00

به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاري
فصلنامه علمي – پژوهشي انجمن علمي پرستاري ايران
دوره دوم – شماره 3 (پياپي 5) – پاييز 1392

صاحب امتياز: انجمن علمي پرستاري ايران
مدير مسؤول و سردبير: دكتر فاطمه الحاني
مدي ر اجرايي: دكتر آذر طل
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامي: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بين المللي: 2322-3812
شماره بين المللي نشريه الكترونيكي: 4428-2322 e-ISSN

شوراي نويسندگان (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيلپور بندبني، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي گيلان
دكتر فاطمه الحاني، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر منير انوشه، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر زهره پارسا يكتا، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حميد پيروي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي چراغي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي حسيني، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر سيده فاطمه حق دوست اسكويي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدرضا حيدري، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر ناهيد دهقان نيري، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر ناهيد رژه، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر سادات سيدباقر مداح، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر نعيمه سيدفاطمي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر آذر طل، دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر عباس عبادي، استاديار دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بقيه اﷲ
دكتر عباس عباس زاده، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر شهرزاد غياثونديان، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر علي فخرموحدي، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي سمنان
دكتر مسعود فلاحي خشكناب، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر انوشيروان كاظم نژاد، استاد گروه آمار زيستي دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عيسي محمدي، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر ندا مهرداد، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حسن ناويپور، استاديار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويس مرادي – علي رضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحه آرايي: فرشته حيدري
طراح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علمي پرستاري ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و مامايي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: [email protected] , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 2 شماره 3 (پياپي 5) پاييز 1392، 77 -68

اثربخشي آموزش گروهي مؤلفه هاي شناخت و عمل به وظايف ديني بر ارتقاء شادي

فاطمه يعقوبيان، محمدباقر كجباف، امير قمراني
چكيده

مقدمه: شادي از جمله هيجانهاي مؤثر در سلامت روان ميباشد كه توجه مستمر و تلاش در جهـت ارتقـاي آن مـورداهميت است. بدين منظور در سال هاي گذشته، برخي از روان شناسان شادي و پژوهشگران كوشيده اند روش هايي بـراي افـزايشميزان شادي در افراد ارايه دهند. از جمله اين روش ه ا ميتوان به آموزش هاي دينـي و معنـوي اشـاره كـرد. از ايـن رو هـدف ازاجراي پژوهش حاضر، بررسي اثربخشي آموزش گروهي مؤلفه هاي شناخت و عمل به وظايف ديني بر ميزان شادي دانشـجويانبود.
روش: در اين پژوهش نيمه تجربي، 40 نفر از دانشجويان مؤسسه عالي المهدي اصفهان در سال تحصيلي 1392-1391 به صورت تصادفي به دو گروه 20 نفره آزمايش و شاهد تقسيم شدند. گروه آزمايش 8 جلسه آموزش مؤلفه هاي شناخت و عمـلبه وظايف ديني دريافت كرد و گروه شاهد هيچ مداخله اي دريافت نكرد. قبل از مداخله و هشت هفته بعد از اتمام مداخله هـر دوگروه پرسشنامه شادكامي آكسفورد را تكميل كردند. ميزان اعتبار اين پرسشـنامه بـا اسـتفاده از آلفـاي كرونبـاخ 90/0 محاسـبهگرديد. براي تجزيه و تحليل داده ها از نرم افزار SPSS v.18 استفاده شد.
يافته ها: در اين پژوهش دو گروه آزمايش و شاهد از نظر مشخصات دموگرافيكي همگـن بودنـد (002/0=p). ميـانگينسني شركت كننده ها (84/1±)52/21 بود. مقايسه ميانگين نمرات پـس آزمـون شـادي در گـروه هـاي مـورد مطالعـه و تحليـلكوواريانس نمرات آزمون شادي نشان داد بين گروه آزمايش و شاهد تفاوت معناداري وجود دارد (002/0=p).
نتيجه گيري: نتايج اين مطالعه نشان داد كه آموزش مؤلفه هاي شناخت و عمل به وظايف ديني بـر شـادي دانشـجويانمؤثر بوده است. لذا نقش آموزش مؤلفههاي شناخت و عمل به وظايف ديني جهت ارتقاي شادي دانشـجويان بايـد مـدنظر قـرارگرفته شود.

كليد واژه ها: مؤلفه ه اي شناخت و عمل به وظايف ديني، شادي، دانشجويان

تاريخ دريافت: 6/6/1392 تاريخ پذيرش: 16/9/1392

مقدمه

روان شناسي ديني كه عبارت است از مطالعه مذهب و پديده هاي مذهبي با اسـتفاده از مفـاهيم روان شناسـي، اشاره به اين دارد كه مـذهب و واقعيـات روان شناسـي از يكديگر تأثير مي پذيرنـد . در حيطـه روان شناسـي دينـي ، تمايل فزاينده اي وجود دارد كه چشم اندازهاي تئوريكي، به واسطه پـژوهش هـاي تجربـي حمايـت شـود . از ايـن رو افزايش تحقيقات در زمينـه هـاي گونـاگون نظيـر ميـزان مذهبي بودن، نياز به مذهب، تأثير دين در سلامت جسم و روان و غيره بسيار چشمگير بوده است. يكي از اين قبيل پژوهشهاي تجربي مورد علاقـه محققـان روان شناسـي ديني بررسي رابطه بين معنويت و شادي است.
واژه شادي مفهـومي روان شـناختي اسـت كـه داراي تعاريف و ابعاد مختلفي مي باشـد. در واژه نامـه هـا شـادي بـا واژه هايي همچون خوشحالي، شادكامي، خوشي و نشاط هـم معنا دانسته شده است. در مباحث روان شـناختي، شـادي بـهعنوان يكي از هيجانات مثبت طبقـه بنـدي شـده اسـت كـه انسان ها در فعاليت هاي روزمره خود آن را تجربه مي كنند (1).
تعريف Diener و همكاران (1999) از شادي كـهعميقاً توسط جامعه علمي پذيرفته شده اسـت و اسـتفاده از برچسبهاي ذهني سلامت را ترجي ح مي دهـد، بـه عنـوانتركيب سه مؤلفه تعريف شده است: حداقل عاطفـه منفـي، حداكثر عواطف مثبت و سطح بالاي رضايت از زنـدگ ي. در اين حس، عاطفه مثبت، عاطفه منفي و رضـا يت از زنـدگ ي به عنوان شاخص هاي ساختار زمينه اي و داراي همبسـتگي بالا در نظر گرفته مي شوند؛ و به طور معمول تنها يك بعد، همبس تگي نزديك ي ب ا ش ادي دارد. زي را آن ه ا ش امل قضاوت هاي ارزيابي براساس تجربيات زندگي افـراد اسـت (2). همان طور كه در اين تعريف مطرح شد، ماهيت شادي مركب از دو جزء عاطفي و شناختي است. در حقيقت، لذت بخش هيجاني و رضايت از زندگي بخش شـناختي شـادي محسوب مي شوند. همچنين شـادي، كـه هـدف مشـتركانس انهاس ت و همـه در ت لاش ب راي رس يدن بـه آنمي باشند، ارزشيابي افراد از خـود و زندگيشـان اسـت. ايـنارزشيابي ها ممكن است جنبه شناختي داشته باشـد، ماننـدقضاوت هـ ايي كـه در مـورد خشـنودي از زنـدگي صـورتمي گيرد و يا جنبه عاطفي كه شامل خلق و هيجاناتي است كه در واكنش به رويدادهاي زندگي ظاهر ميشود (3).
Veenhoven نيز در تعريف شادي بيان مي كند:
»شادي به طور كلي به ميزان و درجه اي از مطلوبيت گفته مي شود كه انسان براساس آن كيفيت زندگي فردي خود را به عنوان يك كل ارزيابي مي كند« (4).
برخي از نظريه پردازان رسيدن به شادي را از طريق توجه بـه ارزش هـا و اهـداف معنـوي، نيازهـاي اساسـي ، معنادار بودن زندگي و عشق به خدا امكان پذير مـي داننـد .
Malherbe با طرح اين پرسش كه آيا راهي وجـود داردكه بفهميم چگونه بهترين، بيشترين و پايدارترين شادي به دست مي آيد، شادي معنوي را يگانه شادماني مي دانـد كـهدر همه شرايط پابرجا و زوال ناپذير است. از نظـر وي ايـناحساس شادي با سـخت ي هـ ا و فشـار هاي روانـي زنـدگي،همزيستي مطلوبي دارد (5).
در حقيقـت انسـان براسـاس فطـرت و غر يـزه و ساختمان خاص رواني خود متمايل و خواهان خدا آفر يـده شده است (6). همچنين از طرفـي از طر يـق لـذت هـاي زودگذر و بي پايان دنيوي نمي توان به شادي واقعي رسيد. براي رسيدن به شادي واقعي بايد بين لذت هاي زودگذر و آن دسته از نيازهايي كه در ماهيت انسان ريشه دارند و نيز با فعاليت هـايي كـه بـا ارزش هـ اي عميـق انسـان همسـوهستند، تمايز قايل شـد . شـناخت هـ ا، باورهـا و رفتار هـايديني، افراد را به سمت سعادت و شادي حقيقـي رهنمـونمي كنند (7).
آموزه هاي ديني ما داشـتن نشـاط و روحيـ ه شـاد را لازمه يك زندگي موفق مي دانند. درباره اهم يـت نشـاط وسرور و جايگاه آن در تعاليم ديني، همين بس كه ي كـي از فصول كتاب هاي روايي به باب »ادخال سرور« اختصـاصيافته و از كساني كه موجبات دلخوشـ ي و شـاد ي بنـدگان
خدا را فراهم ميآورند، سـتا يش شـده اسـت (8). حتـي درمواردي به شدت اين ديدگاه كه شخص دينـداري، دنيـايخودش و لذت ها را به خاطر آخرت ترك كند، مورد مذمت قرار گرفته است (9).
با توجه به موارد بالا، ضرورت پـرداختن بـه مقولـهشادي از چند جهت ديگر نيز اهميت دارد. يكـي ايـن كـه شادي افزايش دهنده آگاهي، خلاقيت و فعاليت فرد است، تسهيل گر روابط اجتماعي است و موجب حفظ سـلامت و افزايش طول عمر افراد مي گردد (10). همچنين شاد بودن جامعه يكي از عوامـل بسـيار مـؤثر در توسـعه اقتصـادي، فرهنگ ي، اجتم اعي و سياس ي اس ت و موج ب ك اهشنابساماني هاي خانوادگي، طـلاق، افـزايش ميـ زان ميـ ل ورغبت تحصيلي، دل به كار دادن و افزايش توليد است (8).بنابراين شادي و سرزندگي در دانشجويان سـبب مـي شـودآن ها با رغبت بيشتري در دانشگاه حضور يابند و نه تنها در راه تحصــيل علــم و دانــش انــدوزي تــلاش كننــد، كــهارزش هاي مورد توجه دانشگاه را نيز بهتر پاس دارند.
لذا در سال هاي گذشته، با توجـه بـه مزايـاي يـكزندگي شاد براي اعضاي جامعه، به ويژه دانشجويان، برخي از روان شناسان شادي و پژوهشگران كوشيده اند روش هايي براي افزايش ميزان شادي در افراد ارايه دهند. از جمله اين روش ه ا مي توان آموزش هاي ديني و معنوي اشاره كرد.
تحقيقات بسـ ياري اثربخشـي آمـوزش مؤلفـه هـ اي معنويت بر افزايش شادكامي افراد را در زيرمجموعـه هـاي دانشجويي نشان مي دهنـد (13-11). همچنـين مطالعـاتنشان داده اند كه بين شادي و نگرش مذهبي، رابطه مثبت و معناداري وجود دارد (17-14). به عبارت ديگر، حضور در مراسم و اماكن مذهبي، ارتباط با خدا، اعتقاد به اصـول و فروع دين و توجه به معنو يـات از جملـه منـابع و عوامـل مذهبي و معنوي شادي مي باشد (20-18).
در حقيقت نظريه ها بيان مي كنند كه مذهب، شادي را به چند طريق ارتقا مي دهد. براي مثال، اعمال مذهبي، مانند حضـور در مسـاجد ، تعامـل و حمايـت اجتمـاعي را افزايش مي دهد. علاوه بر اين، ايجـاد و گسـترش رابطـه فـردي بـا خـدا ، شـادي را بـا كـاهش اسـترس و بهبـود راهبردهاي غلبه بر استرس، ارتقا مي دهد. همچنين مذهب به زندگي شخص معنا مي دهد (21).
Moreira-Almeida و همكاران رابطـه بـين اعمال ديني و شاخص هاي سـلامت روان در رضـايت از زندگي، شادي و عاطفه مثبت را در بيش از صـد مطالعـه مورد پژوهش قرار دادند، كه80 مطالعه حداقل يك رابطه مثبت و معنادار بين اعمال ديني و متغي رهـاي رضـايت از زندگي و شادي را نماياند. ايشان بيان مي كننـد كـ ه ا يـن رابطه مثبت در نمونه هاي مختلف از ك شـورهاي مختلـف كه داراي تنوع نژادي و مذهبي مي باشند، وجود دارد (22).
Argyle & Emmons نيز نشان داده انـد كـهبين سطح نشاط و ميزان اعتقـاد بـه باورهـا و ارزش هـ اي ديني، رابطه معناداري وجود دارد. به باور آنـان زمـاني كـهباورهاي ديني منجر به رفتارهاي ديني مي شوند، ميزان آن رابطه بيشتر مي شود (21).
با توجه به پژوهش هاي پيشين روشن مي شـود كـهاكثر مداخلات معنوي از ديدي جامعنگر، كه تمـامي ابعـاددين را پوشش دهند، برخوردار نبوده اند. بـه طـور مثـال در پژوهش عرب و همكاران، آمـوزش برنامـهريـزي عصـبي كلام ي نس بت ب ه آم وزش معنوي ت ب ر روي س ازگاري زناشويي مؤثرتر بود (23). اين نتيجه ممكن است به دليـلاين باشد كه در آموزش معنويت تنها به جنبه شناختي دين پرداخته شده، و از ساير جنبه ها چون بعد رفتاري و اخلاقي دين غفلت شده باشد. در پژوهش حاضر تلاش شده اسـتت ا مؤلفه هاي معنويت، با سه عنصر اساسي دين كه مشتمل بـر (عقا يـد، اخلاق يـات و اح كـام) هسـتند، منطبـق باشـد. بنابراين، هدف پژوهش حاضر بررسي اثربخشي مؤلفه هاي ش ناخت و عم ل ب ه وظ ايف دين ي ب ر مي زان ش اديدانشجويان بود؛ تا از اين رهگـذر بـه مـدلي جـامع جهـتارتقاي شادي دست يافته شود.

روش مطالعه

پژوهش نيمه تجربي حاضر با طرح پـ يش آزمـون – پس آزمون، تأثير آموزش گروهـ ي مؤلفـه هـ اي شـناخت وعمل به وظـايف دينـي را بـر ميـزان شـادي دانشـجويانمؤسسه آموزش عالي المهدي شهر اصفهان مـورد بررسـيقرار داد.
جامعه آماري در تحقيق حاضـر، كليـه دانشـجويانمؤسسه آمـوزش عـالي المهـدي شـهر اصـفهان در سـالتحصيلي 1392-1391 مشـتمل بـر 1450 نفـر بودنـد . از ميان كليه دانشجويان مؤسسه آموزش عـالي المهـدي، 40 نفر از دانشجويان دختـر بـه روش نمونـه گيـري تصـادفي انتخاب و سپس به صورت تصـادفي بـا اسـتفاده از جـدولاعداد تصادفي در دو گروه آزمايش و شاهد قرار گرفتند. در هر گروه 20 نفر شركت داشتند كه همگي دختر بودند.
معيارهاي ورود بـه مطالعـه شـامل دانشـجو بـودن،رضــايت داوطلبانــه بــراي شــركت در جلســات و عــدمبرخورداري از اختلالات رواني بود. همچنين معيـار خـروجدر اين پژوهش ترك تعداد دو جلسه يا بيشـتر دانشـجوياندر جلسات آموزشي بود.
مولوي معتقد است حجم نمونـه گـاهي بـا فرمـولمشــخص و بــا اســتفاده از تــوان آمــاري 8/0 و جــدولمخص وص محاس به م ي گ ردد، ول ي اي ن روش ك املاًرضايت بخش نيست. با پيدايش نـرم افزارهـاي كـامپيوتريكفايت حجم نمونه به سهولت مشخص مي گردد. لذا پـساز جمع آوري داده ها، نتايج تحل يـل مقـدماتي، سـطح آلفـا،ميزان تفاوت و توان آماري را نشان مي دهد و براسـاس آن ميتوان در مورد كفايت حجم نمونه قضاوت كرد. در واقـعتوان آماري با حجم نمونه رابطه مستقيم دارد. حجم نمونه با در نظـر گـرفتن تـوان آمـاري مولـوي در يـ ك مطالعـهمقدماتي، 8/0 محاسبه شد كـه از لحـاظ آمـاري مطلـوب ميباشد؛ بر همين اساس حجم نمونه بـراي هـر گـروه 14 نفر كفايت داشت ولي براي جبـران ر يـ زش احتمـال ي و در جهت افزايش توان آزمون براي هر گروه 20 نفـر انتخـابشدند (24).
نمون ه ه ا ش امل رش ته ه اي گون اگون م ديريت، كامپيوتر، حسابداري، فقه و حقوق، امور بـ انكي و معمـاريبودند. لذا نمونه هاي دو گـروه برحسـب متغيرهـايي چـون
ه وش معن وي، س ن و رش ته تحص يلي همس ان س ازي گرديدند. گروه آزمايش تعداد 8 جلسه 90 دقي قـه اي تحـت آموزش مؤلفه هاي شناخت و عمل به وظـايف دينـي قـرارگرفته و گروه شاهد اين مداخله را دريافت نكـرد. پـژوهشتوسط خود پژوهشگر و زير نظر اساتيد گـروه روان شناسـي براي دانشجويان كروه آزمون بيان شد.
محتواي جلسات آموزشي مؤلفه هاي شناخت و عمل به وظايف ديني، از مقيـاس دي نـداري و ارز يـابي سـطوح دينداري اقشار مختلف جامعه ايران خـداياري فـرد گرفتـهشده است، كه داراي سه بعد شناخت و باور ديني، عواطف ديني و التزام و عمل به وظايف ديني ميباشد. شناخت در اين تعريف شامل شناخت حصولي و حضوري هر دو است؛ معرفت حضوري معرفتي است كه بـيواسـطه بـه واقعيـتشيء نظر دارد، معرفتي كه تصـور خطـا در آن راه نـدارد ومعرفت حصولي معرفتـي اسـت كـه بـا واسـطه صـورت ومفهوم شيء حاصل مي شود، و بنابراين راهيابي خطا در آن ممكن است. شناخت حصولي عـلاوه بـر درك انسـان از وجود و صفات خداوند، ارسال رسل، و وجود جهان پس از مرگ به عنوان اصول دين اسلام، شامل دانش نسبت به احكام و آنچه بر پيامبر نازل شده، است. التزام و عمل بـه وظايف ديني، اشاره به بعد رفتاري دارد، به طوري كه فرد دينـدار پـس از شـناخت و احسـاس عـاطفي نسـبت بـهدستورات ديني، خود را ملزم به انجام آنها مي دانـد (25). هر كدام از عوامـل ذ كـر شـده در جلسـات آموزشـي ايـنپژوهش، پيش نياز بعدي اسـت ، لـذا اصـلاح و بهبـود در دانش و شناخت ديني، بايد رهبري شود به سوي اصلاح و بهبود در نگرش ديني و اصلاح و بهبود در نگرش دي نـي، بايد سوق پيدا كند به سوي اصلاح و بهبود در رفتار ديني. به عبارتي ديگر ديانتي مي تواند منجر به شادي شود كه بر پايه شناخت ها، نگرش ها و رفتارهاي اصيل ديني اسـتوار گردد. مسايل ديني بايد به نحوي آموخته شود كه سـبب شناخت عميق گردد و فرد ارتباط آن ها را با مسايل زندگي خود دريابد.
همچنين معناداري زندگي از بسته آموزشي بوالهري و همكاران اخذ گرديد. و تكاليف عملي براي اطاعت از خدا از روش هاي پيشـنهادي مقيـاس مـذهبي/معنـوي درمـان Lillis و همكاران گرفته شد (26و27). ايـن مقيـاس 10 آيتم دارد و مـي توانـد توسـط هـر كـدام از درمـانجو و يـادرمانگر كامل شـود و درمـانگر بـه كمـك 10 آيـتم ايـنمقياس، نقش مذهب/معنويـت را در برنامـه درمـاني ارايـ ه شده ارزيابي مي كند. تشويق بيماران به عبادت، دعوت بـهشركت در مراسمات مذهبي، دسترسي آسـان بيمـاران بـه كتاب هاي مقدس و ختم تعدادي از جلسات درمان با دعا و ني ايش، بخش ي از روش هـاي پيش نهادي ايـن مقي اس مي باشد. همچنين در يك جلسه آموزشي، رويكـرد اسـلامنسبت به شادي برحسب آيات و روايات به روشـني تبيـينشد. شرح اين جلسات آموزشي گروهي در جدول زير ارايـ ه گرديده است:
جلسات آموزشي مؤلفه هاي شناخت و عمل به وظايف ديني
شرح جلسه شماره جلسه
معارفه و آشنايي با فرآيند كار، اجراي پيش آزمون جلسه اول
شناخت و باور كردن خدا جلسه دوم
شناخت و اعتقاد به پيامبران جلسه سوم
شناخت و اعتقاد به معاد جلسه چهارم
شناخت عبادات (نماز، روزه، ذكر و توكل) جسه پنجم
شادي و معناداري زندگي از منظر دين و روانشناسي و مقايسه اين دو با هم جلسه ششم
تكاليف عملي براي اطاعت از خدا و شكر خدا (دعوت به عبادت، قرائت كتاب مقدس و …) جلسه هفتم
جمع بندي و ارزيابي نهايي، اجراي پس آزمون جلسه هشتم

در اين پژوهش متناسب بـا اهـداف پژوهشـي از دو پرسش نامه ب ه ش رح ذي ل اس تفاده ش د: 1- پرسش نامه جمعيت شناختي 2- مقياس شادكامي آكسفورد: پايه نظري ايــــن پرسشــــنامه تعريــــف Martin ،Argyle وCrossland از شادكامي بوده است. به باور Argyle و
Lu ايـن پرسشـنامه نقطـه مقابـل پرسشـنامه افسـردگي
Beck اســت. از آنجــايي كــه »پرسشــنامه افســردگ ي Beck« يكي از معتبرترين مقياس هاي سنجش افسردگي بوده است Argyle پس از راي زنـي بـا »Beck« بـر آن شد تا سؤالات مقياس وي را معكوس نمايـ د و پرسشـنامهشادكامي آكسفورد را طراحي كند. بدين ترتيـ ب 21 سـؤال پرسشــنامه شــادكام ي آكســفورد طراحــ ي شــد. ســپس Argyle 11 ماده به آن افزود و فرم اوليه مقياس بـا 32 ماده طراحي شد. در مرحله بعد فـرم 32 سـؤالي بـرروي 8 دانشجو اجرا شد و از آن ها خواسته شد كه روايـي صـوري مقياس را برآورد نمايند. اين امر موجب حـذف 3 سـؤال از مقياس گرديـ د و بـر ايـ ن اسـاس فـرم نهـايي پرسشـنامهشادكامي آكسفورد با 29 سؤال طراحي شـد . نمـره گـذاري پرسشنامه شادكامي آكسفورد در يك طيف چهار گزي نـه اي از صفر تا سه انجام مي شود، بنابراين نمره هر آزمودني بين صفر تا 87 قرار مي گيرد (28). بـراي مثـال يـك نمونـه ازسؤالات اين پرسشـنامه بـه ايـن شـرح اسـت: الـف ) مـناحساس خوشحالي نمي كنم؛ ب) من تا انـداز ه اي احسـاسخوشـحالي مـي كـنم؛ ج ) مـن خيلـي خوشـحالم و د) مـنفوق العاده خوشحالم.
در پايان دوره آموزشي، ميزان شادي دانشـجويان ازطريق مقياس شادكامي آكسفورد ارزيابي شد. داده ها پـساز استخراج در نـرم افـزار SPSS v.18 وارد و تجزيـه وتحليل داده ها با استفاده از آمار توصـيفي و تحليلـي انجـامگرفت. بدين صورت كه از آمار توصيفي ميانگين و انحراف معيار و از آمار استنباطي شامل تحليل واريانس چندمتغيري با كنترل اثر پيش آزمون استفاده گرديد و 05/0=p معنادار تلقي گرديد.

يافتهها

براساس يافته هـ اي دموگرافيـك جـدول شـماره 1، 10% از واحدهاي مورد پژوهش زيـر 20 سـال، 80% بـين
23-20 سال و مابقي بالاي 23 سال سن داشتند. همچنين ميانگين سني شركت كننده هـا (84/1±)52/21 بـود . 45% شركت كننده ها در رشته مديريت و سـايرين بـه ترتيـب دررشته هاي امور بانكي 20%، فقه و حقوق 15%، حسـابداري5/12% و معمــاري 5/7% مشــغول بــه تحصــيل بودنــد.
ميانگين هوش معنوي در گروه آموزش شناخت و عمل بـهوظايف دينـي 65/60 بـا انحـراف معيـار 83/6 و در گـروهشاهد 05/60 با انحراف معيار 31/7 بود. در مجموع نتـايجآزمون مربع كاي نشان داد كه بين گروه آزمايش و شـاهدبه لحاظ سن، رشته تحصيلي و نمرات پيش آزمون هـوشمعنوي تفاوت معناداري وجود ندارد و گروه هاي آزمـايش وكنترل به لحاظ متغيرهاي مزبور همتا مي باشند.
جهت تعيين نرمال بودن داده هاي شادي از آزمـونكلموگروف- اسميرنف دو طرفه استفاده گرديد كه براساس آن داده ها از توزيع نرمال برخوردار بودند. در جدول شـماره2، ميانگين و انحراف معيار نمرات شادي در مراحل پـ يش آزمون و پس آزمون ارايه شده است.
نتايج جدول شماره 2 نشان مي دهد كه دانشـجوياندختر كه آموزش مؤلفه هاي شـناخت و عمـل بـه وظـايفديني را دريافت كرده اند (گروه آزمايش)، در ميـزان شـادينمره بيشـتري نسـبت بـه گـروه شـاهد كسـب كـرده انـد .
همچنين غيرمعناداري t در جدول شـماره 2 نشـان دهنـدهاين است كه گروه ها قبل از انجام مداخله نسبت به متغيـروابسته همتا مي باشند و تفاوت معناداري با يكديگر ندارند.
همان طور كه نتايج جدول شماره 3 نشان مي دهـد،در پاسخ به تعيين تأثير آموزش مؤلفه هاي شناخت و عمـلبه وظايف ديني بر ميزان شادي دانشجويان گروه آزمـايشو شاهد، گروه آزمـايش نسـبت بـه گـروه شـاهد ميـانگينبيشتري كسب نموده و اختلاف ميـانگي ن هـ ا معنـادار بـود002/0=p. با توجه به اين كه ميانگين نمرات پس آزمـونشادي در گروه آمـوزش مؤلفـه هـ اي شـناخت و عمـل بـه
وظايف ديني از ميانگين نمرات پس آزمون شادي در گروه شاهد بيشتر است، پس نتايج تحقيق مؤيد اين مطلب است كه آموزش مؤلفه هاي شناخت و عمـل بـه وظـايف دينـيميزان شادي دانشجويان را افزايش مي دهد.

بحث

در رابطه با تأثير آموزش مؤلفه هاي شناخت و عمل به وظايف ديني بر ميزان شادي دانشـجويان ، كـه هـدف اصلي پژوهش حاضر بود، يافته هـا نشـان داد كـه تفـاوتآماري معناداري بين دو گروه آزمـايش و شـاهد در مرحلـهپس آزمون وجود دارد (002/0=p). پژوهش هـ اي گذشـتهنشان دهنده تأثيرات مثبت مؤلفه هـ اي معنويـت در ارتقـاي ميزان شادي مي باشد (17-12).
در پژوهش حاضر آموزش مؤلفه هاي معنويت شامل دو بعد شناخت و باورهاي ديني و عمل بـه وظـايف دينـيمي باشد. در بعد اول آموزش شناخت ديني موجب افـزايششادي در دانشجويان بـود كـه بـا تحقيقـات صـحرائيان و همك اران (1)؛ حي دري رفع ت و عن ايتي ن وين ف ر (14) هم خوان مي باشد. در بعـد رفتـاري نيـز ، ايـن پـژوهش بـاتحقيقات Lillis و همكاران (27)، مبني بر تأثيرات مثبت و معنادار عمل بـه وظـايف دينـي و شـركت در مراسـماتمذهبي بر ميزان شادي و اميد در زندگي، همسو مي باشد.
جدول 1- فرواني و درصد اطلاعات دموگرافيك دانشجويان در گروه هاي آزمايش و شاهد
درصد فراواني اطلاعات دموگرافيك
%10 4 زير 20سال سن
%80 32 23-20 سال %10 4 27-23 سال %45 18 مديريت رشته تحصيلي
%20 8 امور بانكي %15 6 فقه و حقوق %12/5 5 حسابداري %7/5 3 معماري
جدول 2- ميانگين و انحراف معيار نمرات شادي در پيش آزمون و پس آزمون در گروه هاي آزمايش و شاهد

جدول 3- تحليل كوواريانس نمرات پس آزمون شادي در گروههاي آزمايش و كنترل
توان آماري حجم اثر معناداري آماره آزمون F ميانگين مجذورات درجه آزادي مجموع مجذورات منبع تغييرات
1 0/47 0/001 33/07 3537/88 1 3537/88 پيش آزمون شادي
0/89 0/22 0/002 10/74 1149/17 1 1149/17 اثربخشي آموزش شناخت و عمل به وظايف ديني
همچنين نتايج اين پـژوهش در راسـتاي تحقيقـاتاكبرپور بني و تـوكلي محمـدي (13) و منظـري تـوكلي وعراقي پور (11) مي باشد. اين پژوهش ها نشان دادند كه اين شناخت دروني و باورهاي راستين و عميق ديني است كـهبا رسوخ در دل جان افراد به عمق وجود آن ها راه يافتـه وبا تقويت جنبه هاي ايماني و اعتقـادي، باعـث بـروز حـسشادي و نشاط فردي و اجتماعي آن ها مي شود؛ كه با نتايج پژوهش حاضر هم خوان مي باشد.
در همــين زمينــهArgyle (18) و Emmons
(19) معتقدند كه باورها و رفتارهاي ديني به منزلـ ه نـ وعي
»مكانيسم انظباتي« عمل مي كنند كه از يك سـو موجـبافزايش سطح عمق پذيري در برابـر اسـترس هـ اي زنـدگيروزمره مي شوند و از سوي ديگر، دست يازيدن به اعمـاليكه با ميل و رغبت دروني صورت مي گيرند موجـب ايجـادخرسندي و رضايت خاطر مي شوند.
از سـوي ديگـر Myers (2000)، معتقـد اسـت از آنجا كه فرد با ايمان داراي ارتباطـات و اعتقـادات معنـوياست كمتر احساس رهاشدگي، پوچي و تنهايي مي كند، لذا شادي بيشتري را تجربه مـي كنـد . بنـابراين يكـي از علـلشادي در شخصيت هاي شاد دنيا، به كار بردن ارزش هـ اي معنوي يا مذهبي در مسيرهاي ثابت است (29). همچنين افراد شاد داراي روابط دوسـتانه بـا ثبـات و نگـرش هـاي مذهبي محكمي هستند (30).
در اين زمينه ارسطو معتقد است كه، دست كم سـهنوع شادي وجود دارد. پايين ترين سطح شادي همان لـذتاست، در سطح بعد عقيده مردم عادي است كـه شـادي را معادل موفقيت و كاميابي مي داننـد و در بـالاترين سـطح،شادي موردنظر ارسطو يـ ا شـاد ي ناشـي از معنويـ ت قـرارمي گيرد. به عبارت ديگر، ارسطو شادي را عبارت از زندگي معنوي مي داند (31).
در بررســــي هــــايي كــــه Myers (2000) و Engelhart (1990) در اي الات متح ده آمريك ا انج ام دادند، نشان داده اند مردمي كه خود را معنوي تر و مذهبي تر ميدانند، سطوح بالاتري از شادي را گـزارش مـي كننـد وحضور در كليسا و آيين هاي ديني، بـا احسـاس بهزيسـتيرابطه مثبتي دارد (17). بنابراين مي توان گفت با توجه بـه در راستا قرار داشتن نوع مداخله ما با مداخلات مذكور بـا تأكيد بر عوامل مؤثر بر ارتقاي شادي در مطالعـات مـورد بحث، مداخله ما در افزايش شـادي در دانشـجويان موفـقبوده است.
از محدوديت هاي اين پژوهش اجراي مداخله بـرروي دانشجويان دختر بود؛ كما اين كه مي طلبـد اثربخشـي ايـنمداخله بر افزايش شادي دانشجويان پسر هم مـورد بررسـيق رار گي رد. همچن ين در پـژوهش حاضـر ب ه اثربخش ـيمؤلفه هاي شناخت و عمل به وظايف ديني برروي گروهي از دانشجويان سنين 19 تا 27 ساله شهرستان اصفهان پرداخته شد، لذا بايستي در تعميم نتايج به ساير گروه ها و در شـهرها و استا نهاي ديگر كشور، جانب احتياط را رعايت نمود.
اين پژوهش نشان داده است كه آموزش مؤلفه هاي معنويـت كـه شـامل شـناخت و عمـل بـه وظـايف دينـي مي باشد، ميتواند در جهـت ارتقـاء شـادي در دانشـجويانمؤثر باشد. لذا پيشنهاد مي شود كه زمينـه هـ اي اسـتفاده وكاربست اين نوع از مداخله، در كلنيك هاي مشاوره خانواده و در حوزه هايي نظير رضايت از زنـدگي، شـادي زوجـين وروابط بين فردي، فراهم گردد. با توجـه بـه ايـن كـه ايـن مداخله برروي دانشجويان دختر انجـام پـذيرفت، پيشـنهادمي گردد كه در پژوهش هاي آتي نقش تفاوت هاي جنسيتي مورد بررسي قرار گيرد. همچنين به متوليان امـر آمـوزش كشور به منظور اين كه دانشجويان شادكامتري را تربيت كنند، پيشنهاد مي شود كه همسو با برنامه هـاي آموزشـي خود برنامه هاي ديني و معنوي را نيز در برنامه هاي خـود بگنجانند.

نتيجهگيري

امروزه گرايش به كاربرد معنويت در تمام رشته هـا مثلاً معنويت در پرستاري، علوم اجتمـاعي، بـوم شناسـي، حوزه هايي مانند رسانه ها و حتي حوزه هايي مانند فيزيـك نوين وجود دارد. طبيعتاً تأكيد بر بعد معنوي از اين ديدگاه نشأت گرفته است كه بعد معنوي اساساً براي نيكبختي و كمال انسان است. نتايج اين مطالعه نشان داد كه آمـوزشمؤلفه هاي شناخت و عمل به وظايف ديني باعـث افـزايشمعنادار ميانگين شادي در گروه آزمايش شد.
ارتقاء شـا دي افـراد در سـايه آمـوزه هـ اي معنويـتموجب پرورش افرادي مي شود كه داراي افكار و رفتارهاي سازگار و كمك كننده مي باشند. اين گونه افراد با ديدگاهي روشن به امور مـي نگرنـد، دعـا و نيـايش دارنـد، بـه طـورمستقيم براي حل مسايل از خود تلاش نشان مـي دهنـد وبه موقع از ديگران ك مك مي طلبند.
همچنين شادي كـه در اثـر نگـرش دينـي حاصـلمي شود، به عنوان پايگاه حمايت عاطفي و وسيله اي بـرايتفسير مثبت رويدادهاي زندگي فرد محسوب مي شود. لـذاداشتن ديدي مثبت به زندگي و شادي، يكي از مهـم تـرينكاربردهاي معنويت در زندگي به شمار ميآيد. اميد اسـت كه تحقيقات آينده به دنبال ايـن پـژوهش ، بـه تحقيقـات وسيعتري در مـورد مـذهب و شـادي بـا در نظـر گـرفتن متغيرهاي ميانجي و يا تعديل كننده بپردازنـد تـا بتـوان در نهايت مدلي در اين زمينه ارايه داد.

تشكر و قدرداني

محققــين برخــود لازم مــي داننــد از دانشــجويان شركتكننده در پژوهش و مسؤ ولين مؤسسه آموزش عالي المهدي اصفهان كه مـا را در انجـام ايـن پـژوهش يـارينمودند، كمال تشكر را داشته باشند، همچنين لازم به ذكر است اين مقاله با حمايت قطب علمي روان شناسي معنويت و شادي دانشگاه اصفهان انجام گرفته است.
منابع

– Sahraian A, Gholami A, Omidvar B. [The Relationship Between Religious Attitude and Happiness in Medical Students in Shiraz University of Medical Sciences]. J of Gonabad University of Medical Sciences. 2011; 17(2): 69-74. (Persian)
– Rey L, Extremera N, Duran A. Core self-evaluations, meta-mood experience, and happiness: Tests of direct and moderating effects. Iranian Journal of Personality and Individual Differences. 2012; 53:
207-212.
– Buss DM. The evolution of happiness. American Psychologist. 2000; 55(1): 15-20.
– Shahidi SH. [Psychology happiness]. Tehran: Drop Publication; 2011. (Persian)
– Malherbe M. [Man and religion, the role of religion in personal and social life]. Translated by M.
Tavakoli. Tehran: Ney publication; 2000. (Persian)
– Motahari M. [Collected Works]. Tehran: Sadra Publication; 1992. Volume 6. (Persian)
– Ryan RM, Deci EL. On Happiness and Human potentials: A review of research on hedonic and Eudaimonic Well-being. Annual Review Psychology. 2001; (52): 66-141.
– Sadeghiniri R. [The concept of happiness of the Quran, Islam and Prophet Muhammad and
infallible Words]. Culture in Islamic University. 2012; 1(1): 15-29. (Persian)
– Javadi Amoli A. [Keys of Life]. Qom: Asra Publication; 2012. (Persian)
– Neshat Doost HT, Mehrabi HA, Nouri N, Kalantari M, Palahang H, Soltani I. [Predicting factor of happiness in Mobarakeh steel company personel]. J of Applied Sociology of the University of Isfahan. 2002; 20(1): 105-118. (Persian)
– Manzari Tavakoli AR, Iraqi poor N. [The relationship between religiosity and happiness among female students of Islamic Azad University of Kerman in the academic year 2009-2010]. J of Educational Psychology. 2010; 6(19): 19-45. (Persian)
– Bagheri F, Akbarizadeh F, Hatami MR. [The Relationship Between Spiritual intelligence, happiness and demographic correlation in hospital nurses of Bint al-Huda of Bushehr]. Southern Medical Journal. 2011; 14(4): 256-263. (Persian)
– Akbarpoor Bani M, Tavakoli Mohammadi MR. [Religious beliefs associated with joy, happiness and mental health of female employees of Qom University]. Culture in Islamic University. 2011; 1(1): 102-116. (Persian)
– Heidari Rafat A, Enayati Novinfar A. [The relationship between religious attitude and happiness among students of Tarbiat Modarres University]. Psychology and Religion. 2010; 3(4): 61-72. (Persian)
– Kazemian Moghadam K, Mehrabizadeh Honarmand M. [Study of the relationship between Religious attitude with happiness and mental health of students of University of Behbahan].
Psychology and Religion. 2009; 2(4): 157-174. (Persian)
– Abedi A, Shvakhy A, Taji M. [Relationship between religiosity and happiness of Isfahan girl in period Biquarterly]. J of Studies in Islam & Psychology. 2008; 1(2): 45-58. (Persian)
– Ali Mohammadi K, Janbozorgi M. [Study of the relationship between religious orientation with happiness and happiness soul knowledge and depression in students Imam Khomeini institute Qom in the academic year 2007-2008]. Iranian Journal of psychology in interaction with religion. 2009; 1(2): 131-144. (Persian)
– Argyle M. The Psychology of Happiness. Translated by M. Kalantari. New York: Routledge.
Jahad Publications; 2001.
– Emmons RA. The Psychology of Ultimate concerns. New York: Guilford Press; 1999.
– Lelkes O. Tasting freedom: Happiness, religion and economic transition. J of Economic Behavior & Organization. Elsevier. 2006; 59(2): 173-194.
– Ellison CG. Religious involvement and subjective well-being. J Health Soc Behavior. 1991; 32(1): 80-99.
– Mreira-Almeida A, Lotufo Neto F, Koenig HG. Religiousness and mental health: A review. Rev Bras Psiquiatr. 2006; 28(3): 242-250.
– Arab Bagherani HR. [The Comparison of the effect of spirituality training and Neuro- linguistic programming on marital]. Master’s Thesis of Psychology, Isfahan, University of Isfahan, 2012. (Persian)
– Molavi H. [Practical Guide to SPSS-13-14 in behavioral sciences]. Esfahan: Publisher Thought Process; 2008. (Persian)
– Khodayarifard M, Shokohi yekta M, Ghobari Bonnab B. [Preparing a scale to measure religious attitude of college students]. J of Psychology. 2000; 4(3): 265-285. (Persian)
– Bolhari J, Ghobari Bonnab B, et al. [Spiritual Skills Training: A Guidebook for Trainers]. Tehran: University Project Center; 2012. (Persian)
– Lillis J, Gifford E, Humphreys K, Moos R. Assessing spirituality/religiosity in the treatment environment: The Treatment Spirituality/Religiosity Scale. J of Substance Abuse Treatment. 2008; 35: 427-433.
– Alipour AV, Nourbala AE. [Reliability and validity of Oxford Happiness Questionnaire]. J of Attitude and Behavior. 2008; 18: 55-65. (Persian)
– Gauntlett KA. Characteristics of Late-Life Happiness: The cognition, Behaviors, Emotions, & Attitudes of Happy Individuals During Late-Life Development. A clinical Research project submitted to the faculty of argosy University-San Francisco Bay area in partial Fulfillment of the Requirements for the Degree of Doctor of Psychology. California: Alameda; 2009.
– Myers DG. Close relationships and quality of life, In D. Kahneman, E. Diener & N. Schwarz (eds).
Well-Being: The foundation of hedonic psychology. New York: Russell Sage Foundation; 1999.
– Dickey MT. The pursuit of happiness. http://www.Dickey. Org/happy. Htm; 1999.
Effectiveness of group training on knowledge and practice of religious duties and its relationship with students’ happiness

Yaghoubian F (B.Sc) – Kajbaf MB (Ph.D) – Ghamarani A (Ph.D).

Introduction: Happiness is one of the most efficient emotions and plays a great role on mental health. In recent years, researchers and psychologists have tried to provide methods to increase the level of happiness in individuals. Spiritual and religious training are examples of these methods. The aim of this research is to study the effect of group training on knowledge and practice of religious duties and its relationship with students’ happiness.
Method: In this quasi-experimental study, 40 students of Almahdi higher education center in Isfahan were divided randomly into two groups of 20 students (control and experimental). Experimental group received 8 training sessions on knowledge and practice of religious duties, but control group did not receive any training. Before and 8 weeks after the end of training, both groups completed the oxford happiness questionnaire (with Cronbach’s alpha reliability: %90). Data was analyzes using SPSS v.18 software.
Results: In this study, experimental and control groups were homogeneous in demographic features. The average age of participants was 21.52(±1.84). Comparison between average scores after happiness test in studied groups and analyzing covariance scores of happiness test shows that there was significant difference between control and experimental groups (p<0.002).
Conclusion: Results of this study revealed that training on knowledge and practice of religious duties are effective on the level of students’ happiness and should be considered further.

Key words: Knowledge, practice, religious duties, student, happiness

Received: 28 August 2013 Accepted: 7 December 2013

00



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید