00

به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاري
فصلنامه علمي – پژوهشي انجمن علم ي پرستار ي ايران
دوره سوم – شماره 1 (پياپي 7) – بهار 1393

صاحب امتياز: انجمن علم ي پرستار ي ايران
مدير مسؤول و سردبير: دكتر فاطمه الحاني
مدي ر اجرايي: دكتر آذر طل
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامي: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بينالمللي: 2322-3812
شماره بين المللي نشريه الكترونيكي: 4428-2322 e-ISSN

شوراي نويسندگان (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيل پور بندبني، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي گيلان
دكتر فاطمه الحاني، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر منير انوشه، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر زهره پارسا يكتا، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حميد پيروي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدعلي چراغي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي حسيني، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر سيده فاطمه حق دوست اسكويي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدرضا حيدري، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر ناهيد دهقان نيري، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر ناهيد رژه، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر سادات سيدباقر مداح، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر نعيمه سيدفاطمي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر آذر طل، دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر عباس عبادي، دانشيار دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بقيهاﷲ
دكتر عباس عباسزاده، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر شهرزاد غياثونديان، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر علي فخرموحدي، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي سمنان
دكتر مسعود فلاحي خشكناب، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر انوشيروان كاظم نژاد، استاد گروه آمار زيستي دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عيسي محمدي، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر ندا مهرداد، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر حسن ناوي پور، استاديار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويس مرادي – عليرضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحهآرايي: فرشته حيدري
طرا ح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علم ي پرستار ي ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و ماما يي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: info@jne.ir , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 3 شماره 1 (پياپي 7) بهار 1393، 11-1 بررسي تأثير آموزش بر مديريت قندخون كودكان مبتلا به ديابت

فاطمه چراغي، سيده زهره مرتضوي، فرشيد شمسايي، عباس مقيم بيگي

چكيده

مقدمه: آموزش كافي و كنترل متابوليكي مطلوب مي توانند پيامد باليني كودكان ديابتي را بهبود بخشد. مطالعه حاضر بـاهدف تعيين تأثير آموزش بر مديريت قندخون كودكان سنين 10 تا 14 ساله مبتلا به ديابـت مراجعـهكننـده بـه مركـز تحقيقـاتديابت شهر همدان در سال 1392، انجام گرفت.
روش: در اين مطالعه شبه تجربي ت ك گروه ي پيش آزمون- پس آزمون با روش نمونه گ يـري تـصادفي ، 40 كـودك بـهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند . جهت توانمندساز ي كودك در مديريت قندخون، 4 جلسه آموزش گروه ي 30 تا 45 دقيقهاي برگزار شد و سپس كتابچه آموزشي در اختيار آنان قرار داده شد. ابزارهاي گردآوري دادهها شامل برگه ثبت مقادير گلوكز خـون وپرسشنامه رفتارهاي مديريتي كودك ديابتي بود . آلفاي كرونباخ 74/0-93/0 نمايانگر پايايي مناسب حيطه هـاي پرسـشنامه بـود.
داده ه ا با نرمافزار SPSS v.19 و آمار توصيف ي و آزمونهاي تي زوج و ضريب پيرسون در سطح اطمينان 95% تجزيه و تحليـلشدند.
يافتهها: ميانگين نمرات رفتارهاي مديريتي كودك در چهار حيطه اندازهگيـري قنـدخون (001/0<t=7/44 ،p)، اصـولانسولين درماني (001/0<t=7/43 ،p)، رژيم غذايي (001/0<t=9/72 ،p) و انجام فعاليـتهـ اي بـدني (001/0<t=12/18 ،p) قبل و بعد از آموزش، ميانگين قندخون ثبت شده در طول يك هفته (001/0<t=-3/97 ،p) قبـل و بعـد از آمـوزش و همچنـين هموگلوبين گليكوزيله قبل و سه ماه بعد از آموزش (001/0<t=-5/23 ،p) تفاوت معناداري آمار ي داشتند.
نتيجهگيري: آموزش مدون و ارتقاء توانمندسازي كودك ديابتي 14-10 ساله در اندازهگيـري قنـدخون، رعايـت اصـولانسولين درماني، رعايت رژيم غذايي و انجام فعاليتهاي بدني موجب كاهش ميانگين قندخون و هموگلوبين گليكوزيلـه كـودك شد. بنابراين آموزش مدون و درگير نمودن كود ك ديابتي در امر مراقبت و درمان سبب بهبود مديريت قندخون ميشود.

كليد واژه ها: آموزش، كودكان، ديابت نوع يك، مديريت، كنترل قندخون

تاريخ دريافت: 18/8/1392 تاريخ پذيرش: 18/1/1393

مقدمه

شايعترين بيماري غـدد درونريـز دوران كـودكي ونوجواني ديابت قنـدي نـوع يـك يـا وابـسته بـه انـسولين (Diabetes Mellitus) مي باشد (1). شيوع ديابت نوع يك در بين كودكان در تمام نقاط دنيا رو به افزايش است كه علت اصلي آن معلوم نيست (2) و تقري باً يك نفر از هر 300 تا 500 كودك زير 18 سال را درگي ر مي سازد (3). در ايالات متحده از 400 كودك و نوجوان يك نفر ديابت دارد(4). در ايران، ديابت در رأس بيمار يهاي غير واگير كـشورقرار دارد (5) و بروز سالانه ديابت نوع يك را در ايران 7/3 مورد در هر صد هزار نفـر بـرآورد كـردهانـد . ايـن رقـم در سرتاسر جهان از 1 تا 35 مورد در هر صد هزار نفر جمعيتزير 14 سال متغير است (6). از سـوي د يگـر ، هزينـههـ اي مـستقيم (مراقبـت هـاي بهداشـتي، دارو)، پايـه و اساسـي (سرمايه و تجهيزات) و هزينـههـ اي غيرمـستقيم ناشـي ازناتواني و عوارض بيماري، مرگ زودرس، كاهش اشتغال وباروري نسل جوان آينده و هزين ههاي نامحسوس ناشـي ازرنج (7) اشخاص مبتلا به ديابت دو تا سـه برابـر بيـشتر ازاشخاص سالم مي باشد (4و8). هيچ شكي وجود نـدارد كـهبهبود كنترل قندخون در بيماران ديابتي منجر بـه كـاهشبروز عوارض مزمن بيماري و با طبع هزينهاي درمان ناشي از آن مي گردد (9). در صورتي كه ديابت به خـوبي كنتـرلنشود، تغييرات عروقي در 3-5/2 سال بعد از تشخيص بـهوقوع مي پيوندند. اما كنترل مناسب ديابت، باعث مـي شـودكه اين تغييرات تا 20 سال حتي بيـشتر بـه تعويـق بيفتـد(10). بدون آموزش در مورد ديابت، بيماران 4 برابر بيـشتردر معرض عوارض ناشي از آن قرار مـي گيرنـد و آمـوزشتغييرات رفتـاري را كـه منجـر بـه كنتـرل بهتـر قنـدخون مي شود را در پي دارد (11).
يك كودك 9 ساله تحت آموزش دقيـق تقريبـاً بـهتنهايي قادر به انجام آزمايشات و تزريـق انـسولين خواهـدبود (1و10). در حالي كه در اوايل دوره نوجـواني بـه دليـل مقاومت طبيعـي بـدن بـه انـسولين و نوسـانات قنـدخون ، كنترل قندخون مشكل مي شود. از طرفي كودكـان در ايـندوره سني به دليل ترس از تفاوت با همـسالان، اسـتقلالطلب ي، تماي ل ب ه ج دايي از پ در و م ادر و گ رايش ب ههمسالان ممكن است رژيم ديابتي خود را به طور دقيـ ق و مناسب رعايـت نكننـد (12). بنـابراين آمـوزش ديابـت دركودكان و نوجوانان مبتلا به ديابت نـوع 1 بـه دو صـورتآموزش در گروه همسالان و در خانواده ضروري مـي باشـد(13). ارتقــاي آگــاهي و آمــوزش در رابطــه بــا بيمــاري،آزمايشها، رو شهاي بررسي و درمان از جمله اهداف مهمپرستاري در مراقبت از اين ك ودكـان مـي باشـد (1و10). از طريق آموزش ، استقلال كودك ديابتي پـرورش مـي يابـد .
وقتي كودك يـاد مـي گيـرد كـه مبـتلا بـه ديابـت اسـت،مجموعهاي از مـسؤوليتهـ اي جديـد متناسـب بـا سـن ومرحله رشد و تكامل، بر عهده او گذاشته مي شـود . كـودكبايد ياد بگيرد كه مديريت ديابت بـه منظـور جلـوگيري ازعوارض حاد و مزمن ناشي از ديابت مي باشد (14).
اهداف كليدي آموزش ديابت، تغييـر رفتـار افـراد وارتقاي خود مديريتي است، به عبـارتي هـدف از آمـوزش،افزايش دانش، مهارتها و قابليت انعطاف بيمـاران اسـت. آموزش ديابت شـامل فـراهم آوردن ابـزار و حمايـتهـ اي ضــروري بــراي بي مــاران مــي باشــد تــا آن هــا مــديريت بيمــاري شــان را يــاد بگيرنــد (15). Ooi و همكــاران مطالعهاي تحت عنوان ارزيابي تـأثير آمـوزش گروهـي دربيماران تازه تشخيص داده شده ديابتي انجام دادنـد . نتـايجمطالعه نشان داد كه آموزش گروهـي، اطلاعـات و دانـشبيماران را درباره ديابت و پيشگيري از عوارض آن به طـورمعناداري افزايش داده است (16).
اهمي ت و ض ـرورت آم وزش ب ه بيم ار در ارتق اء مديريت ديابت سبب شده تا به آموزش به عنوان عنـصريهزينه اثربخش در مديريت ديابت نگاه شود كه فرصـتي رافراهم مي كند تا در كنار بـسياري از پيامـدهاي مثبـت، بـاكمك به پيشگيري از بروز يا شدت عوارض و بيماريهاي همراه، از بار مالي ديابت بر بيمار، خـانواده و سيـستمهـايبهداشتي بكاهـد (17). سـنين 10 تـا 14 سـالگي يكـي ازدوران مهم و گـاهي شـروع ديابـت در كـودك مـي باشـد(10و18). همچنين كودك 9 ساله تحت آموزش و نظـارتوالدين قا در به رعايت رژيـم درمـاني خـود اسـت (10). از سوي ديگـر، كـودك ديـابتي در اوايـل دوره نوجـواني بـاتغييرات هورمـوني و مقاومـت طبيعـي بـدن بـه انـسولينروبه رو است . از طرفي در اين دوره سـني حـس اسـتقلالطلبي، گرايش به همسالان و مخالفت بـا والـدين ممكـناست موجب عدم رعايت دقيق رژيم ديابتي شود (12). امـااين دوره سني كمتر مـورد توجـه قـرار گرفتـه اسـت، لـذاپژوهش حاضر با هدف تعيين تـأثير آمـوزش بـر مـديريتقندخون كودكان سنين 10 تا 14 سـاله مبـتلا بـه ديابـت مراجعه كننده به مركز تحقيقات ديابت همدان انجام گرفت. تا بدينوسيله بـا تأكيـد بيـشتر بـر آمـوزش رعا يـت رژيـ م درماني كودك در منزل، سلامت كودك مبتلا به ديابـت راارتقاء داده و نيز گامي هرچند كوچك در راسـتاي كـاهشعوارض جدي، خطرنـاك و پرهزينـه ناشـي از آن كـه بـردوش فرد، خانواده و اجتماع سنگيني خواهد كرد، بردارد.

روش مطالعه

اين پژوهش از نوع شبه تجربي با طرح تك گروهي پيش آزمون- پس آزمون بود كه در سال 1392 انجام شد.
محاسبه حجم نمونه با استفاده از فرمول زير انجـامشد:
σ2(z1−+z1−β)2

n=

2
(d)

ب ا اس تناد ب ه مطالع ه رض ايي و همك اران (19)، 2/14=1σ2=22/2 ، μ2=21/9 ، μ و با فرض 5/2=d (اثر آموزش در مقدار افـزايش نمـره) و فاصـله اطمينـان 95% (975.0 =

−1) و تــوان آزمــون برابــر 80% در نظــر گرفته شد . بدين ترتيب حجم نمونه 28 نمونه برآورد شد وبا در نظر گرفتن احتمال ريزش، حجـم نمونـه 40 كـودك تعيين شد.
ابتدا از بين پرونـدههـ اي موجـود در مركـز ديابـت، پروندههاي كودكان 10 تا 14 ساله به كمك منشي مركـزمجزا شد و سپس بـه روش نمو نـهگيـري تـصادفي سـاده(جدول تصادفي اعداد) واحدهاي دارا ي معيارهاي ورود بـهپژوهش انتخاب شدند. پس از تماس با والدين در صـورتعدم تمايل براي شركت در پژوهش، نمونـه هـاي ديگـريجايگزين شدند . از آنجايي كه اين مركز تنها مركز رسمي ودولتي در شهر همدان بود كه بيماران دارا ي پرونده بودند وامكان دسترسي به نمونهها وجود داشت، اين مركـز بـراينمونهگيري انتخاب شد. مدت زمان نمونهگيـري فـروردينتا شـهريور 1392 بـه طـول انجاميـد. معيارهـاي ورود بـهمطالعه عبارت بودند از: حداقل شش ماه از ابتلا كودك بـهبيماري ديابت گذشته باشد، سن كودك بين 14-10 سـالباشد، كودك به بيماري مزمن ديگري مبتلا نباشد، خانوادهكودك ساكن شهر همدان باشد، كودك شـركت كننـده درپژوهش به بي مـاري روانـي يـ ا شـناختي مشخـصي مبـتلانباشند، در طي يـك مـاه گذشـته كـودك در برنامـههـ اي آموزشي رسمي ديگري مـرتبط بـا ديابـت شـركت نكـردهباشد. معيارهاي خروج از مطالعه عبارت بودند از: عـضويتيكي از اعضاي خانواده در تـيم بهداشـتي، غيبـت كـودكبيش از يك جلسه در جلسات آموزشي و پرسـشنامه هـايي كه ناقص تكميل شده بودند.
ابزارهــاي گــردآوري داد ههــا شــامل پرســشنامه اطلاعات دموگرافيك، پرسشنامه محقق ساخته »رفتارهاي مديريتي ديابتي« و برگه ثبت »مقادير گلوكز خـون« بـود . پرسشنامه »رفتارهاي مديريتي كودك د يـابتي« داراي 32 سؤال با مقياس ليكرت پنج گزينهاي (هرگز تا هميشه)، درچهار ح يطه انداز هگيري قندخون، رعايـت اصـول انـسوليندرماني، رعايت رژيم غذايي و انجام فعاليتهاي بدني بـود. نمـره حاصـل بـين 32 تـا 160 بـود. بـراي تـدوين آن از پرســشنامه »خودمــديريتي ديابــت « ســاخته Hariss و همكـــاران (2000) (20)، پرســـشنامه بـــازنگري شـــده»خودمراقبتي ديابت« سـاختهLa Greca (1992) (21) و مطالعات و منابع در دسترس استفاده شـد. بـراي تـدوين برگه ثبـت »مقـادير گلـوكز خـون« از برگـه ثبـت روزانـهقندخون انجمن ديابت آمريكا كه توسط پژوهـشكده علـومغدد و متابوليسم دانشگاه علوم پزشكي تهران بـه فارسـيترجمه شده (22) استفاده شد.
روايي ابزارها با استفاده از نظـر 10 نفـر از اعـضايمحترم هيأت علمي دانشكده پرستاري و مامـايي دانـشگاهعلوم پزشكي همدان و 2 نفر از متخصـصين غـدد اطفـالتأمين شد . نسبت روايي محتـوا (CVR) 83% و بـالاتر وشاخص روايي محتوا (CVI) 80% و بالاتر براي ابزارهايپژوهش بود. آلفاي كرونباخ كل پرسـشنامه 91/0=α و درحيطههاي انداز هگيري قنـدخون 74/0=α، رعايـت اصـولانسولين درمـاني 93/0=α، رعايـت برنامـه رژيـم غـذايي 91/0=α و انجـام فعاليـت هـاي بـدني 84/0=α بـود . لـذا پرسشنامه »رفتارهاي مديريتي كودك مبتلا به ديابـت« ازپايايي مناسب برخوردار بود.
پس از انتخاب واحدهاي پـژوهش، ابتـدا راجـع بـهاهداف پژوهش، حق شركت آزادانه، حق خـروج از مطالعـهدر هر مرحله بنا به خواسته خود، محرمانه و بـي نـام بـودنپرسشنامهها و محفوظ ماندن نام و آدرس، بـراي كودكـان شركت كننده در پژوهش و والدين آنها توضيح داده شـد وفرم رضايت آگاهانـه كتبـي از آنـان اخـذ گرديـد. پـس ازهماهنگيهاي لازم با مركز تحقيقات ديابت، زمان و مكانتشكيل كلاس هاي آموزشي با واحدهاي پـژوهش تنظـيمشد. 4 جلسه آموزشي بـا گـروههـ اي 10 نفـره متـشكل ازكودكان 10 تا 14 ساله شركت كننـده در پـژوهش برگـزارشد. مدت زمـان هـر جلـسه بـين 30 تـا 45 دقيقـه بـود.
كلاس ها بـه روش سـخنراني، بحـث گروهـي، پرسـش وپاسخ، ايفاي نقش، پاورپوينت آموزشي همراه بـا تـصاوير و ارايه كتابچه آموزشي كه به زبان ساده و همراه بـا تـصاويرتنظــيم شــده بــود ، اداره شــد. در دو جلــسه اول دربــارهفيزيولــوژي، علايــم، عــوارض، پــيش آگــاهي، عوامــلتشديدكننده ديابت، تغذيه، فعاليت و ورزش، درمان داروييو عوارض كوتاه مدت و دراز مدت آن با استفاده از تـصاويرپاورپوينت و مشاركت كودكان، بحث شد . در دو جلسه دومدر مورد مهارتهاي كنترل بهتر قنـدخون از جملـه تـستمويرگي قندخون با اسـتفاده از گلوكـومتر، اصـول صـحيحبهكارگيري و تزريق انسولين ابتدا به صورت تئـوري و بعـدبه صورت عملي آموزش داده شد.
ابزارهاي پژوهش در 2 مرحله، يك هفتـه پـيش ازآموزش و يك ماه پس از پايان آن توسط كـودك تكميـ ل شدند. در هر دو مرحله از كودك خواسته شد كـ ه در مـدتيك هفته مقادير قندخون روزانه خود را در هفت نوبت قبلو بع د از ص بحانه، ناه ار و ش ام و قب ل از خ واب و دوزانسولين تزر يقي در هر بار تزر يق را در برگه ثبـت »مقـاديرگلوكز خون « يادداشت نما يند. بـ ه عـلاوه جهـت سـنجشوضعيت متابول يكي كودك، مقدار هموگلوبين گليكوزيلـه درآخرين آزمايش قبل از مداخله و سه ماه بعد از مداخله ثبتشد. در تمام مراحل والد كودك بر رعايـت رژيـم درمـاني،ثبت مقدار قندخون و گزارش مقدار هموگلوبين گليكوزيلـهتوسط كودك نظارت داشته و با پژوهشگر در تماس تلفني بود. تجزيه و تحليل داده هاي به كمك نرم افـزارSPSS v.19 و با استفاده از آمار توصيفي و آزمـونهـ اي آمـاريتي زوجـي، كلمـوگروف -اسـميرنوف و ضـريب همبـستگيپيرسون در سطح اطمينان 95% انجام گرفت.

يافتهها

اطلاعات دموگرافيك واحدهاي پژوهش در جـداول شماره 1 و 2 آورده شده است. سه كـودكي كـه بـ ه دليـلتغييـر محـل زنـدگي و يـا عـدم شـركت در كـلاس هـاي آموزش ي از مطالع ه خ ارج ش دند ب ا س ه ك ودك دارايمعيارهاي ورود جايگزين شدند. لذا با افزايش طـول مـدتنمونه گيري اندازه نمونه حفظ گرديد.
آزمون كلموگروف – اسميرنوف نمايانگر توزيع نرمالنمرات واحدها ي پژوهش در متغيرهاي پژوهش قبل و بعداز مداخله آموزشي بود (05/0>p)، لذا براي سنجش تفاوت از آزمون آماري »تي زوج « استفاده شد. بنا بـر نتـايج بـينميانگين نمرات كسب شده توسط كـودك در حي طـه هـاي رعايت اصول انسولين درماني، رعايت اندازهگيري قندخون، رعايت رژيم غذايي و انجام فعاليتهاي بدن ي (001/0<p) قبل و بعد از مداخله آموزشي اختلاف معنادار آماري وجـودداشت (جدول شـماره 3). بـه عبـارت ديگـر، آمـوزش بـهكودك د يابتي موجب بهبود و ارتقا ي توانايي مديريت آنـاندر كنترل قندخون شد . بين ميانگين مقـدار قنـدخون ثبـتشده كودك ديابتي به مدت يك هفته قبل و بعد از مداخله آموزشي و نيز بين ميانگين مقـدار هموگلـوبين گليكوزيلـهقبل و سه مـاه بعـد از مداخلـه آموزشـي اخـتلاف معنـا دار آماري وجـود داشـت (001/0<p) (جـدول شـماره 4). بـااستناد به نتايج فوق توانمندسازي كودك د يابتي با تأكيد برآموزش موجب بهبود مديري ت قندخون كودك مبتلا شد.
جدول 1- مشخصات دموگرافيك كودكان ديابتي مورد مطالعه در سال 92
انحراف معيار ميانگين بيشترين كمترين ويژگي مورد بررسي
1/86 11/86 14 10/01 سن كودك (سال)
6/34 44/45 57 33 سن پدر (سال)
5/90 39/80 57 30 سن مادر (سال)
7/81 40/16 58 24 وزن كودك (كيلوگرم)
1/19 3 4 1 مدت زمان ابتلا به بيماري كودك (ماه)
1/02 1/85 5 1 دفعات بستري كودك در سال گذشته

جدول 2- مشخصات دموگرافيك كودكان ديابتي مورد مطالعه در سال 92
درصد تعداد ويژگي مورد بررسي
57/5
42/5 23
17 دختر
پسر جنسيت
35
25
20
20 14
10
8
8 فرزند اول فرزند دوم
فرزند سوم فرزند چهارم به بعد رتبه تولد
2/5
52/5
35
10 1
21
14
4 ترك تحصيل مقطع ابتدايي مقطع راهنمايي مقطع دبيرستان پايه تحصيلي كودك
57/5
42/5 23
17 بله
خير بروز نشانه هاي بلوغ
12/5
5
20
22/5
25
15 5
2
8
9
10
6 بي سواد
نهضت سوادآموزي ابتدايي
زيرديپلم ديپلم ليسانس و بالاتر ميزان تحصيلات پدر
5
17/5
15
25
30
7/5 2
7
6
10
12
3 بي سواد
نهضت سوادآموزي ابتدايي
زيرديپلم ديپلم ليسانس و بالاتر ميزات تحصيلات مادر
15
27/5
45
5
7/5 6
11
18
2
3 كارمند كارگر آزاد
بيكار بازنشسته شغل پدر
5
95 2
38 شاغل
خانه دار شغل مادر
87/5
5
7/5 35
2
3 متأهل متاركه فوت پدر يا مادر وضعت تأهل والدين

جدول 3- مقايسه ميانگين نمرات رفتارها ي مديريتي قندخون كودكان ديابتي مورد مطالعه در سال 92 ديابت قبل و بعد از مداخله
p-value آماره آزمون ت ي زوج
df=39 بعد از مداخله قبل از مداخله رفتارهاي مديريتي كود ك ديابتي
انحراف معيار ميانگين انحراف معيار ميانگين 0/0001* 7/44 2/15 18/40 4/15 14/87 رعايت اندازه گ يري قندخون
0/0001 7/43 10/26 37/05 10/12 36/77 رعايت اصول انسولين درماني
0/0001 9/72 6/30 53/32 11 41/17 رعايت برنامه رژيم غذايي
0/0001 12/18 3/27 25/80 3/15 15/50 انجام فعاليت هاي بدني
0/0001 10/65 17/28 134/57 26/58 110/72 جمع كل (رفتارهاي مديريتي)
*در سطح 001/0<p معنادار است

جدول 4- مقايسه قندخون در يك هفته و مقدار هموگلوبين گليكوزيله كودك ديابتي مورد مطالعه در سال 92 ديابت قبل و بعد از مداخله
p-value آزمون ت ي زوج
df=39 بعد از مداخله قبل از مداخله متغير
انحراف معيار ميانگين انحراف معيار ميانگين 0/0001* -3/97 34/72 164/07 47/25 185/27 قندخون در يك هفته
0/0001 -5/23 1/16 7/78 1/12 8/40 هموگلوبين گليكوزيله
*در سطح 001/0<p معنادار است

بحث

ارتقاء رفتارهاي مديريتي كـودك در حيطـه رعايـتاصول انسولين درماني بعد از مداخله آموزشي نشان داد كه بــا توانمند ســازي كــودك، عملكــرد كــودك در زمينــهبهكارگيري اصول انسول ين درمان ي دق يق تر شد. مشابه نتايج پژوهش حاضر نتايج مطالعه افـشار و همكـاران بـود (23).
مطالعه آنـان نـشان داد كـه آمـوزش مراقبـت از خـود بـهبيماران مبتلا به ديابت وابسته به انـسولين باعـث رعايـتاصول انسولين درماني و كاهش عـوارض ناشـي از تزريـقانسولين از جمله آتروفي ناحيه تزريق شد (23).
در حيطه رعايت برنامه رژيم غذ ايي ن يـز رفتارهـايمديريتي كودك بعد از مداخله آموزشـي بهبـود يافـت . بـهعبارت د يگر توان مديريتي كودك در رعايت رژيم غـذاييبهتر شد . نتايج مطالعه بيات و همكاران، فارسي و همكاران و رضــايي و همكــاران مــشابه پــژوهش حاضــر بــود (19،24و25). نتايج مطالعه بيات و همكاران نـشان داد كـهبرنامه آموزشي تأثير مثبتي بر افزايش ميانگين نمـره ابعـادآگاهي، نگرش و عملكرد در بعد رعايـت رژيـم غـذايي درافراد مبتلا به ديابت نوع دو داشت (24). مطالعه فارسـي وهمكاران نشان داد كه عملكرد بيماران مبتلا به ديابـت درزمينه رعايت تغذيـه صـحيح قبـل از آمـوزش در وضـعيت خوبي قرار نداشت، اما بعد از انجام مداخلـه آموزشـي ايـنعملكرد در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد بـا اخـتلافمعنـاداري افـزايش پيـدا كـرد (25). در مطالعـه رضـايي و همكاران، بعد از آموزش تعداد ميان وعده هـاي غـذايي بـهطور معنا داري افزايش يافت. همچنين، رژيم غذايي شـشوعده (سه وعده اصلي همراه با سـه ميـان وعـده) موجـبكنتــرل بهتــر قنــدخون و جلــوگيري از هيپرگلايــسمي و هيپوگلايسمي در اين بيماران گرديد (19).
رفتارهــاي مــديريتي كــودك در حيطــه انجــام فعاليتهاي بدني بعد از مداخله آموزشي ن يز بهتر شد. بدين معني كه با افزايش دانش كـودك دربـاره اهميـ ت و تـأثير مثبت فعال يتهاي بدن ي در كنترل قندخون، توان مـديريتي او در زمينه انجام فعالي تهاي مناسب و مؤثر افزايش يافت.
همسو با نتايج اين پژوهش، نتا يج مطالعه بيات و همكارانو شمسي و همكاران بود (24و26). نتـايج مطالعـه بيـات و همكاران نشان داد كـه برنامـه آموزشـي تـأثير مثبتـي بـرافزايش ميانگين نمره ابعاد آگـاهي، نگـرش و عملكـرد دربعد انجام فعاليتهاي بدني در افراد مبتلا به ديابت نوع دوداشت (24). مطالعه شمسي و همكاران بـا هـدف بررسـيتأثير آموزش پياده روي بر ميزان هموگلـوبين گليكوزيلـه وقندخون ناشتاي زنان مبتلا به ديابت انجام شـد و پـس ازانجام برنامه آموزشي، افزايش معناداري در رفتار پيـاده روي در گروه مداخلـه مـشاهد شـد (26). همچنـينYates و همكاران هم نشان داد كـه برنامـه آموزشـي تـأثير مثبتـيبرروي انجام فعاليتهاي بدني و كنترل قنـدخون بيمـارانمبتلا به ديابت دارد (27).
مطالعه حاضر نشان داد كه پس از مداخله آموزش ي، ميانگين گلو كز خون ثبت شده كودك ديابتي در طي يـك هفته كاهش يافـت . لـذا، توانمندسـازي كـودك از طريـقآموزش بر كاهش ميانگين گلوكز خون تأثير داشت . همسو با نتايج اين پژوهش نتايج مطالعه محمد و همكاران و نيـ ز اف شار و اي ـزدي ب ود (28و29). نت ايج مطالع ه محم ـد و همكاران بين تعداد دفعات اندازهگيـري قنـدخون روزانـه وهفتگي با كنترل قندخون ارتباط معنادار آمـاري نـشان داد (28). نتايج مطالعه افشار و ايزدي نيز نشان داد كه آموزشافراد ديابتي باعث كاهش قندخون غير ناشـتا از 6/91% بـه
6/71% شد (29).
در مطالعه حاضر سه مـاه بعـد از مداخلـه آمـوزش ، ميزان هموگلوبين گليكوزيله كود ك ديابتي كـ اهش يافـت .
همـسو بـا نتـايج ايـن پـژوهش نتـايج مطالعـه حيـدري وهمك اران، Greco و همك اران، Tan و همك اران ب ود (32-30). نتايج مطالعه حيدري و همكاران نـشان داد كـهميزان هموگلوبين گليكوزيله نوجوانـان مـورد پـژوهش درگروه آزمون قبل و بعـد از اجـراي جلـسات آموزشـي حـلمسأله گروهي از نظر آماري اختلاف معناداري داشت (30).
Greco و همكاران در تحقيق خود دريافتنـد كـه ميـزانهموگلوبين گليكوزيله سه ماه پس از آموزش و در انتهـايپژوهش پس از شش ماه اختلاف معناداري آمـاري نـشانداد. همچنين در اين مطالعه متعاقـب برگـزاري دورههـ اي آموزشي براي بيماران مبتلا بـه ديابـت نـوع يـك ميـزانهموگلوبين گليكوزيله قبل و بعد از مداخله از نظـر آمـارياخـتلاف معنـا دار داشـت (31). مطالعـه Tan و همكـاراننشان دادن كه آموزش در بيماران مبتلا به ديابت در بهبودشاخص كنترل ديابت، اطلاعات و خود كارآمدي آنان مؤثر اس ت (32). نت ايج مطالع ه Marigliano و همك ـاران نشان داد كه آموزش تغذيه در كودكان مبتلا به ديابت نوعيك باعث كاهش ميزان هموگلوبين گليكوزيله كودكـان از77/0±50/8 به 74/0±92/7% شد (33).
در مطالعه حاضر فقـط بـين رعايـت رژيـم غـذاييتوسط كودك با ميزان هموگلوبين گليكوزيله سه ماه بعد ازمداخله همبستگي معكوس و معناداري وجود داشت. بـدين صورت كه رعا يـ ت رژ يـ م غـذا يي د يـابتي موجـب كـ اهش ميزان هموگلوبين گليكوزيلـه شـد. همـسو بـا نتـايج ايـنپژوهش نتا يج مطالعـهOverby و همكـاران بـود (34).
مطالعــه آنــان نــشان داد كــه بــين ســطوح هموگلــوبينگليكوزيله با تعداد وعدههاي غـذايي اصـلي ارتبـاط منفـيوجـود دارد (34). در حـالي ك ه نتـايج مطالع ه Craig و همكاران و نتايج مطالعهDelahanty و همكاران رابطه مستقيم بين دوز انسولين و سطح هموگلوبين گليكوزيلـه رانشان دا دند (35و36). همچنين در مطالعـه بهنـام وشـان وهمكاران بين تعداد دفعات تزريق انسولين در روز و ميـزانهموگلـوبين گليكوزيلـه همبـستگي معكـوس و معنـاداري مشاهده شد (37).
با استناد به نتايج مطالعه حاضر توانمندسازي كودك ديابتي در اندازه گيـري قنـدخون، رعايـت اصـول انـسوليندرماني، رعا يت رژيم غـذايي و انجـام فعاليـتهـاي بـدني موجب كاهش ميانگين قندخون و هموگلوبين گليكوزيلـه شد. به بيان ديگر، توانـايي كـودك در مـديريت قنـدخون افزايش يافت. همسو با نتايج اين پـژوهش نتـايج مطالعـهOoi و همكــاران و Grey و همكــاران بــود (16و38).
Ooi و همكارانش مطالعهاي تحت عنـوان ارزيـابي تـأثير آموزش گروهي در بيماران تازه تشخيص داده شده ديـابتيانجام دادند، در اين مطالعه 59 بيمار كه به تازگي به ديابتمبتلا شده بودند در گروههاي 10 نفـري، طـي 7 جلـسه 2 ساعته تحت آموزش قرار گرفتند. نتايج مطالعـه نـشان دادكه آموزش گروهي، اطلاعات و دانـش بيمـاران را دربـارهديابت و پيشگيري از عوارض آن به طور معناداري افزايشداده اسـت (16). Grey و همكـاران در مطالعـه اي تـأثير مداخله رفتاري بر كنترل قندخون و مديريت د يابـت در 77 نوجوان مبتلا به ديابت نوع يك را مورد بررسي قرار دادند.
براساس تجز يه و تحليل داد هها دريافتند كه مداخله رفتاريشامل آموزش مهارتهاي مقابل هاي بر كنتـرل قنـدخون ومديريت بيماري ديابت در گروه نوجوانان تأثير داشت (38).
اين يافت ههاي نشان مـي دهـد كـه افـزودن يـك مداخلـهرفتاري به برنامه درماني نوجوانان مبتلا به ديابت نوع يكمنجر به بهبود كنترل متابوليك و مديريت ديابـت در آنـانشود. مطالعه رخشنده رو و همكاران كه به بررسي اثربخشيمداخله آموزشي بر كنترل متابوليك بيماران مبتلا به ديابتنوع يك پرداخته بود نشان داد كـه پـس از انجـام برنامـهآموزشي تفاوت معناداري در آگاهي گروه مداخلـه مـشاهدهگرديد (39).
از محـدوديت هـاي ايـن پـژوهش احتمـال كـسب اطلاعات از منابع غير رسمي مانند رسانههاي جمعي، كتب،مجلات و يا پزشك معـالج، خودگزارشـيدهـي رفتارهـايمديريتي توسط كودك، طراحي پژوهش بـه صـورت تـكگروهي قبل و بعد بود. با مشاركت والد كـودك در برنامـهآموزشي و نيز تدوين پرسشنامه نظـارتي در جهـت كنتـرلاين محدوديت تلاش شد. نتايج پژوهش حاضر قابل تعميمبه ساير كودكان ديـابتي 10 تـا 14 سـاله و والـدين آنـانمي باشد. از محتواي آموزشي تدوين شده مـي تـوان جهـتآموزش مداوم، مراقبت پيگير و در منزل استفاده نمود.

نتيجهگيري

نتايج حاصل از پژوهش حاضـر مـشخص كـرد كـهآموزش باعث افزايش مديريت قندخون در كودكـان مبـتلابه ديابت مي شود. بدين صورت كه آمـوزش باعـث ارتقـاء توانايي كودك در چهـار حيطـه مـديريت قنـدخون شـاملاندازهگيري قندخون، رعايت اصول انسولين درماني، رعايتبرنامه رژيم غذايي و انجام فعاليتهاي بدني شد. بنـابراين آموزش مدون و درگير نمودن كود ك ديابتي در امر مراقبت و درمان خود سبب بهبود مديريت قنـدخون مـي شـود . بـ ه
درمــاني همــدان مــورخ 15/12/91 بــه شــماره طــرح9112154681 مي باشـد . همچنـين در كميتـه اخـلاق درپژوهش مـورخ 26/01/92 بـه شـماره 78/9/35/16/پ/د مــــورد تأييــــد قــــرار گرفــــت و بــــا شــــماره IRCT2013033112879N1 در مركز بـينالمللـي
ثبت كارآزماي يهاي باليني ايران به ثبت رسيد. نويـسندگان برخود لازم مي دانند تا از معاونت محترم پژوهشي و اعضاءمحترم هي أت علمي گروه پرستاري، كاركنان محترم مركـزتحقيق ات دياب ت و وال دين كودك ان دي ابتي ك ه ب دونهمكاري شان ادامـه ايـن پـژوهش ممكـن نبـود تـشكر وقدرداني نماند. دليل اهميت آموزش به خصوص آموزش پيگير، در منزل ودر سطح جامعه پيشنهاد مي گردد پژوهشهاي مشابه برايكودكان مبتلا به ديابت و ساير بيماري هـ اي مـزمن انجـامگيرد. همچنين پيشنهاد مي گردد كه بـا حمايـت و تجهيـزبيشتر مراكز ديابت امكان آموزش مداوم و در منـزل را بـه خصوص براي اقشار آسيب پـذير هماننـد كودكـان فـراهمنمود.

تشكر و قدرداني
اين مقاله حاصل پايان نامه كارشناسي ارشد مـصوبهشوراي پژوهش ي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي

منابع

– Mirlashari J, Rassouli M. [Nursing Care of Infant and Children (2)]. 2nd ed, Tehran: Andishe Rafi Publication; 2010. (Persian)
– Carroll AE, Marrero DG. The role of significant others in adolescent diabetes. Diabetes Educator. 2006; 32(2): 243-252.
– Mortazavi H, Tabatabaeichehr M. [Handbook of Children Nursing: Healthy Child]. Tehran: Salemi Publications; 2005. (Persian)
– American Diabetes Association. Economic Costs of Diabetes in the U.S. in 2012. [cited 2013 Aug 23]. Available from: http://professional.diabetes.org.
– Azizi F. [Diabetes care and prevention in Iran]. Diabetes Voice. 2005; 50(4): 15-7. (Persian)
– Pishdad GR. [Low incidence of type 1 diabetes in Iran]. Diabetes Care. 2005; 28(4): 927-928. (Persian)
– Funnell MM, Anderson RM. Empowerment and self-management of diabetes. Clinical Diabetes. 2004; 22(3): 123-7.
– Bachman SS, Comeau M. A call to action for social work: Minimizing financil hardship for families of children with special health care needs. Health & Social Work. 2010; 35(3): 233-238.
– Winter WE, Signorino MR. Diabetes mellitus: pathophysiology, etiologies, complications, management, and laboratory evaluation, AACC Press, Washington 2002.
– Hockenbery M, Wilson D. Wong΄s nursing Care of Infant and Children. 9 nd ed, Canada: Elsevier Mosby; 2011.
– Cranor WC, Christenson BD. Factors associated with outcomes of a community pharmacy diabetes care program. Journal of the American Pharmaceutical Association. 2000 Mar; 43(2): 160172.
– Anderson BJ, Holmbeck G, Iannotti RJ, McKay SV, Lochrie A, Volkening LK, Laffel L. Dyadic measures of the parent-child relationship during the transition to adolescence and glycemic control in Children with Type 1 Diabetes. Families, systems & health. 2009; 27(2): 141-152.
– American Diabetes Association. Standard of Medical Care in Diabetes. Diabetes Care. 2007; 30(1): 4-41.
– Pélicand J, Gagnayre R, Sandrin-Berthon B, Aujoulat I. A therapeutic education programme for diabetic children: recreational, creative methods, and use of puppets. Patient Educ Couns. 2006 Feb; 60(2): 152-63.
– Soundarya M, Asha A, Mohan V. Role of a diabetes educator in the management of diabetes. International Journal of Diabetes in Developing Countries. 2004; 24(4): 65-68.
– Ooi GS, Rodrigo C, Cheong WK, Mehta RL, Bowen G, Shearman CP. An evaluation of the value of group education in recently diagnosed diabetes mellitus. International Journal of Lower Extremity Wounds. 2007 Mar; 6(1): 28-33.
– O’Brien T, Denham SA. Diabetes care and education inrural regions. Diabetes Educ. 2008; 34(2): 334-347.
– Karvonen M, Viik-Kajander M, Moltchanova E, Libman I, LaPorte R, Tuomilehto J. Incidence of childhood type 1 diabetes worldwide, Diabetes Mondiale (DiaMond) Project Group. Diabetes Care. 2000 Oct; 23(10): 1516-1526.
– Rezaei N, Ttahbaz F, Kimyagar M, Alavi majd H. [The effect of nutrition education on knowledge, attitude and practice of type 1 diabetic patients from Aligoodarz]. Journal of Shahrekord University of Medical sciences. 2006; 8(2): 52-59. (Persian)
– Harris MA, Wysocki T, Sadler M, Wilkinso K, Harvey LM, Buckloh LM, et al. Validation of a structured interview for the assessment of diabetes self- management. Diabetes Care. 2000 Sep; 23(9):
1301-1304.
– La Greca, AM. Brief Manual for the Self Care Inventory. Miami: FL Author; 1992.
– Endocrinology & Metabolism Research Institute Tehran University of Medical Sciences. Daily log of blood sugar levels for diabetics. 2012. (Persian)
– Afshar M, Sadr F, Athari Zadeh M. [Effect of education on the care of Insulin dependent diabetes mellitus]. Feyz, Kashan University of Medical Sciences & Health Services. 1999; (2)6: 83-87. (Persian) 24 – Bayat F, Shojaeizadeh D, Hossaini SM, Sadeghi R, Tol A. [Effectiveness of Educational Program on Lifestyle Modification among Type II Diabetic Patients]. J Health Syst Res. 2013; 8(7): 1235-44.
(Persian)
– Farsi Z, Jabari-Moroui M, Ebadi A, Zandi A. [Application of Health Belief Model in Change of Self Care Behaviors of Diabetic Patients, Iran]. J Nurs. 2006; 22(61): 61-72. (Persian)
– Shamsi M, Hassanzadeh A, Kachoyee A, Sharifirad G. [Influence of walking training on haemoglobin glucosile and fasting blood sugar levels in women with type 2 diabetes]. Koomesh. 2010; 11(2): 99-106. (Persian)
– Yates T, Davies M, Gorely T, Bull F, Khunti K. Effectiveness of a pragmatic education program designed to promote walking activity in individuals with impaired glucose tolerance: a randomized controlled trial. Diabetes Care. 2009; 32(8): 1404-10.
– Mohammad HA, Farghaly HS, Metwalley KA, Monazea EM, Abd El-Hafeez HA. Predictors of glycemic control in children with Type 1 diabetes mellitus in Assiut-Egypt. Indian Journal of Endocrinology and Metabolism. 2012 Spe; 16(5): 796-802.
– Afshar M, Izadi FS. [Evaluation of the effect of teaching on blood Glucose in patients with diabetes mellitus]. Feyz, Kashan University of Medical Sciences & Health Services. 2005; 8(32): 6258. (Persian)
– Heidari M, Alhani F, Kazemnejad A, Tol A, Moezi F. [Assessing the Effect of Educational Program Based on Empowerment Model on HbA1C among Adolescents with Type 1 Diabetes]. J Health Syst Res. 2013; 8(7): 1376-84. (Persian)
– Greco P, Pendley JS, McDonell K, Reeves G. A peer group intervention for adolescents with type 1 diabetes and their best friends. Journal Pediatr Psychol. 2001; 26(8): 485-90.
– Tan MY, Magarey JM, Chee SS, Lee LF, Tan MH. A brief structured education programme enhances self-care practices and improves glycaemic control in Malaysians with poorly controlled diabetes. Health Education Research. 2011; 26(5): 896-907.
– Marigliano M, Morandi A, Maschio M, Sabbion A, Contreas G, Tomasselli F, et al. Nutritional education and carbohydrate counting in children with type 1 diabetes treated with continuous subcutaneous insulin infusion: the effects on dietary habits, body composition and glycometabolic control. Acta diabetologica. 2013 Dec; 50(6): 959-964.
– Overby NC, Margeirsdottir HD, Brunborg C, Dahl-Jørgensen K, Andersen LF. Norwegian Study group for childhood diabetes. Sweets, snacking habits, and skipping meals in children and adolescents on intensive insulin treatment. Pediatr Diabetes. 2008; 9(4 Pt 2): 393-400.
– Craig ME, Jones TW, Silink M, Ping YJ. Diabetes care, glycemic control, and complications in children with type 1 diabetes from Asia and the Western Pacific Region. J Diabetes Complications. 2007; 21(5): 280-7.
– Delahanty LM, Nathan DM, Lachin JM, Hu FB, Cleary PA, Ziegler GK, et al. Diabetes control and complications trial/epidemiology of diabetes. Association of diet with glycated hemoglobin during intensive treatment of type 1 diabetes in the diabetes control and complications trial. American Journal Clinical Nutrition. 2009; 89(2): 518-24.
– Behnam Vashan H, Shirdelzadeh S, Ghaemi N, Karimi Moonaghi H. [The effect of problemsolving education on self-management and HbA1C in adolescents with type 1 diabetes]. Journal of Sabzevar University of Medical Sciences. 2012; 18(4): 288-295. (Persian)
– Grey M, Boland EA, Davidson M, Li J, Tamborlane WV. Coping skills training for youth with diabetes mellitus has long-lasting effects on metabolic control and quality of life. Journal Pediatr. 2000; 137(1): 107-13.
– Rakhshandeh Rou S, Ghaffari M, Heydarnia A, Rajab A. [Evaluate the effectiveness of educational intervention on metabolic control in diabetic patients]. Iran J Diabetes Lipid Disord. 2009;
9(2): 57-64. (Persian)

Effect of education on management of blood glucose in children with diabetes

Cheraghi F (Ph.D) – Mortazavi SZ (MSc.) – Shamsaei F (Ph.D) – Moghimbeigi A (Ph.D).

Abstract
Introduction: Adequate education of patients and good metabolic control can improve clinical outcome in children with diabetes. This study aimed to investigate the effect of education on management of glycemic control in diabetic children aged 10 to 14 years in Diabetes Research Center of Hamadan, Iran in 2013.
Method: This quasi-experimental study had a single-group with pre-post test design. Forty diabetic children from 10 to 14 years of age were selected by random sampling. In order to empower them, we conducted four sessions of group training; each session took 30 to 45-minutes. The scales included a record form of blood glucose levels and diabetic children behavioral management questionnaire. Cronbach’s alpha of 0.74 -0.93 indicated stability of the questionnaire domains. Data analysis was conducted using SPSS version 19 using descriptive statistics and paired t-test, KolmogorovSmirnov, and Pearson correlation coefficient at 95% confidence level.
Results: There was a statistically significant difference between mean scores of behavioral management of diabetic children in four domains: “blood glucose measurement (t=7.44, P<0.001) “, “following principles of insulin therapy (t=7.43, P<0.001) “, Observing Dietary Behaviors (t=9.72, P<0.001) and “physical activities (t=12.18, P<0.001) “. Moreover, there was a statistically significant difference between mean level of recorded blood glucose in the diabetic children a week before and a week after training intervention (t=-3.97, P<0.001); as well as, between mean level of glycosylated hemoglobin before and three months after the intervention (t=-5.23, P<0.001).
Conclusion: Systematic training and empowering children with diabetes aged 10-14 years to perform blood glucose measurements, observing insulin therapy principles, Observing Dietary Behaviors, and doing physical activities reduces blood glucose and HbA1C. Therefore, systematic training and involvement of diabetic children in the care and treatment can improve management of blood glucose.

Key words: Education, children, type 1 diabetes, management, blood glucose monitoring

Received: 9 November 2013 Accepted: 7 April 2014

00



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید