00

به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاري
فصلنامه علمي – پژوهشي انجمن علمي پرستاري ايران
دوره سوم – شماره 3 (پياپي 9) – پاييز 1393

صاحب امتياز: انجمن علمي پرستاري ايران
مدير مسؤول و سردبير: دكتر فاطمه الحاني
مدي ر اجرايي: دكتر آذر طل
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامي: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بين المللي: 2322-3812
شماره بين المللي نشريه الكترونيكي: 4428-2322 e-ISSN

شوراي نويسندگان (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيلپور بندبني، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي گيلان
دكتر فاطمه الحاني، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر منير انوشه، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر زهره پارسا يكتا، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حميد پيروي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدعلي چراغي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي حسيني، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر سيده فاطمه حق دوست اسكويي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدرضا حيدري، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر ناهيد دهقاننيري، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر ناهيد رژه، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر سادات سيدباقر مداح، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر نعيمه سيدفاطمي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر آذر طل، دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر عباس عبادي، دانشيار دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بقيهاﷲ
دكتر عباس عباسزاده، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر شهرزاد غياثونديان، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر علي فخرموحدي، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي سمنان
دكتر مسعود فلاحي خشكناب، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر انوشيروان كاظم نژاد، استاد گروه آمار زيستي دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عيسي محمدي، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر ندا مهرداد، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر حسن ناوي پور، استاديار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويس مرادي – عليرضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحه آرايي: فرشته حيدري
طراح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علمي پرستاري ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و مامايي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: [email protected] , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 3 شماره 3 (پياپي 9) پاييز 1393، 41-34 بررسي تأثير تكنيك آموزش در گروه هاي كوچك بر ميزان آگاهي و سواد بهداشتي بيماران مبتلا به نارسايي قلبي

هايده ممي يانلو1، آذر طل2، نرجس خاتون خطيبي3، صنم احمدي كومله4، بهرام محبي5

چكيده

مقدمه: با عنايت به اين كه يكي از مهمترين عوامل مؤثر در بستري شدن مجدد اين بيماران، ابتلا به عـوارض بيمـاريبه دليل كمبود آگاهي است، مطالعه حاضر با هدف سنجش تأثير تكنيك آموزش در گروههاي كوچك بر آگاهي و سواد بهداشتيبيماران مبتلا به نارسايي قلبي انجام شد.
روش: مطالعه كارآ زمايي باليني تصادفي شده حاضر برروي 150 بيمار مبتلا به نارسايي قلبي بستري در بيمارسـتان هـايتابعه دانشگاه علوم پزشكي تهران در سال 93-92 انجام گرفت. پس از اخذ رضايتنامه آگاهانـه كتبـي افـراد مـورد مطالعـه بـا تخصيص تصادفي به دو گروه مداخله و كنترل تقسيم شدند، قبل از مطالعه پرسـشنامه دموگرافيـك، پرسـشنامه محقـق سـاختهسنجش ميزان آگاهي و فرم خلاصه شده سواد بهداشتي تكميل شد، در گروه مداخله برنامه آموزشي به صورت 6 جلـسه 90-60 دقيقهاي ماهانه بحث در گروههاي كوچك به انجام شد و كتابچه راهنماي خودمراقبتي به بيماران داده شد امـا اقـدامات روتـيندرماني در گروه كنترل انجام شد. بعد از 6 ماه پرسشنام هها توسط دو گروه تكميل گرديد و داد هها با آزمونهاي آماري توصيفي و تحليلي مانند تي زوج و مستقل و آناليز كوواريانس با كمك نرم افزار SPSS v.11.5 مورد تحليل قرار گرفتند.
يافتهها: متغيرهاي دموگرافيك در دو گروه قبل از مداخله تفاوت معناداري نداشت. ميانگين و انحراف معيار نمره آگـاهيو سواد بهداشتي قبل و پس از مداخله در گروه كنتـرل بـه ترتيـب 87/0±78/1 و 83/0±77/1 و در گـروه مداخلـه بـه ترتيـب68/0±48/2 و 72/0±53/2 ب ه دست آمد، نتايج تفاوت معناداري را در نمرات ميزان آگاهي و سواد بهداشـتي بيمـاران در گـروهمداخله نسبت به گروه كنترل نشان داد (01/0=p).
نتيجهگيري: استفاده از آموزش با تكنيك گروههاي كوچك در برنامه هـاي مراقبتـي و آموزشـي در بيمـاران مبـتلا بـهنارسايي قلبي توسط مراكز درماني و توانبخشي پيشنهاد ميشود.

كليد واژه ها: سواد بهداشتي، نارسايي قلبي، آگاهي

تاريخ دريافت: 16/1/1393 تاريخ پذيرش: 1/6/1393

– كارشناس ارشد پرستاري كودكان، عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد پزشكي تهران، تهران، ايران (نويسنده مسؤول)
[email protected] :پست الكترونيكي
– دكتري تخصصي آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران
– كارشناس ارشد روان پرستاري، عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد پزشكي تهران، تهران، ايران
– كارشناس ارشد پرستاري داخلي- جراحي، مربي دانشگاه آزاد اسلامي واحد پزشكي تهران، تهران، ايران
– استاديار، گروه قلب و عروق، بيمارستان هاشمي نژاد، دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي ايران، تهران، ايران
مقدمه

در حال حاضر افزايش بـار بي مـاري هـاي غ يرواگيـ ر ومزمن مخصوصاً در كشورهاي در حال توسعه تهديدي جد ي به شمار مي رود (1). نارسايي مزمن قلبي در حال حاضر يكي از شا يع ترين اين بيماري هاي مزمن در افراد سـالمند بـوده و مهم ترين علت بستري آنان در بيمارستان است (2). نزديـ ك به 15 ميليون نفر در جهان و ب يـشتر از 9/4 ميليـ ون نفـر در ايالات متحده مبتلا به نارسايي قلبـي هـستند (3). در ايـ ران نيز طبق آمارهاي موجود هر ساله بيماري هاي قلب ي منجر به فوت حدود 150 هزار نفر مي شود (4). نارساي ي قلبي، يكي از شايع ترين بيماري هاي مزمن و عمده ترين عامل مرگ و مير در جهان است كه با شـ يوع پيـ شرونده بـ الا همـ راه بـ ا پذيرش بيمارستاني غيرقابل پيش بيني است (5). عود مجدد نارسايي قلبي، بستري شدنها ي غيرضروري و كاهش اميد به ز ندگي زماني كه بيمار توصيههاي در ماني را ر عايت نمي كند رخ مـــ يدهد. پس در فرآ يند اين بيماري درك ماهيت بيماري توســط بيمــار مهم است، چگونگي شناسايي علايم خطر و علايم تشديدكننده بيماري و نشانههايي كه نيازمند گزارش به افر اد حرفهاي مراقبت بهداشتي اســـــت را درك نمايـــد (6) زيرا شناخت اين عوا مل تـــشديدكننده در بهبود كيفيت زندگي و افزايش عمر بيـــــماران نقش ا ساسي دارد. آگاهي از ايــن عوامل سبب ميشو د بيما ران تلاش كنند اين عوامل را در صورت امكان به حداقل برسانند و مواجه با آن را كاهش دهند (7). بيماران مبتلا به نارسايي قلبي مزمن بـهعلت عواقب بيماري و درمان با تغيير در نيازهاي مراقبـت ازخود مواجه خواهند بـود لـذا مواجهـه بـا مـشكلات بيمـارينيازمند آگاهي از رفتارهاي مراقبت از خود مي باشند، موضـوعتبعيت از رفتارهاي خودمراقبتي در اين بيماران از اهميت بـهس زايي برخ وردار اس ت و بيم اران م ي توانن د ب ا ك سب مه ارت ه اي مراقب ت از خ ود ب ر آس ايش، توان ايي ه اي عملكردي و فرآيندهاي بيمـاري خـود تأثيرگـذار باشـند (8).
رفتارهاي خودمراقبتي در نارسايي قلبي بـر مـواردي چـون رژيم غذايي و دارويي، محدوديت سديم و مايعـات ، ميـزان فعاليت هاي مجاز، وزن روزانـه، پيگيـري و تـصميم گيـري جهت اقدامات مناسب درماني در هنگام بروز بيماري شديد دلالت مي كند (8و9). ارتقاء رفتار مراقبت از خود بـه بيمـارانكمك مي كنند تا كنترل بيشتري برو ي زنـدگ ي روزانـه خـودداشته باشند و بتوانند از عهده عملكرد اجتماعي خود برآيند و
٣۵
بدين وسيله ك يفيت زندگ ي خود را ارتقاء دهند (10). از سـويديگر؛ بسياري از دلايل منتهي بـه عـدم تبعيـت از درمـان وت شديد نارس ايي قبل ي ب ا اس تفاده از م داخلات آموزش يپرس تاري قاب ل پي شگيري اس ت و ي ادگيري اداره ك ردنوضعيتهاي مزمن ستون اصلي مراقبـت از خـود را تـشكيلمي دهد (11). بنابراين در بيماراني كـ ه دچـار نارسـايي قلـبمي باشند افزا يش آگاه ي و عملكرد آن ها با يـ د هـدف اصـلي مراقبت و درمان باشد (12). تجربيات جهاني نيز گوياي ايـنمطلب است كه عواملي مثل توسعه اقتصادي، ارتقـاء سـطحآموزش و سواد و بهبود خدمات اجتمـاعي، تـأثير مثبتـي بـرسلامت و رفاه اجتماعي افـراد جامعـه خواهـد داشـت (13).
يكي از عوامل مؤثر بر كنترل نارسايي قلبي، برخوردار بـودناز آگاهي كافي از بيماري، عوامل مـؤثر در بـروز آن و نحـوهپيشگيري از اين بيماري مـي باشـد، در عـين حـال يكـي ازعوامل بسيار تأثيرگذار بر سطح آگاهي و در نتيجـه كنتـرل وپيشگيري مـؤثرتر از بيمـاري سـواد بهداشـتي اسـت. سـوادبهداشتي درجـهاي اسـت كـه در آن افـراد داراي ظرفيـت وتوانايي كسب، پردازش، و درك اطلاعات مربوط به بهداشتو خدماتي كه آنها نياز به تـصميمگيـري مناسـب در مـوردسلامت خود را دارند، مي باشد (14). امروزه سـواد بهداشـتيبه عنوان شـاخص حيـاتي و مهـم در نتـايج و هزينـه هـاي مراقبتهاي بهداشتي شناخته شده اسـت (15). لـذا آمـوزشاين گونه بيماران برا ي ايجاد آگاهي و سواد بهداشتي در موردفرآيند مراقبت از خود از اهميت ويژهاي برخوردار است. يكي از روش هاي آموزشي توصـيه شـده يـاددهي در گـروههـ اي كوچك است، به دليل ويژگيهـ اي مثبـت ايـن روش ماننـدمشاركت فعال، تماس رو در رو و انجام فعاليـت هـدفدار ازاين روش مداخله در مطاله حاضر استفاده گرديد (16). لذا بـاتوجه به تمام موارد فوق اين مطالعه بـا هـدف تعيـين تـأثير تكنيك آموزش در گـروههـاي كوچـك بـر آگـاهي و سـوادبهداشتي بيماران مبتلا به نارسايي قلبي در بيمارسـتانهـايتحت پوشش دانشگاه علوم پزشكي تهران در سـال 93-92 انجام گرديد.

روش مطالعه

مطالعه حاضر يك مطالعه كارآزمايي باليني تصادفيشده يك سوكور بود كـه بـا هـدف تعيـين تـأثير تكنيـكآموزش در گروه هـاي كوچـك بـر ميـزان آگـاهي و سـوادبهداشتي بيماران مبـتلا بـه نارسـايي قلبـي در 150 بيمـارمراجعه كننده به چهـار بيمارسـتان هـاي آموزشـي دانـشگاهعلوم پزشكي تهران در سال 93-92 انجام گرفت. با توجهبه دامنه بيشتر نمرات سواد بهداشتي تعداد نمونه براسـاسسواد بهداشتي كه دامنه بزرگتـري داشـت تعيـين گرديـد.
بدين ترتيب كه انحراف معيار سواد بهداشتي 7/10 در نظرگرفته شد . و براي سطح اطمينان 95% و توان آزمون 80% تعداد نمونه به گونهاي تعيين شد كـه اگـر اخـتلاف سـطحنمره سواد بهداشتي در دو گروه 5 نمـره يـا بيـشتر شـد، ازنظر آماري معنادار شود . بنابراين 72 زن ديابتي نوع 2 براي گروه كنترل و 75 نفر براي گروه آمـوزش انتخـاب شـدند.
پس از كسب مجـوز از كميتـه اخـلاق معاونـت پژوهـشيدانشگاه آزاد اسلامي، واحد پزشكي و كسب مجوز از چهـاربيمارستان هاي مربوط ه، بيماران با توانايي حداقل خواندن ونوشتن، حدا كثر سن 75 سال و عدم وجود سـابقه شـناختهشده بيماريهاي نـاتوان كننـده تأييـد شـده ديگـر توسـطپزشكان متخصص مانند بيمار يهاي روانشناختي، سـكته مغزي، بيماريهاي مزمن انسدادي ر يه و تمايل به شركتدر پژوهش با روش تخصيص تصادفي بلوكي چهار تايي بهدو گرده كنترل و مداخله تقسيم شدند، بيماران در صـورتعدم تمايل به ادامه مطالعـه و نيـز ابـتلا بـه هـر كـدام ازبيماريهاي نامبرده شده از مطالعه خارج مي شدند. لازم بهذكر است قبل از انجام مطالعه از نمونه ها رضـا يت آگاهانـهكتبي اخـذ گرديـ د و اصـول اعلاميـ ه هلـسينكي در تمـاممراحل تحق يق رعا يت گرد يد. توضيح ايـ ن نكتـه ضـروري است كه بيماران گروه مداخله به طور هـمزمـان در برنامـهآموزشــي ديگــري شــركت نداشــتند . جهــت جمــع آوري اطلاعات از پرسشنامههاي خـصوصيات فـردي (شـامل دهپرسش در مورد عوامل احتمالي مؤثر بـر ميـزان آگـاهي وس واد بهداش تي)، پرس شنامه كوت اه اس تاندارد Short-TOHFLA (16 سؤال) جهت سنجش سواد بهداشتي وپرسشنامه محقق ساخته (13 سـؤال ) در خـصوص ميـزانآگاهي بيماران از بيماري، علايم و مراقبت هاي مـرتبط بـاآن استفاده شد. معيـار سـنجش سـواد بهداشـتي براسـاسمقياس ليكرت به گونهاي تنظيم گرديـده اسـت كـه افـرادمورد پژوهش نظرات خود را به صورت 5 گزينهاي (هميشه 4، اغلب 3، گاهي اوقات 2، به نـدرت 1 و هرگـز 0) بيـانكردند. پايايي اين پرسشنامه با اسـتفاده از انـسجام درونـيبررسي شد و 7/0=α و 8/0=r به دست آمد . جهت تعيـين
٣۶
اعتبار علمي ابزار سنجش آگاهي گردآوري اطلاعات روشاعتبار محتوا به كار برده شد؛ بدين صورت كـه در ابتـدا بـامطالعه كتب و مقالات معتبر مربوط به بيمـاري مبـتلا بـهنارسايي قلبـي گـردآوري اطلاعـات انجـام شـد و سـپس محتواي آن توسـط هـشت نفـر از اسـاتيد دانـشكدههـ اي پزشكي و بهداشت دانشگاه علوم پزشكي تهران، مطالعـه وارزشــيابي گرديــد . جهــت ارزيــابي پايــايي ســؤالات، از روش هاي انسجام دروني استفاده شد و نتايج نـشان دهنـدهان سجام درون ي قاب ل قب ول (78%=α) و مي زان 8/0=r مناسب بود . پرسشنامهها در ابتداي مطالعه و شش ماه بعـدتوسط مشاركت كننـدگان دو گـروه تكميـل گرديـد. گـروهكنترل مراقبت هاي روتـين را دريافـت نمودنـد و در گـروهمداخله برنام هاي شامل برگزاري شـش جلـسه آموزشـي وتوجيهي به صورت ماهانه (هر ماه يك جلـسه آمو زشـي ) و به روش بحث در گروههاي كوچك 8-5 نفره و پرسـش وپاسخ انجام گرد يد، علاوه بر آن كتابچ ههـ ا و بروشـورهايآموزشي متناسب با موضوع خودمراقبتي بـين افـراد توزيـعگرديد. در اين جلسات تـلاش شـد بيمـاران بـا اسـتفاده ازتجارب شخصي يكديگر در مورد بيماري خود بحث كرده وآموزش دهندگان نقش تسهيلگر داشتند و مسايل مرتبط وم شكل دار را در م ورد بيم اري نارس ايي قلبـي آم وزشميدادند. زمان جلسات بين 90-60 دق يقهاي بـود. دادههـ ا با آزمون هاي آماري توصـيفي و تحليلـي ماننـد تـيزوج ومستقل و آناليز كوواريـانس بـا كمـك نـرم افـزارSPSS v.11.5 مورد تحليل قرار گرفت. سطح معناداري در ايـنمطالعه كمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.

يافتهها

در ايــن مطالعــه ريزشــي وجــود نداشــت. نتــايج ويژگيهاي دموگرافيك بيماران در جدول شـماره 1 آمـدهاست. آزمون كاي اسكوئر تفاوت آماري معناداري در زمينـهمتغيرهاي دموگرافيك قبل از مداخله بين دو گـروه نـشاننداد (05/0>p). ميانگين و انحراف معيار ميـزان آگـاهي وسواد بهداشتي بيماران در دو گروه كنترل و مداخله قبـل وبعد از اجراي مداخله آموزشي در جدول شماره 2 نشان دادهشده است. ميانگين نمره آگاهي و سواد بهداشتي در هر دوگروه ارتقاء يافته است، پس از تأييـد نرمـال بـودن توزيـعدادهها بـا آزمـون كولمـوگراف اسـميرنوف و تأييـد فـرضهمگن بودن واريانس ها با اسـتفاده از آزمـون لـون (بـراي
4/58=F بــراي ســواد بهداشــتي 01/0=df=1 ،147 ،p،
47/33=F). همچنين در ارزيـابي تفـاوت دو گـروه از ايـننظر با آزمون تي مستقل مشخص شد كـه نمـره آگـاهي وسـواد بهداشـتي در گـروه مداخلـه از نظـر آمـاري تفـاوت معناداري با گروه كنترل (01/0=p) داشت. متغير آگاهي 5/0=K=0/342 ،F=0/998 ،p و براي متغيرس واد بهداش تي 2/0=K=0/782 ،p=0/874 ،p)، جهـت بررسي اين تفاوت از تحليل كوواريـانس اسـتفاده شـد كـهنشان داد مداخله در افزايش ميزان آگاهي و سواد بهداشتيمؤثر بوده است (براي متغير آگاهي 01/0=df=1 ،147 ،p،

جدول 1- مقايسه متغيرها ي دموگرافيك دو گروه مداخله و مقايسه قبل از برنامه آموزشي
سطح معناداري گروه مقايسه گروه مداخله متغير
فراواني نسبي فراواني مطلق فراواني نسبي فراواني مطلق p=0/87 24
28
21/3
26/7 18
21
16
20 22/7
20
28
29/3 17
15
21
22 <45
45-50
50-55
55< گروه هاي سني (سال)
p=0/61 54/7
45/3 41
34 52
48 39
36 مرد
زن جنس
p=0/74 41/3
58/7 31
44 48
52 36
39 مجرد
متأهل وضعيت تأهل
p=0/37 46/7
28
25/3 35
21
19 50/6
30/7
18/7 38
23
14 زيرديپلم ديپلم بالاتر از ديپلم سطح تحصيلات
p=0/54 16
30/7
32
21/3 12
23
24
16 13/3
33/3
28
25/3 10
25
21
19 20
25
30
35 ميزان EF%

جدول 2- ميانگين و انحراف معيار ميزان آگاهي و سواد بهداشتي بيماران نارسايي قلبي شركت كننده در مطالعه قبل و بعد از مداخله
گروه كنترل مداخله
53340-265084

متغير ميانگين و پيش آزمونانحراف معيار ميانگين وپس آزمونانحراف معيارميانگين و پيش آزمونانحراف معيار ميانگين وپس آزمونانحراف معيارنوع آزمون معناسطح داري

آگاهي 82/0±78/1 87/0±89/1 68/0±74/1 81/0±48/2 4/5=t 01/0 سواد بهداشتي 83/0±77/1 84/0±9/1 87/0±92/1 72/0±53/2 47/33=F 01/0

بحث مراجعه به پزشك در گـروه آزمـون شـده ولـي در كـاهش
ميانگين هز ينه درمان ي تأثير معنا داري نداشته است، ايـشاننتيجهگيري كردند كه با توجه به افزايش روزافزون بيماران نارسايي قلب ي و محدوديت ام كانات بيمارستاني و از طرفـيتأثير مثبت روش ياد شده بهتر است از اين گونه برنا مـه هـ ا در مراقبت از بيماران نارسـايي قلبـي اسـتفاده گـردد (17).
همچنين مطالعه كارآزمايي بـاليني تـصادفي شـده توسـطPeters-Klimm و همكــاران در مــورد تــأثير برنامــه آموزشي بحث گروهي در بيماران نارسايي قلبي به منظـوربهبود وضعيت خودمراقبتي در اين بيماران انجام شد، نشانداد كه برنامه آموزشـي تـأثير بـه سـزايي در بهبـود پيامـدبيمـاران دارد (18). محمـودي در مطالعـه مقايسهاي خـود همان گونه كه بيان شد، آموزش بـه روش بحـث درگروههاي كوچك به طـور معنـا داري باعـث ارتقـاء ميـزانآگاهي بيماران مبتلا به نارسايي قلبي گرديده است، در اينراس تا مطالع ه ص الحيت الي و همك اران كـه ب ه روش كارآزمـايي بـاليني و بـه منظـور بررسـي تـأثير مـداخلات آموزشي و مراقبتـي مـستمر در منـزل بـر پـذيرش مجـددبيمارستاني، مراجعه به پزشـك و هزينـه درمـاني در يـك دوره 6 ماهه در بيماران نارسـايي قلبـي تـرخيص شـده ازبيمارستان انجام شد به اين نتيجه دست يافتنـد ايـن روشمراقبتي منجر به كاهش ميانگين پذيرش مجدد و ميانگين
تأثير دو روش آموزشي Teach-back و Pictorial بر آگاهي از بيماري ديابت، تبعيت از رژيم دارويي و غذايي در افراد مبتلا به ديابت نوع 2 مراجعه كننده به واحد ديابــــت بيمارستان امام خميني (ره) شهرستان سقز به ايـن نتيجـهدست يافت كه ميانگين نمرات آگاهي در دو گروه مداخلـهكه رو شهـ اي مختلـف آموزشـي را دريافـت كـرده بودنـدتفاوت معنادار نداشت امـا بـين ميـانگين نمـره آگـاهي درگروههاي مداخله و گروه كنترل كه آموزشي دريافت نكردهبودند تفـاوت معنـا دار بـود. نتـايج مطالعـه نـشان داد كـهميتوان هر دو روش آموزشي را با توجه به شرايـــــــط و امكانات موجود و ترجيح بيماران با سطح سواد بهداشتــ ي پايين به كار برد (19). نتايج مطالعه منگليان و همكاران بـاهدف تعيين تـأثير يـ ك برنامـه آموزشـي خـودمراقبتي بـرآگاهي و عملكرد بيماران مبتلا به نارسايي قلب نـشان دادكه تغييرات ميزان آگاهي و نحوه عملكرد در گروه مداخلـهبسيار واضح بوده و تفاوت معناداري با گروه كنترل داشـت (20). مروري بر نتايج مطالعه فعلي و نتايج ساير مطالعـاتنشان مي دهد كه صرف نظر از روش آموزشي به كار گرفتهشــده، ارايــه اطلاعــات در خــصوص بيمــاري، درمــان وخودمراقبتي همـواره بـه افـزايش سـطح آگـاهي بيمـارانمي انجامد، هرچند كه در اين بين متغيرهايي چون جنسيت،سن، سطح اقتصادي و اجتماعي و نوع تـشخيص بيمـاريمي تواند بر نتايج آموزش تأثيرگذار باشد.
همان گونه كه بيان شد، آموزش بـه روش بحـث در گروههاي كوچك به طور معناداري باعث ارتقاء ميزان سواد بهداشتي بيماران مبتلا به نارسايي قلبي گرديـده اسـت. در اين راستا يـك مطالعـه كارآزمـايي بـاليني تـصادفي شـدهتوسطDeWalt و همكاران با هدف ارزيابي تأثير برنامـهخودمديريتي در تمام سطوح سواد بيماران در آمريكا انجـام شد. اين مطالعه تأثير برنامـه آموزشـي را در ميـزان مـرگبيماران و بستري شدن آن ها مورد سنجش قرار داد. نتـايجاين مطالعه نشان داد 41% بيماران سواد بهداشـتي ناكـافيداشته و ميزان مرگ 54% و ميـزان بـستري 69% در ايـنگروه به نسبت گروه كنتـرل بهبـود داشـته اسـت (21). در مطالعه رئيسي و همكاران نيز با عنوان رابطه سواد سلامتب ا وض عيت س لامت عم ومي و رفتاره ا ي بهداش تي در سالمندان شهر اصفهان انجام گرفت، نـشان داده شـد كـهسطح سواد سلامت ناكافي در افراد با سنين بالاتر، ميـ زان تحصيلات كمتر، درآمـد پـايينتـر و زنـان شـايع تـر بـود. همچنين افـراد بـا سـطح پـايين سـواد سـلامت بـه طـورمعناداري بيش از سايرين به پزشك مراجعـه مـيكردنـد وس ابقه ب ستري ش دن در بيمارس تان را داش تند. در اي ن مطالعه، ارتباط آماري معناداري بين سطح سواد سـلامت ومراجعه به بخش اورژانس در افراد مورد مطالعه ديده نـشداما افراد با سطح سواد سـلامت بـالاتر، وضـعيت سـلامتعمومي خود را بهتر ارزيابي كردند، همچنين آن ها بـيش از سايرين نسبت به انجام آزمايش هـاي غربـالگري سـرطانپروستات و سرطان كولوركتال مبادرت مـيورزيدنـد . بـين سطح سواد سلامت و انجـام مـاموگرافي در زنـان سـالمندارتباط آمار ي معنادار د يده نشد (22). در تضاد با اين نتـايجمطالعه محمودي و همكاران با عنوان بررسي سـطح سـوادبهداشتي و ارتباط آن با پيامدهاي د يابت در بيماران مبـتلابه د يابت نـوع دو شهرسـتان سـقز (1391) نـشان داد كـهرابطه آمار ي معناداري بين سطح سواد بهداشـتي بـا سـن،جنس و سطح تحصيلات وجود داشت ولـي رابطـه آمـاري معناداري بين سواد بهداشتي بـا پي امـدهاي د يابـت شـاملرتينوپاتي و نفروپاتي وجود نداشت (23). در مطالعـه انجـام
ش ده توس ط Gazmarariana و همك اران در زمين ه سنجش آگاهي و سواد بهداشتي بيماريهاي مزمني ماننـدنارسايي قلبي، ديابت، نشان داد كه حدود 24% افراد مـورد مطالعه داراي مهارت ناكافي در زمينه سواد بهداشتي بودندهمچنين سواد بهداشتي از آگاهي در مورد بيماري مـستقلمي باشد، در نهايت نتيجهگيري شـد كـه راههـاي فراوانـيجهت دستيابي به اطلاعات در خصوص بيماري وجود دارد
اما ارتقاء سواد بهداشتي اين بيماران بايد مدنظر قرا ر گيـرد (24). Chen و همكاران نيـز در مـورد نارسـايي قلبـي وخودكارآم دي و تبعي ت از رفتاره اي مراقب ت از خ ود در مطالعهاي باعنوان ارتباط بين سواد بهداشتي، دانش به ايننتيجه دست يافتند كه سواد بهداشتي دانش را تحت تـأثير قرار مي دهد اما بر تبعيت از مراقبت از خود تـأثير ي نـدارد.
ولي خودكار آمدي بر تبعيـت از مراقبـت از خـود تأثيرگـذاراست، البته ايشان انجام مطالعات بيـشتر در ايـن زمينـه رابراي توسعه مدل ارتباطي اين عوامل توصيه كـرده بودنـد (25). بــر خــلاف ايــن



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید