00

به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاري
فصلنامه علمي – پژوهشي انجمن علم ي پرستار ي ايران
دوره سوم – شماره 1 (پياپي 7) – بهار 1393

صاحب امتياز: انجمن علم ي پرستار ي ايران
مدير مسؤول و سردبير: دكتر فاطمه الحاني
مدي ر اجرايي: دكتر آذر طل
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامي: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بينالمللي: 2322-3812
شماره بين المللي نشريه الكترونيكي: 4428-2322 e-ISSN

شوراي نويسندگان (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيل پور بندبني، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي گيلان
دكتر فاطمه الحاني، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر منير انوشه، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر زهره پارسا يكتا، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حميد پيروي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدعلي چراغي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي حسيني، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر سيده فاطمه حق دوست اسكويي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدرضا حيدري، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر ناهيد دهقان نيري، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر ناهيد رژه، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر سادات سيدباقر مداح، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر نعيمه سيدفاطمي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر آذر طل، دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر عباس عبادي، دانشيار دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بقيهاﷲ
دكتر عباس عباسزاده، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر شهرزاد غياثونديان، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر علي فخرموحدي، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي سمنان
دكتر مسعود فلاحي خشكناب، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر انوشيروان كاظم نژاد، استاد گروه آمار زيستي دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عيسي محمدي، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر ندا مهرداد، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر حسن ناوي پور، استاديار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويس مرادي – عليرضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحهآرايي: فرشته حيدري
طرا ح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علم ي پرستار ي ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و ماما يي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: info@jne.ir , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 3 شماره 1 (پياپي 7) بهار 1393، 50-41 بررسي رابطه بين ابعاد سرمايه اجتماعي با فرسودگي شغلي در پرستاران شاغل در بيمارستان هاي دانشگاهي شهر خرم آباد

محمدعلي سپهوندي، يزدان موحدي، امير عزيزي، آرزو لشني، رضا محمدزادگان

چكيده

مقدمه: در سالهاي اخير سازه نويني تحت عنوان سرمايه اجتماعي توجه خاصي را به خود جلب كـرده اسـت. مطالعـاتانجام شده در زمينه فرسودگي شغل ي نشان مي دهد كه سرما يه اجتماعي از عوامل مهم و تأثيرگذار بر فرسودگ ي شغلي مـيباشـد؛از اين رو پژوهش حاضر با هدف تعيين رابطه بين ابعاد سرمايه اجتماعي با فرسودگي شغلي در ميان پرستاران زن انجام شد.
روش: جامعه آماري مورد مطالعه در اين تحقيق شامل كليه پرستاران زن شاغل در بيمارستانهاي دانشگاهي خرم آباد در سال 1392 بودند و 180 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. براي انتخاب حجم نمونه از هـر بيمارسـتان از روش تـصادفيطبقهاي استفاده شد . جهت جمع آوري اطلاعات از دو پرسشنامه ابعاد سرمايه اجتماعي پانتام و فرسودگي شغلي ماسـلاچ اسـتفادهشد. اطلاعات جمع آوري شده به كمك روشهاي آماري توصيفي شامل ميانگين و انحراف معيار و روشهاي آمـاري اسـتنباطيشامل ضريب همبستگي و تحليل رگرسيون، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.
يافتهها: نتايج حاصل از تحليل رگرسيون چند گانه نشان داد كـه بـين ابعـاد سـرمايه اجتمـاعي و فرسـودگي شـغلي درپرستاران همبستگ ي معناداري وجود دارد، همچنين ابعاد سرمايه اجتماعي ميتوانند 23% واريانس فرسودگي شـغلي پرسـتاران راتبيين كنند، به طوري كه مؤلفههاي روابط اجتماعي غيررسمي با بتاي 367/0- و تنوع در معاشرتها و دوستيها بـا 636/0- درپيشبيني نتايج مؤثر هستند اما بين مؤلفههاي اعتماد با بتاي 47%- ، بخشش و روحيه داوطلبي 008/0- و رهبـري و مـشاركتمدني 232/0- در پي شبيني نت ايج مؤثر نبودند.
نتيجهگيري: با توجه به ارتباط بين سرمايه اجتماعي و فرسودگي شغلي، به نظر مـي رسـد سـرمايه اجتمـاعي از طريـقكاهش فرسودگي شغلي باعث ارتقاي عملكرد پرستاران شود؛ لذا به نظر مي رسد تلاش در جهت افزايش و ارتقـاء ابعـاد سـرمايه اجتماعي در ميان پرستاران، ضروري است.

كليد واژه ها: سرمايه اجتماعي، فرسودگي شغلي، پرستاران زن

تاريخ دريافت: 24/8/1392 تاريخ پذيرش: 23/1/1393

مقدمه

پرستاري حرف هاي است كه فرسودگ ي شـغلي در آنشايع بوده و فرسودگي شغل ي پد يدهاي مخرب و چند بعدي مي باشد كه مي تواند با افـزايش غ يبـت، كـ اهش انـرژي وبازده كاري به افت كيفيت مراقبت از بيماران منجر گـردد.
با توجه به اثرات منفي فرسودگ ي شغل ي بـر عملكـ رد فـرد،پيشگيري از وقوع اين سندرم از اهميت خاصـي برخـورداراست (1).
فرسودگي شغلي در دهه 1970 توسـط فرويـدنبرگرتحـت عنـوان سـندرم تحليـل قـواي جـسمي- روانـي در تحقيقات روان شناسي بـاليني وارد شـد. فرسـودگي شـغلي سندرمي است متشكل از خستگي عاطف ي (احساس تخل يـ ه توان روحـي)، مـسخ شخـصيت وا كـ نش منفـي، عـاري ازاحساس و توأم با بي اعتنايي مفـرط نـسبت بـه گيرنـدگانخدمات) و كاهش احساس موفقيت فردي (كاهش احساسشايستگي و موفقيت) در محيط شـغلي اسـت كـ ه در بـين كاركنان حرف ه خدمات اجتماعي بـه و يـژه پرسـتاران بـروزمي كند (2و3). اين سندرم با ايجـاد تـصور منفـي از خـود،نگرش منف ي نسبت به شـغل و احـساس عـدم ارتبـاط بـامددجو هنگام ارايه مراقبت، به افت شديد كيف يـت خـدماتبهداشتي و درماني مي انجامد (4). صاحبنظران فرسودگي شـغلي در حرفـه پرسـتاري را ناشـي از مواجهـه هـر روزه پرستاران با موقعيتهاي اسـترس زاي برخاسـته از سـاختارسازمان مانند ابهام نقش، تعارض نقش و فشار كـاري و ازسوي د يگر فقدان شرايط مثبت در محـيط كـ ار مـي داننـد .
مشخص شده است كه فرسودگي شغلي در پرستاران شايعاست (5).
فرسودگي شغل ي كه از نظر معنا يك حالت خستگي بدني، ه يجاني و ذهن ي را در بر مي گ يـرد، موضـوعي اسـتكه امروزه مورد توجه پژوهشگران زيادي قرار گرفته است. از جمله كوري و هم كاران معتقدند كـه فرسـودگي شـغلي پديده اي بسيار شايع در حرفه هاي ياري رسان است (1).
پرستاراني كه فرسودگ ي شغل ي را تجربـه مـي كننـد،معمولاً از لحاظ جسماني، عاطف ي و ذهني خـسته هـستند. اين امر تأثير گسترد هاي در كيفيت مراقبت از بيمار بر جاي مي گذارد. به گونـهاي كـ ه پرسـتاران بـه تـدريج احـساسمي كنند كه نمي توانند با بيمار مواجه شوند و كار كـ ردن بـابيم ـار برايــشان ســخت و دش وار مــي شــود و در نتيجــه نگرشهاي منف ي نسبت به بيماران پيدا مي كنند. به تدر يج رابطه درمان ي رنج آور مي شود و كار درمان ي به جاي اين كه جالــب، چــالش انگ يــز، فعالانــه و خــلاق باشــد بــسيار خسته كننده مي شود. ايـ ن موضـوع گـاه باعـث شكـ ست وكاهش عزت نفس آن هـا مـي گـردد (6). فـراهم كننـدگانمراقبتهاي بهداشت ي به ويژه پرستار ان عمومـاً بـه عنـوانگروههاي با خطـر بـالا در خـصوص ابـتلا بـه اسـترس وفرسودگي شغلي شناخته مي شوند (7).
بررسيهاي متعدد ي در ارتباط با فرسـودگي شـغليدر پرستاران انجام شده اسـت. محمـودي و همكـاران، دربررسي رابطه فرسودگي شغلي پرستاران با شرايط فيزيكـيو امكانات تخصصي محـيط كـار، دريافتنـد كـه بـالاترينسطح فرسـودگي پرسـتاران در بعـد عـاطفي اسـت و بـينفرسودگي عاطفي و مـسخ شخـصيت بـا شـرايط فيزيكـيمحـيط كـار، رابطـه معنـادار وجـود داد. همچنـين ميـزان فرسودگي عاطفي پرستاران با امكانات تخصصي حرفـهاي محيط كار، رابطـه معنـادار و بـا مطلوبيـت محـيط، رابطـهمعكوسي داشت (8).
در تحقيق بوساري مشخص شـد كـه از نظـر ابعـادفرس ودگي ش غلي، بي شتر پرس تاران م شاركت كنن ده در تحقيق، دچار احساس خستگي عاطفي در حـد كـم، مـسخشخصيت در حد متوسط و عدم موفقيت فردي در حد بـالابودند. اين فرسودگي شغلي عوارض متعـددي در خـانواده،زندگي اجتم اعي، فرد ي و سازمان برجاي مي گـذارد كـه ازمهمترين آن ها مي توان غيبت و ترك خـدمت، تأخيرهـاي متوالي، شكايات مختلف روان شناختي، تضاد، تغيير شـغل وكاهش كيفيت مراقبت از بيماران و تعارضات بين فردي بـاهمكاران را نام برد (9).
نصري نيـز در مطالعـه عـوارض فرسـودگي شـغليپرســـتاران دريافـــت كـــه همبـــستگي خـــستگي بـــاخودبيمارانگاري، شكاي تهاي بدني، اضطراب و مـشكلاتخواب، اختلال در كاركرد اجتماعي و افـسردگي پرسـتارانمعنادار است (10). طائي و همكاران در پژوهـشي بـه ايـ ن نتيجه رس يدند كه استرس و فـشار زيـ اد عـلاوه بـر ايجـاد
م شكلات روان شـناختي و ج سمي در پرس نل پزش كي، مي تواند به كاهش كيفيـ ت در مراقبـت و درمـان بيمـارانمنجر گردد (11). مومني و همكاران در نتا يج پژوهش خودبيان مي كنند كه م يزان فرسودگ ي شـغلي در پرسـتاران بـهطور كلي بالاست . آنان پيشنهاد مي كنند كه جهت كـ اهش اين بار بايد تمه يدات خاص ي از جمله افزايش ثبات كاري وحيط ه عملك ردي و اف زايش م شاركت پرس ـنل در ام ر تصميم گيري انجام شود (12).
رفيعي و همكاران در بررسي عوامل مـؤثر در پاسـخپرستاران به فرسـودگي شـغلي دريافتنـد كـه خـصوصياتفردي پرسـتاران و بيمـاران و حمايـت اجتمـاعي سـازمان،پاسخ پرستاران به فرسودگي شغلي را تحت تأثير قـرار دادهاست (13). به همين دلايل است كهFelton ، فرسودگيشغلي را يك بيماري شغلي مي داند كـه در پرسـتاران بايـدسريع تشخيص داده شده و درمان شود (14).
از سويي، عوامل مختلفـي بـا فرسـودگي شـغلي درپرستاران رابطه دارد، يكي از اين عوامل، سرمايه اجتمـاعي مي باشد. مديران يا افرادي كه بتوانند در سـازمان سـرمايهاجتماعي ايجاد كنند، راه كاميابي شغلي و سازماني خـود راهموار مي سازند. مفهوم سرمايه اجتماعي يك مفهـوم بـينرشتهاي است كه طي دو دهه اخير مورد توجه پژوهشگرانزيادي قرار گرفته است. سرمايه اجتمـاعي در روابـط ميـانافراد تجسم مي يابد و موقعي به وجود مـي آيـد كـه روابـطميان افراد به شيوهاي دگرگون شود كـه كـنش را تـسهيلكند. برخي از دانشمندان سـازمان اجتمـاعي را پديدآورنـده سرمايه اجتماعي در نظر مي گيرند، و معتقدند كـه سـرمايهاجتماعي با كاركردش تعريف مـي شـود؛ بـه اعتقـاد آن هـاسرمايه اجتماعي شي واحدي نيست بلكـه انـواع چيزهـايگوناگوني است كه دو ويژگي مشترك دارنـد: همـه آن هـاجنبهاي از ساختار اجتماعي هستند و كنشهاي معين افرادرا در درون ساختار تـسهيل مـي كننـد . سـرمايه اجتمـاعي،سرمايه مولد است و دستيابي به اهداف معين را امكانپذير مي سازد (13). سرمايه اجتماعي بـه زنـدگي فـرد، معنـي ومفهوم مي بخشد و زندگي را لذت بخـشتـر مـي سـازد . از سوي ديگر يكي از جنبههاي مهم زندگي هر فردي، شـغلاوست. شغل پرستاري علاوه بر اين كه هزين ههاي زنـدگيفرد را تأمين مي كند، نيازهاي رواني را نيز از قبيـل تمـاساجتماعي، احساس ارزشمندي، اطمينان، شايـستگي و… را ارضاء مي نمايد (15). مفهوم سرما يه اجتماع ي كه با زمينـه اجتماعي ارتباط دارد، به عنوان مؤلفهاي جد يـ د، عـلاوه بـرمؤلفههاي پيشين نظ ير عوامل فـردي، زيـ ست مح ي طـي وژنتيكي توجه متخصصان را در سطوح ملـي و بـين المللـي جلب كرده است . منظور از سـرمايه اجتمـاعي، شـب كه اي از روابط بين فرد ي و بين گروه ي اسـت كـ ه باعـث تـسهيل كنشها در جهت تحقق اهداف فردي و جمعي است (16). اين مفهوم در واقع پل ارتباطي مهمـي بـين روان شناسـي، جامعه شناسي و علوم سي اسـي خواهـد بـود تـا بـا نگرشـي جديدتر به بررسي ارز شهاي اجتمـاعي، مخـصوصاً ارزشارتباطات مردمي برا ي دستيابي به اهداف مـشترك كـ لان بپردازد (17). سرمايه اجتماع ي را مي توان مفهـوم جد يـدي در سازمان تعريف كـرد كـه مـيتوانـد كيف يـت خـدمات واستانداردها را تحت تأثير قرار دهد، از جمله مهمترين تأثير سرمايه اجتماعي بر سازمان ميتـوان بـه تـسهيل دانـش،بهبود هم كاري تي مـي، تعهـد سـازماني و افـزاي ش كيفيـ ت محــصولات و خــدمات اشــاره كــرد (18). بــه اعتقــادPutnam سرما يه اجتماعي سه بعد دارد : 1) شبك هها، كـه همان روابط، سرمايه اجتماعي و تعاملات افراد با هم استو به عنوان جزء اساسي سرما يه اجتماعي محسوب مي شود؛ 2) هنجار همياري، كه ملا ك سرمايه اجتمـاعي اسـت؛ 3) اعتماد، كه از عناصر ضروري برا ي تقويت هم كاري است وحاصل پيشبيني پذيري رفتـار ديگـران اسـت كـه اعتمـادشخ صي و اعتم اد تعم ي م يافت ه را در برم ي گي رد (19).
ماجدي و همكارش در پژوهشي نـشان دادنـد كـه سـطحسرمايه اجتماع ي به سطح بالاي ر ضايت از كيفيت زنـدگي ميانجامد كه ا ين خود در برگيرنده سطح پايين فرسـودگي شغلي در افراد مي باشد (20). خمرنيـا و همكـاران پـس ازبررسي نقش فرسودگي شغلي در ابعـاد سـرمايه اجتمـاعينشان دادند كـه بـين مؤلفـه اعتمـاد و بخـشش و روحيـهداوطلبي و فرسودگي شغلي همبستگي بـالايي وجـود دارد (21). اميرخاني و وزير يراد در مطالعـهاي مبنـي بـر تـأثير ابعـاد سـرمايه اجتمـاعي بـه خـصوص مؤلفـه اعتمـاد بـر فرسودگي شغل ي و خستگ ي رواني تأكيد كردنـد و كـه ايـن امر نشاندهنده اهم يت اين مؤلفه بر بهـرهوري پرسـنل در سازمان است (22و23).
پرستاران زن شـاغل عـلاوه بـر فعاليـ ت در محـيط بيمارستان در زندگي شخص ي و خانوادگي مـسؤوليت هـاي سنگين همسردار ي، تربيت كودكان و … را به دوش دارنـدو از جمله مهمترين گرو ههاي در معرض خطـر فرسـودگي شغلي ميباشند. از طرفـي بـا توجـه بـه ايـن كـه سـرما يه اجتماعي ميتواند كيفيت خدمات و استانداردها در سـازمان و مشاغلي چون پرستاري را تحـت تـأثير قـرار دهـد و بـهتسهيل دانش، بهبود همكاري و اعتماد بين اعضاء، روابـطاجتمـاعي غيررسـمي، تعهـد سـازماني و افـزاي ش كيفيـت خدمات اشاره مي كنـد؛ از ايـن رو پـژوهش حاضـر از بعـدسرمايه اجتماعي درصدد است تا فرسودگي عاطفي و روانيپرس تاران زن را ك ه ب ه دلي ل م سؤوليت ه ا ي س نگين پرستاري و تحمل فشار و استرس فراوان در حوزه شغلي ازمسير نگرش آن ها به سازمان و ابعاد اجتمـاعي آن شـفافساخته و اطلاعاتي را در اين حوزه عرضـه نمايـد. بنـابراينپژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه ابعاد سرما يه اجتماع ي با فرسودگي شغل ي پرستاران زن انجام شد.

روش مطالعه

پژوهش حاضر از نوع طرح هاي توص يفي بود . جامعهآماري مورد مطالعه در اين تحقيق شـامل كليـه پرسـتارانزن شاغل در بيمارستانهاي دانشگاهي خـرمآبـاد بودنـد وتعداد نمونه در اين پژوهش براساس جدول گرجي. مورگان 180 نفر انتخاب شد . به طـوري كـ ه از بيمارسـتان عـشاير
112 نفر، مدني 38 نفر، عسليان 21 نفر و اعـصاب و روان
9 نف ر انتخ اب ش د و نمون هه اي ه ر 4 بيمارس تان از بيمارستانهاي دولتي انتخاب شدند (لازم به ذكر است كـه4 بيمارستان فوق همگي دولتي بودند). براي انتخاب حجمنمونه از هر بيمارستان از روش تصادفي طبقـهاي اسـتفادهشد. انتخاب پرستاران زن به دليل محدوديت تعداد نمونه و آسيبپذيري بيشتر قشر زنان در حرفه حساس و پراسترسپرستاري انجام شد. محقق در بيمارستان حاضر شده، و بعد از جلب نظر و توجيه پرستاران اقدام به توزيع و جمـعآوري پرسشنامهها و پاسـخنامه هـاي مربـوط در همـان زمـان ومكان شد . در مدت 2 ماه تمامي داد ههـ ا گـردآوري شـدند.
حضور محقق در بيمارسـتان و تأكيـ د مكـ رر بـه پرسـتارانباعث شد كه تمـام پرسـتاران انتخـاب شـده بـه سـؤالات پرسشنامهها به صورت كامل و دقيق پاسخ دهند، همچنينلازم به ذكر است كه قبل از ورود شركت كنندكان ا ز كليـه آنها رضايتنامه اخلاقي به عمل آمـد. معيارهـاي ورود وخــروج مطالعــه عبارتنــد از: دارا بــودن حــداقل مــدر ك كارشناس ي و ب الاتر، نداش تن اخ تلال ج دي پزش كي و روانپزشكي از جمله صرع، لكنـت زبـان و ميـل و رغبـت شرك تكنندگان در پـژوهش. در ا يـ ن پـژوهش بـه منظـورگردآوري اطلاعات از دو مقياس استفاده شد:
مقياس ابعاد سرمايه اجتماعي: مقياس ابعاد سـرمايه اجتماعي براساس نظر يـهPutnam (2000) تهيـ ه شـدهاست. پرسشنامه سرمايه اجتماع ي شامل 15 سؤال مي باشد كه سؤال 1-3 مربوط به بعد اعتماد، سؤال 4-6 مربوط بـهبعد توانايي برقراري روابط اجتمـاعي غي ررسـمي، سـؤالات 7-9 مربوط به بعد بخـشش و روحيـه داوطلبـي ، سـؤالات
10-12 مربوط به بعد تنوع در معاشرتهـا و دوسـتيهـ ا وسؤالات 13-15 مربوط به بعد رهبـري و مـشاركت مـدني بود. حداقل نمره در هر مؤلفـه 3 و حـداكثر 12 مـي باشـد . ضرايب پا يايي همساني درون ي و بازآزمايي (بعد از يك ماه) به ترتيب 82/0 و 71/0 به دست آمد (24). روايي و پايايي اين پرسشنامه توسط پژوهشگران ايراني بارها مـورد تأييـدقرار گرفته است (25و26). در پژوهش حاضر ضريب آلفا ي كرونباخ اين مقياس 81/0 برآورد شد.
مقياس فرسودگي شغلي: اين پرسشنامه رايـجتـر ين ابزار اندازهگيري فرسودگي شـغلي اسـت كـه از 22 گـزارهتشكيل شده و هر سه جنبه فرسودگي شغلي را مي سـنجد.
9 گزاره آن مربوط به خستگي هيجاني، 5 گزاره مربوط بـهمسخ شخـصيت و 8 گـزاره مربـوط بـه كـاهش عملكـردشخصي است . در بعد خستگي هيجاني نمـره هـاي 27 يـابالاتر، بيانگر سطح بالاي خـستگي هيجـاني اسـت، نمـرهشانزده يا كمتر نشانه خستگي هيجاني پايين و نمرات 26-17 نشانگر خستگي هيجاني متوسط است (دامنه كلي نمره
.(0-54
بع د مــسخ شخــصيت نم رات ســيزده يــا بيــشترنشان دهنده سطح بالاي مسخ شخصيت، نمرههاي شش ياكمتر از آن نشانه مسخ شخصيت كـم و نمـرات هفـت تـادوازده نشانه درج متوسط مسخ شخصيت است (دامنه كلينمره 30-0). در بعد عملكرد شخصي نمرههاي 31 يا كمتربيانگر سطح پايين عملكرد شخصي، نمرههاي 39 يا بالاترنشانه عملكرد شخصي بالا و نمـرات بـين 38-32 نـشانهعملكرد شخصي متوسط است (دامنه كلي نمره تـا 48-0).
خستگي هيجاني و مسخ شخصيت زياد و عملكرد شخصيكم نشاندهنده فرسودگي شغلي بالا است و بالعكس.
Maslach و همكاران (1993) پايـ ايي درونـي رابراي هر يك از خرده مؤلفهها محاسبه كردنـد كـه پايـاييدروني پرسشنامه با ضريب آلفاي كرونبـاخ 71/0 تـا 90/0 گزارش شده است و ضـريب بازآزمـايي آن 61/0 تـا 80/0 مي باشد (27). عبداله پور در پژوهش خـود روايـي و پا يـايي اين پرسشنامه را مورد آزمون قرار داده است و آنهـا را درحد مطلوبي گـزارش كـرد (28). همچنـين ضـريب آلفـايكرونباخ در اين پژوهش براي پرسشنامه حاضر 87/0 بـود.
براي تجزيه و تحليل آماري داده هاي گردآوري شـده ابتـدااز آمـار توصـيفي، ضـريب همبـستگي پيرسـون و سـپس رگرسـيون چند گانـه (نـرم افـزار SPSS v.16) اسـتفاده گرديد.

يافتهها

براي توصيف دادههاي گردآوري شده ابتـدا از آمـارتوصيفي شامل ميانگين و انحراف استاندارد و براي تجزيـهو تحليل آن ها از ضريب همبستگي پيرسـون و رگرسـيونچندمتغيره استفاده گرديد.
در جدول شـماره 1، ميـانگين و انحـراف اسـتانداردابعاد سرمايه اجتماعي و فرسـودگي شـغلي پرسـتاران درجشده است.
ب راي بررس ي رابط ه ابع اد س رمايه اجتم اعي ب ا فرسودگي شغلي از ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد.
جدول 1- آماره هاي توصيفي ابعاد سرمايه اجتماعي و فرسودگي شغلي
انحراف استاندارد ميانگين مقياس
2/85 8/76 اعتماد
2/38 7/46 روابط اجتماعي غيررسمي
2/53 7/40 بخشش و روحيه داوطلبي
2/31 8/29 تنوع در معاشرتها و دوستيها
2/12 7/34 رهبري و مشاركت مدني
14/02 60/29 فرسودگي شغلي

جدول 2- ضرايب همبستگي ميان ابعاد سرمايه اجتماعي و فرسودگي شغلي
سطح معناداري ضريب همبستگي متغيرها
0/001 -0/297 اعتماد
0/001 -0/325 روابط اجتماعي غيررسمي
0/001 -0/340 بخشش و روحيه داوطلبي
0/001 -0/408 تنوع در معاشرت ها و دوستي
0/001 -0/351 رهبري و مشاركت مدني

جدول 3- نتايج تحليل رگرسيون ابعاد سرمايه اجتماعي با فرسودگي شغلي
p R2 R F T Beta SE B متغيرهاي پيش بين
0/001 0/239 0/489 10/97 مدل كلي
0/558 -0/587 -0/047 0/458 -0/269 اعتماد
0/029 -2/20 -0/367 0/978 -2/15 روابط اجتماعي غيررسمي
0/967 -0/041 -0/008 1/14 -0/047 بخشش و روحيه داوطلبي
0/001
0/257 -3/79
-1/13 -0/636
-0/232 1/01
1/13 -3/85
-1/29 تنوع در معاشرت ها و دوستيها رهبري و مشاركت مدني

نتايج مربوط به اين تحليل در جدول شـماره 2 ارا يـ ه شـدهاست.
نتايج حاصل نشان داد كه مؤلفههاي ابعـاد سـرمايهاجتماعي همگي رابطه معناداري با فرسودگي شغلي دارند.
نتايج حاصل از تحليل رگرسيون چنـدمتغيره كـه درجدول شماره 3 درج شدهاند نشان داد كه بين ابعاد سرمايهاجتماعي و فرسـودگي شـغلي در پرسـتاران مـورد مطالعـههمبستگي م عنـاداري وجـود دارد، بـه عبـارت ديگـر ابعـادسرمايه اجتماعي ميتوانند 23% واريانس فرسودگي شـغليپرستاران را پيشبيني كنند، به طوري كه مؤلفههاي روابطاجتماعي غيررسمي و تنوع در معاشرتها و دوسـتيهـا درپـيش بينـي نتـايج مـؤثر هـستند يعنـي تـوان پـيش بينـي فرسودگي شغلي را دارنـد . امـا اعتمـاد، بخـشش و روحيـهداوطلب ي و رهب ري و م شاركت مـدني س هم معن ادارينداشتند. و در اين ميان با 48/0 اطمينان ميتوان گفت كهابعاد سرمايه اجتماعي بر فرسودگي شغلي زنان تأثير دارند.
بحث

پژوهش حاضر با هدف بررسـي تـأثير ابعـاد سـرمايه اجتم اعي ب ر فرس ودگ ي ش غلي در ب ين پرس تاران زن در بيمارستانهاي دانشگاهي شهر خرمآبـاد انجـام شـد. نتـايج پژوهش حاضر نشان داد كه بـين ابعـاد سـرمايه اجتمـاعي وفرسودگي شغلي در پرستاران زن مـورد مطالعـه همبـستگي معناداري وجود دارد، به طوري كه مؤلفههاي روابط اجتماعيغيررسمي و تنوع در معاشرتها و دوستيهـ ا در پـيشبينـينتايج مؤثر هستند يعني توان پيشبيني فرسـودگي شـغلي را دارند. اما اعتمـاد، بخـشش و روحيـه داوطلبـي و رهبـري ومشاركت مدني سهم معناداري در پي شبيني فرسودگي شغلينداشتند. نتايج پژوهش حاضر با يافتههاي پژوهش ماسـوله ورحيمي مطابقت مي كند؛ آنها در مطالعه خود به رابطـه بـين فرسودگي شغلي كه ناشي از نگرش منفي نـسبت بـه حرفـه خود، عدم رضايت شغلي و تنيدگي شغلي است، پي بـردهانـد (29-27). پژوهش حاضر نيز نشان داد كـ ه پرسـتاران مـوردمطالعه در هر سه مؤلفه فرسودگ ي شغلي (خستگي عاطفي ومسخ شخص يت و عملكرد شخص ي) نمرات بالايي گرفتند كهاين مطلب فرآيند خدمات رساني اين قشر را تحت الشعاع قرار ميدهد و نيازمند توجه بيشتر مسؤولي ن مي باشد.
اميرخاني در مطالعه خود به ا يـن نت يجـه رسـيد كـ ه سرمايه اجتماع ي يك منبـع بـا ارزش اسـت كـ ه افـراد بـاشناخت، در ك و اعتماد به يكـديگر، بـه صـورت كـ ارآتر ومؤثرتري با هم ك ار مي كنند (22).
وزي ريراد نيز در مطالعه خود به اين موضـوع اشـارهمي كند كه پيونـدها و ارتباطـات مبتنـي بـر اعتمـاد ميـ ان مجموعههاي انسان ي و سازماني به عنوان منبعـ ي ارزشـمندتلقي مي شوند (23). همچنين وزيري راد به نقل از شـريفيبه رابطه بين فرسودگ ي شغل ي و اعتماد بين پرستاران اشاره مي كند (23). يافتههاي وزيـري راد، شـريفي، اميرخـاني بـانتايج اين مطالعه مطابقت نمي كنـد (22و23). در پـژوهشحاضر م ؤلفه اعتماد سهم مهمي در پـيشبينـي فرسـودگيشغلي پرستاران نداشت. در تبيين اين يافتـه بايـد بـه ايـننكته اشاره كرد كه پرستاران با توجـه بـه احـساس تخليـ ه توان روحي، واكنش منف ي و عـاري از احـساس و تـوأم بـابي اعتنايي مفرط نسبت به گيرندگان خدمات و متعاقـب آنكاهش احساس شايستگي و موفقيت در محيط شغلي توان اعتماد را از دست ميدهند.
در پژوهش حاضر نـشان داده شـد كـ ه بـ ين مؤلفـهبخـشش و روحيـه داوطلبـي بـا فرسـودگي شـغلي رابطـه معناداري وجود ندارد. پژوهشهاي د يگر، بر ايـ ن م ؤلفـه واهميت آن اشـارهاي ن كـردهانـد و تنهـا في روزآبـادي بيـ ان مي كند كه تعهد دي نـي و بخـشش همبـستگي مـستقيم ومثبت بر سرمايه اجتماعي در ابعاد ذهنـي- شـناختي ي عنـي اعتماد عموم ي- مشاركت گروه ي و انواع مشاركت رسـمي و غ يررسمي دارد (31). از سوي ديگر يافتههاي فيروزآباديبا پژوهش حاضر مبني بر عـدم وجـود رابطـه بـين مؤلفـهبخشش و روحيه داوطلبي مطابقت نمي كند. شايد به دليـ ل آن است كه پرستاران به عنوان مراقبـت كننـدگان بيمـارانايفاي نقش مي كنند و انجـام ايـ ن وظ يفـه نيازمنـد ايثـار وفداركاري مي باشد، اما به دليـل وجـود تـنش و اسـترس وخستگي در بين پرستاران روحيـ ه داوطلبـي و بخـشش دربين پرستاران زن پايين مي آيد.
يافتههاي پژوهش حاضر رابطه معناداري بين مؤلفهتنوع در معاشرتها و دوستيهـ ا بـا فرسـودگي شـغلي بـهدست آورند . اين يافته با نتايج تـوكلي همـسو نمـي باشـد . توكلي در پژوهش خود به اين نكته اشاره مي كند كـ ه بـ ين سكون زدگي روابط (يكنواختي در معاشرت و دوستي هـا) در مسير پيشرفت شغل ي با تحليـ ل رفتگـي و مؤلفـه هـاي آنرابطه معناداري وجود دارد (30). در تبيين ايـن يافتـه بايـدخاطر نشان سـاخت كـه پرسـتاران بـه دليـل مـشكلات واسترسهاي ناشي از فرسودگي شغلي بـه تنـوع در روابـط،معاشرتها و دوستيها روي آورده و از اين عنصر به عنوانراهبردي انطباقي سود مي جوينـد . امـا بـا توجـه بـه فـشارسنگين محـيط شـغلي، نگـرش و انتظـارات گـاه و بيگـاهدوستان و معاشران جديد پرستاران، اين عامـل بـر فـشار واسترسهـ اي شـغلي آن هـا مـي افزايـد و باعـث مـي شـودپرستاران پسخورا ند منفي بيشتري به دليل تنـوع روابـط ومعاشرت ها كسب كنند.
در پژوهش حاضـر ارتبـاطي بـين مؤلفـه رهبـري ومشاركت مدني به دست نيامد . اين يافته با نتايج مطالعـات
Kowalski و همكاران مطابقت ندارد . Kowalski و همكاران در پژوهشي نشان داد ند كه آزاد ي تصم يم گ يـري (مؤلفه رهبر ي و مشاركت مدن ي) در بيمارسـتانهـا رابطـهمنفي با خستگي عاطف ي دارد (32). وي در پژوهش خود باعنوان بررسـي رابطـه بـين سـرمايه اجتمـاعي و خـستگي عاطفي در بيمارستان بيان مي كند كه در كشورهاي غربـي حدود 15 تا 45% از پرسـتاران شـاغل در بيمارسـتانهـا ازفرس ودگي ش غلي رن ج م ي برنـد. يافت ه ه اي پ ژوهش Kowalski بــر اهميــت ســرمايه اجتمــاعي و توســعه سازماني در مديريت بيمارسـتان تأكيـ د كـ رده اسـت (32). مي توان در تبيين اين يافته به ايـ ن نكتـه اشـاره كـرد كـ ه پرستاران دارا ي وظايف مشخص و روشن بـوده و خـارج ازآن چارچوب، آزاد ي براي تـصميم گ يـري ندارنـد و تنهـا ازطريق ترغي ب آنها به كار گروه ي، مشار كت دادن كاركنان در تصميم گيريها، حما يتها ي شغلي و كاهش تعارضات و ابهامات شغل ي مي توان موجـب كـ اهش فرسـودگي شـغلي بيشتر در بين پرستاران شد (33).
با توجه به اين كه در زمينـه بررسـي مؤلفـه روابـطاجتماعي غي ررسمي در ميان پرسـتاران پـژوهش مرتبطـي انجام نگرفته و يا تعداد آنها بس يار محدود بوده، پژوهشگرتلاش را بر آن داشته تا نتايج مطالعات مشابه را نيز يـ ادآور شود.
همچنين در مطالعه مسعودي و همكاران (34) ميـزانفرسودگي شغلي در حيطه واماندگي عاطفي 36/6% واماندگي عاطفي در سطح زياد، در حيطـه مـسخ شخـصيت 81/1% از جامعه مورد مطالعه مسخ شخصيت زياد و در حيطـه احـساسعدم كفايت 63/23% احساس كفاي ت كم داشـتند. همچنـين،مهـم تـرين عامـل اصـلي ايجادكننـده فرسـودگي شـغلي در پرستاران شاغل شامل عدم تناسب حقوق و كارانـه بـا ميـزانكار انجام شده و سختي آن تعيين گرديد.
اص فهاني در مطالع ه اي ن شان داد ك ه ب ين بع د ارتباطي (روابط اجتمـاعي غيررسـمي ) و شـناختي سـرمايه اجتماعي و كاهش تعارض غيركاركردي ارتبـاط معنـا دار ومثبتي وجود دارد اما ا يـن ارتبـاط در مـورد بعـد سـاختاري سـرمايه اجتمـاعي امعنـ دار نيـست (35). نتـايج اصـفهاني مكمل يافتههاي پژوهش حاضر اسـت. بـه طـوري كـه درمطالعه حاضر نشان داده شد كه بين مؤلفه روابط اجتماعيغيررسمي و فرسودگي شغلي رابطه معنـاداري وجـود دارد. در تبيين اين يافتهها مي توان به اين ن كته اشـاره كـرد كـ ه پرستاران به دليل سروكار داشتن با مسايل و اسـترسهـ ا ومشكلات عديده مراجعين خـود، بـراي تخفيـف و تـسكين آنها سعي در ايجاد روابط اجتماعي غيررسـمي و تنـوع درمعاشرتهاي خود ميكنند، تـا بـا همـراه كـردن خـود بـابيماران و ساير مراجعين از اين طريق رنج وارده بر آن ها راكاهش دهند، كه همين امر باعث ايجـاد خـستگي روحـيهرچه بيشتر، كاهش انرژ ي و بازده كاري پرسنل پرستاريمي شود (7).
در حال ي كه م يلاني در پژوهش خود به تأثير معنادار پيچيـدگي، رسـميت روابـط اجتمـاعي و تمركـز سـازماني مدارس متوسطه دخترانه بر فرسودگي شغل ي مد يران آن هـاپرداخته است (36). نتايج ميلاني بـا يافتـههـ اي پـژوهشحاضر مبني بر تأثير م ؤلفه ارتبـاط اجتمـاعي غيررسـمي درفرسودگي شغلي مطابقت نمي كند. شايد علت ايـ ن امـر درآن باشد كه اين مطالعه برروي پرستاران انجام شده اسـتولي در مطالعات ديگر، نمونه پـژوهش معلمـان و پرسـنلسازمان ها با مشاغل ساده بوده اند.

نتيجهگيري

نت ايج پ ژوهش ن شان داد ك ه دو مؤلف ه س رمايه اجتماعي (روابط اجتماعي غيررسمي و تنوع در دوستيها ومعاشرتها) بر م يزان فرسودگ ي شغلي تأثير گذار ميباشـند . لذا بايد در امر سرمايه اجتماعي و افزايش مؤلفه هـايي كـ ه موجب كاهش فرسودگ ي شـغلي مـي شـوند، تـلاش كـرد. همچنين توجه به ارتقاي سرما يه اجتماع ي در آموزش هـاي عمومي به پرستاران و ساير پرسـنل، اعتمـاد بـه نهادهـاي عمومي و سياسي، نقش بسيار مهمـي در ايجـاد اعتمـاد وسرمايه اجتماعي جامعه دارد. با توجه به اين كه فرسـودگيشغلي مس ألهاي ناهمگون است كه تحت تـأثير متغيرهـايمتعددي قرار دارد بيشـك عوامـل ارثـي، روانشـناختي واجتماعي زيادي در بروز و تشديد آن نقـش دارنـد و شـايديكي از مهم ترين كاست يهاي اين پژوهش، بررسي صـرفابعاد سرمايه اجتماعي و ناديده گرفتن ساير متغيرهاي مؤثر در بروز فرسودگي شغلي و انتخاب پرستاران زن بـه دليـلمحدوديت نمون هگيري باشد. علاوه بر اين پژوهش حاضـرتنها برروي پرستاران زن بيمارستانهاي دانـشگاهي شـهرخرم آباد انجام شده و تعميم نتايج بايـد بـا احتيـاط صـورتگيرد. لذا پيشنهاد مي شود پژوه شهاي ديگر همسو با ايـنموضوع، متغيرهاي ديگر تأثيرگذار بر فرسودگي شغلي را در پرستاران مرد مدنظر قرار داده و تأثير آن را با ساير عوامـلروان شناختي مؤثر بر فرسودگي شغلي مـورد بررسـي قـراردهند. پيشنهاد مي گردد در مطالعات بعدي پژوهشگران، اثرمــداخلات شــناختي – رفتــاري را در فرســودگي شــغليپرستاران مورد ارزيابي قرار دهند.
براي تقو يت آموزشي پرستاران، پيشنهاد مي شود بـاتشكر و قدرداني
آموزش گروهي در افزايش سرمايه اجتماعي ميان گروهـينويسندگان بر خود لازم مي داننـد از كليـه پرسـتارانو هوش فرهنگـي پرسـتاران تـلاش كـرد، در ايـن زمينـهشركت كننده در اين پـژوهش و همچنـين كاركنـان مركـز
پيشنهاد مي گردد كه واحدهاي درسي تحت عنوان سـرمايهمشاوره دانشگاه علوم پزشكي لرسـتان تقـدير و تـشكر بـه اجتماعي به پرستاران ارايه گردد. عمل آورند.
منابع
– Rahmani F, Behshid M, Zamanzadeh V, Rahmani F. [Relationship between general health, occupational stress and burnout in critical care nurses of Tabriz teaching hospitals]. Iran Journal of Nursing. 2010; 23: 55-61. (Persian)
– Yaghubinia F, Mazloom R, Salehi J, Esmaeili H. [The study of relationship between self-esteem with burnout in nurses who works at hospitals of Mashhad medical sciences]. Journal of Sabzewar University of Medical Sciences (Asrar). 2003; 10(3): 73-9. (Persian)
– Hakim Shooshtari M, Khajeholdin N, Arabgol F, Ellahi F. [The relationship between nurse burnout and their infant behavior problems]. Advances in Cognitive Sciences. 2004; 6(1-2): 67-72. (Persian) 4 – Moore JE. Nurse’s burnout: an existential psychodynamic prospective. J Psychoses Nurs Ment Health Serv. 2000; 38(2): 23-32.
– Toubaei Sh, Sahraeian A. [Burnout and job satisfaction of nurses working in internal, surgery, psychiatry burn and burn wards]. Journal of Gonabad University of Medical Sciences (Ofoge Danesh). 2006; (12): 5-404. (Persian)
– Goldard D. Basic concept and specific discussion in consultation. Translated by Hosseinian Simin. first edition. Tehran: Agah publication; 1995. P. 25-27.
– Tummers GE, Janssen PP, Landeweerd A, Houkes I. A comparative study of work characteristics and reaction between general and mental health nurses: a multi-sample analysis. J Adv Nurse. 2001; 36(1): 151-162.
– Mahmoodi Gh, Roohi Gh, Moojerloo M, Sheyhk H, Rahmani H. [Relationship between occupational burnout with physical statues & workplace professional equipments]. Journal of Gorgan University of Medical Sciences. 2006; 8(2): 40-6. (Persian)
– Payami Boosari M. [Occupational burnout and some factors related in nurses who work in Zanjan’s educational hospitals]. Journal of Zanjan university of Medical Sciences. 2002; 10(40): 47-51. (Persian) 10 – Nasri S. [Epidemiology of chronic fatigue symptom and its relationship with psychiatric problems in nurses]. Journal of Iran Psychiatry and Clinical Psychology. 2004; 4(36): 25-33. (Persian)
– Taee M, Safizadeh H, Divsalar K. [Frequency of burnot among general practitioners of Kerman city]. Journal of Kerman University of Medical Sciences. 2010; 17: 268-276. (Persian)
– Momeni H, Salehi A, Seraji A. [The comparison of burnout in nurses working in clinical and educational sections of Arak university of medical sciences in 2008]. Arak Medical University Journal (Rahavard Danesh). 2010; 12: 113-123. (Persian)
– Rafiee F, Oskouie F, Nikravesh M. [Key factors in nurses’ reaction to Burnout: A qualitative study]. Iran University of Medical Sciences. 2006; 13(53): 88-94. (Persian)
– Felton JS. Burnout as a clinical entity, its importance in health care workers. Occup Med. 1998; 8(4): 237-50.
– Noghani M, Razavizadeh N. Social capital and health: a return to social and sociological traditions. Journal of Research and Health. 2013; 3(1): 286-294.
– Abdelahi M, Mousavi MT. [Social capital in Iran: Current status, prospect, and feasibility]. Social
Welfare Summer. 2007; 6(25): 195-35. (Persian)
– Motaghy J (Translator). [Social capital]. Fild J (Author). Tehran: Higher Institute for Social Research Publications; 2006. (Persian)
– Nazari GH. [The role of social capital on labor productivity]. Tadbir Journal. 2009; 20: 202. (Persian)
– Putnam R. [Democracy and civic traditions,translated by Delforouz MT]. 1st Edition. Tehran: Office of the Department of Political Studies; 2001. (Persian)
– Majedi S, Lahsayi Zadeh A. [Relationship between background variables, social capital and life quality satisfaction:Case Study of Fars Province]. Journal of Rural Development. 2006; 9: 24-32. (Persian)
– Khmrnya M, Touranian S, Mohammadi R. [The effect of social capital on job burnout among nurses in hospital Hasheminezhad]. Hormozgan University of Medical Sciences. 2010; 9: 209-217. (Persian)
– Amirkhani T. [Review of social capital development with organizational equity in government organizations]. Public Management Journal. 2008; 1: 19. (Persian)
– Vaziri Rad V. [Investigate the relationship between social capital and development of organizational learning capacity]. MSc. Thesis. Tehran: Tehran University; 2008. (Persian)
– Putnam R. Bowling Along: The Collaps and Revival of American Community. New York: Simon and Schuster; 2000.
– Kassani A. [Path analysis of social capital in residents of Tehran]. MSc. Thesis of epidemiology. Faculty of Health, Tehran University of Medical Sciences, 2011. (Persian)
– Ashrafi E. [The determining factors of social capital and its relationship to mental health in Tehran]. MSc. Thesis of Epidemiology. Faculty of Health, Iran University of Medical Sciences, 2009. (Persian)
– Abdi Masooleh F, Kaviani H, Khaghanizade M, Momeni Araghi A. [The relationship between burnout and Mental health among nurses]. Tehran University Medical Journal. 2007; 65: 65-75. (Persian)
– Abdullahpur M. [Relationship between social capital with institutional entrepreneurship]. MSc. Thesis. Allameh Tabatabai University; 2009. (Persian)
– Rahimi A, Ahmadi F, Akhond MR. [An investigation of amount and factors affecting nurses’ tob stress in some hospitals in Tehran]. The Journal of Faculty of Nursing & Midwifery. 2004; 10: 13-22. (Persian)
– Tavakoli A. Review the relationship between stillness scurry track career progression with Burnout of the employees, Economic Affairs and Finance and Tax Affairs Office of Kerman province. 2008: Available From URL:http://ke.mefa.ir/article-fa-95.html. (Persian)
– Firouzabadi S. [Review social capital in Tehran]. Ph.D Thesis. Tehran: Tehran University; 2005. (Persian)
– Kowalski CH, Ommen O, Driller E, Ernstmann N, Wirtz MA, Kónler T, et al. Burnout in nurses – the relationship between social capital in hospitals and emotional exhaustion. J Clin Nurs. 2010; 19: .3661-4561
– Moghimi F. Review of burnout. Women in business web site. 2008: Avilable From URL: http://www.tccim.ir/bw/newsfullstory.aspx?nid=579. (Persian)
– Masoudi R, Etemadifar Sh, Afzali S, Kheiri F, Hassanpour Dehkordi A. [The influential factors on burnout among nurses working in private hospitals in Tehran]. Journal of Nursing Research. 2008; 3(89): 47-58. (Persian)
– Aybaghy Esfahani S. [Effects of dimensions of social capital on the reduction of non-functional conflict]. MSc. Thesis. Tehran: Tehran University; 2008. (Persian)
– Milani M. [The effect of organizational structure of schools (for girls) in Tehran To their managers Burnout]. MSc. Thesis. Tehran: Rajai University; 2008. (Persian)
The investigation relationship between dimensions of social capital with burnout nurses in Khorramabad academic hospitals

Sepahvandi MA (Ph.D) – Movahedi Y (MSc.) – Azizi A (MSc.) – Lashani A (MSc.) – Mohammadzadegan R (MSc.).

Abstract
Introduction: In recent years a new structure called social capital has attracted particular attention. Studies on burnout suggests that social capital is an important factor influencing burnout ; The present study aimed to determine the relationship between burnout among nurses was conducted with the dimensions of social capital.
Method: The study population consisted of all women nurses working in academic hospitals of Khorramabad, among which 180 people (Through Cochran formula) were tested using a stratified random sampling method. Tools used in this study were Dimensions of social capital & Burnout Inventory. The data collected have been analyzed with descriptive statistics standard deviation and inferential statistics, the correlation coefficient and regression analysis.
Results: Multiple regression analysis showed that the aspects of social capital are able to predict 23 % of the variance in occupational burnout. That these informal social relationships and diversity in socializing and friendship, but a significant share of the trust, generosity and spirit of volunteerism, leadership and civic contributions were no significant.
Conclusion: Considering the relationship between social capital and burnout, it seems that social capital by reducing burnout among nurses is improved; it seems to be trying to enhance the dimensions of social capital among nurses is essential.

Key words: Social capital, burnout, nurses, woman

Received: 15 November 2013 Accepted: 12 April 2014

00



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید