با تشکر و سپاس بي کران از استاد ارجمند و گرانقدرم جناب آقاي دکتر حسن اميري که با اطلاعات ارزشمند خود در تمامي مراحل اين تحقيق سهم بسزايي در ارتقاي سطح کيفي مطالب آن داشته اند.
همچنين با تقدير و تشکر از اساتيد محترم آقايان دکتر کيوان کاکابرايي و دکتر مختار عارفي که با پذيرش و قبول داوري اين پايان نامه بذل محبت فرموده و بنده را مورد لطف و مرحمت خويش قرار دادند.

تقديم به
همسر فداکارم که همواره حامي و همراهم بوده است.
و تقديم
به تمام کساني که در راه علم و دستاوردهاي علمي تلاش مي کنند.

فهرست مطالب
چکيده 1
فصل اول 2
کليات پژوهش 2
1-1مقدمه 3
1-2بيان مسئله 4
1-3 اهميت و ضرورت پژوهش 7
1-4 اهداف پژوهش 9
1-4-1 هدف اصلي 9
1-4-2اهداف فرعي 9
1-5 فرضيه هاي پژوهش 10
1-5-1 فرضيه اصلي 10
1-5-2فرضيه هاي فرعي 10
1-6 تعاريف متغير ها 10
1-6-1 تعاريف مفهومي متغير ها 10
1-6-2 تعاريف عملياتي متغيرها 11
فصل دوم 12
مباني نظري و پيشينه ي پژوهش 12
2-1 شيوه هاي فرزند پروري 13
2-1-1 تعاريف شيوه هاي فرزند پروري 13
2-1-2 نظريه ها و ديدگاههايي درباره شيوه هاي فرزند پروري 14
2-1-2-1 نظريه بامريند 14
2-1-2-2 الگوي شفر 17
2-1-2-3 ديدگاه السون 18
2-1-2-3 نظريه اريکسون 20
2-1-2-4 الگوي زيگلمن 21
2-1-3 نگرش هاي فرزندپروري 24
2-1-4 مزاياي سبک فرزند پروري اقتدارانه 25
2-1-5 تاثير شيوه هاي فرزندپروري مقتدارنه بر شايستگي فرزندان 27
2-1-6 طبقه اجتماعي و سبک فرزندپروري 28
2-1-7 فرهنگ و فرزندپروري 29
2-2 سبک هاي تفکر 30
2-2-1 تعريف تفکر و سبک هاي تفکر 30
2-2-2 انواع سبک هاي تفکر 32
2-2-3 تفکر از ديدگاه جان ديويي 36
2-2-4 تفکر از ديدگاه گيلفورد 37
2-2-5 مراحل تفکر منطقي در مواجهه با مشکلات 38
2-2-6 سبک هاي تفکر از ديد استرنبرگ 39
2-2-7 رابطه هوش و تفکر 40
2-2-8 عوامل بستر ساز تفکر 42
2-3 سبک هاي حل مسئله 43
2-3-1 تعاريف و مفاهيم سبک هاي حل مسئله 43
2-3-2 ديدگاه نزو در رابطه با حل مسئله 46
2-3-3 ديدگاه دزوريلا و گلدفريد در رابطه با حل مسئله 47
2-3-4 ديدگاه بدل و لناکس در رابطه با حل مسئله 47
2-3-5 فرآيند حل مسئله 49
2-3-6 نظريه هاي حل مسئله 53
2-4 پيشينه پژوهش هاي انجام گرفته 56
2-4-1 پيشينه پژوهش هاي انجام گرفته در داخل کشور 56
2-4-2 پيشينه پژوهش هاي انجام گرفته در خارج کشور 57
فصل سوم 59
روش پژوهش 59
3-1 طرح پژوهش 60
3-2 طبقه بندي متغيرها 60
3-3 جامعه آماري پژوهش 60
3-4 نمونه آماري پژوهش و روش نمونه گيري 60
3-5 ابزار پژوهش 61
3-5-1پرسش نامه شيوه هاي فرزند پروري 61
3-5-2 پرسش نامه سبک هاي تفکر 61
3-5-3پرسش نامه سبک هاي حل مسئله 62
3-6روش اجرا 62
3-7 روش هاي آماري تجزيه و تحليل داده ها 63
فصل چهارم 64
تجزيه و تحليل داده ها 64
الف) يافته هاي توصيفي 65
4-1- فراواني و درصد سبک هاي فرزندپروري والدين 65
4-2- ميانگين و انحراف معيار نمره سبک هاي فرزندپروري 66
4-3- ميانگين و انحراف معيار نمره سبک هاي تفکر 66
4-4- ميانگين و انحراف معيار نمره سبک هاي حل مسئله 67
ب) يافته هاي استنباطي 67
4-5- ضريب همبستگي پيرسون بين سبک هاي تفکر و سبک هاي فرزندپروري 68
4-6- ضريب همبستگي پيرسون بين شيوه هاي حل مسئله و سبک هاي تفکر 69
4-7- ضريب همبستگي پيرسون بين شيوه هاي حل مسئله و سبک هاي فرزند پروري 70
فصل پنجم 72
بحث و نتيجه گيري 72
5-1 تفسير نتايج 73
5-2 نتيجه گيري کلي 78
5-3 محدوديت ها 78
5-4 پيشنهادات 78
5-4- 1 پيشنهادهاي پژوهشي 78
5-4-2 پيشنهاد هاي کاربردي 79
منابع فارسي 80
منابع لاتين 86

فهرست جداول
4-1- فراواني و درصد سبکهاي فرزندپروري والدين 65
4-2- ميانگين و انحراف معيار نمره سبکهاي فرزندپروري 66
4-3- ميانگين و انحراف معيار نمره سبکهاي تفکر 66
4-4- ميانگين و انحراف معيار نمره سبکهاي حل مسئله 67
4-5- ضريب همبستگي پيرسون بين سبک هاي تفکر و سبکهاي فرزندپروري 68
4-6- ضريب همبستگي پيرسون بين شيوه هاي حل مسئله و سبکهاي تفکر 69
4-7- ضريب همبستگي پيرسون بين شيوه هاي حل مسئله و سبک هاي فرزند پروري 70

چکيده
هدف اصلي اين پژوهش بررسي رابطه بين سبک هاي فرزند پروري والدين با سبک هاي تفکر و سبک هاي حل مسئله در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر کرمانشاه بود. به اين منظور از بين دانش آموزان تعداد 348 نفر و همچنين والدين آنها با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي ساده و در دسترس انتخاب گرديدند. جهت گردآوري اطلاعات از پرسش نامه شيوه هاي فرزندپروري بامريند، پرسش نامه سبک هاي تفکر استرنبرگ و واگنر و نيز پرسش نامه سبک هاي حل مسئله کسيدي و لانگ استفاده شد. براي تجزيه و تحليل داده ها از آزمون همبستگي پيرسون استفاده گرديد. نتايج نشان داد که بين شيوه?هاي فرزند پروري والدين با سبک هاي تفکر دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد و بين سبک هاي تفکر با شيوه هاي حل مسئله دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد. همچنين بين شيوه هاي فرزند پروري والدين با سبک هاي حل مسئله دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد.??????
واژگان کليدي: شيوه هاي فرزند پروري، سبک هاي تفکر، سبک هاي حل مسئله، دانش آموزان.

فصل اول
کليات پژوهش

1-1مقدمه
زندگي خانواده نقش اساسي در حفظ سلامت رواني، اجتماعي و جسماني کودکان و والدين دارد. خانواده اولين و مهم‌ترين بافت اجتماعي را براي رشد انسان فراهم مي سازد. در جريان رشد طبيعي هر کودک يک رشته تغييرات شناختي، عاطفي و اجتماعي را شاهد هستيم. تقريبا همه افراد در طول رشد و در جريان سازگاري با اين تغييرات دچار مشکلاتي مي‌شوند و استرس و تعارضي را که به دنبال مي‌آيد، مي‌تواند به مشکلات رفتاري-عاطفي و يادگيري در آن‌ها بينجامد. اکثر مشکلات رفتاري دانش آموزان منعکس کننده شرايط پيچيده بين فردي اعضاي خانواده به‌ويژه والدين مي‌باشد. به عبارت ديگر وجود مشکلات رفتاري کودک به منزله روابط معيوب اعضاي خانواده با يکديگر است و با روش‌هاي تربيتي و شيوه هاي فرزند پروري نادرست والدين و تعاملات معيوب آن‌ها با فرزندان ارتباط دارد(هيبتي، 1381).
منظور از شيوه‌هاي فرزند پروري، روش‌هايي است که والدين براي تربيت فرزندان خود به‌کار مي‌گيرند و بيانگر نگرش‌هايي است که آن‌ها نسبت به فرزندان خود دارند و همچنين شامل معيارها و قوانيني است که براي فرزندان خويش وضع مي کنند. ولي بايد پذيرفت که رفتارهاي فرزند پروري به واسطه فرهنگ، نژاد و گروه‌هاي اقتصادي تغيير مي‌کند(حسينيان، پورشهرياري و کلانتري، 1387). اين پژوهش بر آن است که ارتباط شيو ه هاي فرزند پروري والدين را باسبک هاي تفکر و سبک هاي حل مسئله بررسي نمايد.
پژوهش در مورد سبک هاي تفکر از مطالعات مربوط به ابعاد روانشناختي، اجتماعي و فيزيولوژيک فرآيند آموزش سرچشمه گرفته است. شناخت و درک مدل هاي مرتبط با سبک هاي تفکر يکي از پيشرفت هاي اساسي روانشناسي در قرن بيستم است. شناخت سبک هاي تفکر و متغيرهاي مربوط به آن در آموزش و پرورش امري ضروري است زيرا بسياري از تفاوت ها در عملکرد افراد را به جاي نسبت دادن به توانايي ها مي توان به سبک هاي تفکر نسبت داد. به گونه اي که اگر معلمان از سبک هاي تفکر دانش آموزان آگاهي داشته باشند، با طراحي و جهت دهي مناسب فعاليت هاي آموزشي مي توانند به نتايج موثري برسند( ژانک1، 2003؛ به نقل از جهانشاهي و ابراهيمي قوام،1386).
متغير ديگر مورد بحث در پژوهش حاضر سبک هاي حل مسئله است. به اين معني که افراد در موقعيت هاي تنش زا از مهارت هاي حل مسئله متفاوتي استفاده مي کنند و کارآمد و ناکارآمد بودن اين راهکارها نقش اساسي در بهزيستي جسمي و روانشناختي آن ها ايفا مي کند (نوري،1377). از اين رو هدف پژوهش حاضر بررسي رابطه بين سبک هاي فرزند پروري والدين با سبک هاي تفکر و سبک هاي حل مسئله در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر کرمانشاه است.
1-2بيان مسئله
ارتباط والدين و فرزندان ازجمله موارد مهمي است که سالها نظرمتخصصان تعليم و تربيت را به خود جلب کرده است. خانواده نخستين پايگاهي است که پيوند بين کودک و محيط را فراهم مي کند. کودک در خانواده نگرش هاي اوليه درباره ي جهان را فرا مي گيرد و از لحاظ ذهني و جسمي رشد مي يابد(هيبتي، 1381).
هر خانواده شيوه ي خاصي را در تربيت فردي و اجتماعي فرزندان خود به کار مي گيردکه اين شيوه سبک هاي فرزند پروري ناميده مي شود (بخشي،1387). سبک هاي فرزند پروري ترکيبي از رفتارهاي مختلف والدين است که در موقعيت هاي گسترده اي روي مي دهند و جو فرزند پروري بادوامي را پديد مي آورند(زارعان و بخشي پور رودسري، 1386). در سبک هاي فرزند پروري سه ويژگي آشکار شده است که روش موثر را از روش نه چندان موثر فرزند پروري جدا مي سازد. اين سه ويژگي عبارتند از: پذيرش يا روابط نزديک، کنترل و استقلال دادن. که از تعامل اين سه ويژگي سه سبک فرزند پروري مشخص مي شود: مقتدرانه، مستبدانه و سهل گيرانه. والدين داراي سبک مقتدرانه، از نظر پذيرش و روابط نزديک رابطه اي معقولانه برقرار مي کنند و همچنين از نظر ميزان استقلال دادن به فرزند خود نيز، معقول و درست عمل مي کنند. سبک مستبدانه از نظر پذيرش و روابط نزديک پايين است و از نظر کنترل اجباري بالا و از نظر استقلال دادن پايين است. در حالي که والدين با سبک فرزند پروري سهل گيرانه روشي مهرورز و پذيرا نشان مي دهند و متوقع نيستند و کنترل کمي بر رفتار فرزندان خود اعمال مي کنند. اين والدين به فرزندان خود اجازه مي دهند، در هر سني که باشند خودشان تصميم گيري کنند، حتي اگر هنوز قادر به انجام اين کار نباشند(دياز2، 2005). بخشي (1387) عنوان نمود که سبک هاي فرزند پروري والدين تاثيرات بسياري بر فرزندان دارد و از جمله اينکه بر شکل گيري تفکر و نوع سبک تفکر فرزندان نيز بي تاثير نيست.
استرنبرگ3(2002) عنوان نمود که سبک مترادف با توانايي نيست، بلکه شيوه ي ترجيحي تفکر يا به بيان ديگر نحوه ي استفاده از توانايي هاي بالقوه است. استرنبرگ بر اساس نظريه ي خود مديريتي ذهني خود براين باور است که ما يک سبک خاص نداريم، بلکه داراي نيمرخي از سبک ها هستيم و افراد ممکن است از توانايي مشابه اما سبک هاي متفاوت برخوردار باشند. اين نظريه 12 سبک تفکر را توصيف مي کند که در 5 بعد از يکديگر متمايز مي شوند:کارکردها، شکل ها، سطوح، حوزه ها و گرايش ها.
در نظريه خود مديريتي ذهني، سبک هاي تفکر بر اساس کارکرد به سبک هاي قانوني، اجرايي و قضايي تقسيم مي شوند(ژانگ4،2001). با توجه به اينکه سبک هاي تفکر در افراد متفاوت است، بنابراين شناختن مفهوم سبک هاي تفکر از اهميتي ويژه برخوردار است و امروزه رشد و ارزشيابي سبک هاي تفکر، يکي از کارکرد هاي اساسي تعليم و تربيت است(استرنبرگ، 2001). علاوه بر اينکه سبک هاي فرزند پروري والدين بر سبک هاي تفکر فرزندان داراي تاثيراتي است، به فرزندان مي آموزد که در مواجهه با شرايط و مسائل مختلف از راهکارهاي مختلف استفاده کنند و سبک هاي حل مسئله منحصر به فرد خود را داشته باشند(هيبتي، 1381).
حل مسئله فرآيندي شناختي، رفتاري و مبتکرانه است که فرد به کمک آن راهبرد هاي سازگارانه براي مشکلات روزمره شناسايي و ابداع مي کند (نزو5،1987؛ به نقل از کسيدي و لانگ6، 1996).
نزو (1987) شش سبک حل مسئله را معرفي کرده است، شامل: خلاقانه، اعتماد،گرايش، درماندگي، مهارگري و اجتناب. سبک حل

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید