00

به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاري
فصلنامه علمي – پژوهشي انجمن علمي پرستاري ايران
دوره سوم – شماره 4 (پياپي 10) – زمستان 1393

صاحب امتياز: انجمن علمي پرستاري ايران
مدير مسؤول و سردبير: دكتر فاطمه الحاني
مدي ر اجرايي: دكتر آذر طل
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامي: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بين المللي: 2322-3812
شماره بين المللي نشريه الكترونيكي: 4428-2322 e-ISSN

شوراي نويسندگان (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيلپور بندبني، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي گيلان
دكتر فاطمه الحاني، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر منير انوشه، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر زهره پارسا يكتا، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حميد پيروي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدعلي چراغي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي حسيني، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر سيده فاطمه حق دوست اسكويي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدرضا حيدري، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر ناهيد دهقاننيري، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر ناهيد رژه، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر سادات سيدباقر مداح، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر نعيمه سيدفاطمي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر آذر طل، دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر عباس عبادي، دانشيار دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بقيهاﷲ
دكتر عباس عباسزاده، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر شهرزاد غياثونديان، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر علي فخرموحدي، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي سمنان
دكتر مسعود فلاحي خشكناب، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر انوشيروان كاظم نژاد، استاد گروه آمار زيستي دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عيسي محمدي، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر ندا مهرداد، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر حسن ناوي پور، استاديار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويسمرادي – عليرضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحه آرايي: فرشته حيدري
طرا ح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علمي پرستاري ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و مامايي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: info@jne.ir , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 3 شماره 4 (پياپي 10) زمستان 1393، 10-1
تأثير مداخله آموزشي بر نگرش و رفتار مراقبتي مراقبين خانوادگي كودكان كم توانذهني

شيرين برزنجه عطري، حسين عبداللهي، محمد ارشدي بستان آباد، محمد اصغري جعفرآبادي

چكيده

مقدمه: داشتن كودك كم توان ذهني مشكلات جسمي، روحي، رواني و اجتماعي زيادي را بر واحد خانواده تحميل كـردهو آنان را دچار آسيبپذيري مي نمايد. انجام مداخلات مناسب براي بهبود نگرش و رفتار مراقبتي مطلوب مي تواند تـا حـد زيـاديحامي اين خانوادهها بوده و كيفيت زندگي بهتري را به آنان هديه نمايد. مطالعه حاضر به منظور تعيين اثـر مداخلـه آموزشـي بـرنگرش و رفتار مراقبتي مراقبين خانوادگي كودكان كم توان ذهني انجام گرديده است.
روش: اين مطالعه از نوع مداخلهاي تصادفي كنترلدار مي باشد كه در سال 1392 در مركز توانبخشي نرگس ميانه انجـامگرفت. در اين تحقيق 64 مراقب داراي كودك كم توان ذهني 18-6 ساله ب ه طور تصادفي به دو گروه مداخلـه و كنتـرل تقـسيمشدند. براي گروه مداخله 6 جلسه كلاس آموزشي برگزار گرديد ولي براي گروه شاهد هيچ مداخلهاي انجام نشد. در هر دو گـروه در ابتدا و انتهاي مطالعه، دادهها براساس پرسشنامههاي محقق ساخته نگرش و رفتار جمع آوري گرديد . دادهها از طريق نـرم افـزارSPSS v.21 و با استفاده از آزمونهاي آماري تيزوج، تيمستقل و كاياسكوئر مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافتهها: بين ميانگين نمره نگرش و رفتار مراقبين در هر دو گروه، قبل از مداخله اخـتلاف آمـاري معنـاداري بـه دسـتنيامد. نتايج نشان داد 5/1 ماه بعـد از اجـراي مداخلـه، افـزايش ميـزان نمـره نگـرش و رفتـار مـراقبين در گـروه مداخلـه قبـل (63/5±64/48، 51/6±29/62) و بعد از مداخله (77/2±46/58، 76/3±57/72) معنادار بود (05/0<p).
نتيجه گيري: نتايج پژوهش نشان داد مداخله آموزشي در بهبود نگـرش و رفتـار مراقبتـي مـراقبين خـانوادگي كودكـان كمتوان ذهني مؤثر بوده است. پيشنهاد ميشود پژوهشهايي در زمينه اثربخشي اين نوع مداخله آموزشي براي ساير بيماريهاي مزمن نيز انجام گردد.

كليد واژه ها: نگرش، كودك كم توان ذهني، رفتار مراقبتي مراقبين

تاريخ دريافت: 1/5/1393 تاريخ پذيرش: 13/10/1393

مقدمه

كم تواني ذهني محدوديت در عملكرد ذهني و رفتارسازشي است كه قبل از 18 سالگي بـروز كـرده و موجـبمي شود فرد در مهارت هاي سـازگاري عملـي، اجتمـاعي ومفهومي دچار مـشكل شـود (1). آمارهـاي ارايـه شـده دررابطه با ميزان شيوع كم تـواني ذهنـي متفـاوت اسـت امـابراساس مطالعه متاآناليز شيوع كم تـواني ذهنـي 37/10 در1000 نفر برآورد شـده اسـت (2). طبـق مطالعـات، افـرادكم توان ذهني از كمب ودهاي بهداشتي قابـل تـوجهي رنـجمي برند. تحقيقات نشان مي دهد در آن هـا ميـزان مـرگ ومير بالا بوده، اميد به زندگي پايينتـري داشـته و نيازهـايجسمي و رواني بيشتري دارند (3و4). از جملـه شـايعتـر ين مشكلات بهداشتي اين كودكان مـيتـوان بـه ايـن مـوارداشـاره كـرد: صـرع، مـشكلات بهداشـت دهـان و دنـدان،مــشكلات تغذيــه اي، چــاقي و مــشكلات رودهاي (5).
بنابراين، اين افراد نيازمند توجهات زيادي در اين زمينـههـاهستند تا جاي ي كه در پيمان نامه حقوق افراد كم توان نيز بهتوانمند ساختن آنان در دست يـابي بـه مراقبـت و حمايـتدقيقاً تأكيد شده است (6). وجود فرد كـم تـوان در خـانوادهچالش هايي را براي هر يك از اعضاي خانواده در پـي دارد (7و8)، و اين خانوادهها قادر نيستند هميشه با اين چالش ها مناسب برخورد كنند (7). خانواده هايي كـه صـاحب چنـينكودك اني ه ستند نيازمن د ص بر و حوص له زي اد ب وده وبرنامههاي مداخلهاي بايد هرچه زودتر بـراي آنهـا شـروعشود (9و10). چون اگـر محـيط خـانواده حمايـت عـاطفي،مراقبتي و محيطي را براي كودك كـمتـوان ذهنـي فـراهم نمايد، رشد تكـاملي آنـان را در پـي خواهـد داشـت (10).
مديريت يك كودك با كم توانيذهني و تكـاملي هـم چـونساير وضعيت هاي مزمن، نبايد تنها متمركـز بـر كـودك ومشكلاتش باشد، بلكه بايد خانواده وي نيز در نظـر گرفتـهشود (9). خانواده ها معمولاً اولين ارايـه دهنـده مراقبـت بـهمددجويان با بيماري مزمن هستند و منبـع اصـلي حمايـتعــاطفي و اجتمــاعي محــسوب مــيشــوند (11). وقتــي سيستمهاي خدماتي از اين خانواده هـ ا حمايـت مـيكننـد،سعي دارند جنبـه هـاي مختلـف زنـدگي آن هـا را تحكـيم بخشند (7). يافته ها در مورد درمان و بازتواني كودكـان بـاكمتواني تكاملي تأكيد بر اهميت نقش حيـاتي والـدين بـهعنوان مراقـب در حمايـت از ايـن كودكـان دارد (12و13) يكي از مهمترين وظايف والدين حفظ سـلامت كودكـان ومراقبت از آن ها در زمان بيماري است ولي آمـوزش كـافيدر اين زمينهها را ندارند. رفتار والديني با توانايي والدين دردانــستن دانــش روز در ارتبــاط اســت (14). از ايــن رو مداخلاتي كه براي مراقبين طراحي ميشوند چندين هدفرا دنبال مي كنند: از سوءرفتار و غفلت پيشگيري مي كننـد،دانش و مهارت مراقبين را بالا مي برند، مهارت هـاي آن هـارا در اســتفاده درســت از تجهيــزات و امكانــات افــزايش مي دهند و توانايي سـازگاري بـا نا خوشـي و نااميـدي را در آنها تقويت مي كنند (15). طبق مطالعات ، افراد با كمتواني ذهني 17-12% مشكلات رفتاري دارند كه بـر سـلامت وكيفيت زندگي آن ها تأثيرگذار است (16). از اين رو مادران داراي كودك ان ب ا نيازه ا ي وي ژه و حت ي م ادران داراي كودكان در معرض خطر، نياز به مهارت هـايي دارنـد تـا بـانيازهاي و يژه كودك كنار بياينـد . برنامـه هـاي مداخلـهاي، توانايي اين مادران را افزايش داده و موجب كاهش استرس آنان شده و سلامت خانواده را تضمين مي نمايد (17).
بـا پيـشرفت هـاي بـه دسـت آمـده در زمينـه رفـع مشكلات بهداشتي، مراقبين خانوادگي جايگزين مؤسـساتمراقبتي شدهاند (18). و رويكـرد خـانواده-محـور كيفيـتزندگي خانواده را بـه واسـطه توانمندسـازي كـل اعـضايخانواده بهبود مـي دهـد (19). و رضـايت منـدي والـدين راافزايش مي دهد (20). در اين فرايند پرستار بهداشت جامعهسعي دارد با بهبود نگرشها، باورها و رفتارهـاي بهداشـتيسلامت عمومي افراد را ت أمين نمايد . به جوامع، خانوادهها وافراد كمك مي كند تا مسؤوليت حفظ و بهبود سلامت خودرا از طريق افزايش دانش و توانـاييهـاي خـود بـر عهـدهبگيرند (21). پرستاران مي توانند بـه مـددجويان رفتارهـايسالم بهداشتي را از طريق آمـوزش و برنامـه مراقبتـي يـادبدهند (22). بنابراين اجراي برنامه هاي آموزش در خانواده، اطلاعرساني مناسب به خانوادههـا و تـدوين كتابچـههـايآموزشي از راهكارهاي مناسب براي تغيير آگاهي، نگرش وعملكرد معلولين و خانوادههاي آن هـا محـسوب مـي گـردد (23).
از آنجا كه زنان نيمي از جمعيت را تشكيل ميدهند و سلامت آنان زيربناي سلامت خانوادهها و جوامـع اسـت،بنابراين توجه به سلامت آنان و بهبود كيفيت زنـدگي شـاناهميت بسياري دارد. در سالهاي اخير علاوه بر توجـه بـهوضعيت زندگي كودكان و نوجوانان داراي بيمـاري مـزمن،كيفيت زندگي والدين آنان نيز مورد توجه قرار گرفته اسـت (24). لذا انجام مداخله آموزشي براي اين گـروه از جامعـه،ضروري به نظر ميرسد (25). يكي از روشهاي آموزشـيتوصيه شده ياددهي در گروههاي كوچك اسـت، بـه دليـلويژگيهاي مثبت اين روش مانند مشاركت فعـال، تمـاسرودررو و انجام فعاليـت هـدفدار از ايـن روش مداخلـه درمطالعه حاضر استفاده شد (26). لذا با توجه به تمـام مـواردفوق اين مطالعه با هدف تعيـين اثـر مداخلـه آموزشـي بـرنگرش و رفتار مراقبتي مراقبين خانوادگي كودكان كم توان ذهني انجام گرديده است.

روش مطالعه

مطالع ه حاض ر ي ك از ن وع مداخل ه اي ت صادفي كنترلدار ميباشد كه در سال 1392 اجـرا گرديـد. جامعـهآماري اين مطالعه مراقبين از كودك كمتوان ذهنـي 18-6 ساله مي باشند كه تحت پوشش سـازمان بهزيـستي ميانـهبودند. حجم نمونه با اعتماد 95% و خطـاي 5% مطـابق بـانتايج حاصل از مطالعهBanach و همكاران تعيين گرديد (27)، طبق اين مطالعه 26 مراقب براي هـر گـروه بـرآوردگرديد كه با محاسبه ميزان ريزش به 32 مراقب براي هـردو گروه افزايش يافت . معيارهـاي ورود بـه مطالعـه بـرايمراقبين عبارت بودند از: مـراقبين داراي كـودك كـم تـوان ذهني 6 تـا 18 سـال از نـوع كـمتـواني ذهنـي خفيـف ومتوسط، داشتن مسؤوليت مراقبت روزانه از بيمار و نداشـتنبيماري خاص يا اختلال رواني مراقب بنا بـه اظهـار خـود.
معيارهـاي خـروج از مطالعـه نيـز شـامل عـدم تمايـل بـههمكاري در طول مطالعـه و غيبـت حـداقل 2 جلـسه از 6 جلسه كلاسهاي آموزشي بود.
از سه پرسشنامه بـراي جمـع آوري داده هـا در ايـنپژوهش استفاده شد كه عبارتند از: پرسشنامه دموگرافيـككه شامل مشخـصات فـردي اجتمـاعي واحـد هـاي مـوردپژوهش مي باشد، و پرسشنامه محقق ساخته سنجش رفتارو نگرش مـراقبين. لازم بـه ذكـر اسـت بـه دليـل نيـافتنپرسشنامه متناسب با فرهنگ و جامعـه ايرانـي پرسـشنامه رفتار و نگرش مراقبين توسط محققين بعد از مطالعه منـابعمرتبط و ارزيابي چندين پرسشنامه در اين خصوص طراحيگرديد. براي انجام روايـي م حتـوي از ده نفـر از اسـاتيد وصاحب نظران دانشگاه علوم پزشكي تبريز در مورد موضوعنظرخواهي انجام گرفت و تغييرات لازم طبق نظـر ايـشاندر پرسشنامهها اعمال گرديد. اعتماد علمي ابزار نيز بـه دوروش آزمون -بازآزمون و پايايي دروني مـورد بررسـي قـرارگرفت. ميزان همبستگي پيرسون بين نتايج دو بـار آزمـونبرروي 30 نفر از مراقبين به فاصله دو هفتـه بـراي هـر دوپرسشنامه رفتار و نگرش 98/0 برآورد شد. پايـايي درونـيپرسشنامه نيز با استفاده از روش آلفاي كرونباخ بـه ترتيـببراي رفتار 751/0=α و نگرش 77/0=α محاسبه گرديـد.
روايي سازهاي ايـن پرسـشنامه نيـز بـا اسـتفاده از تحليـلعاملي اكتشافي بررسي و تأييد شـد. در ايـن مـورد مقـدارشاخصKMO برابـر 723/0 (در حـد مطلـوب)، آزمـونبارتلت نتيجه معنادار و همچنين درصد واريانس بيان شـدهآن برابر 5/62% بود. نتايج نيز سازههـاي تعريـف شـده دراين پرسشنامه را به طور قابل قبـولي و بـا انتخـاب نقطـهبرش .35 براي آيتم ها تأييد كرد . ابزار نگـرش شـامل 20 آيتم بود كه در خصوص نگرش مراقبتي مراقبين از كودككم توان ذهني طراحي گرديـد. ابـزار رفتـار نيـز شـامل 15 سؤال در حيطـههـاي مـشكلات يـادگيري و اجتمـاعي (5 سؤال)، مشكلات تغذيهاي و ديابـت (6سـؤال )، مراق بـت از
ك ودك ص رعي (4 س ؤال) بـود. معي ار سـنجش ب راي پرسشنامه رفتار مقياس 5 درجـهاي ليكـرت (هرگـز =1 تـاهميشه=5) و براي پرسش نامه نگـرش ليكـرت 5 گزينـه اي (كاملاً موافق =5 تا كـاملاً مخـالف=1) مـيباشـد . در ايـنپرسشنامه از نمونهها خواسته شـد كـه بـا انتخـاب گزينـهمناسب نظر خود را بيان نمايند.
به لحاظ رعايت مـسايل اخلاقـي، پـس از تـصويبطرح در دانشكده پرستاريي و مامـايي تبريـز تأييـد كميتـهاخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشـكي تبريـز (بـه شـماره9250 مورخه 27/03/92)، پژوهشگر به سازمان بهزيـستيميانه معرفي و مجوز انجام تحقيق در مراكز توانبخـشي آن سـازمان، اخـذ گرديـد. كليـه شـركت كننـدگان آگاهانـه و داوطلبانــه در نمونــه گيــري شــركت داده شــدند. بــه ش ركت كنن دگان اطمين ان داده ش د اطلاع ات دري افتي
محرمانـه خواهـد مانـد و در هـر زمـاني كـه اراده نماينـد مي توانند انصراف خود را اعلام نمايند.
شركت كنندگان به صورت تصادفي از ميان مراقبينتحت پوشش سازمان بهزيستي ميانـه انتخـاب شـدند، بـهطوري كه شماره ورود افـراد بـه عنـوان شـماره شناسـايي نمونه گيري آنها در نظر گرفته شده و با استفاده از نرم افزار Excel اعــداد تــصاد في توليــد و بــه عنــوان مبنــاينمونه گيري قرار گرفت. در گام بعدي براي اختصاص افـراد به گروه هاي شاهد و مداخله از روش بلوكهاي تصادفي باحجم 4 و 6 كه توسط مشاور آماري طرح توليد شـده بـود،استفاده شد . بعد از نمونهگيري در مرحله اجـرا 4 مراقـب ازگروه آزمون كنار گذاشته شدند، 3 مراقب بـه دليـل غيبـتبيش از دو جلسه و يك مراقب به خاطر عدم دسترسي بـهتكميل پرسشنامه پس آزمـون، بنـابراين تعـداد مـراقبين درگروه آزمون به 28 نفر كاهش يافت. از گروه شاهد نيز يكنفر به علت عدم دسترسي از مطالعه حذف گرديـد و تعـدادمراقبين در گروه شاهد به 31 نفر رسيد.
اين مطالعه در دو مرحله قبل و بعد از مداخله انجـامگرفت، در مرحله اول براي هـر دو گـروه آزمـون و شـاهد پرسشنامهها تكميل شد، سـپس تجزيـه و تحليـل آمـاريانجـام يافـت و تغييـرات لازم در بـسته آموزشـي صـورت گرفت، مرحله دوم يعني انجام مداخله بـراي گـروه آزمـوناجرا گرديد. در اين مرحله براي مـراقبين 6 جلـسه كـلاسآموزشي برگزار گرديد. موضوعات مورد بحـث در جلـساتآموزشي عبارت بودند از:
جلسه اول، آشنايي مراقبين با همـديگر و بحـث درمورد كم تواني، علل و عوامل ايجادكننده آن جلسه دوم، مشكلات يادگيري و عملكرد اجتماعي جلسه سوم، بهداشت دهـان و دنـدان و مراقبـت ازآن ها
جلسه چهارم، ديابت و مراقبتهاي پرستاري از آن جلسه پنجم، صرع و مراقبتهاي پرستاري از آن جلسه ششم، كاركرد رودهاي و اختلالات خوردن محتواي جلسات براساس بسته آموزشي مطـابق بـاشايع ترين مشكلات بهداشـتي و مراقبتـي مـراقبين دارايكودك كمتوان ذهني طراحي شده بود، در جمع آوري ايـنمطالب از منابع و كتاب هاي معتبر كمك گرفته شـد (31-28) و سعي شد مطالب به گونهاي ساده بيان شود تـا دركآن براي خانواده ها راحتتـر باشـد. بـراي اجـراي مداخلـهموردنظر گروه آزمـون بـه گـروه هـاي كوچـك 5-3 نفـرهتقسيم شدند و براي هـر گـروه در هـر هفتـه يـك جلـسهكلاس آموزشي 60 تا 90 دقيقه اي توسط محقـق مـرد در محل مركز توانبخشي نرگس ميانه برگزار گرديد. مـراقبين تشويق ميشدند نقش فعالي در جلـسات داشـته باشـند تـاتجربيات خود را در اختيار هم قـرار دهنـد و محقـق سـعيميكرد نقش هدايت گر را بـر عهـده داشـته باشـد. جهـتمشاركت آموزشي اعضاي خـانواده، از مـراقبين خـانوادگيخواسته شد كه در آموزش به كودكـان و اعـضاي خـانواده خود در زمينه مسايل مرتبط با كمتواني مشاركت نمايند. به اين صورت كه مطالب مطرح شده در هر جلسه گروهـي رابه كودكان و اعضاي خانواده خود منتقل نماينـد و كتابچـهآموزشي ارايه شده را به اعـضاي خـانواده خـود بدهنـد تـاايشان نيز آن را مطالعـه نماينـد و چنانچـه سـؤال ي داشـتهباشند در يك برگه نوشته تا در جلسه بعدي بـه پژوهـشگرتحويل دهند . بدين ترتيب همه يادداشـتهـاي مـراقبين واعضاي خانواده دريافت و بررسي شد. د ر گروه شـاهد طـيمدت پژوهش مداخله اي صورت نگرفت. پس از 5/1 ماه ازآخرين جلسه آموزشي پرسشنامه دوبا ره براي هـر دو گـروهتكميل گرديد.
پس از اطمينان از نرمـال بـودن توزيـع داده هـا بـااستفاده از آزمون كولموگروف اسميرنوف، براي متغيرهـايكيفي و كمي بـه ترتيـب بـا فراوانـي (درصـد ) و ميـانگين (انحراف معيار ) گـزارش شـدند. بـراي مقايـسه متغيرهـايكيفي در دو گـروه آزمـون كـايدو اسـتفاده شـد. مقايـسهمقــادير پايــه متغيرهــاي مطالعــه و متغيرهــاي كمــيدموگرافيك در دو گروه با استفاده از آزمونt مستقل انجامشد. مقايسه درون گروهي بين قبل و بعد از مداخله در هـرگروه با استفاده از آزمونt زوج انجام شـد. بـراي بررسـيتأثير مداخله يعني مقايسه ميانگين متغيرهاي اصلي مطالعهبين دو گروه با تعديل مقادير پايه و مخدوشـگرهاي بـالقوهشامل سن كودك، سن مراقب و سطح تحصيلات مراقـب،تحليل كواريانس به كار رفت. تحليل داد هها بـا اسـتفاده ازنرم افزار SPSS v.21 (ساخت شركت IBM آمريكا) در سطح معناداري 05/0<p انجام شد (32و33).

يافتهها

در اي ن مطالع ه، تع داد 59 نف ر از م راقبين داراي كودك كم توان ذهني كـه همگـي خـانم و اكثريـت مـادركــودك بودنــد، بــا ميــانگين (انحــراف معيــار ) ســني 69/39(05/10) سال شركت كرده بودند؛ 37/93% مراقبين خانه دار (27 نفر گروه آزمون و 28 نفر گروه شاهد) و سطحتحصيلات 77/79% آن ها (23 نفر گروه آزمـون و 24 نفـر گروه شاهد) زيرديپلم بود.
جدول شماره 1 ويژگيهاي دموگرافيـك مـراقبين دردو گروه را نشان مي دهد. آزمون آماري اختلاف معناداري درنمره رفتار و نگرش مراقبين گروه آزمون را نسبت بـه گـروهشاهد پس از مداخله نـشان داده اسـت (001/0<p). ضـم ن اين كه آزمون آماري اخـتلاف معنـاداري را در داخـل گـروهآزمون قبل و بعد از مداخله نشان داده است (001/0<p).
در مورد متغيرهاي دموگرافيك مشخص گرديد كـهسـطح تحـصيلات مراقـب، سـن مراقـب و سـن كـودك، مداخلات مراقبتي را تحت تأثير قرار داده اند لذا براي تعيين تأثير آنها از آزمون آماري تحليل كوواريانس استفاده شـدو نتيجه حاصل نشان داد كه با تعديل مقادير پايـه، سـطحتحصيلات، سن مراقب و سن كودك بـين نمـره رفتـار دوگروه آزمون و شاهد بعد از انجام مداخله اختلاف معناداري مشاهده گرديد.
جداول شماره 2و3 ميانگين نمـره نگـرش و رفتـار،قبل و بعد از مداخله را در دو گروه آزمـون و شـاهد نـشانميدهد كه اخـتلاف بـين نمـره نگـرش و رفتـار در گـروهآزمون قبل و بعد از مداخله معنادار بود . همچنـين اخـتلافميانگين در گروه هاي آزمون و شاهد معنادار بود.
جدول 1- برخي متغيرهاي دموگرافيك مراقبين خانوادگي و كودكان كم توان ذهني تحت پوشش سازمان بهزيستي ميانه در سال 1392
p* شاهد
n=31 گروه آزمون
n=28 مقياس متغير
تعداد(درصد) تعداد(درصد) 0/519 (%45/16) 14 (%53/57) 15 دختر جنسيت كودك
(%54/83) 17 (%46/42) 13 پسر 0/034 (%41/93) 13 (%21/42) 6 كمتر 30 سال سن مراقب
(%41/93) 13 (%71/42) 20 50 -30 سال (%16/12) 5 (%7/14) 2 بالاي 50 سال 0/001 (%77/41) 24 (%82/14) 23 زير ديپلم سطح تحصيلات مراقب
(%3/22) 1 (%10/71) 3 ديپلم (%6/45) 2 (%7/14) 2 بالاي ديپلم 0/548 (%90/32) 28 (%96/42) 27 خانه دار شغل مراقب
(%6/45) 2 (%3/57) 1 كارمند 0/001 (%16/12) 5 (%60/71) 17 10-6 سال سن كودك
(%83/87) 26 (%39/28) 11 18-11 سال 0/880 (%51/61) 16 (%53/57) 15 خفيف نوع كم تواني كودك
(%48/38) 15 (%46/42) 13 متوسط نتيجه آزمون آماري كاي اسكوئر

جدول 2- مقايسه ميانگين نمرات نگرش مراقبين خانوادگي كودكان كم توان ذهني قبل و بعد از مداخله در دو گروه آزمون و شاهد
P-ANCOVA نتيجه آزمون آماري بين گروهي (**p) اختلاف ميانگين گروه شاهد انحراف معيار± ميانگين گروه آزمون انحراف معيار± ميانگين نمره نوع متغير
0/99 0/02
( -3/74-3/79) 62/26± 7/80 62/29± 6/51 ابتداي مطالعه نگرش
0/001 8/32
(6 -10/63) 65/35± 4/64 72/57± 3/76 انتهاي مطالعه 3/09
(1/28-4/90) 10/28
(8/03 -12/53) اختلاف ميانگين *** (CI95%) مقايسه قبل و بعد از مطالعه
0/002 0/000 نتيجه آزمون آماري درون گروهي (*p)
نتيجه آزمون آماري تي زوج
** نتيجه آزمون آماري تي مستقل
جدول 3- مقايسه ميانگين نمرات رفتار مراقبين خانوادگي كودكان كم توان ذهني قبل و بعد از مداخله در دو گروه آزمون و شاهد
P-ANCOVA نتيجه آزمون آماري بين گروهي (**p) اختلاف ميانگين گروه شاهد انحراف معيار± ميانگين گروه آزمون انحراف معيار± ميانگين نمره نوع متغير
0/003 4/77
(1/69-7/84) 43/87±6/10 48/64±5/63 ابتداي مطالعه رفتار
0/001 12/16
(10/12 -14/20) 43/87±5/43 58/46±2/77 انتهاي مطالعه 0/000
( -1/27-1/27) 9/82
(8/19 -11/45) اختلاف ميانگين ***
(%95CI) مقايسه قبل و بعد از مطالعه
1/00 0/001 نتيجه آزمون آماري درون گروهي (*p)
* نتيجه آزمون آماري تي زوج
** نتيجه آزمون آماري تي مستقل

بحث

طبق اين مطالعه و براساس آزمونهاي آماري نشانداده شد كه نمره نگرش و رفتـار در گـروه آزمـون پـس ازمداخله در مقايسه با گروه شاهد اختلاف معناداري داشـت.
همچنين آز مون آماري تي زوج نيز اختلاف معنـاداري را درداخل گروه آزمون قبل و بعد از مداخلـه نـشان داده اسـت.
اين بدان معني است كـه آمـوزش داده شـده بـه مـراقبينموجب ار تقاء نگرش و رفتار مراقبتـي آنـان شـده و بيـانگرتأثير مثبت اجراي مداخله براي مـراقبين در گـروه آزمـونمي باشد.
مطالعه اي كهDavis و همكارش انجام دادنـد بـهاي ن نتيج ه رس يدند ك ه تجربي ات و آگ اهي وال دين از حمايت هاي حرفهاي با رويكرد خانواده-محـور بـا كيفيـتزندگي خانوادگ ي آنان در ارتبـاط اسـت . در واقـع، حمايـتكاركنان حرفهاي از خانواده هـاي داراي كـودك كـم تـوانذهني قوي ترين عامل براي بهبود كيفيـت زنـدگي اسـت.
اين مطالعه نشان داد كـه بـا دادن اطلاعـات عمـومي بـهوالدين و برطرف كردن نيازهاي والدين و نيز ارايه خـدماتهماهنگ و جامع به آنها مي توان باعث بهبود برآينـدهايخانوادگي شد (34). ايـن مطالعـه بـا نتـايج مطالعـه اخيـرهم خوان است و نتايج حاصله گويـاي تـأثير مثبـت چنـينبرنامه هايي در زندگي مراقبين و خانواده هايشان مي باشد.
ايرواني و همكـاران در مطالعـه خـود دريافتنـد كـهآموزش توان يـاران در دو روش رايـج و جديـد مطـابق بـاكتابچه آموزشـي موجـود و كتابچـه طراحـي شـده توسـطمحقق م وجب افزايش معناداري در نمرات مهارت آنـان درشيوه جديد مي شود (001/0<p) كه با يافته مطالعه حاضـركاملاً هم خوان است (35). اما نمـره حاصـل از نگـرش دراين مطال عه براي دو گروه تفـاوت معنـاداري نداشـت. ايـنيافته با مطالعه حاضر هم خواني ندارد . علت آن شايد مربوطبه شيوه آموزش باشد، چون مطالعه ايرواني در طي مقطـعزماني دو روزه برگزار گرديده و بلافاصله بعد از اتمام دوره،پس آزمون گرفته شده است در حالي كه در مطالعـه حاضـربا توجه به روش مداخله زمان لازم در اختيار مراقبين قـرارداده شد كه مي تواند در تغيير نگرش مراقبين مـؤثر باشـد. يكي از مهمترين فوا يد تشكيل جلـسات گروهـي آمـوزش والدين نيز همين تغيير نگرش ميباشد. به اين ترتيـب كـهمادران در خلال جلسات آموزش گروهي از طريق به بحثگذاشتن مشكلات رفتاري فرزندانـشان در مـي يافتنـد كـهبسياري از اين مشكلات رفتاري در بين تمامي خانواده هاي حاضـر مـشترك و مـشابه مـي باشـد، در نتيجـه از ميـزان احساس عدم صلاحيت و عدم كفايـت در نقـش والـدگريآن هــا كاســته شــده و بــا اعتمــاد بــه نفــس بيــشتريمسؤوليت هاي نقش والدي خود ر ا در قبـال فرزندانـشان ازسر مي گيرند.
نتايج مطالعه ديگري در هند حـاكي از آن بـود كـهاكثريت والدين كودكان كم توان شـركتكننـده در تحقيـقبيان ميكردند كه دريافت آموزشهاي مناسـب مـيتوانـدوضعيت مراقبتي فرزندشان را بهبود بخشد. در اين مطالعـهكه دو گروه از والدين شهري و روستايي مقايسه شده بودند مشخص گرديد هر دو گـروه فاقـد اطلاعـات لازم بـوده وخدمات مناسبي دريافت نميدارند، نتيجه نهايي اين مطالعهآن بود كه فقدان عملكـرد مناسـب و نگـرش مطلـوب بـهكودكان كمتوان در نتيجه دانش و آگـاهي پـايين والـدينميباشد و تلاشها بايد در جهت افزايش دانـش و نگـرشافراد باشد (36).
Mannو همكارانش، تـأثير آمـوزش بـر دانـش ونگرش والدين را مورد سنجش قرار دادند و بـراي 42 والـدكلاسهاي آموزشي برگزار كردند. نتيجه گوياي آن بود كهآموزش والدين در مـورد مـسايل رشـد و تكـاملي كـودكباعث ايجـاد تغييـرات معنـادار در سـطح دانـش و نگـرشوالدين شده است (05/0<p) (37).
Banach در آمريكـا يـك مطالعـه مداخلـه اي بـا برگزاري 6 جلسه كلاس گروه درماني بـراي خـانواده هـايداراي كودك اوتيسمي انجام داد و براي سنجش تأثير اينمداخله از پرسشنامه توانمندسازي خـانواده اسـتفاده نمـود.
اين ابزار داراي خرده مقياسهاي ميزان حمايت انجام شدهاز سوي سيستم خدماتي، دانش، خودكارآمـدي و احـساسشايستگي والدين ميباشد. بعد از مداخله معلوم شد برن امـهحمايت خانواده در تمامي آيتم هـاي مـورد سـنجش تغييـرمعنــاداري را داشــته و باعــث افــزايش توانمنــدي كلــي خـانواده هـا شـده اسـت. والـدين شـركت كننـده باورهـا و خودكارآمدي مثبتي را از شركت در اين مطالعه كسب كردهبودند و اظهار ميكردنـد كـه توانـايي حـل مـسأله را پيـداكردهاند. طبق اين مطالعه برنامههاي حمايتي از خانواده اگر در زمان مناسب و با روشهاي درست انجام گردد ميتواند براي آن ها مفيـد واقـع گـردد. (024/0<p) (38). هر چنـدBanach در مطالعه خود به نتايج مثبت دست يافته استاما ابزار مورد استفاده ايشان از نظر متغيرهـاي فرهنگـي وامكانات اجتماعي جامعه ايران متفاوت مي باشد.
اين يافتهها با مطالعه خانجاني و همكاران كه تـأثير آموزش نحوه مراقبت از كودكان مبتلا به فلج مغزي را بـر كيفيت زندگي مراقبين خـانوادگي بررسـي كردنـد، همـسومي باشد. براساس يافته هاي اين پـژوهش، كيفيـت زنـدگيمراقبين 3 ماه پـس از پايـان آمـوزش نـسبت بـه قبـل ازدريافت آموزش در تمامي 8 قلمرو، 3 حيطه كلي سـلامترواني، سلامت جسماني و كيفيت زنـدگي كـل بـه ميـزانمعناداري ارتقاء يافته است. نتايج حاصـل از ايـن پـژوهشنشان داد، ارايه آموزش مناسب در زمينه مراقبت از كـودكمبتلا به فلج مغزي به خانوادههـاي ايـن كودكـان موجـبارتقاي سطح كيفيت زندگي آنها مي شود (39).
اميد است با عنايـت بـه نتـايج مثبتـي كـه اجـرايبرنامههاي آموزشي به خصوص برنامههـاي توانمندسـازيدر جهت بهبود كيفيت زنـدگي خـانوادههـا بـه دنبـال داردمطالعه حاضر نيز بتواند مسؤولين بهداشتي كـشور مـا را درتدوين برنامههاي بهداشتي ياري دهد.
از محدوديتهاي مطالعه حاضر ميتـوان زن بـودنجنسيت مراقبين را ذكر كرد چرا كه پژوهش توسط محققمرد صورت گرفته است كه در برقراري تعامل دو طرفـه درجلسات اول اختلال ايجاد ميكرد. از محدوديت هاي ديگـرمطالعه ميتوان به دشواريهاي موجود در هماهنگ كردنوقت شركتكنندگان براي شركت در جلـسات اشـاره كـردكـه بـا همكـاري مـسؤولين مراكـز توانبخـشي تا حـدودي برطرف گرديد . لازم به يادآوري است تفاوت ويژگـيهـايفردي و شرايط روحي و رواني مادران در پاسخ به مداخله و ميزان تأثير آن، نيز خارج از كنترل پژوهشگر بوده است.

نتيجهگيري

مطالعه حاضر نـشاندهنـده آن اسـت كـه آمـوزشسبب بهبود نگرش و رفتار مراقبتـي مـراقبين خـانوادگي ازكودكان كم توان ذهني مي گردد. نتايج اين پژوهش بيـانگراين نكته است كـه طراحـي و اجـراي چنـين برنامـههـايمداخلهاي با رويكرد خانواده-محور باعـث تقويـت نگـرشمراقبين و خانوادهها شده و نيـز موجـب تـرويج رف تارهـايسالم بهداشتي در بين اعضاي خانواده ها مي گردد. اين گونه مداخلات با توجـه بـه كـمهزينـه بـودن و در عـين حـالتأثيرگذار بودن ميتواند مراقبين خانوادگي را ياري نموده وبر كيفيت مراقبـت تخصـصي آنـان بيفزايـد. بـا توجـه بـهاثربخش بودن برنامههاي مداخلـه آموزشـي بـه مـسؤولين برنامهريزي آموزش علوم پزشكي پيشنهاد ميشـود كـه بـابرگزاري دورههاي آموزش ضمن خدمت و شـرايط اجـرايبرنامههاي آموزشي، امكان اجراي آن در بهداشـت جامعـهفراهم شود.

تشكر و قدرداني

اي ن مطالع ه برگرفت ه از ط رح م صوب دان شكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشـكي تبريـز بـوده لـذاگروه محققين برخود لازم مي دانند كه از معاونت پژوهـشيو اعضاي محترم هيأت علمي، سازمان بهزيـستي ميانـه وكاركنان زحمتكش مراكز توانبخشي نـرگس و زينـب ايـن شهرستان كمال قدرداني را نمايد.
منابع
– American association on intellectual and developmental disabilities [database on the Internet]. American Association on Intellectual and Developmental Disabilities. 2010. Available from:
http://www.aamr.org/content_100.cfm?navID=21.
– Maulik PK, Mascarenhas MN, Mathers CD, Dua T, Saxena S. Prevalence of intellectual disability:
a meta-analysis of population-based studies. Res Dev Disabi 2011;32(2):419-36.
– Mitchell F, Melville C, Stalker K, atthews LM, McConnachie A, Murray H, Walker A, Mntrie N. Walk well: a randomised controlled trial of a walking intervention for adults with intellectual disabilities: study protocol. BMC Public Health2013;13(620).
– World Health Organization. World report on disability 2011, WHO Library Cataloguing-in-
Publication Data. WHO Press, Geneva; 2011. p. 59-64
– Durvasula SK, Klause J. Health care in people with intellectual disability: Guidelines for General Practitioners: Centre for Developmental Disability Studies; 2006. p. 2-7
– Brehmer-Rinderer B, Zigrovic L, Naue U, Webe G. Promoting health of persons with intellectual disabilities using the UN convention on the rights of persons with disabilities: Early implementation assessment in spain and hungary. J Policy Pract Intellect Disabil 2013;10(1):25-36.
– Samuel PS, Rillotta F, I.Brown. The development of family quality of life concepts and measures. J Intellect Disabil Res 2012;56(1):1-16.
– Allender JA, Rector C, Warner KD. Community & Public Health Nursing: Promoting the public’s health. 8 ed: Wolters Kluwer Health | Lippincott Williams & Wilkins; 2014.p.861
– Maroufou JA, Blaise A, Didier L. Management of children with intellectual and developmental disability in an African setting. Latest findings in intellectual and developmental disabilities research:
InTech; 2012. p. 45-76.
– Robledo P, Jesús Ra, García N, Sánchez. Interventions in specific learning disabilities through families. Learning Disabilities: InTech; 2012. p. 87-104.
– Bomar PJ. Promoting Health in Families: Applying family research and theory to nursing practice: Elsevier Science Health Science Division; 2004. p. 125
– Naeem Mohsin M, Mahmood Khan T, Hussain Doger A, Sher Awan A. Role of parents in training of children with intellectual disability. Int J Humanit Soc Sci 2011;1(9):78-88.
– Fulgosi-Masnjak R, Masnjak M, Lakovnik V. Perceived subjective wellbeing of parents of children with special needs. J Spec Rehabil 2012;13(1-2):61-76.
– Kaakinen JR, Gedaly-Duff V, Coehlo DP. Family health care nursing: Theory, Practice and Research: F. A. Davis Company; 2009. p. 273-306
– Reinhard SC, Barbara G, Nirvana H, Ann B. Supporting family caregivers in providing care. Patient safety and quality: An Evidence-Based Handbook for Nurses: Agency for healthcare research and quality U.S. Department of health and human services; 2008. p. 1-16.
– Ruth Northway, Christine Hutchinson, Kingdon A. Shaping the future: A vision for learning disability nursing: UK learning disability consultant nurse networkUnited Kingdom; 2006.p. 11 17 – Yıldırım A, Hacıhasanog˘lu As¸ılar R, Karakurt P. Effects of a nursing intervention program on the depression and perception of family functioning of mothers with intellectually disabled children. J Clin Nurs 2013;22:251-61.
– Buhse M. Assessment of caregiver burden in families of persons with multiple sclerosis. J Neurosci Nurs 2008;40(1):25-31.
– Peralta F, Arellano A. Family and disability: A theoretical perspective on the family-centered approach for promoting self-determination. Rev Electron Investig Psicoeduc Psigopedag 2010;8(3):1339-62.
– Dempsey I, Keen D. A review of processes and outcomes in Family-Centered services for children with a ddisability. Hammill Institute on Disabilities2008;28(1):42-52.
– Association CPH. Public health – community health nursing practice in Canada: Roles and activities: Canadian Public Health Association; 2010.p. 16
– Gerber L. Community health nursing: A partnership of care. Nursing Career2012;42:19-20. 23 – Salamati P, Abolhassani F, Shariati B, Kamali M. Family education: Main strategy for community based rehabilitation. J Rehabil 2007;7(3):20-5. (Persian)
24 – Parvizi S, Ghasemzadeh kakroodi F, Seyed Fatemi N, Naseri F. Social factors contributing in women health in Tehran city qualitative study. Nursing Research. 2009; 4(15): 6-15. (Persian) 25 – Heidari M, Alhani F, Kazemnejad A, Moezzi F. The effect of empowerment model on quality of life of Diabetic adolescents. Iran J Pediatr. 2007; 17(1): 87-94. (Persian)
– Safari M, Shojaeezadeh D, GHofrani F, Haidarnia A, Pakpour A. Theories, Models and Methods in Health Education and Promotion, 1th edition. Tehran: Asar-e-Sobhan Publications, 2009. p. 7-220. (Persian)
– Banach M, Iudice J, Conway L, Couse LJ. Family support and empowerment: Post autism diagnosis support group for parents. Soc Work Groups 2010;33(1):69-83.
– Harris JC. Intellectual Disability: A guide for families and professionals: Oxford University Press, USA; 2010.p. 1-143
– Lubkin IM, Larsen PD. Chronic Illness: Impact and Intervention: Jones & Bartlett Learning; 2011.p. 245-280
– World Health Organization. World report on disability 2011, WHO Library Cataloguing-in-
Publication Data. WHO Press, Geneva; 2011.p. 1-297
– Lindsay P. Care of the Adult with intellectual disability in primary care: Radcliffe Publishing; 2011.p. 16-163
– Asghari Jafarabadi M, Mohammadi S. Statistical Series: Introduction to statistical inference (Point Estimation, Confidence Interval and Hypothesis Testing). J Diabetes Metab Disord 2013;12(3):173-92. (Persian)
– Asghari Jafarabadi M, Soltani A, Mohammadi SM. Statistical series: Tests for comparing of means. J Diabetes Metab Disord 2013;12(4):265-91. (Persian)
– Davis K, Gavidia-Payne S. The impact of child, family, and professional support characteristics on the quality of life in families of young children with disabilities. J Intellect Dev Disabil 2009;34(2):153-62.
– Iravani M, Hatamizade N, Fotouhi A, Hosseinzadeh S. Comparing effectiveness of new training program of local trainers of community-based rehabilitation program with the current program: A knowledge, attitude and skills study. Quarterly Journal of Rehabilitation. [Applicable]. 2011;12(3):4452. (Persian)
– Lakhan R, Sharma M. A study of knowledge, attitudes and practices (KAP) survey of families toward their children with intellectual disability in Barwani, India. Asia Pacific Disability Rehabilitation Journal2010;21(2):101-17.
– Mann MB, Pearl PT, Behle PD. Effects of parent education on knowledge and attitudes. Adolescence 2004;39(154):355-60
– Banach M, Iudice J, Conway L, Couse L. Family support and empowerment: Post autism diagnosis support group for parents. Soc Work Groups 2010;33(1):69-83.
– Khanjani M, Hatamizadeh N, Hosseini M, Rahgozar M, Arjmand M. Effect of education about caring of children with cerebral palsy on quality of life of family-caregivers. Quarterly Journal of
Rehabilitation 2009;10(3):38-42. (Persian)
The effect of educational intervention on the attitudes and behaviors of family caregivers caring for children with intellectual disability

Barzajhe Atri Sh (MSc.) – Abdollahi H (MSc.) – Arshadi Bostanabad M (MSc.) – Asghari Jafarabadi M (Ph.D).

Abstract
Introduction: Having an intellectually disabled child imposes many physical, mental, and social predicaments on the family. Appropriate interventions to improve attitude and create constructive caring behaviors can greatly support those families and provide them a healthier quality of life. This study conducted to determine the effect of the educational intervention on the attitudes and behaviors of family caregivers caring for children with intellectual disability.
Method: This study is a randomized, controlled, intervention study conducted in
Narges rehabilitation center, Miyaneh in 2013. A total of 64 caregivers of children with intellectual disabilities aged 6-18 years were randomly divided into two groups. Intervention group received training classes (6 sessions) but control group did not receive any intervention. Data were collected based on the researcher made, behavior and attitude questionnaires at beginning and the end of the study. Data were analyzed using SPSS version 21, paired t-test, t-test, and chi-square.
Results: Mean score of attitude and behavior in both groups was not statistically significant before the intervention. However, 90 days after the intervention, attitude and caring behavior of caregivers in the intervention group increased significantly (P<0.05).
Conclusion: Educational intervention improved attitudes and behaviors of family caregivers significantly. Therefore, authors recommend further studies to evaluate the effectiveness of this model on other chronic conditions.

Key words: Attitude, children with intellectual disability, caregivers, caring behavior

Received: 23 July 2014 Accepted: 3 January 2015

00



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید