00

به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاري
فصلنامه علمي – پژوهشي انجمن علمي پرستاري ايران
دوره سوم – شماره 4 (پياپي 10) – زمستان 1393

صاحب امتياز: انجمن علمي پرستاري ايران
مدير مسؤول و سردبير: دكتر فاطمه الحاني
مدي ر اجرايي: دكتر آذر طل
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامي: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بين المللي: 2322-3812
شماره بين المللي نشريه الكترونيكي: 4428-2322 e-ISSN

شوراي نويسندگان (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيلپور بندبني، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي گيلان
دكتر فاطمه الحاني، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر منير انوشه، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر زهره پارسا يكتا، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حميد پيروي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدعلي چراغي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي حسيني، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر سيده فاطمه حق دوست اسكويي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدرضا حيدري، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر ناهيد دهقاننيري، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر ناهيد رژه، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر سادات سيدباقر مداح، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر نعيمه سيدفاطمي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر آذر طل، دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر عباس عبادي، دانشيار دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بقيهاﷲ
دكتر عباس عباسزاده، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر شهرزاد غياثونديان، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر علي فخرموحدي، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي سمنان
دكتر مسعود فلاحي خشكناب، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر انوشيروان كاظم نژاد، استاد گروه آمار زيستي دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عيسي محمدي، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر ندا مهرداد، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر حسن ناوي پور، استاديار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويسمرادي – عليرضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحه آرايي: فرشته حيدري
طرا ح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علمي پرستاري ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و مامايي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: info@jne.ir , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 3 شماره 4 (پياپي 10) زمستان 1393، 28-19 تأثير مداخله آموزشي بر سبك زندگي سالمندان مراجعه كننده به مراكز بهداشتي درماني شهرستان اسلامشهر: كاربرد مدل اعتقاد بهداشتي

نعيمه خاوشي1، آذر طل2، داود شجاعي زاده3، احمدرضا شمشيري4

چكيده

مقدمه: هنگامي كه سالمندان در يك سبك زندگي ارتقادهنده سلامتي درگير گردند، احتمالاً بـه مـدت طـولاني تـر ي از زندگي بدون بيماري و ناتواني بهره خواهند برد. اين مطالعه به منظور تعيين تأثير مداخله آموزشي براساس مدل اعتقاد بهداشـتيبر سبك زندگي سالمندان طراحي و اجرا شد.
روش: اين مطالعه مداخلهاي نيمه تجربي دو گروهي برروي 80 فرد سالمند مراجعهكننـده بـه مراكـز بهداشـتي درمـانيشهرستان اسلامشهر در سال 93-92 اجرا شد. در مرحله پيش آزمون، نمونهگيـري از بـين سـالمندان مراجعـهكننـده بـه مراكـزبهداشتي درماني شهرستان اسلامشهر به صورت تصادفي انجام گرديد. سپس مشاركت كنندگان بـا روش Balance Block Randomization به دو گروه مداخله (39 نفر ) و گروه مقايسه (41 نفر ) تقسيم شـدند. افـراد گـروه مداخلـه در برنامـه هـ اي آموزشي طراحي شده مبتني بر مدل اعتقاد بهداشتي شركت نمودند. 3 ماه پس از پايـان مداخلـه، پـس آزمـون در هـر دو گـروهمداخله و مقايسه انجام گرديد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماري SPSS v.19 و آزمون هاي واريانس براي تكـرار مـشاهدات،كاي دو، تغييرات ميانگين و انحراف معيار مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافتهها: قبل از مداخله، دو گروه از نظر متغيرهاي مورد بررسي مشابه و قابل مقايسه بودند. 3 ماه بعد از مداخله ميانگينحساسيت درك شده در دو گروه از نظر آمـاري معنـا دار بـود (001/0<p). در ميـانگين شـدت درك شـده تفـاوت معنـا دار بـود (002/0=p). ميانگين ساز ههاي موانع درك شده و منافع درك شده در دو گروه معنادار بـود (001/0<p). همچنـين سـازههـ اي خودكفايتي و را هنماهايي براي عمل سه ماه پس از آموزش تفاوت معناداري نشان دادند (001/0<p). در حيطه پيشگيري تفاوتمعناداري مشاهده گرديد (03/0=p). همچنين حيطـههـ اي ورزش و تغذيـه تفـاوت معنـا داري نـشان دادنـد (04/0=p). از نظـرحيطههاي استرس و روابط بين فردي در دو گروه از نظر آماري تفاوت معناداري وجود نداشت (05/0>p). ميانگين نمرات سبكزندگي 3 ماه پس از آموزش در گروه مداخله به طور معناداري افزايش يافت (03/0=p).
نتيجهگيري: نتايج مطالعه نشان داد كه آموزش مبتني بر مدل اعتقاد بهداشتي بر ارتقاء سبك زنـدگي سـالمندان مـؤثرمي باشد.

كليد واژه ها: سالمندان، سبك زندگي، مداخله آموزشي، مدل اعتقاد بهداشتي

تاريخ دريافت: 1/5/1393 تاريخ پذيرش: 13/10/1393

– دانشجوي دوره كارشناسي ارشد، گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران
– دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران
– استاد و متخصص آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران (نويسنده مسؤول)
shojae5@yahoo.com :پست الكترونيكي
– استاديار، دكتراي اپيدميولوژي، مركز تحقيقات پيشگيري از پوسيدگي، مؤسسه تحقيقات دندانپزشكي، گروه سلامت دهان، دانشكده دندانپزشكي، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران
مقدمه

پيشرفتهاي پزش كي و بهداشتي در نيمه دوم قـرنبيستم باعث افزايش نسبي طول عمـر انـسان هـا گرديـدهاست. افزايش جمعيت سالمندان، يك پديده جهـاني اسـتكه به يك بحران تبديل شده است. در حا ل حاضر جمعيتافراد سالمند بالاي 60 سال جهان بـيش از رشـد جمعيـتكودكان، مي باشد (1). در سال 2000، حـدود 600 ميليـوننفر در سن 60 سالگي و يا بيشتر قرار داشـته انـد . تـا سـال2025 اين آمار به 2/1 و تا سال 2050 بـه 2 ميليـارد نفـرخواهد رسيد به موازات افزايش نسبت جمعيتي سـالمندان،مشكلات سلامتي آنان اهميت مي يابد و بـراي بـسياري ازسـالمندان كـاهش شـبكه هـاي اجتمـاعي، از دسـت دادن نزديكان و بيماريهاي رواني و جسمي، حفظ سبك زندگي سالم را به چالشي بزرگ تبديل كرده است . سـبك زنـدگيسالم روشي از زندگي است كه سبب كاهش خطرات ابـتلابه بيمار ي و در نتيجه كاهش مـرگ زودرس مـي شـود . در زندگي واقعي، سبك زندگي محصولي از تركيب انتخابها، فرصتها و منابع است. سبك زندگي سالم منبع با ارزشـيبـه منظـور كـاهش بـروز و تـأثيرات مـشكلات سـلامتي، افزايش بهبودي، مقابله بـا عوامـل اسـترس زاي زنـدگي و ارتقاي كيفيت زندگي مي باشد (2).
با نگاهي اجمالي به وضعيت مـرگ و ميـر در چهـاراستان كشور در سال 1378 و همچنين در ده استان كـ شور در سال 1379 در مي يابيم كه شـايعتـر ين علـل مـرگ درگروههاي سني بالاي 50 سال، بيماريهاي قلبي عروقـي،سرطانها، بيمار يهاي دستگاه تنفسي و حوادث هستند كه البته با اصلاح سبك زندگي، قابل پيشگيري خواهنـد بـود (3).
سبك زندگي سالم، روشي از زندگي است كه سـببتأمين، حفظ و ارتقاي سلامت و رفـاه فـرد مـي گـردد (3).
طبق تعريفي ديگر، سـبك زنـدگي سـالم عبـارت اسـت ازروشي از زندگي كه خطر بيماري شديد يا مرگ زودرس راكاهش مي دهد و بـه كمـك آن از جنبـ ه هـ اي بيـشتري اززندگي مان لذت مي بريم. فاكتورهاي سـبك زنـدگي سـالمشامل اين مـوارد اسـت: تغذيـه سـالم، فعاليـت فيزيكـي وتفريح منظم و كـافي، اجتنـاب از مـوادي چـون دخانيـات،مشروبات الكلي و ساير مواد اعتيـادآور، مخـدر و محـرك،مديريت كافي استرس و آرام سازي و فعاليت هـ ايي كـه دربرابر خطرات تهديدكننده سـلامتي، از شـخص محافظـتمي كنند (4).
بررسيهاي مربوط به ارزيابي سلامت جمعيتهـ اي مسن حاكي از آن است كه تغيير قابل توجهي در وضـعيتسلامت وجود دارد. اكثريت افراد سالمند، يك يا دو كسالتمزمن دارند (5). مطالعهاي نشان داد 4/93 درص د سالمنداندر فعالي تهاي روزمره نيازي به كمك ديگران نداشتند (6).
از سويي ديگر، در حدود يك چهارم افراد بـالاي 70 سـالمشكلات جدي در اداره زندگي روزانهشان داشته و نيمي ازافراد در اين گروه آن چنان درگير سالخوردگي هـستند كـهمتكي به كمك سايرين در انجام فعاليت هاي اساسي روزانه مي باشند (6).
عدم رعايت سبك زندگي سالم، با افزايش مرگ و مير به همه علل، همراه است و كساني كه سبك زنـدگي سالم را پيشه خود كنند، اميد به زندگي بـالاتر و كيفيـت زندگي بهتري دارند. از طرفـي بيمـاري هـاي شـايع دوران سالمندي، بيماري هايي هستند كه با رعايت سبك زندگي سالم قابل پيشگيري مي باشند (4). با توجه به اين كه دوره سالمندي همواره با مشكلات جسمي و رواني همراه اسـتو از طرفي هنگامي كه سـالمندان در يـك سـبك زنـدگيارتقادهنده سلامتي درگير گردند، از استعداد بيشتري بـرايبهره مندي از يك زندگي سالم برخوردار بوده و احتمالاً بـهمدت طولانيتري از يك زندگي بدون بار بيماري و ناتوانيبهره خواهند برد (7). بهبود سبك زنـدگي در ايـن قـشر ازاهميت ويژهاي برخـوردار اسـت. بنـابراين سـالمندان بايـدآگاهيهاي لازم را در خصوص انجـام رفتارهـاي سـالم ازطريق آموزش اصولي و براساس مدل هـاي شـناخته شـدهآموزش بهداشت و ارتقاء سلامت كسب كنند تـا بـا ارتقـاءسطح خودمديريتي و خوداتكايي بتوانند كيفيت زندگي خودرا افزايش دهند (8).
سازمان بهداشت جهاني (1998) آموزش به داشت رابدين صـورت تعريـف مـي نمايـد : »تـشكيل فرصـت هـايآگاهانه ساختار يافته بـراي يـادگيري مـستلزم گونـهاي ازارتباط كه جهت بهبود سواد بهداشتي، مـشتمل بـر بهبـوددانش و توسعه مهارتهاي زندگي بوده و منجر به سلامتشخص و جامعه گردد« تعريف نموده است. گرين و كروتـرآن را به عنوان »هرگونه تركيب برنامه ريزي شـده تجـاربيادگيري كه جهت مستعدسازي، قادرسازي و تقويت رفتـارداوطلبانه منجر به سلامتي در افـراد، گـروه هـا يـا جوامـعطراحي گردد « تعريف نمود هاند (9). برنامههاي خوب ارتقاءسلامت به صورت شانسي ايجاد نمي گردند، آن هـا نتيجـهيك كار طاقـت فرسـا بـوده و پيرامـون يـك مـدل كـاملاًمتفكرانه و درك شده سازماندهي مي شوند (10).
مدل اعتقاد بهداشتي، اولين تئوري است كه انحـصاراًجهت رفتارهاي مرتبط با سـلامت بـه وجـود آمـد (10). بـهمنظور بررسي تأثير آموزش براساس مـدل اعتقـاد بهداشـتيمطالعهاي بر عملكرد تغذيـهاي زنـان يائـسه نـشان داد كـهميـانگين نمـرات آگـاهي گـروه مداخلـه پـس از آمـوزش و همچنين ميانگين نمرات اجزاي مدل پس از مداخله آموزشيافزايش معناداري يافت. همچنين ميانگين نمره عملكـرد، دوماه پس از آموزش افزايش معناداري يافت (11).
برخي مطالعات نشان دادهاند كه سبك زندگي سالمافراد سالمند، به دنبال مداخله آموزشي ارتقاء مي يابـد (12). همچنـين مطالعـات مختلـف تـاثيـر مداخلـه آموزشـي بـر مؤلفههاي مختلف سبك زندگي را نشان دادهانـد . از جملـهافزايش آگاهي، نگرش و عملكرد سـالمندان بـراي انجـامفعاليــت جــسماني (7و13)، انجــام معاينــات و آزمايــشاتضروري سـاليانه، كـاهش مـصرف غـذاهاي سـرخ كـرده،استفاده از روغن مايع گياهي، قرار گرفتن در معرض تابش نور مـستقيم خورشـيد، اسـتفاده از ويتـامين D و كلـسيم،استفاده از سالاد و سبزيجات (13)، اسـتفاده از روشهـ اي كنترل كننده استرس در سـالمندان (14)، ارتقـاي سـلامتزنان در سنين يائسگي (14)، افزايش سـطح آگـاهيهـ اي تغذي ه اي در س المندان (16)، اف زايش ادراك، اح ساس و مهارت كنت رل بيماري و پيشگيري و كنترل عواقـب ناشـياز آن در سـ المندان مبـ تلا بـ ه ديابـ ت (17) و بهبـ ود شاخص هاي مت ابوليك در آنـان (18) و كـاهش فـشارخون سالمندان مبتلا به پرفـشاري خـون (19) داشـته اسـت. در مطالعه حاضر تٔاثير مداخله آموزشي براسـاس مـدل اعتقـادبهداشتي بر تمام ابعـاد سـبك زنـدگي و همچنـين سـطحسبك زندگي بررسي گرديد.

روش مطالعه

مطالعه حاضر از نوع مداخله آموزشي نيمه تجربي باگروه مقايسه بـود كـه از بـين 24135 سـالمند شهرسـتاناسلامشهر 80 فرد 60 ساله و بالاتر مراجعه كننده به مراكـزبهداشتي درماني شهرستان مذكور در سال 1393-1392 بااستفاده از روش نمونهگيري تـصادفي بـا روش تخـصيصتصادفي در دو گروه مداخله و مقايسه وارد مطالعـه شـدند.حجم نمونه محاسـبه شـده براسـاس يافتـههـ اي مطالعـهپايلوت در سطح اطمينـان 95% و تـوان آمـاري 80% و بـاتوجه به اين كه در مطالعـه اصـلي فاصـله بـين دو نوبـتپرسشگري 3 ماه مي باشد و تفاوت بين دو گروه به احتمالزياد، كمتر از تفاوت مشاهده شده در مطالعه پايلوت بود، بافرض 30% ريزش، 40 نفر در هر گروه بود.
معيارهاي ورود به مطالعه داشتن سن 60 سال تمام يـابيشتر و رضايت به شركت در مطالعه، بود. معيارهاي خروج ازمطالعه عدم احراز شـرايط ورود بـه مطالعـه نداشـتن شـرايطجسمي مناسب براي پاسخ گويي به سؤالات، وجود مـشكلاتشناختي و بيماري رواني بود. ابزار گردآوري اطلاعات از يـكپرسشنامه سه وجهـي تـشكيل شـده اسـت كـه بخـش اول،اطلاعات دموگرافيك شامل 9 سؤال (سـؤالات 9-1 قـسمتمشخـصات فـردي)، در بخـش دوم، از پرسـشنامه اسـتاندارد سبك زندگي استفاده گرديد. سؤالات سنجش سبك زنـدگيسالم داراي 5 حيطه و 46 سؤال به شـرح زيـر مـي باشـد : 1.
حيطه پيشگيري : شامل 15 سؤال (سـؤالات 15-6، 29، 44-40) 2. حيطـه فعاليـت جـسمي، ورزش، تفـريح و سـرگرمي: شامل 5 سؤال (سؤالات 5-1) 3. حيطه تغذيه سالم: شامل 14 سؤال (سؤالات 28-16) 4. حيطه مديريت استرس: شـامل 5 سؤال (سؤالات 33-30، 39) و 5. حيطه روابط اجتماعي و بين فردي: شامل 7 سؤال (سؤالات 38-34، 46-45) مي باشد. در هر سؤال به گزينه اي كه معرف نامطلوب ترين سطح از سبك زندگي است نمره 1 و به ساير گزينه ها، به ترتيـ ب افـ زايش مطلوب يـت سـطح سـبك زنـدگي نمـرات 2، 3، 4 و 5 تعلـقمي گيرد. در چهار سؤال 34، 44، 45 و 46 براي مواردي كه همسر نداشته باشند، نمره اي تعلق نمي گيرد. به اين ترت يـب، ك متـرين نمـره قابـل اكتـساب از طر يـق پرسـشنامه ، 42 و بيشترين نمره، 211 مي باشد. براساس اين ابزار، سبك زندگي در 3 سطح طبقه بندي شـده اسـت: سـبك زنـدگي مطلـوب(211-156)، متوســ ط (155-99) و نــ امطلوب (98-42).
امتيازات اين بخش با پرسشنامه اصـلي كـه توسـط بابـك وهمكاران طراحي شـده بـود يكـسان بـود (4). بخـش سـوم،سؤالات طراحي شده توسط پژوهشگر براساس سازه هاي مدل اعتقاد بهداشتي شامل: الف) 7 سؤال مربوط به سازه حساسيتدرك شده (سؤالات 53-47)، ب) 7 سؤال مربـوط بـه سـازهشدت درك شده (سؤالات 60-54)، ج ) 7 سـؤال مربـوط بـهسازه موانع درك شده (67-61)، د ) 7 سؤال مربوط بـه سـازهمنافع درك شده (سـؤالا ت 74-68)، ه ) 7 سـؤال مربـوط بـهسازه خودكارآمدي (سؤالات 81-75). مقياس و امتياز هر كدام از اين سازهها به اين صورت در نظر گرفته شده است: كـاملاً موافق (نمره 5)، موافق (نمره 4)، بي نظـر (نمـره 3)، مخـالف(نمره 2)، كاملاً مخالف (نمـره 1). بـه ايـن ترتيـب حـداقل وحداكثر نمره به ترتيب 7 و 35 مي باشد. كـسب نمـره بيـشتر،نشان دهنده قويتر بودن اين سازهها در سالمند مـي باشـد . و) بخش پايـاني پرسـشنامه شـامل 3 سـؤال مربـوط بـه سـازهراهنماهاي عمل (سؤالات 84-82) مي باشد كه مقياس آن به صورت دو گزينه اي (بله و خير) مي باشد.
جهـت سـنجش روايـي و پايـايي ابـزار، پرسـشنامهتوسط 21 سالمند تكميل گرديد. سـ پس ايـن افـراد بـه دوگروه مداخله (6 نفر ) و مقايسه (15 نفر ) تقسيم شده و پس از مداخله آموزشي در گروه مداخله، پس از دو هفته مجـدداًپرسشنامه در هر دو گروه مداخله و مقايسه تكميل گرديد وهر نوبت با اطمينان 95% تطبيق داده شـد و اشـكالات آننيز برطرف گرديد. اين افراد بعـداً از مطالعـه اصـلي خـارجشدند. زماني پايايي ارزشمند و قابل قبول است كـه مقـدارضريب آلفاي كرونباخ بالاي 7/0 باشد (20). ضريب آلفايكرونباخ بخش دوم پرسشنامه كه مربوط به سنجش سبكزندگي است برابر با 76/0 مي باشد (21).
مقدار ضريب آلفاي كرونباخ قسمت سوم پرسشنامهبه قرار ذيل تعيين گرديد : حـساسيت درك شـده (6/74%)، ش دت درك ش ده (9/66%)، موان ع درك ش ده (8/65%)، منافع درك شده (9/63%)، خودكفايتي (6/77%).
در مرحله پيش آزمـون، تمـامي افـراد مـورد مطالعـه،ابزارهاي دموگرافيك، سنجش سبك زندگي و سازههاي مدلاعتقاد بهداشتي (حساسيت درك شده، شدت درك شده، موانعدرك شده، منافع درك شده، خودكفايتي و راهنماهايي بـرايعمل) را تكميل نمودند . سپس مداخلـه آموزشـي فقـط بـرايگروه مداخله طي يك ماه و در قالـب 6 جلـسه آموزشـي بـهمنظور ارتقاي سبك زندگي سالم به صورت هفتگي و مـنظمبرگزار گرديد . مدت زمان هر يـك از جلـسات حـدود 60-45 دقيقه بود . نيازسـنجي اوليـه از طريـق مـصاحبه نيمـه بـاز ازمشاركت كنندگان انجام شد. در شروع هـر جلـسه، پژوهـشگرابتدا به مدت 10 دقيقه مقدم هاي در راستاي موضوع موردنظر و با هدف گرم كردن جلسه همچنين مـرور مطالـب قبـل بـهطور خلاصه بيان مي نمود. سپس به مـدت حـدود 40 دقيقـهمباحث جلسه موردنظر را باز نموده در صورت نيـاز از نمـايشعملي نيز استفاده مي گرديد. 10 دقيقه جهت پاسـخ گـويي بـهسؤالات سالمندان اختصاص مي يافـت . در نهايـت پژوهـشگرمطالب را جمع بندي نموده و پايان جلسه را اعلام مي نمود. در اين جلسات، محتواهاي آموزشي به شيو ههاي زير ارايه گرديد : براي ساز ههاي حساسيت درك شـده و شـدت درك شـده از فيلم آموزشـي، داسـتان ناتمـام، سـخنراني، پرسـش و پاسـخ اسـتفاده گرديـد. بـراي سـازه منـافع درك شـده شـيوه هـاي سخنراني و پرسش و پاسخ به كار گرفته شد. براي سازه موانعدرك شده شيوه هاي بارش افكـار (Brain storming) و پرسش و پاسخ استفاده گرديد. براي سازه راهنماهـايي بـرايعمل برگه هاي حقايق (Fact sheet) در اختيـار سـالمندانقرار گرفت . براي سازه خودكفايتي شيوههاي بحث گروهـي ونمايش عملي همچنين تكنيك حل مـسأله گروهـي بـه كـاررفت. تمام مراحل انجام مطالعه بـا موافقـت مـديريت شـبكهبهداشت و درمان شهرسـتان اسلامـشهر و مـسؤولين مراكـزبهداشتي درماني شهرستان انجام گرفت، سعي شـد در مراكـزبهداشتي درماني اختلالي در انجام وظيفه پرسنل ايجاد نشود،به افراد شركتكننده در مطالعه در خصوص محرمانـه مانـدناطلاعات كسب شده از آن ها اطمينان خاطر داده شد و نتـايجپـس از پايـان مطالعـه در اختيـار شـبكه بهداشـت و درمـان شهرستان اسلامشهر قرار گرفت. براي تجزيه و تحليل دادهها جهت گزارش توزيع داده هاي طبقه بندي شده از تعداد و درصد و براي گزارش توزيع دادههاي كمـي از ميـانگين و انحـرافمعيار استفاده شد. جهت بر رسي اثر مداخله بر پيامدهاي كمي(با لحاظ مقادير اوليه شاخص ها) از آزمون آناليز واريانس براي تكرار مشاهدات استفاده گرديد. جهت بررسي تاثير مداخله بـرشاخص هاي طبقه بندي شده (سبك زندگي ) از آزمون كاي دو استفاده شد . حد معنادار آماري كمتـر از 05/0 در نظـر گرفتـهشد.

يافتهها

در اين مطالعه در مجموع 80 فرد 60 ساله و بـالاترش ركت كردن د. مي انگين س ن اف راد در گ روه مقاي سه(63/5±)56/67 و در گروه مداخله (47/5±)33/67 بود. در هر دو گروه بيـشتر افـراد بـي سـواد بودنـد (7/53% گـروهمقايسه و 1/64% گروه مداخله). در مـورد وضـعيت درآمـد،بيشترين درصد در هر دو گروه مربـوط بـه درآمـد ناكـافي(5/58% گروه مقايسه و 7/48% گروه مداخله) بود. در بخش سازههاي مـدل اعتقـاد بهداشـتي مـشاهدهگرديد كه ميانگين حساسيت درك شده 3 ماه پس از آموزش در گروه مداخله افزايش يافت. اين تفاوت ايجاد شـده از نظـرآماري معنادار بود (001/0<p). همچنين ميانگين شدت دركشده به طور معناداري افـزايش يافـت (002/0=p). ميـانگينموانع درك شده 3 ماه بعد از مداخله در گروه مداخله كـاهشيافت. اين اختلاف از لحاظ آماري معنـا دار بـود (001/0<p).
ميانگين منافع درك شده و خودكفايتي درك شده نيـز 3 مـاهبعد از مداخله به طور معنـا داري افـزايش يافـت (001/0<p).
ميانگين راهنما هايي براي عمل 3 ماه بعد از مداخله در گـروهمداخله كاهش معناداري داشـت (001/0<p). نتـايج مقايـسهميانگين و انحراف معيار سازههاي مدل اعتقاد بهداشتي قبل و3 ماه پس از مداخله در دو گروه مقايسه و مداخلـه در جـدول شماره 1 نشان داده شده است.
همچنين مشخص گرديـد ميـانگين نمـرات حيطـهپيشگيري، قبل از مداخله در گروه مقايسه (85/7±)57/55 و در گروه مداخله (38/5±)77/57 بود . ايـن مقـدار 3 مـاهبعد از مداخله در گروه مداخلـه 97/1 نمـره افـزايش و بـه74/59 رسيد . اين تفاوت ايجاد شده از نظر آمـاري معنـا دار بود (003/0=p). ميانگين نمرات حيطه ورزش و تغذيـه، 3 ماه بعد از مداخله در گروه مداخله افزايش يافت . اين تفاوتاز نظر آمـاري معنـا دار بـود (004/0=p). ميـانگين نمـراتحيطه استرس، 3 ماه بعد از مداخله افزايش يافت. امـا ايـنتفاوت ايجاد شده از نظر آمـاري معنـا دار نبـود (99/0=p). همچنين ميانگين نمـرات حيطـه روابـط اجتمـاعي و بـينفردي 3 ماه بعد از مداخله در گروه مداخله افـزايش يافـت.
تفاوت ايجاد شده از نظر آمـاري معنـا دار نبـود (26/0=p).
نتايج مقايسه ميانگين و انحراف معيار حيطـههـ اي سـبكزندگي قبل و 3 ماه پس از مداخله در دو گـروه مقايـسه ومداخله در جدول شماره 2 نشان داده شده است.
ميانگين نمره سبك زندگي، قبل از مداخله در گروهمقايـــ سه (11/17±)43/130 و در گـــ روه مداخلـــ ه (4/16±)31/133 بود . اين مقدار 3 مـاه بعـد از مداخلـه در گروه مداخله 58/10 نمره افزايش و به 89/143 رسيد . اين تفاوت ايجاد شـده از نظـر آمـاري معنـي بـود (02/0=p).
مقايسه ميانگين و انحراف معيار نمره سبك زندگي قبـل و3 مـاه پـس از مداخلـه در دو گـروه مقايـسه و مداخلـه در جدول شماره3 نشان داده شده است.
آزمون كاي دو نشان داد سطح سبك زندگي 3 ماه پس از مداخله در گروه مقايسه در 6/8% افراد بدتر، در 4/91% افراد تغيير نكرده بود و در هيچكدام از آنان بهتر نشده بود. در گروهمداخله سطح سبك زندگي در هيچ كدام از افـراد بـدتر نـشدهبود. در 3/4% افراد تغيير نكرده بـود و در 4/11% افـراد بهتـرشده بود . اين اختلاف از نظر آماري معنادار و نشان دهنده تا ثير مداخله آموزشي براساس مدل اعتقاد بهداشتي بر بهبود سـطحسبك زندگي افراد مورد مطالعه بود (03/0=p). مقايسه سطح سبك زندگي قبل و 3 ماه پس از مداخله در دو گروه مقايـسهو مداخله در جدول شماره 4 آمده است.
جدول 1- ميانگين و انحراف معيار سازه هاي مدل اعتقاد بهداشتي قبل و 3 ماه پس از مداخله در دو گروه مقايسه و مداخله
p-value
( سطح معناداري 05/0<p) 3 ماه پس از مداخله پيش از مداخله متغير
p-value
تٔاثير مداخله p-value تغييرات در طول زمان گروه مقايسه 35=n گروه مداخله 39= n گروه مقايسه 41= n گروه مقايسه 35=n گروه مداخله 39= n گروه مقايسه 41= n <0/001 <0/001 +5/14 25/54
(±3/28) +0/37 19/83
(±3/88) 20/4
(±4/29) 19/46
(±4/32) حساسيت درك شده
0/002 <0/001 +3/52 25/29
(±3/13) +0/17 20/71
(±3/82) 21/77
(±4/47) 20/54
(±4/19) شدت درك شده
<0/001 <0/001 -7/8 18/43
(±3/23) 0-/62 26/18
(±4/6) 26/23
(±3/73) 26/8 (±3/98) موانع درك شده
<0/001 <0/001 +4/8 (±3/09) 26/57 +0/03 20/6 (±3/45) 21/77
(±4/86) 20/57
(±3/57) منافع درك شده
<0/001 <0/001 +6/42 24/91
(±3/15) +0/63 18/17
(±3/58) 18/49
(±4/76) 17/54
(±3/56) خودكفايتي درك شده
<0/001 <0/001 -2/27 3/47 (±0/44) -0/02 5/49 (±0/61) 5/74 (±0/61) 5/51 (±0/61) راهنماي عمل
جدول 2- ميانگين و انحراف معيار حيطه هاي سبك زندگي قبل و 3 ماه پس از مداخله در دو گروه مقايسه و مداخله
p-value
( سطح معناداري 05/0<p) 3 ماه پس از مداخله پيش از مداخله متغير
p-value
تٔاثير مداخله p-value تغييرات در طول زمان مقدار تغيير در
گروه مداخله گروه مداخله 35=n مقدار تغيير در
گروه مقايسه گروه مقايسه 35=n گروه مداخله 39= n گروه مقايسه 41= n 0/03 0/02 +1/97 59/74
(±5/14) 0-/68 54/89
(±7/8) 57/77
(±5/38) 55/57
(±7/85) پيشگيري
0/04 <0/001 +0/97 12/57
(±3/9) +0/08 10/31
(±3/03) 11/6 (±4/36) 10/52
(±3/02) ورزش
0/04 <0/001 +4/51
33/91
(±3/97) -0/17 29/29
(±4/69) 29/4 (±5/62) 29/46
(±4/9) تغذيه
0/99 <0/001 +2/08 14/57
(±3/8) -0/11 13/46 (±4) 12/49
(±4/58) 13/57
(±4/12) استرس
0/26 0/65 +1/03 23/09
(±5/03) -0/77 20/83
(±4/83) 22/06
(±5/31) 21/6 (±5/44) روابط اجتماعي و بين فردي

جدول 3- ميانگين و انحراف معيار سبك زندگي قبل و 3 ماه پس از مداخله در دو گروه مقايسه و مداخله
سطح معناداري 3 ماه پس از مداخله پيش از مداخله p-value تأثير مداخله p-value تغييرات در طول زمان گروه مداخله 35=n گروه مقايسه 35=n گروه مداخله 39= n گروه مقايسه 41= n
0/02 <0/001 143/89
(±14/65) 128/77
(±15/81) 133/31
(±16/4) 130/43
(±17/11) سبك زندگي

جدول 4- مقايسه سطح سبك زندگي در دو گروه مقايسه و مداخله 3 ماه پس از مداخله
Chi-Square آزمون گروه مداخله 35=n گروه مقايسه 35=n 0 3(8/6٪) بدتر شده سطح سبك زندگي
0/03 31(88/6٪) 32(91/4٪) تغيير نكرده 4 (11/4٪) 0 بهتر شده
بحث

سالمندي يك مرحله طبيعي از زندگي يـك انـساندر ادامه حيات اجتماعي است كه با ديگـر مراحـل زنـدگيتفاوت فراوان دارد و بر پايه آخرين پژوهشهـ اي سـازمانملل، ميزان مرگ و مير در كشورهاي رو به رشد بـه طـورچشمگيري كاهش يافته است و همراه با آن، تعـداد افـرادسالخورده و ميزان متوسط عمر، فزوني گرفتـه اسـت (22). با اين كه به كار بردن سبك زنـدگي سـالم بايـد از دوران جنيني شروع شود، هرگز براي تغيير دادن شـيوه زنـدگي وايجاد عادات پـسنديده كـه بـه سـلامت و شـادابي منجـرمي شوند، دير نيست (22). چرا كه به دليـل قابليـت سـبكزندگي در پيشگيري از بيمـاريهـ ا، ارتقـاي سـطح كيفـيزندگي، افزايش اميد به زندگي و بهبـود سـلامت جـسم و
٢۴
روان، بسيار داراي اهميت است (23). در مطالعه حاضر بـهدنبال برگزاري جلسات آموزشي و انجام پس آزمون پس ازسه ماه، مشاهده گرديد كه بين ميانگين نمرات سـازههـ اي مدل اعتقاد بهداشتي (حـساسيت درك شـده، شـدت دركشده، موانع درك شـده، منـافع درك شـده، خودكفـايتي وراهنماي عمل ) قبل و پس از آمـوزش اخـتلاف معنـا داري وجود دارد . اين معنادار بودن اخـتلاف، كـاربرد مـؤثر مـدلاعتقاد بهداشتي را در آموزش ايـن گـروه نـشان مـي دهـد .
ميانگين نمرات حيطه پيشگيري در گروه مداخلـه افـزايشيافته بود . يعني سه ماه پس از مداخله آموزشي، رفتارهـايپيشگيري كننده افراد ارتقـاء يافتـه بـود. در مطالعـهاي كـهتوسط نژاد دادگر و همكاران با عنوان بررسي تأثير مداخله آموزشي تركيبي مبتني بر مدل اعتقاد بهداشـتي در اتخـاذرفتارهاي پيشگيري كننـده از آلزايمـر در سـالمندان تحـتپوشش مراكز بهداشتي درمـاني شهرسـتان اردبيـل انجـامگرديد بين ميانگين نمره حساسيت درك شده، شدت دركشده، منافع و موانع درك شده، راهنماي عمـل و عملكـرددر دو گـروه مداخلـه و مقايـسه، بعـد از مداخلـه، اخـتلاف معناداري مشاهده گرديد. در گروه مداخله ميانگين نمـراتآگـاهي و اجـزاي مـدل بعـد از مداخلـه آموزشـي افـزايشمعناداري يافت . همچنين ميـانگين نمـره عملكـرد نيـز درگروه مداخله 3 ماه بعد از آموزش افزايش معناداري داشـت (24). همچنـين ايـن مطالعـه بـا نتـايج مطالعـه رئيـسي وهمكاران همسو بود. در مطالعه اخير مـشخص گرديـد كـهافراد با سطح سواد سلامت بالاتر، وضعيت سلامت عمومي خود را بهتر ارزيابي كردند . همچنين آن ها بيش از سـايرين نسبت به انجام آزمايش ها ي غربالگري مبادرت مي ورزيدند.
بـه طـور كلـي ايـ ن پـژوهش سـطح سـواد سـلامت را درسالمندان بس يار ناكافي نشان داد و پيشنهاد كرده كه توجهبيشتر به امر سواد سلامت در برنامههاي ارتقـاي سـلامتانجام گيرد (25). نمرات حيطه ورزش، 3 ماه بعد از مداخله در گروه مداخله ارتقاء يافت. اين امـر نـشان دهنـده تـٔاثيـرمداخله آموزشي بر افزايش فعاليت بدني سالمندان بـود. در مطالعهاي كه اسحاقي و همكاران مبتني بر تٔاثيـر آمـوزشبر فعاليت بدني سالمندان انجام دادند مشخص گرديـد كـهآموزش باعث افزايش فعاليت بدني در سالمندان مـي گـردد (26). ميانگين نمرات حيطه تغذيه پس از آموزش افـزايشمعناداري داشت كه اين نتيجه بـا نتـايج مطالعـه خزلـي وهمكاران همسو بود. در مطالعه مذكور مشخص گرديد كـهمداخله آموزشي، بر مصرف ميوه در سالمندان، تأثير مثبت و امعنـ داري داشـته اسـت (27). ميـانگين نمـرات حيطـه استرس و روابط اجتماعي و بين فردي در دو گروه مداخلـهو مقايسه قبل و پس از آموزش تفاوت معنـا داري نداشـت.
در توجيه اين امر مي توان گفت كه در دو حيطه اسـترس وروابط اجتماعي و بين فردي علاوه بر خـود فـرد خـانواده،دوستان و اقوام و مراقبين سالمندان نيز نقش مهمي دارنـدو با توجه به اين كه مدل اعتقاد بهداشتي بيشتر فرد محورمي باشد، لذا آموزشهاي خانواده محور و جامعـه محـور بـاالگوها و مدلهاي مرتبط با آن ها و مـداخلات آموزشـي درزمينههاي روان شناختي را مي طلبد. به طور كلـي ميـانگيننمرات سبك زندگي و سطح سبك زندگي پـس از مداخلـهارتقاء يافت. بنابراين مي توان گفت، آموزش مبتني بر مـدل
٢۵
اعتقاد بهداشتي بر سبك زنـدگي سـالمندان تـٔاثيـر مثبـتداشـــته و باعـــث بهبـــود آن در ايـــن گـــروه گرديـــد.محدوديتهاي اين مطالعه عبارت از 1) پيگيري سـالمنداندر پس آزمون كه اين امر با پيگيري تلفني و دعوت كتبـيبراي شركت در پـس آزمـون مرتفـع گرديـد و بـا حـداقلريزش انجام گرديد. 2) بي سواد بودن تقريباً نيمـي از افـراددر تكميل پرسشنامهها بود كه با انجام مصاحبه در تكميـلپرسشنامه ها رفع شد.

نتيجهگيري

از اهـداف عمـده علـم آمـوزش بهداشـت و ارتقـاء سلامت، بهبود كيفيـت و اسـتانداردهاي زنـدگي افـراد بـامشاركت آن ها در فعاليت هاي مرت بط با سـلامت بـه طـورمستقيم و غيرمـستقيم مـي باشـد . ايـن امـر بـا اسـتفاده ازاستراتژيهاي سلامتي از طريق انتخاب شيوههاي صـحيحزندگي و رفتارهاي سلامتي قابل دسترسي مي باشد.
نتايج اين مطالعه و اثبات فرضيههاي آن نـشان دادكـه در حـوزه آمـوزش سـالمندان مـدل اعتقـاد بهداشـتي مي تواند مؤثر واقع شده و بـا بهبـود سـبك زنـدگي از بـاربيماريهاي مختلف اين دوران و بـار اقتـصادي بـر افـراد،خانوادهها و جوامع بكاهد. اين امر مـستلزم پـژوهشهـ اي بيشتر در اين زمينه، بـازنگري در آمـوزش افـراد دخيـل درحـوزه آمـوزش، پرسـتاران و سـاير كاركنـان عرصـه هـاي بهداشتي و درماني كه بـه نـوعي بـا سـالمندان در ارتبـاطمي باشند، همچنين درگير نمودن خانوادهها در آموزشهاي مرتبط با سالمندان مي باشد تا بتـوان گـامهـاي مثبتـي درارتقاء سلامت افراد، خانواده و به تبع آن جامعه برداشت.

تشكر و قدرداني
اين مطالعه، گزارش بخشي از پايـاننامـه كارشناسـيارشـد مـصوب دانـشگاه علـوم پزشـكي تهـران اسـت كـه بدينوسيله پژوهشگران مراتب تـشكر و قـدرداني خـود را ازمعاونت پژوهشي دانـشگاه علـوم پزشـكي تهـران بـه دليـلحمايــت مــالي، از شــبكه بهداشــت و درمــان شهرســتاناسلامشهر به دليل دادن مجوز انجام اين مطالعه، از كاركنانمحترم شبكه بهداشت و درمـان شهرسـتان اسلامـشهر بـهدليل همكاري صميمانه با اين مطالعه و از سالمندان بزرگـواربه دليل شركت در اين مطالعه اعلام مي دارند.
منابع
– Heidari M, Shahbazi S. Effect of self-care training program on quality of life of elders. Iran Journal of Nursing. 2012; 25(75): 1-8.
– Taghdici M, Doshmangir P, Dehdari T, Doshmangir L. Influencing factors on healthy lifestyle from viewpoint of elderly people: qualitative study.Iranian Journal of Ageing.2013; 27(7):47-58.
– Eshaghi S R, Farajzadegan Z, Babak A. Healthy lifestyle assessment questionnaire in elderly:
translation, reliability and validity. Payesh.2010; 9(1): 91-99.
– Babak A, Davari S, Aghdak P. Assessment of Healthy Lifestyle among Elderly in Isfahan, Iran. Journal of Isfahan Medical School.2011; 29(149): 1064-1074.
– World Health Organization(2000). Health promotion glossary.(Translate) Poureslami M, Ayar S, Sarmast H. Iran, Bureau of communication and health education.
– Habibi A, Nikpoor S, Rezaee M, haqani H. Health promotion behaviours and level of activities of daily living and instromental activities of daily living among elderly people in west region of tehran. Salmand. 2007; 2(5): 331-339.
– Ghahremani L, Nazari M, Mosavi M, Improvement of Quality of Life in Elderly men in Kahrizak Nursing Home Based on Educational Intervention. Knowledge & Health. 2008; 4(2): 18-23.
– Afkari M, Solhi M, Matin H, Hoseini F, Mansoorian M. The efficiency of educational intervention based on PRECEDE educational method in the promotion of life quality of the aged under the coverage of Tehran Cultural House of Aged People 2009. Iranian Journal of Ageing. 2011; 5(18): 37-45.
– Saffari M, Shojaeizadeh D, Ghofranipour F, Heidarnia A, Pakpour A. Theories, models and health Education and Promotion approaches. 2st ed.Tehran: Asaresobhan publication;.1391. (Persian) 10 – Saffari M, Shojaeizadeh D. Principles and foundations of health promotion and education. 1st ed.Tehran: Samat publication; 2008. (Persian)
– Davari S, Dolatian M, Maracy M R, Sharifirad Gh, Safavi S M. The Effect of A Health Belief
Model (HBM)- based Educational Program on the Nutritional Behavior of Menopausal Women in Isfahan. Iranian Journal of Medical Education. 2011; 10(5): 1263-1272.
– Taheri M, Amani A, Zahiri R, Mohammadi M. The effect of older education on knowledge about healthy lifestyles: a randomised controlled trial. Journal of Epidemiology and Community Health.2011;65:A412 doi:10.1136/jech.2011.142976o.14.
– Mohaddesi H, Nanbakhsh F, Amirabi A, Hajshafiha M, Broomand F, Bahadori F, Mohamadlo S. The effect of health education on elderly weomen life quality. Payavard Salamat. 2011; 1(5): 47-57.
– Sharifirad GH, Ghaffari M, Zanjani S, Hassanzadeh A.The Effect of Educational Intervention
Based on PRECEDE Model on Level of Stress among the Elderly Referred To Elderly Club of Tehran, Iran, Health system research. 2012; 7(5): 553-561.
٢۶
– Golyan Tehrani SH, Ghobadzadeh M, Arastou M. Promoting health status of menopausal women by educating self care strategies. Hayat. 2007; 13(3): 67-75.
– Sahyoun N, Charlotte A, Pratt C, Anderson A. Evaluation of nutrition education interventions for older adults: a proposed framework. Journal of the American Dietetic Association. 2004; 104: 58-69. 17 – Garcia R, suarez R, Diabetes education in the elderly: a 5-year follow-up of an interactive approach. Patient Education and Counseling.1996; 29(1): 87-97.
– Najimi A, Sharifirad GH, Hasanzadeh A, Azadbakht L. E ffect of Nutrition Education on Nutritional Behaviors and Glycemic Control Indices Based on BASNEF Model among Elderly with Type 2 Diabetes. Journal of Isfahan Medical School. 2011; 29(155): 1389-1400.
– Figar S, Galarza C, Petrlik E, Hornstein L, Rodrıiguez Loria G, Waisman G, Gonzalez Bernaldo de Quiros F. Effect of education on blood pressure control in elderly persons: A randomized controlled trial. American journal of hypertension. 2006; 19(7): 737-743.
– Osivand S, Pakmehr A, Chraei A, Haghdost AA, Davoodi F, Rezapoor AM and etal. Principles of questionnaire designing in medical sciences studies. 2nd ed. Medical student s research committee of iran university of medical sciences: Noor-e-Danesh; 2006. P. 111,116,117,135,155,163. (Persian) 21 – Eshaghi SR, Farajzadegan Z, Babak A. Healty lifestyle assessment questionnaire in elderly: translation, reliability and validity.Payesh. 2010; 9(1): 91-99.
22 – Hekmatpoue D, Shamsi M, Zamani M. The effect of healthy lifestyle educational programs on the quality of life of the elderly in Arak. Arak Medical University Journal (AMUJ). 2013; 16(72): 1-11. 23 – Eshaghi S, Shahsanai A, Mellat M. Assessment of the Physical Activity of Elderly Population of Isfahan, Iran. Journal of Isfahan Medical School. 2011; 29(147): 939-946.
– Nejad Dadgar N, Shojaeizadeh D, Tol A, Hossaini S M, Amani F. Assessing the Effect of Blended Educational Program Based on Health Belief Model on Adopting Preventive Behaviors in Alzheimer among Elders under Covering Ardebil Health Care Setting. Health System Research. 2014; 10(2): 386394.
– Reisi M, Mostafavi F, Hasanzadeh A, Sharifirad Gh. The Relationship between Health Literacy, Health status and Healthy behaviors among Elderly in Isfahan. Health Research System. 2011; 7(4): 1-
11.
– Ishaghi R, Mahmoudian S A, Asgarian R. Effect of Faith-based Education on Physical Activity on the Elderly. Iranian Journal of Medical Education. 2011; 10(5): 1281-1288.
– Khezeli M, Ramzankhani A, Bakhtiary M. Effect of Education on Nutritional Knowledge and Stages of Fruit and Vegetable Consumption in Elders Based on Stages of Change Model. Journal of
Mazandaran University of Medical Sciences. 2012; 22(91): 90-100.

٢٧
Effect of educational intervention on the lifestyle of elderly people referred to clinical centers of Eslamshahr, Iran: application of health belief model

Khavoshi1 N (B.Sc) – Tol2 A (Ph.D) – Shojaeizade3 D (Ph.D) – Shamshiri4 A (Ph.D).

Abstract
Introduction: Health-promoting lifestyle helps elderly population to enjoy longer life, without burden of diseases or disabilities. This study was designed and performed to determine the effect of educational intervention on lifestyle of elderly population based on health belief model.
Method: This quasi-experimental study was performed on 80 elderly individual who visited the clinical centers of Eslamshahr, Iran in 2013-2014. In the pre-test stage, randomized sampling was carried out among the elderly who visited the clinical centers of Eslamshahr. The participants were divided into two interventions (39 persons) and control (41 persons) groups using block randomization method. The intervention group participated in educational courses designed based on Health Belief Model. Three months after the end of the intervention stage, post-test was given to both intervention and control groups. Data were entered into SPSS version 19. Then it was analyzed using repeated measures and Chi-square test.
Results: Three months after the intervention, mean perceived susceptibility between both groups was statistically significant. (P<0.001). Mean perceived severity was also significantly different (P=0.002). Mean of perceived barriers and perceived benefits was significantly different in both groups (P<0.001). Similarly, three months after the intervention, self-efficacy components and cues to action were significantly different (P<0.001). Prevention (P=0.03), exercise, and nutrition (P=0.03) showed significant differences. However, no significant differences were noted in stress and interpersonal relations between the two groups (P<0.005). Three months after intervention, mean lifestyle scores increased significantly in intervention group (P=0.03).
Conclusion: Education based on health belief model may affect healthy lifestyle promotion in the elderly population.

Key words: Elderly, lifestyle, educational intervention, health belief model

Received: 23 July 2014 Accepted: 3 January 2015

– MSc. Student, Department of Health Education and Promotion, School of Public Health, Tehran University of Medical Sciences, Tehran, Iran
– Ph.D, MPH, Department of Health Education and Promotion, School of Public Health, Tehran University of Medical Sciences, Tehran, Iran
– Corresponding author: Professor, Department of Health Education and Promotion, School of Public
Health, Tehran University of Medical Sciences, Tehran, Iran e-mail: shojae5@yahoo.com
– Assistant Professor, Epidemiologist, Research Center for Caries Prevention, Institude of Dentistry,
Community of Oral Health, School of Dentistry, Tehran University of Medical Sciences, Tehran, Iran
٢٨
00



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید