00

به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاري
فصلنامه علمي – پژوهشي انجمن علمي پرستاري ايران
دوره دوم – شماره 3 (پياپي 5) – پاييز 1392

صاحب امتياز: انجمن علمي پرستاري ايران
مدير مسؤول و سردبير: دكتر فاطمه الحاني
مدي ر اجرايي: دكتر آذر طل
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامي: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بين المللي: 2322-3812
شماره بين المللي نشريه الكترونيكي: 4428-2322 e-ISSN

شوراي نويسندگان (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيلپور بندبني، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي گيلان
دكتر فاطمه الحاني، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر منير انوشه، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر زهره پارسا يكتا، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حميد پيروي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي چراغي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي حسيني، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر سيده فاطمه حق دوست اسكويي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدرضا حيدري، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر ناهيد دهقان نيري، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر ناهيد رژه، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر سادات سيدباقر مداح، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر نعيمه سيدفاطمي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر آذر طل، دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر عباس عبادي، استاديار دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بقيه اﷲ
دكتر عباس عباس زاده، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر شهرزاد غياثونديان، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر علي فخرموحدي، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي سمنان
دكتر مسعود فلاحي خشكناب، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر انوشيروان كاظم نژاد، استاد گروه آمار زيستي دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عيسي محمدي، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر ندا مهرداد، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حسن ناويپور، استاديار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويس مرادي – علي رضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحه آرايي: فرشته حيدري
طراح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علمي پرستاري ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و مامايي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: [email protected] , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 2 شماره 3 (پياپي 5) پاييز 1392، 67 -58

بررسي ارتباط سرمايه اجتماعي ميان گروهي و هوش فرهنگي با نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيماران

لطفعلي خاني1، مظفر غفاري2

چكيده

مقدمه: سرمايه اجتماعي ميان گروهي و هوش فرهنگي بر ميزان نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيماران تـأثير دارد.
هدف اين مطالعه بررسي ارتباط سرمايه اجتماعي ميان گروهي و هوش فرهنگي با ميزان نگرش پرسـتاران نسـبت بـه آمـوزش بيماران بود.
روش: روش پژوهش توصيفي از نوع همبستگي بود و نمونه آماري ايـن تحقيـق شـامل 200 نفـر از پرسـتاران اسـتانآذرباي جان غربي در سال 1392 بودند كه با استفاده روش نمونه گيري خوشه اي چندمرحله اي انتخاب شدند. براي گردآوري داده ها از پرسشنامه سرمايه اجتماعي ميان گروهي Katarzyna Pazhak، مقياس هـوش فرهنگـيAng و همكـاران و مقيـاسمحقق ساخته نگرش پرستار نسبت به آموزش بيمار استفاده شد. سپس دادهها با استفاده از آزمون ضريب همبسـتگي پيرسـون وتحلي ل رگرسيون چندگانه مورد تحليل قرار گرفتند. سطح معناداري براي كليه آزمون ها برابر با 05/0<p در نظر گرفته شد.
يافته ها: بين نگرش پرسـتاران نسـبت بـه آمـوزش بيمـاران بـا متغيـر سـرمايه اجتمـاعي ميـان گروهـي (379/0=r و 002/0=p)، خرده مقياس فراشناخت هوش فرهنگي (584/0=r و 001/0=p)، خرده مقياس شناخت هوش فرهنگـي (412/0=r و 001/0=p)، خـرده مقيـاس انگيزشـي هـوش فرهنگـي (605/0=r و 001/0=p) و خـرده مقيـاس رفتـاري هـوش فرهنگـي (675/0=r و 001/0=p) رابطه مثبت و معنادار به دست آمد. نتايج ضريب همبستگي چندمتغيري بـه روشEnter نشـان داد كـه متغير سرمايه اجتماعي ميان گروهي و خرده مقياسهاي هوش فرهنگي در تبيين متغير نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيماران (526/0=2R) سهم داشتند.
نتيجه گيري: آموزش به بيمار از مسؤوليت هاي اصلي پرستاران مي باشد. از آنجا كه نتايج به دست آمده نشـان داد بـين سرمايه اجتماعي ميان گروهي و خرده مقياس هاي هوش فرهنگي با نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيماران رابطـه مثبـت ومعنادار وجود دارد. بنابراين براي افزايش عملكرد آموزشي پرستاران لازم هست سرمايه اجتماعي ميان گروهي و هوش فرهنگـيآنان، از طريق آموزش گروهي تقويت شود.

كليد واژه ها: سرمايه اجتماعي ميان گروهي، هوش فرهنگي، نگرش پرستاران، آموزش، بيماران

تاريخ دريافت: 6/6/1392 تاريخ پذيرش: 16/9/1392

– مربي، گروه علوم اجتماعي، دانشگاه آزاد اسلامي، شاهين دژ، ايران (نويسنده مسؤول)
[email protected] :پست الكترونيكي
– مربي، گروه روانشناسي، دانشگاه پيام نور، تهران، ايران

مقدمه

آموزش پيرامون مسايل مربوط بـه سـلامت، بـرايسلامت رواني و جسمي بيماران لازم است (1). مـداخلاتآموزشي كه پرستاران انجـام مـي دهنـد دانـش مـددجو ر ا پيرامون سلامتي وي افزايش داده و اثرات منفي بيماري را بر كيفيت زندگي، كاهش مي دهد (2و3). آموزش به بيمـارشامل مراحل مختلف و به هم پيوسته اي است كه بايد بـهصورت منظم و متوالي انجام شـود تـا بـه نتيجـه مطلـوبيادگيري مددجو منجر گردد (4). حيطـه هـ اي آمـوزش بـهبيمار، براساس آموزش سـلامتي و براسـاس آمـاده كـردنبيمــار بــراي همكــاري در فر آينــد پرســتاري، پــرورش وتوانبخشي است (5). متغيرهاي مختلفي با نگرش پرستاران نسبت به آمـوزش بيمـاران رابطـه دارد كـه يكـي از ايـنمتغيرها، متغير سرمايه اجتماعي بين گروهي هست. مفهوم س رمايه اجتمــاعي (Social Capital) يــك مفهــوم فرارشته اي است كه اخيراً مورد توجه بسياري از شاخه هاي علـوم انسـاني قـرار گرفتـه اسـت (6). منظـور از سـرمايه اجتماعي، شبكه اي از روابط و پيوندهاي مبتني بـر اعتمـاداجتماعي بين فردي و بـ ين گروهـ ي و تعـاملات افـراد بـاگروه ها، سازمان و نهاد اجتماعي است كه قرين همبستگي و انسجام اجتماعي و برخورداري افراد و گروه ها از حمايـ ت اجتماعي و انرژي لازم براي تسـهيل كـنش هـ ا در جهـتتحقق اهداف فردي و جمعي مي باشد (7). ايـ ن مفهـوم درواقع پل ارتباطي مهمي بين روان شناسي، جامعه شناسـي و علوم سياسي خواهد بود تا با نگرشي جد يـدتر بـه بررسـي ارزش هاي اجتمـاعي، مخصوصـاً ارزش ارتباطـات مردمـي براي دستيابي به اهداف مشترك كلان بپردازد (8). از سال 2000 ميلادي، رابرت پاتنام اصطلاحات سرمايه اجتمـاع ي درون گروهي (Bonding social capital) و سرمايه اجتماعي ميان گروهي (Bridging social capital) را باب كرد. هرچند كه اين تقسيم بندي امر تازه اي نبـود وك ار گران ووتر (1973) درب اره ق درت پيون دهاي ض عيف (Weak ties) نيز چني ن تأكيدي را مي رساند، امـا پاتنـامبـا كـاربرد مشـخص ايـن اصـطلاح بـيش از پـيش آن را گسترش داد (9). براي افزايش عملكرد گروهي پزشكان و پرستاران لازم هست سطح سرمايه اجتماعي افزايش يابـد (10و11). سرمايه اجتمـاعي در موفقيـت كاركنـان شـبكهبهداشت كشور آمريكا مؤثر مـي باشـد (12). بـين سـرمايهاجتماعي و رفتارهاي مديريت بحران پرستاران رابطه وجود دارد (13). دانشجويان پرسـتاري كـه تمايـل بيشـتري بـهموفقيت داشـتند نسـبت بـه سـاير دانشـجويان از سـرمايهاجتماعي بيشتري برخوردار بودند (14).
متغير ديگري كه بـا نگـرش پرسـتاران نسـبت بـهآموزش بيماران رابطه دارد متغير هوش فرهنگي مي باشـد .
هوش فرهنگي دامنه جديدي از هـوش اسـت كـه ارتبـاطزيادي بـا محـيطهـاي كـاري متنـوع دارد (15). Ang و همكاران اعتقاد داشتند كه هوش فرهنگـي 4 راهبـرد داردكه عبارت است از راهبرد فراشناختي، شـناختي، رفتـاري وانگيزشي (16). با توجه به محيط متلاطم و پر رقابت امروز بسياري از سازمان هـ اي قـرن 21 چنـد فرهنگي شـد ه انـد .
محيط كار امروز نياز به افرادي دارد كـه بـا فرهنـگهـايمختلف آشنا باشند و بتوانند با ساير فرهنگ ها ارتباط برقرار كنند براي اين منظور نياز به هوش فرهنگي (Cultural intelligence) احساس مي گـردد . افـراد داراي هـوشفرهنگي بالا قادرند اثر قابل توجهي بـر توسـعه محصـولداشته باشند اين افراد جزء دارايي هـ اي ارزشـمند سـازمانهستند و به خصوص در زمان بحران خود را بيشـتر نشـانمي دهند (17). هوش فرهنگـي پرسـتاران باعـث افـزايشعملكرد آموزشي پرستاران شد (18). بين هوش فرهنگي و عملكرد وظيفه اي مديران رابطه مثبت و معنادار بـه دسـتآمد (19). ابعاد هـوش فرهنگـي بـا متغيرهـاي سـازگاري،تصميم گيري، انطباق فرهنگي و عملكرد وظيفـهاي رابطـهداشت (20). بـين عملكـرد كاركنـان دانشـگاه بـا راهبـردشناختي، فراشـناخت و انگيزشـي هـوش فرهنگـي رابطـهمثبت و معنادار مشاهده شد (21). هوش فرهنگـي پرسـتارباعث ايجاد رضايت در بيمار شـده و نحـوه خـدمات دهـيپرستار را نسبت به بيمار بهتر مي كـرد (22). عملكردهـايكلي، آموزشي، اجرايي و تشكيل پرونده پرستاران با هـوشفرهنگ ي پرس تاران رابط ه داش ت (23). ب راي اف زايش عملكرد آموزشي پرستاران لازم بود هوش فرهنگـي آنـانتقويت شود (24). يكي از عامل هاي تأثيرگذار بـر عملكـردآموزشي پرستاران هوش فرهنگي آنان بوده است (25). اما يافته آهنچيان و همكـاران نشـان داد رابطـه بـين هـوشفرهنگي و عملكرد اجتماعي پرسـتاران معنـا دار نمـي باشـد (26). با بازنگري ادبيات پژوهشي خارج از كشـور و نظريـه هـ اي موجود در اين زمينه و ساير منابع، چنين اسـتدلال شـد كـه بـينسرمايه اجتماعي ميان گروهي و هوش فرهنگي با نگـرشپرستاران نسبت به آموزش بيماران رابطه وجود دارد. با توجهبه فرصت و طول زمان ارتباط پرستار با بيمـار، مسـؤوليت آموزش به بيمار بيشتر متوجه پرستاران است. ولـي امـروزهپرستاران، توجه كمتري به اين نقش مهـم خـويش دارنـد (27). به عنوان مثال مطالعه سلطاني خبيصـي و همكـاران نشان داد در حيطه ماهيت بيماري در مجمـوع مـوارد، 9% آموزش كامل و 10% آموزش نسبي به بيمـاران داده شـدهبود و در 80% موارد هيچ گونه آموزشي توسط پرستاران بـهبيماران ارايه نشده بود (28). همچنين تعامل فرهنگهـايمتنوع، لر، كرد، فارس و … مي توانست دليلي براي توجـه وبررسي هوش فرهنگي و سرمايه اجتماعي بين گروهـي درداخل باشد. از آنجا كه در داخل كشور تحقيق روشني راجـع بـهموضوع حاضر صورت نگرفته بود، بنابراين هدف از انجام پژوهش حاضر بررسي ارتباط سرمايه اجتماعي ميان گروهي و هـوشفرهنگي با نگرش پرستاران نسبت به آمـوزش بيمـار بـود .
براي رسيدن به هدف مذكور فرضيه هاي زير پيش بيني شدند:
بين سـرمايه اجتمـاعي ميـان گروهـي و نگـرشپرستاران نسبت به آموزش بيمار رابطه وجود دارد.
بي ن مؤلفه هاي هوش فرهنگي با نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيمار رابطه وجود دارد.
متغير سرمايه اجتماعي ميان گروهي و مؤلفه هاي هوش فرهنگي در پيش بيني نگرش پرسـتاران نسـبت بـهآموزش بيماران سهم دارند.

روش مطالعه

روش پـ ژوهش در تحقيـ ق حاضـ ر از نـ وع همبستگي بود. جامعه آماري موردنظر در اين پژوهش را پرستاران استان آذرباي جان غربي در 1392 تشـكيلمي دادند كه در محدوده سني 22 الـي 60 سـال قـرارگرفته بودند. نمونه آماري پـژوهش حاضـر بـا توجـهطرح پژوهش و تعداد متغيرها شـامل 220 نفـر (145 نفر پرستار خانم و 75 نفـر پرسـتار آقـا) از پرسـتارانبيمارستان هاي استان آذرباي جان غربي بودنـد كـه بـه روش نمونه گيري خوشه اي چندمرحلهاي و با اسـتفاده
از فرمول3N  z C r  z  2  انتخاب شدند. چون كه تعداد پرستاران خانم بي شتر از پرستاران آقا بودند بـه همـين خاطر نمونه آماري خانم ها 145 نفـر و نمونـه آمـاري پرستاران آقا 75 نفـر انتخـاب شـدند. بـراي گـزينش اعضاي نمونه، از بين 33 بيمارستان استان آذربايجانغربي، 7 بيمارسـتان (بيمارسـتان عباسـي ميانـدوآب،بيمارستان شهداي تكاب، بيمارستان انقلاب اسـلاميبوكــان، بيمارســتان قــدس مــاكو، بيمارســتان قمــربنــي هاشــم خــوي، بيمارســتان مطهــري اروميــه وبيمارستان امام رضا اروميه) به صورت تصادفي سـادهانتخ ـاب شــد. بعد از بــين پرســتاران هــر كــدام از بيمارستان عباسي مياندوآب، بيمارستان قـدس مـاكو، بيمارستان قمر بني هاشم خوي، بيمارسـتان مطهـرياروميه و بيمارستان امام رضا اروميه 32 نفر به صورت تصادفي ساده انتخاب گرديد و به علت كوچك بـودنجامعه آماري بيمارستان هاي شهداي تكاب و انقـلاباسلامي بوكان، براي هـر كـدام 30 نفـر بـه صـورتتصادفي ساده انتخاب شـد . محقـق در وقـت كـاري،محل كار پرستاران حاضر شده، بعـد از جلـب نظـر وتوجيه آنان اقدام به توزيع و جمع آوري پرسشنامه ها و پاسخنامه هاي مربوط در همان زمان و مكان نمود. در مدت چهار هفته تمامي داده هـا گـردآوري شـدند . 20 پاسخنامه به دليل ناقص بودن و يا پاسخدهي توأم بـابي دقتي كنار گذاشته شد و تحليل نتايج بـرروي 200 مجموعه پاسخنامه باقيمانده (130 پاسـخنامه پرسـتارخانم و 70 پاسخنامه پرسـتار آقـا ) انجـام گرفـت. در مورد علل انتخاب 200 نفر براي نمونـه آمـاري بايـ د اشاره كرد كه در روش هاي همبستگي حداقل نمونـهبايد 30 نفر باشد براي اين كـه نمونـه انتخـاب شـدهنماينده واقعي جامعه باشد و اعتبار بالايي داشته باشد تعداد نمونه آماري 200 نفر انتخاب شدند (28).
ملاك هاي ورود به پژوهش نوع شغل (پرسـتاربودن)، تمايل به همكاري و نوع شيفت كاري (عصـر ) بود. قبل از جمع آوري اطلاعات، به پرستاران در مورد هدف و روش مطالعه توضيح داده شد و ذكر شد كـهمشاركت و عدم مشـاركت در ارزشـيابي شـغلي آنـانتأثيري نخواهـد داشـت و پاسـخ هـاي آن هـا كـاملاً محرمانه خواهـد بـود. بـراي جمـع آوري اطلاعـات از پرسشـــنامه ســـرمايه اجتمـــاعي ميـــان گروهـــي Katarzyna Pazhak، مقياس هـوش فرهنگـيAng و همكاران و مقياس محقـق سـاخته نگـرشپرستاران نسبت به آموزش بيماران استفاده شد.
براي سنجش سرمايه اجتماعي ميان گروهي ازابزار پيشنهادي كاتارزينا پـاژاك (2006)، كـه توسـطاديبي سـده و همكـاران (1388) بـا فرهنـگ ايرانـي هنجار شده بود، استفاده گرديد. ايـن ابـزار 12 گويـهداشت. پاسخگويان بايسـت ي تعـداد دوستانشـان را بـاتوجه به هر گويـه در طيـف پـنج قسـمتي ليكـرت از »خيلــي كــم« (1) تــا »خيلــي زيــاد« (5) ارزيــابي مي كردند كه دامنه نمره ها در اين پرسشنامه از 12 تـا60 در نوسان بود. ضريب آلفاي كرونبـاخ بـراي ايـنابزار 86/0 به دست آمـد (9). همچنـين اعتبـار ابـزارمذكور با مفاهيم اعتماد اجتماعي تعميم يافته، تساهل اجتماعي، نگرش مثبت نسبت به برون گروه ها و عدم تعصب نسبت به درون گـروه هـا مـورد بررسـي قـرارگرفت و نتيجه حاصل نشـان داد ابـزار مزبـور همـانمفهومي را ارزيابي مي كند كه بايستي سنجيده شـود،يعني از لحاظ آماري از اعتبـار خـوبي برخـوردار بـود .
ضريب آلفاي كرونباخ اين مقياس در مطالعه اديپـي وهمكاران (1388) 882/0 به دست آمـد كـه نشـان ازروايي مطلوب پرسشنامه مي باشد (29). مقياس بعدي مطالعه، مقيـاس هـوش فرهنگـيAng و همكـاران بود. اين پرسشنامه 20 سؤال 7 گزينه اي (خيلي زيـادمخالف »1« تـا خيلـي زيـاد موافـق »7«) داشـت و توسط Ang و همكاران در سال 2004 طراحي شـدهاست و دامنه نمره ها در اين پرسشنامه از 20 تـا 140 در نوسان بود. اين پرسشنامه چهار عامل داشـت كـهعبارت بود از: راهبرد يا فراشناخت، دانش يا شـناخت،انگيزشي، رفتاري. ضرايب آلفاي كرونباخ براي عامـلفراشناخت (76/0)، شناختي (84/0)، انگيزشي (76/0) و عامـل رفتـاري (83/0) مشـاهده شـد (30). روايـي محتوايي و پايايي پرسشنامه مـذكور توسـط كـاظمي(1387)، ودادي و عباسعلي زاده (1388) و تسـليمي وهمكاران (1388) مـورد تأييـد قـرار گرفـت (31). در مطالعه قدمپـور و همكـاران پايـايي ايـن مقيـاس بـااستفاده از ضريب آلفاي كرونباخ 85/0 به دسـت آمـد (32). براي جمـع آوري اطلاعـات مربـوط بـه متغيـر نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيمار، از پرسشنامه محقق ساخته كه مشـتمل بـر 19 گويـه و بـر طبـقمقياس ليكرت چهـار گزينـه اي (هميشـه – معمـولاً – گاهي اوقـات – بـ ه نـدرت ) بـه ترتيـب از صـفر تـا 3 امتيازدهي شده بود استفاده شد كـه دامنـه نمـرات ازصـفر تـا 57 در نوسـان بـود. بـراي بررسـي پايـايي پرسشنامه از روش دو نيمه كـردن و آلفـاي كرونبـاخ استفاده شد كه ميزان آن ها بـه ترتيـب 82/0 و 89/0 به دست آمد. همچنين براي بررسي اعتبار پرسشنامه، علاوه بر مطالعه مقدماتي (15 نمونه)، توسط 5 نفر از اساتيد متخصص و كارشناس مورد بازبيني قرار گرفت و پس از اعمال اصلاحات پيشنهاد شده پرسشنامه به صورت نهايي تدوين شد. در اين پژوهش داده هـا (بـاتوجه به نرمـال بـودن توزيـع نمـرات) بـا اسـتفاده از ضريب همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون خطـيچندگانه استاندارد از طريق برنامه هاي آماري SPSS v.16 و Mnitab مــورد تحليــل قــرار گرفتنــد و05/0<p به عنوان ارتباط معنـا داري در نظـر گرفتـهشد.

يافتهها

نتايج ارايه شده در جدول شـماره 3 نشـان داد بـين متغير نگرش پرستاران نسبت به آمـوزش بيمـار بـا متغيـر سرمايه اجتماعي ميـان گروهـي (379/0=r و 002/0=p)، مؤلفه فراشناخت هوش فرهنگي (584/0=r و 001/0=p)، مؤلفه شناخت هـوش فرهنگـي (412/0=r) و 001/0=p)، مؤلفه انگيزشي هوش فرهنگـي (605/0=r و 001/0=p)، مؤلفه رفتـاري هـوش فرهنگـي (675/0=r و 001/0=p)، متغير سـن (415/0=r و 001/0=p) و متغيـر سـابقه كـار(522/0=r و 001/0=p) رابطه مثبت و معنادار وجـود د ارد. به عبارت ديگر ميزان عملكرد آموزشي در پرستاراني كه از سرمايه اجتماعي ميان گروهي و مؤلفههاي هوش فرهنگي بالايي برخوردار بودند بيشتر بوده است.
براي تعيين سهم سرمايه اجتماعي ميان گروهي و هـر يـك از مؤلف ه هـاي هـوش فرهنگـي (فراشـناخت، شناخت، انگيزشي و رفتاري) در پيش بيني ميزان نگـرشپرستاران نسبت به آمـوزش بيمـار از تحل يـل رگرسـ يون چندگانـه هـم زمـان يـا اسـتاندارد اسـتفاد ش د. در ايـن رگرسيون همه متغيرهاي پيش بين به طور هم زمان وارد تحلي ل ش ده و ه ر متغي ر براس اس ت وان پ يش بين ي خودارزيــابي شــد. بــراي اطمينــان از عــدم تخطــ ي از مفروضه هاي نرمـال بـودن، خطـي بـودن، هـم خطـي و يكساني پراكندگي، از تحليل مقدماتي استفاده شد. مقاديرگـــــزارش شـــــده بـــــراي Tolerance و VIF (Varianceinflation factor) در جدول شماره 4 حاكي از آن است مفروضه هم خطي، تخطي نشده است. چون كه ارزش Tolerance تمام متغيرها بيشتر از 1/0 و ارزش VIF متغير ها كمتر از 10 بوده است. همچنـينب راي بررس ي اس تقلال خطاهـا از آزم ون Durbin-Watson استفاده شده اسـت كـه ميـزان آن 96/1 بـهدست آمد كه نشان از مستقل بودن خطاهـا بـوده اسـت.
مفروضه ديگري كـه در آزمـون رگرسـيون بايـد رعايـتمي شد نرمال بودن توزيع نمرات متغير مـلاك (وابسـته ) بود كه در مطالعه حاضر براي بررسي توزيع نمرات متغير ملاك (نگرش پرستاران نسبت بـه آمـوزش بيمـاران) از آزمون Kolmogorov-Smirnov استفاده شد كـهميزان Sig بيشتر از 5 صدم به دست آمـد كـه نشـان ازنرمال بودن توزيع متغير ملاك (نگرش پرستاران نسـبتبه آموزش بيمار) مي باشد. براي ارزيابي همگوني واريانس از آزمـون ال ام آرچ (ARCH -LM) اس ـتفاه شـد كــهمقدار احتمال آن برابر بـا 75/0 بـود از سـطح معنـا داري05/0 بيشتر است كه نشان از همساني واريانس مي باشد.
همچنــين بــراي بررســي داده هــاي پــرت از آزمــونMahalanobis اسـتفاده شـد كـه ميـزان 49/20 بـه دست آمد كه ميزان آن كمتر از مقـدار بحرانـي مجـذوركاي با آلفاي 001/0 بوده است (مقـدار بحرانـي مجـذوركاي از طريق برنامه آماري Mnitab با در نظر گـرفتنتعداد متغيرها به مقدار 52/20 به دست آمد) كه ن شان داد در اين مطالعه داده هاي پرت وجود نداشت. نتايج تحليـلرگرسيون چندگانه استاندارد نشان داد كه متغيـر سـرمايهاجتماعي ميان گروهي و مؤلفههاي فراشناخت، انگيزشي و رفتاري هوش فرهنگي در پرستاران قوي ترين متغيرهـابراي پيش بيني نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيمـار مي باشد. (726/0=R؛ 526/0=مجذورR؛ 514/0=مجذور R تعديل شده؛ 119/43=F؛ 001/0<p). جدول شـماره
4 ضرايب استاندارد و غيراستاندارد بتا را براي متغيرهـايمعنادار در پيش بيني نگرش پرستاران نسبت بـه آمـوزشبيماران را نشان مي دهد.
جدول 1- توزيع فراواني نمونه آماري پرستاران برحسب محل كار، جنسيت، وضعيت تأهل و نوع استخدام
نوع استخدام هل تأ جنسيت نام بيمارستان
رسمي پيماني طرح مجرد متأهل زن رد م درصد فراواني درصد تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد تعداد 0/14
0/11
0/17
0/14
0/20
0/08
0/11
100 5
4
6
5
7
3
4
34 0/16 0/15
0/12
0/15
0/12
0/14
0/14
100 17
16
13
16
13
15
15
105 0/13
0/09
0/21
0/18
0/19
0/08
0/09
100 8
6
13
11
12
5
6
61 0/13
0/13
0/17
0/16
0/15
0/10
0/13
100 11
11
14
13
12 8
11
80 0/15 0/12
0/15
0/15
0/16
0/12
0/11
100 19
15
18
19
20
15
14
120 0/13 0/12
0/16
0/16
0/16
0/13
0/12
100 18 16
21
21
21
17
16
130 0/17 0/14
0/15
0/15
0/15
0/08
0/12
100 12 10
11
11
11
6
9
70 بيمارستان عباسي مياندوآب بيمارستان قدس ماكو بيمارستان قمر بني هاشم خوي بيمارستان مطهري اروميه
بيمارستان امام رضا اروميه بيمارستان شهداي تكاب
بيمارستان انقلاب اسلامي بوكان
كل

جدول 2- ميانگين و انحراف معيار نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيمار، سرمايه اجتماعي ميان گروهي، خـرده مق يـاس هـاي پرسشـنامه هـوشفرهنگي، سن و سابقه كار
انحراف معيار ميانگين مقياس ها و خرده مقياس ها
7/9
6/05 3/2
4/75
2/84
2/8
3/39
6/98
7/3 53/13
49/12
17/68
22/16
20/81
21/53
20/54 39
15/18 نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيمار سرمايه اجتماعي ميان گروهي
مؤلفه فراشناخت هوش فرهنگي مؤلفه شناخت هوش فرهنگي
مؤلفه انگيزشي هوش فرهنگي مؤلفه رفتاري هوش فرهنگي متغير هوش فرهنگي سن
سابقه كار

جدول 3- ضرايب همبستگي نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيمار با سرمايه اجتماعي ميان گروهي و مؤلفه هاي هوش فرهنگي و متغيـر سـن وسابقه كار
سابقه كار سن مؤلفه انگيزشي
هوش فرهنگي مؤلفه شناخت هوش فرهنگي سرمايه اجتماعي ميان گروهي مؤلفه فراشناخت هوش فرهنگي
r=0/522**
p=0/001 r=0/415**
p=0/001 r=0/605**
p=0/001 r=0/412**
p=0/001 r=0/379**
p=0/002 r=0/584**
p=0/001 نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيمار
01/0<p ** و 05/0<p * (آزمون دو دامنه) جدول 4- ضريب رگرسيون چندگانه استاندارد براي پيشبيني نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيمار با توجه به متغير سرمايه اجتماعي ميان گروهي و مؤلفه هاي هوش فرهنگي
Tolerance VIF سطح معناداري t ضرايب استاندارد ضرايب غير استاندارد

بتا خطاي استاندارد B 0/370
0/295
0/514
0/182
0/173 2/704
3/390
1/944
5/22
5/74 0/001
0/000
0/449
0/000
0/000 3/327
4/435
0/758
3/389
6/262 0/270
0/403
0/052
0/585
1/147 0/106
0/225
0/115
0/480
0/517 0/354
0/997
0/087
1/627
3/237 سرمايه اجتماعي ميان گروهي
مؤلفه فراشناخت هوش فرهنگي مؤلفه شناخت هوش فرهنگي
مؤلفه انگيزشي هوش فرهنگي مؤلفه رفتاري هوش فرهنگي

بحث

فرضيه اول مطالعه پيش بيني مي كرد بـين سـرمايه اجتمـاعي ميـان گروهـي و نگـرش پرسـتاران نسـبت بـه آموزش بيمار رابطه وجود دارد. در اين پژوهش بين سرمايه اجتمـاعي ميـان گروهـي و نگـرش پرسـتاران نسـبت بـه آموزش بيمار همبستگي مثبت و معنادار به دست آمد. بيان رابطه مثبت در فرض بـدين معنـا بـود كـه بـا كـاهش يـاافزايش مقـدار عـددي سـرمايه اجتمـاعي ميـان گروهـي، نگرش پرستاران نسبت به آمـوزش بيمـار نيـز كـاهش يـا افزايش مي يافت. اين نتيجه گيري با ي افتـه هـاي (14-10) كه نشان دادنـد سـرمايه اجتمـاعي ميـان گروهـي باعـثافزايش عملكـرد اجتمـاعي، شـغلي و تحصـيلي مـي شـودهم خواني داشت. در تمامي اين مطالعات نشـ ان داده شـدهاست افرادي كه از سرمايه اجتماعي ميان گروهي بـالاتريبرخوردار بودند نسبت به سـاير گـروه هـا عملكـرد بهتـريداشتند. مي توان گفت كه سرمايه اجتماعي ميـان گروهـي به دليل دارا بودن مفاهيمي نظير اعتمـاد، صـداقت، حسـنتفاهم، همدردي، منبعي براي تحرك اجتماعي و … باعـثمي شد پرستاران به برقراري ارتباط و انتقال دانش (دانـشمورد نياز حفظ و نگهداري سلامت روان و بدن) به بيماران تشويق شوند، اين در حالي بود كه پرستاراني كـه سـرمايهاجتماعي ميان گروهي پايين داشـتند حاضـر بـه برقـراريارتباط و انتقال دانش به بيماران نمي شدند، زيرا اين افراد با شرايط و افراد اندكي كه با آن ها انس گرفته بودند راحت تر بودند و به هيچ وجه از تجربه موقعيت هـاي تـازه بـا افـرادجديد استقبال نمي كردند. همچنين نتايج تحليل رگرسـ يون چندگانه استاندارد نشان داد كـه متغيـر سـرمايه اجتمـاعي ميان گروهي در پرستاران قوي ترين متغير براي پيش بينـينگرش پرستاران نسبت به آموزش بيمار مي باشد.
فرضيه دوم مطالعه پـيشبينـي مـي كـرد كـه بـين مؤلفههاي هوش فرهنگي با نگرش پرسـتاران نسـبت بـهآموزش بيمار رابطه وجود دارد. در اين مطالعه بين نگـرشپرستاران نسبت به آموزش بيمار با مؤلفه فراشناخت هوش فرهنگــي (584/0=r)، مؤلفــه شــناخت هــوش فرهنگــي(412/0=r)، مؤلفه انگيزشي هوش فرهنگي (605/0=r) و مؤلفه رفتاري هوش فرهنگي (675/0=r) رابطـه مثبـت ومعنادار به دسـت آمـد. بـ ه عبـارت ديگـر ميـزان عملكـردآموزش ي در پرس تاراني ك ه از هـوش فرهنگـي ب الاييبرخوردار هستند بيشتر مي باشد. يافتـه بـه دسـت آمـده بـايافته هاي (25-19) كه نشان دادند براي افزايش عملكـردآموزشـي پرسـتاران و سـاير كاركنـان لازم هسـت هـوشفرهنگي آنان تقويت شود. اما يافته به دست آمده با يافتـه آهنچيان و همكاران كه نشـان داد نـد رابطـه بـين هـوشفرهنگي و عملكرد اجتماعي پرسـتاران معنـادار نمـي باشـد (26) همخواني نداشت. مي توان گفت كه هـوش فرهنگـييكي از كاراترين ابزارها براي انجـام اثـربخش وظـايف درمراكز درماني داراي تنوع و نـاهمگون مراجعـه كننـده گـان بوده است؛ اين نوع از هوش توانايي و مهارت ويژه اي بوده كه به پرستار اين امكـان را مـي داد تـا در مراكـز درمـان، آموزشهاي لازم را بـه بيمـاران قوميـتهـا و زبـان هـايمتفاوت ارايه نمايند. به عبارت دقيق تر يك پرستار هوشمند از نظر فرهنگي قادر بود با كمك تجربه هاي خـود ، همـانعملكردي را از خود بروز دهد كه از او انتظار مي رفت. اين امر باعث مي شد پرستاران بتوانند تفاوت هـاي فرهنگـي راجدا از قضاوت هاي ارزشي، درك كنند و با درك و پذيرش تفاوت هاي فرهنگـي بـه سـازگاري فرهنگـي نايـ ل شـوند سازگاري فرهنگي نيز بدون برخورداري يا تقويـت قابليـتهوش فرهنگي ميسـر نبـود . بـين مؤلفـه شـناخت هـوشفرهنگي با نگرش پرسـتاران نسـبت بـه آمـوزش بيمـارانرابطه مستقيم به دست آمد. از آنجـا كـه ايـن بعـد بيـانگردرك ف رد از تش ابهات و تف اوت ه اي فرهنگ ي ب وده و نقشه هاي ذهني و شناختي فـرد از فرهنـگ هـاي ديگـر رانشان ميداد. اين جنبـه مشـتمل بـر شـناخت هنجارهـايتعامل اجتماعي، عقايد مذهبي، ارزش هاي زيبايي شـناختيو زبان فرهنگ هاي ديگـر را در بـر مـيگرفـت . بـه نظـر ميرسد پرستاراني كه بـا رفتارهـاي كلامـي و غيركلامـيساير فرهنگ ها و باورهاي فرهنگي ساير ملل و اقوام ديگر آشنا بودند، عملكرد بهتري نسبت به ساير پرستاران نشـاندادند. بعد انگيزشي هـوش فرهنگـي كـه علاقـه فـرد بـهآزمــودن فرهنــگ هــاي ديگــر و تعامــل بــا افــرادي از فرهنگهاي مختلف نشـان مـيداد، شـامل ارزش درونـيافراد براي تعامل چندفرهنگي، كه به پرستار اجـازه مـي داد در موقعيت هاي فرهنگي مختلف به صورت اثربخش عمل كنند پس مي توان گفت كه پرستاراني كه از تعامل با مردم ساير فرهنگها احساس لذت ميبردند و فشارهاي ناشي از تفاوت هاي فرهنگي را تحمل مي كردند عملكـرد بـالاترينسبت به ساير پرستاران نشان دادند. بعد فراشناخت هـوشفرهنگي همان فرآ يندهايي بوده، كه افـراد بـراي كسـب ودرك دانش فرهنگي به كار مي بردنـد . بـه نظـر مـي رسـدپرسـتاراني كـه از دانـش هـوش فرهنگـي خـود اسـتفاده مـ يبردنـد و بـه تعـديل و بررسـي دانـش فرهنگـي خـود م ي پرداختن د داراي عملك رد بهت ري از س اير پرس تاران داشتند. آخرين بعد هوش فرهنگي رفتـار هـوش فرهنگـيبوده است، اين رفتار قابليت فرد براي سازگاري با آن دستهاز رفتارهـاي كلام ي و غيركلامـي را كـه بـراي فـرد بـا فرهنگهاي مختلف مناسـب بودنـد را در بـر مـي گرفـت .
همچنين نتايج تحليل رگرسيون چندگانه اسـتاندارد نشـان داد مؤلف ه ه اي فراش ناخت، انگيزش ي و رفت اري ه وش فرهنگي در پرستاران قوي ترين متغيرها بـراي پـيشبينـينگرش پرستاران نسبت بـه آمـوزش بيمـار مـي باشـند. در خصوص عدم سـهم مؤلفـه شـناختي هـوش فرهنگـي درپيش بيني نگرش پرستاران نسبت به آموزش بيمار، مي توان گفت كه در تحليل رگرسيون چندگانه استاندارد سهم تمام متغيرهاي پيش بين در پيشبيني متغير ملاك بـه صـورتهم زمان بررسي شده است شايد تأثير ساير متغيرهاي پيش بين، باعث شده است كه مؤلفه شناختي هوش فرهنگي در پيش بيني نگرش پرستاران نسبت به آمـوزش بيمـار سـهمنداشته باشد اين در حالي است كه نتايج ضريب همسـتگيپيرسون نشان از معنادار بودن همبستگي دو تا متغير بـودهاست.

نتيجهگيري

با توجه به ضرورت نـوآوري در آمـوزش پرسـتاراننسبت به بيماران، پژوهشگران اميدوار هسـتند يافتـه هـاي اين پـژوهش بتوانـد راهكـار مفيـد بـراي بهبـود عملكـرد آموزشي و شغلي پرسـتاران فـراهم نمايـد . بنـابراين بـرايتقويت عملكرد آموزشي پرسـتاران، پيشـنهاد مـي شـود بـاآموزش هاي گروهي و ساير روش هـا در افـزايش سـرمايهاجتماعي ميان گروهي و هوش فرهنگي پرسـتاران تـلاشكرد، حتي در اين زمينه پيشنهاد مـيگـردد كـه واحـدهايدرسي اختياري و يا اجباري تحت عنوان سرمايه اجتمـاعيو هوش فرهنگي در دانشگاهها ارايه گردد. پژوهش حاضـرمعايب و محدود يتهايي نيز داشت. اول اين كـ ه پـژوهشحاضر از نوع پژوهش همبستگي بوده و نمي توان گفت كه متغيرهاي پيش بين علت اصـل ي متغيـر مـلاك مـي باشـدبنــابراين در تحقيق ات بعــدي لازم هســت اثــرات ســا ير وي ژگي هـاي روان شـناختي ( سـبك هـاي تنظـيم شـناخت ي هيجان، سرسختي، رضـامندي ارتبـاط و …) روي عملكـردآموزشي پرستاران بررسي و مطالعه شود. دوم ا يـن كـه در اين پژوهش براي جمع آوري دادهها از پرسشـنامه اسـتفادهشده، از اين رو با توجه بـه ايـ ن كـه پرسشـنامه هـا جنبـه
خودسنجي داشتهاند ممكـ ن اسـت در پاسـخ هـا سـوگيري تشكر و قدرداني

وجود داشته باشد. پي شنهاد مي شود در پژوهشهاي آتـي از بــدين وسـ يله از كليــه پرســتاران و مســؤولين
روش مصاحبه و مشاهده هم بـرا ي جمـع آوري اطلاعـات بيمارستان هاي استان آذربايجان غربي كـه در انجـام ايـناستفاده شود. پژوهش ما را ياري نمودند، كمال تشكر و قدرداني مي شود.
منابع

– Walling MA, Maliski S, Bogorad A, Litwin SM. Assessment of content completeness and accuracy of prostate cancer. Patient education material. Patient Education and Counseling. 2004; 54(3): 337-43.
– Johansson K, Leino-Kilip H, Salantera S, Lehtikunnas T, Ahonen P, Elomaa L, Salmela M. Need for change in patient education: A finnish survey from the patient’s perspective. Patient Educ Couns. 2003; 51(3): 239-45.
– Nolan J, Nolan M, Booth A. Developing the nurse’s role in patienteducation: rehabilitation as a case example. Int J Nurs Stud. 2001 Apr; 38(2): 163-73.
– Nouhi AS, Pooraboly B. [Educational needs and satisfaction of patients discharged from the nursing education in Kerman]. Hormozgan Medical Journal. 2009; 13(3): 206-12. (Persian)
– Slusarska B, Zarzycka D, Wysoki´nski M, et al. Patient education in nursing. Polish Literature Condition. 2004; 53: 31-40.
– Afshani SA, Parsa mehr M, Najaf abadi MN. Comparison of social capital between in the Yazad and esfahan university student. Journal of Social Analysis Social order & Ineguality. 2011; 4(60): 157-
80.
– Abdelahi M, Mousavi MT. [Social capital in Iran: Current status, prospect, and feasibility]. Social Welfare Summer. 2007; 6(25): 195-35. (Persian)
– Fild J. Social capital. Translated by Jalal Motaghy. Tehran: Higher Institute for Social Research Publications. 2006.
– Pajak K. “A Tool for Measuring Bridging Social Capital”, Conference of the ESA Research Network for the Sociology of Culture. November 15-17, Ghent, Belgium Het Pand. 2006.
– Dawley D, Hoelscher M, Hoffman JJ. Toward a Social Capital Theory of Competitive Advantage in Medical Groups. Health Care Management Review. 2005; 30(2): 103-09.
– Crosson JC, DiCicco-Bloom B, Frederickson K, Looney JA, O’Malley D, Shaw E. Developing a Model of Social Capital: Relationships in Primary Care. 2007; 30(3): 13-24.
– Crow G. The Relationship between Trust, Social Capital, and Organizational Success. 2002; 26(3): 1-11.
– Ernstmann N, Ommen O, Driller E, Kowalski C, Neumann M, Bartholomeyczik S, Pfaff H. Social Capital and Risk Management in Nursing. Journal of Nursing Care Quality. 2009; 24(4): 340-47.
– Taylor R. Social capital and the nursing student experience. Nurse Education Today. 2012; 32(3):
250-54.
– Earley P C, Ang S. Cultural intelligence: Individual Interactions across Cultures. Stanford, CA:
Stanford Business Books. 2004.
– Ang S, Van Dyne L, Koh S K. Personality correlates of the four-factor model of cultural intelligence. Group and Organization Management. 2006; 31: 100-23.
– Joo-seng T. Cultural Intelligence and the Global Economy. Journal of LIA. 2004; 24(5): 19-21. 18 – Flowers DL. Culturally competent nursing care: a challenge for the 21st century. Critical Care Nurses. 2004; 24(4): 48-52.
– Rahimnia F, Mortazavi S, Delaram T. [Effect of cultural intelligence and performance management task]. Journal of Management Tomorrow. 2010; 22: 67-80. (Persian)
– Ang S, Van Dyne L, Koh C. Personality correlates of the four factor model of cultural intelligence, Groups and Organization Management, forthcoming. 2005.
– Gorji M, Ghareseflo H. The survey of relationship between cultural intelligence and emotional intelligence with employee’s performance. 2011 International Conference on E-business, Management and Economics. IACSIT Press, Singapore. 2011.
– Maier-Lorentz MM. Transcultural nursing: Its importance in nursing practice. Journal of Cultural Diversity. 2008; 15(1) 37-43.
– Martha Stuart W. The Influence of Selected Demographic and Biographical Characteristics on the Level of Cultural Intelligence among Mid-level Managers of Home Health Care Systems in the United States. PhD thesis of Human Resource Education Workforce Development. 2011.
– Pulcini J, Jelic M, Gul R, Yuen Loke A. An International Survey on Advanced Practice Nursing Education, Practice, and Regulation. Journal of Nursing Scholarship. 2010; 42(1): 31-39.
– DiCenso, A. Factors Enabling Advanced Practice Nursing Role Integration in Canada. Nursing Leadership. 2010; 23: 12-14.
– Ahanchian MR, Amiri R, Bakhshi M. [Correlation between cultural intelligence and social interaction of nurses]. Journal of Health Promotion Management. 2012; 1(2): 44-56. (Persian) 27 – Kalantari S, Najafi M, Abbaszadeh A, Sanagoo A, Borhani, F. [Nurses’ Perception of Performance of Patient Education]. Journal of jenta shapir. 2012; 2(4): 167-74. (Persian)
– Soltani Khabisi A, Azizzadeh forozi M, Haghdoost A, Mohammad Alizadeh S. Nurses’ performance in training patients from the point of view of patients discharging from medical-surgical wards of hospitals affiliated to Kerman university of medical sciences. Strides in Development of Medical Education. 2006; 3(1): 51-7.
– Delavar A. [Research Methods in Education and Psychology]. Tehran: Pyam-e-Noor Press; 2001. P. 150-1. (Persian)
– Adibi M, Yazdkhasti B, Rabbani A, Lotfyzadeh A. [Measuring bridging social capital: Sam scale]. Social Welfare Qurterly26. 2010; 10(38): 193-220. (Persian)
– Ang S And Etal. Cultural intelligence: It is measurement and effects on cultural judgment and decision making, cultural adaption and task performance. Management and Organization Review. 2007; 3: 335-71.
– Ghadampour E, Mehrdad H, Jafari HR. [The Study of the Relationship between Personality Characteristics and Cultural Quotient among the Personnel of Cultural Heritage, Handicrafts and Tourism Organization of Lorestan Province]. Quarterly Journal of Educational Psychology Islamic
Azad University Tonekabon Branch. 2011; 2(5): 81-101. (Persian)
Relationship between bridging social capital and cultural
intelligence, and nurses’ attitudes toward patient education

Khani1 L (MSc.) – Ghaffari2 M (MSc.).

Introduction: Bridging social capital and cultural intelligence impact nurses’ attitudes towards patient education. The aim of this study was to study the relationship between bridging social capital and cultural intelligence, and nurses’ attitudes toward patient education.
Method: This is a descriptive-correlational study carried out with 200 nurses in western Azerbaijan in 2013. The multi-staged cluster sampling method was used to choose participants. The Katarzyna Pazhak bridging social capital scale, Ang and et al cultural intelligence scale, and nurses’ attitudes towards patient education questionnaire were used to collect data. Descriptive and inferential statistics were used for data analysis. Statistical significance defined as p<0.05.
Results: A positive relationship was found between nurses’ attitudes towards patient education and bridging social capital variable (r=0.379, p=0.002), subscale of meta- cognition of cultural intelligence (r=0.584, p=0.001) subscale of cognition of cultural intelligence (r=0.412, p=0.001), subscale of motivation of cultural intelligence (r=0.605, p=0.001) and subscale of behavior of cultural intelligence (r=0.675, p=0.001). The results of multi-variable correlation coefficient using the input method indicated that bridging social capital and subscale of cultural intelligence explain nurses’ attitudes towards patient education (R2=0.526).
Conclusion: Patient education is the main responsibilities of nurses. Since positive and significant relationships were found between bridging social capital and subscale of cultural intelligence with patient education, there is a need to strengthen them in nurses through group training.

Key words: Bridging social capital, cultural intelligence, nurses’ attitudes, education, patients

Received: 28 August 2013 Accepted: 7 December 2013

– Corresponding author: Instructor, Department of Sociology, Islamic Azad University of
Shahindezh, Iran e-mail: [email protected]
– Instructor, Department of Psychology, University of Pyam-e-Noor, Tehran, Iran
00



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید