت در برنامه هاي بازآموزي، كـسب امتيـ از ذكـر شـدهاست كه با نتايج به دست آمده در مطالعه حاضر هم خـوانيدارد (16). در مطالعه بني آدم، انگيزه بيشتر شركت كنندگان در برنامه هاي آموزش مداوم طي سال هاي 1379 تا 1382 كسب امتياز بوده كه با نتـايج بـه دسـت آمـده در مطالعـهحاضر هم خواني دارد (17). در مطالعه مـرادي در زاهـدان نيز مهمترين انگيزه شركت كنندگان كسب امتياز ذكر شده است (18). عبادي و همكاران در يك مطالعه مـروري كـهبه بررسي آسيبشناسي برنام ههاي آموزش مداوم در جامعهپزشكي پرداخت هاند بيـان مـيكننـد علـل شـركت در ايـندورهها كسب امتياز جهت ارتقاء شغلي، آموختن تـازههـ اي علمي و آشنا شدن با تجربيات ساير محققـين اسـت (14).
اميني و همكاران نيز در مطالعـه خـود نـشان دادنـد كـه مهم ترين اهداف كاركنان مراكز درماني جهت شـركت در دورههاي بازآموزي كسب امتياز جهت بهبـود موقع يـت و ارتقاي شغلي، و آشنا شدن بـا تجرب يـات سـاير محققـين ميباشد (19). با توجه به يافتـههـ اي مطالعـات گذشـته ونتايج مطالعه حاضر به نظر مي رسد كسب امتياز به عنوان انگ يـزه اصـلي شـر كت كننـدگان در بـازآموزي، واقعي تـي انكارناپذير در مناطق مختلف كشور باشد و در اين امر، زن و مرد بـودن، سـابقه كـار، ميـزان تحـصيلات و يـا رشـتهتحصيلي چندان تفـاوتي نـدارد. عامـل كـسب امتيـاز، بـهعنوان مهمترين انگيزه شركت در دورههاي بـازآموزي بـههيچ عنوان در راستاي اهداف مراكز آمـوزش مـداوم نبـوده وبايستي براي سوق دادن انگيزه شركتكنندگان در برنام هها به سمت افزايش بنيه علمي و توان عملي آنـان در امـر درمـان،تدابير جدي انديشيده شود. نتايج مطالعه حاضر همچنين نشان داد كه وجود موقعيتهاي رقـابتي كـم اهميـت تـرين عامـلانگيزشي جهت شركت مشمولان در دورههاي آموزش مداوماست. در هيچكدام از مطالعـات گذشـته نيـز (18-16) عامـلمذكور به عنوان عامل تأثيرگذار در برنامههاي بازآموزي ذكـرنشده است . با توجه به رتبه ساير گزينهها، بيانگر اين امر استكه برنامههاي آموزش مداوم نتوانسته با ايجاد موقعيـت هـاي شغلي بهتر و ساير تسهيلات بـراي شـركتكننـدگان باعـثرقابت بين آن ها گردد.
در بررسي موانع بازدارنـده شـركت در برنامـههـ اي آموزش مداوم عمدهترين مانع، مـشكلات كـاري از جملـهكمبود پرسنل (همكار) و كمبود وقـت ذكـر شـده بـود. در مطالعه فهيدي و همكاران در مورد نگرش شركتكنندگان در برنام ههاي بازآموزي نشان داده شد كه اكثـر مـشمولينآموزش مداوم نگرش متوسطي به شرايط حمـايتي محـيطكار براي شركت در برنامههاي مذكور دارند. آنها كمترينحمايت را در ارتباط با قرار دادن وقت كافي جهت شـركتدر برنامه هاي بازآموزي و تأمين تجهيزات از طرف سازمان زيربط ذكر كرده بودند كه بـا مطالعـه مـا هـمخـواني دارد(20).
در مطالعه عبادي و همكاران يكـي از عمـده تـرين دلايـل نارضـايتي شـركت كننـدگان در ايـ ن برنامـ ه هـا، هم خواني پايين موضوعات مطرح شده در اين برنامه ها با نيازهاي شغلي مـشمولين مـي باشـد كـه بـا ايـن مطالعـه همخواني ندارد . اين تفاوت ممكن است بـه علـت داشـتنحق انتخاب برنامه توسط مشمولين آموزش مداوم در محلاجراي پژوهش حاضر جهت شركت در برنامـههـ اي مـوردعلاقه و همچنين متفاوت بودن ابزارهـاي ( پرسـشنامه هـا) مورد استفاده در مطالعه حاضر و مطالعه عبادي و همكاران باشد (14). همچنـين يافتـههـ اي ايـن مطالعـه نـشان دادعوامل انگيزشي فردي به صورت معناداري بيشتر از عواملانگيزشي سازماني جهـت شـركت در دوره هـاي بـازآموزي تأثير دارند. در همين راستا مطالعه وحيدشاهي و همكاران نشان داد كه عوامل فردي مهـم تـرين عوامـل انگي زشـي براي شركت افراد در دوره هاي آموزش مداوم است (16). در مورد تعيين عوامـل انگي زشـي پرسـتاران جهـتشركت در برنامههاي آموزشي، مطالعه صيدافكن نشان داد كه از بين عوامل مختلف، عوامل فردي و حرفـ هاي (4/23 و 1/20%) به ترتيب مهم تـرين عوامـل انگي زشـي جهـت شركت در دورهاي آموزش ضـمن خـدمت هـستند (21).
نتايج مطالعه عبادي و همكاران نيز نشان داد كه از ديدگاه شركت كنندگان در مطالعه عوامل سازماني و برنامـ هاي بـهترتيـب (6/30 و 2/33%) ك متـرين تـأثير را در انگ يـزش كاركنان جهت شركت در برنامههاي آموزش حين خدمت دارند (22) كه با نتايج حاصل از مطالعه حاضر هم خـواني دارند.
در مورد موانع بازدارنده نيز نـشان داده شـد عوامـلفردي بازدارنده تأثير كمتـري نـسبت بـه موانـع بازدارنـدهسازماني جهت شركت در برنامههاي آموزش مداوم دارنـد. در مطالعـ ه جلالـ ي كـ م اثرتـ رين عامـ ل انگيزشـ ي شركتكنندگان مربوط به احساس نياز توسـط مـافوق بـودكه مربوط به عوامل سازماني مي باشد (23). نتـايج مـذكورنشان دهنـده ضـعف سيـستمي در تـشويق پرسـنل بـرايشركت در برنامه هاي بازآموزي است.
در مطالعات متعدد (16،14و21) نيـز بيـشتر عوامـلسازماني، موانع شركت در برنامههاي بازآموزي ذكر شدهاند كه با نتايج مطالعه حاضر ه مخواني دارد. ضـمناً در بخـشموانع بازدارنده، اعتماد به نفـس پـايين (جهـت شـركت دركارگاه، سمينار، كنفرانس و…) و سپس بي علاقگي و عدمتمايل به آموزش كم اهميت ترين موانع بازدارنده ذكر شدهبودند كه اين يافته مي تواند نشان از اعتماد به نفس بـالايشركتكنندگان و همچنين علاقه ذاتي آنها به شركت دربرنامه هاي بازآموزي باشد.
تجزيه و تحليل ساير گزينههـ اي پرسـشنامه نـشانمي دهد كه شركتكنندگان زمان برگزاري كلاس ها بعد از شـب كـاري، عـدم آمـادگي جـسمي و روحـي، عـدم برنامه ريزي آموزشي براساس نيازهـا و توجـه بـه شـرايط مشمولين اين برنامه ها، همچنين عـدم رعا يـت عـدالت و مساوات براي شركت در كلاس هـ ا توسـط مـسؤولين را از موانع نسبي ذكر كرده بودند.

نتيجهگيري

از آنجايي كه اكثر شركت كننـدگان د يـدگاه و انگيـ زه اصلي خود از شركت در اين كلاس ها را كسب امتياز بـراي برخورداري از مزاياي ارتقاي شـغلي اعـلام كردنـد (انگ يـزه غيرعلمي)، به نظر مي رسد مـسؤولين بايـستي برنامـه ر يـزي بهتري براي تغيير ديدگاه مـشمول ين نـسبت بـه شـركت در برنامههاي بازآموزي به عمل آورند به صورتي كه مهم تـرين انگيزه براي شركت كنندگان بعد علمي باشد و ساير عوامل در مرتبهها ي بعدي قرار گيرند. جهـت رسـيدن بـه ايـن هـدف ميتوان از راهكارهايي از قبيل دخالت دادن آموزش گيرندگاندر تعيين محتـوي مطالـب آموزشـي، دخالـت دادن آن هـا درطراحي و چگونگي اجـراي برنامـههـ اي آموزشـي، برگـزاريكارگاههاي توجيهي جهت كـادر درمـاني بـه منظـور آگـاهيبيشتر آنها از اهداف برنامههـ اي آمـوزش مـداوم، برگـزاريكارگاههاي آموزشي جهت تغيير ديدگاه كادر درماني در مـوردبرنامههاي آموزش مداوم، كم رنگتر نمودن نقش شـركت دراينگونـه آمـوز شهـا در جه ت ارتقـاي شـغلي و اس تفاده از راهكارهاي ديگر جهت ارتقاي شغلي آن ها استفاده نمود.
نتايج پژوهش حاضر همچنين نشان داد كـه ايجـاد شـرايط سـازماني مناسـبتـر ماننـد حما يـت مـديران و همكاران، تشويق و كاهش فشارهاي مـوقعيتي بـا تـأميننيروي جايگزين از فاكتورهاي مهم و مؤثر جهت شـركتدر دوره هاي آموزش مـداوم محـسوب گـشته و مـي توانـدفرصـت اسـتفاده مـساوي را بـراي پرسـنل فـراهم كنـد .
همان گونه كه نتايج مطالعه حاضر نشان داد بيشتر عوامـلانگيزشي يا تسهيلكننده شـركت در برنامـه هـ اي آمـوزشمداوم، فردي، و عمده ترين موانع بازدارنده، سـازماني ذكـرشده بودند. با استفاده از نتايج اين مطالعه مسؤولين دفـاترآموزش مداوم جامعه پزشكي و نيز مديران نظام سـلامت مي توانند گام هاي مـؤثرتري در طراحـ ي، برنامـه ر يـزي و ارتقاي كيفيت برنامه هاي آموزش مداوم بردارند، به طوري كه با افزايش عوامل انگيزشـي و كـاهش موانـع سـازمانيموجبات شركت بيشتر مـشمولين آمـوزش مـداوم در ايـنبرنامه ها را فراهم آورند. اين امر سـبب ارتقـاء علمـي، كـهيكي از اركان اصلي ارايه خدمات بهداشتي درماني اسـت ، خواهد شد.
جهـت پـژوهش هـاي آينـده توصـيه مـ يشـود تـا پژوهـشگران اسـتفاده از روش هـا كيفـي را نيـز در تعيـين عوامل تسهيلكننده و بازدارنده در آمـوزش مـداوم مـدنظرقرار دهند . همچنين بررسي استفاده بيشتر از نظـرات كـادردرماني در طراحي محتوا و چگـونگي اجـراي برنامـههـ اي آموزش مداوم و تأثير آن بر ديدگاه آن ها نسبت به اينگونـهآموزش ها در پژوه شهاي آينده توصيه مي شود.
محدوديت هـا: از جملـه محـدوديتهـ اي پـژوهشحاضر روش نمونهگيري در دسـترس مـي باشـد . همچنـيناستفاده از پرسشنامه به تنهايي جهت جمع آوري اطلاعـاتو خود گزارش دهي از ديگر محدوديتهاي پژوهش حاضـرمي باشد.

تشكر و قدرداني
پژوهشگران بر خود لازم ميدانند از همه همكـارانيكه در اين مطالعه شركت نمودهاند و از دفتر آموزش مداومجامعـه پزشـكي، كميـسيون پژوهـشي نظـام پرسـتاري و همچنين از معاونت محترم تحقيقـات و فنـاوري دانـشگاهعلوم پزشكي كرمان، به دليل حمايت مالي ايـن پـژوهش،صميمانه تقدير و تشكر نمايند.
منابع
1- Jafarzadeh R. A transitional model of teaching staff. Journal of tadbir. 2007; 86(1): 25-31. (Persian) 2- Haghani F, Shariatmadari A, Naderi E, Yousefi A. Teaching methods used by general practitioners’ continuing education programs in Isfahan University of Medical Sciences. Iranian Journal of Medical Education. 2003; 2(3): 16-20. (Persian)
Davis D, O’Brien MA, Freemantle N, Wolf FM, Mazmanian P, Taylor-Vaisey A. Impact of formal continuing medical education: do conferences,workshops, rounds, and other traditional continuing education activities change physician behavior or health care outcomes?. JAMA. 1999 Sep 1; 282(9):
867-74.
American Medical Association. The Physician’s Recognition Award and credit system; 2006. http://www.ama-assn.org/resources/doc/cme/pra2006.pdf. Accessed August 1, 2013
Charkazi A, Rostami M, Keshtkar A, Koochaki G. The Viewpoints of paramedics employed in
Golestan province towards continuing education programs. Iranian Journal of Medical Education. 2009; 9(2): 115-122. (Persian)
Shakurnia A, Elhampour H, Marashi T, Heidari Soureshjani Sh. Concordance of length and contents of continuing medical education programs with educational demands of practicing GPs in Khuzestan province. Iranian Journal of Medical Education. 2007; 7(1): 85-91. (Persian)
Fahidy F, Zeighami S .Nurses’ attitude toward supportive work climate affecting transfer of learning to job. Iranian Journal of Medical Education. 2011; 11(2): 128-139. (Persian)
Mohammadi MM, Dadkhah B. Continuous medical education from view of nursing personnel working in Ardabil hospitals. Journal of Ardabil Medical Sciences. 2005; 5(3): 271-277. (Persian)
Sadeghi M, Bakhshi H. The viewpoints of general dentists of Rafsanjan and Kerman toward continuing education program of restorative dentistry. Iranian Journal of Medical Education. 2008; 8(1): 63-69. (Persian)
Charkazi AR, Rostami M, Keshtkar AA, Koochaki GH. The viewpoints of paramedics employed in
Golestan province towards continuing education programs. Iranian Journal of Medical Education.
2009; 9(2): 115-123. (Persian)
Behrouzifar S, Mousavi G. A Survey of viewpoints of nurses employed in treatment and teaching centers of Kashan and suburb about continuing medical education (CME) priorities in 2010. Journal of Medical Education and Development. 2012; 7(2): 41-53. (Persian)
Vahidshahi K, Mahmoudi M, Shahbaznezhad L, Ghafari Saravi V. The View points of general physicians toward continuing medical education programs’ implementation status and the participants’ motivation. Iranian Journal of Medical Education 2007; 7(1): 161-166. (Persian)
Ebadi A, Vnky Z, Nahrir B, Hekmatpour D. Pathology of continuing education programs in medical society. Journal of steps in the development of medical education. 2008; 4(2): 140-154. (Persian)
MohammadHosseini S, Karimi Z, Moemeni E, Abassi A, Sadat J. Perspective of nurses working in medical-training hospitals in Kohkiloyeh and Boyer-Ahmad province towards continuing education. Journal of Hormozgan medical science. 2012; 16(1): 73-80. (Persian)
Sandra L N, Andrew W D, Weiland TJ, Farish S, Jolly B, Crotty B. Barriers to continuing medical education in Australian prevocational doctors. Australian Health Review. 2011; 32(2): 292-300.
Vahidshahi K, Mahmoudi M, Shahbaznezhad L, Ghafari Saravi V. The View points of general physicians toward continuing medical education programs’ implementation status and the participants’ motivation. Iranian Journal of Medical Education. 2007; 7(1): 161-166. (Persian)
Baniadam A, Salem Safi R, Emrani M, Rahimi B. Assessment of motivational factors of participate in continuing education training programs in Urumia university of medical sciences. Proceedings of the first international conference on the set and change management reforms in medical education. Tehran: Shahid Beheshti University of Medical Sciences 2002; p82.
Moradi A, Zamen Z, Hiri M, Arazi S, Borji A. Evaluation of a continuing education program in view of participants held in Zahedan university of medical sciences. Proceedings of the first international conference on the set and change management reforms in medical education. Tehran:
Shahid Beheshti University of Medical Sciences 2002; p82.
Amini N, Najafi-Zadeh S, Hossein-Pour A. Investigate the problems and opinions of general practitioners working in the fields of Bushehr about quality continuing education programs. Accessible through http:// dme.hbi.ir/modavem. 2007. (Persian)
Fahidy F, Zeighami Mohamadi S. Nurses’ attitude toward supportive work climate affecting transfer of learning to job. Journal of education in medical science. 2011; 11(2): 128-138. (Persian) 21- Sydafkan A. Factors affecting the motivation of nurses to participate in job training programs, hospitals Deputy Treatment Social Insurance Organization in Tehran in 1995. Thesis for a Masters degree; 1995. (Persian)
Ebadi A, Amerioun A, Tavakkoli H, Ehsan T, Mousavi M, Momeni K. Survey of effective factors on nursing graduated motivation to participate in job training programs in affiliated baqiyatallah university hospitals. Journal of nursing research. 2011; 23(6): 32-40. (Persian)
Jalali R, Abdol Maleki P, Kahrizi M. Continuous nursing education from nurses’ point of view.
Journal of Guilan University of Medical Sciences. 2006; 10(1): 67-75. (Persian)

Facilitating and inhibiting factors in health care personnel participation in in-service education programs

Pashandi Sh (MSc.) – Khoshab H (MSc.) – Rafiei H (MSc.) – Abbaszadeh A (Ph.D) – Borhani F
(Ph.D).

Abstract
Introduction: Numerous factors play an important role in participation of medical staff in education programs. However, information in this regards is very limited. The purpose of this study was to assess facilitating and inhibiting factors in health care personnel participation in in-service education programs.
Method: In this cross sectional study, 740 medical staff from Kerman university of medical science were enrolled into the study using convenience method from April to July 2013. Data collected using three questionnaires (demographic questionnaire, questionnaire that examined barriers of participation in continuing medical education programs and questionnaire that examined facilitating factors of participation in inservice medical education programs. Data were analyzed using SPSS version 16. Descriptive analysis, independent t test, and one way ANOVA were used.
Results: “credits earned” was the most important motivational factor with mean score of 4.25±0.84 and “competitive advantage” was the least significant with mean score of 3.0±1.12. The main barrier was “lack of enough personnel” with mean score of 4.02±1.20 and the least significant was “low self-confidence” with mean score of 2.88±1.38. Results of present study showed significant difference between mean score of personal (3.97±0.22) and organizational (3.48±0.27) motivational. But difference between mean score of personal (3.42±0.36) and organizational (3.49±0.23) barrier were not significant.
Conclusion: “credits earned” was the main motivation factor of participation in continuing education programs. Therefore, methods such as employee suggestion program, determining content of educational, and workshops on program verification for staff nurses may change their attitude towards educational programs.

Key words: In-service education, medical education, barrier, facilitator

Received: 2 August 2014 Accepted: 10 January 2015

00



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید