دستمزد ها، تضاد ها و اختلاف، بر هم خوردن امنيت غذايي و به خطر افتادن سلامتي انسان ها و محيط زيست … تحقيقات متعدد ديگري نيز نگراني ها درباره نقش منفي کشاورزي سنتي و انقلاب سبز را بر محيط زيست گزارش کرده اند .(لويس و همکاران25،2004)

2-2-17- کشاورزي پايدار چيست؟
تلاش هاي بسياري براي تعريف پايداري به طور تجربي صورت گرفته است. مفهوم کشاورزي پايدار از سال 1987 رايج شد ، ولي قبل از آن نيز در دهه 1940 به صورت مترادف با اصطلاحاتي چون کشاورزي ارگانيک، طبيعي، اکولوژيک و کم نهاده بکار برده مي شد. البته مفهوم و مضمون توسعه پايدار که کشاورزي پايدار نيز بخشي از آن محسوب مي شود تنها متعلق به دوران معاصر نيست . به نحوي که بعضي تاريخچه آن را به نيوتن، جان لاک، توماس جفرسون و چارلز داروين و حتي به آسياي قديم نيز نسبت مي دهند.
اما همانطور که گفته شد واژه پايداري به دنبال پيامدهاي اقتصادي، اجتماعي و بالاخص زيست محيطي فعاليت هاي انسان مورد استفاده قرار گرفت. از هنگام تعريف کميسيون برونت لند26 از توسعه پايدار در سال 1987 حداقل بيش از 80 تعريف ابداع شده است که هريک تفاوتهاي ظريفي با ديگري دارد و بر ارزشها، اولويت ها و هدفهاي خاصي تأکيد ميکند (پرتي27،1987).
واژه کشاورزي پايدار، از ديدگاه افراد مختلف معاني مختلفي دارد؛ که بستگي دارد به حيطه علاقه و سابقه آنها. کشاورزان، متخصصان محيط زيست، حافظان منابع طبيعي و ساکنان روستايي همگي علائق و نگرانيهاي متفاوتي دارند و بنابراين کشاورزي پايدار را به صور مختلفي تعريف مي کنند؛ بنابراين تعريف واحدي براي کشاورزي پايدار وجود ندارد. اهداف کشاورزي پايدار: اهداف کشاورزي پايدار ارتباط نزديکي با تعاريف آن دارند و در واقع جمع بندي اين تعاريف مي باشند. يک برنامه کشاورزي پايدار موفق در بر گيرنده هفت هدف زير مي باشد:
– فراهم کردن امنيت غذايي همراه با افزايش کمي و کيفي آن ضمن در نظر گرفتن نيازهاي نسل هاي بعدي؛
– حفاظت از منابع آب، خاک و منابع طبيعي؛
– حفاظت از منابع انرژي در داخل و خارج از مزرعه ؛
– حفظ و بهبود سود آوري کشاورزان ؛
– حفظ نيروي حيات جامعه روستايي ؛
– حفظ تنوع زيستي ؛
– قابليت پذيرش از سوي جامعه ؛
البته اهداف مشابهي را براي کشاورزي پايدار قائل شده اند، ضمن اينکه ايجاد زير ساخت هاي اجتماعي و اقتصادي پويا براي جوامع روستايي را نيز به اين فهرست اضافه مي نمايند. در کتاب با آفريني کشاورزي (پرتي ،1996)، کشاورزي پايدار را عبارت از هر نوع نظام توليد مواد خوراکي يا الياف مي داند که به طور نظام يافته هدف هاي زير را دنبال مي کند:
– در آميختن کاملتر فرآيندهاي طبيعي از قبيل چرخهي مواد غذايي، تثبيت ازت و روابط آفت – دشمن طبيعي با فرآيندهاي توليد کشاورزي؛
– کاهش کاربرد آن دسته از نهاده هاي غير زراعي، بيروني و تجديد نشدني که قابليت آنها براي وارد آوردن خسارت به محيط زيست يا صدمه زدن به بهداشت کشاورزان و مصرف کنندگان بسيار زايد است و استفاده هدفدار تر از نهادهاي باقي مانده به منظور حداقل رساندن هزينههاي متغيير مصرف ميشوند؛
– دسترسي منصفانهتر به منابع و فرصتهاي توليد و پيشرفت در جهت دستيابي به شکلهايي از کشاورزي که از نظر اجتماعي عادلانه تر است؛
– استفاده بسيار مولد تر از استعداد بالقوه زيست شناختي و ژنتيکي گونه هاي گياهي و جانوري؛
– استفاده بسيار مولد از دانش و عمليات محلي، از جمله رهيافت هاي نو آورانه اي که هنوز دانشمندان آنها را کاملاً درک نکرده اند يا کشاورزان به طور گسترده آنها را نپذيرفته اند؛
– افزايش خود اتکايي در ميان کشاورزان و روستاييان؛
– تطبيق هرچه بيشتر الگوهاي کشت و استعداد توليد، معضلات زيست محيطي اقليم و چشم انداز طبيعت براي تضمين پايدار دراز مدت سطوح کنوني توليد؛
– توليد سود آور و کارآمد با تأکيد بر مديريت تلفيقي مزرعه و حفاظت از خاک،آب، انرژي و منايع زيستي.
هدف کشاورزي پايدار عبارت است از افزايش تنوع فعاليت ها در مزرعه، همراه با افزايش پيوند ها و فرآيندهاي ميان آنها. در کشاورزي پايدار محصولات فرعي يا ضايعات حاصل از يک جزء يا فعاليت،
نهادهاي ميشوند براي جزئي ديگر. از آنجا که فرايندهاي طبيعي به طور فزاينده اي ، جايگزين نهاده هاي بيروني ميشوند، تأثير نهادهاي بيروني بر محيط زيست کاهش مي يابد.
هدف کشاورزي پايدار را حفظ سطوح ضروري توليد به منظور بر آورده کردن جمعيت در حال رشد جهان بدون تخريب محيط زيست ميدانند که به مفهوم نگراني براي ايجاد در آمد، ترويج سياست هاي مناسب و حفظ منابع طبيعي مي باشد.
اهداف کشاورزي پايدار را در قالب پنج اصل کلي زير بيان مي کنند: (پرتي28، 1381).
– همسو نمودن فعاليت هاي کشاورزي با فرايندهاي اکولوژيکي؛
– بکارگيري فناوري ها مناسب و اتخاذ يک مديريت صحيح و معقول در روند توليدات کشاورزي؛
– عدم بکارگيري نهاده ها و مواد شيميايي که براي محيط زيست وسلامت بشر و حيوانات خطرناک هستند؛
– افزايش توليد محصولات کشاورزي با بهره گيري از پتانسيل بيولوژيکي و ژنتيکي گونه هاي مختلف استفاده عاقلانه از منابع؛
– حفظ و احياي منابع تجديد شونده و غير قابل تجديد؛

2-2-18- کشاورزي ارگانيک و توسعه پايدار روستايي
از نيمه دوم قرن بيستم تا امروز، جمعيت کر? زمين به شکل چشمگيري افزايش يافته است. اين افزايش جمعيت، نيار بشر را در توليد محصولات کشاورزي تحت تأثير قرار داده است. در نتيجه بشر براي تداوم حيات، نيارمند افزايش سطح بهره روي محصولات کشاورزي در واحد سطح شده است. از همين رو از اواسط قرن بيستم تا کنون، عملکرد گياهان زراعي در واحد سطح به دو برابر اقزايش يافته است. اين افزايش عملکرد، عمدتاً به دليل به کارگيري منابع انرژي در توليد محصولات کشاورزي، استفاده از ارقام پرمحصول و … بوده است.
در دهههاي 1950 و 1960 اقدامات بشر در زمين? توليد انبوه، منجر به انقلاب سبز شد . دوره انقلاب سبز، دور? پذيرش نهاده هاي جديد از جمله کود، بذر اصلاح شده و روش هاي آبياري با عملکرد بالا بوده است. از سوي ديگر در اين دوران، عوامل مؤثري بر نابودي محصولات کشاورزي اثرگذار بوده است: هجوم آفات گوناگون مانند علف هاي هرز، حشرات، جوندگان، قارچ ها و . . . که البته اين آفات از گذشته هاي دور بخش کشاورزي را تحت تأثير قرار داده است. براي مقابله با اين عوامل و معضلات، آفتکش هاي گوناگوني که از ترکيبات شيميايي مختلف به وجود آمده بودند، مورد استفاده قرار گرفتند.(مطيعي لنگرودي و همکاران،1390).
استفاده نامتعادل از از کود هاي شيميايي و ريزمغذي ها و همچنين استفاده بي رويه از سموم و آفتکشهاي شيميايي مهم ترين علل آلودگي هاي زيست محيطي را تشکيل مي دهند. طي سال هاي اخير، نگراني هاي جهاني در خصوص عواقب و اثرات جانبي برخي از فعاليت هاي کشاورزي نوين بر محيط زندگي انسان افزايش يافته و محققان را به تفکر بيشتر و عميقتر نسبت به فعاليت هاي کشاورزي وا داشته است. لذا متخصصان علوم مختلف به دنبال روش هايي در کشاورزي مي باشند که بتواند جايگزين مناسبي براي حفظ سلامت و محيط زيست انسان باشد. در راستاي چنين تفکري، مفاهيم و بينش هايي همچون کشاورزي پايدار، کشاورزي طبيعي، کشاورزي بوم شناختي، کشاورزي ارگانيک و بيوديناميک مطرح گرديده که در چنين نظام هايي علاوه بر توجه به جنبه هاي اقتصادي، بحث اخلاقي، اجتماع و بهداشت انسان نيز مد نظر قرار مي گيرد.
در اين ديدگاه ها، خاک به عنوان پيکر زندهاي نگريسته ميشود که با کلان نگري و شناخت دقيق تر از روابط بين موجودات زند? خاک مي توانيم از آن در دراز مدت استفاده و بهره وري نماييم. با استفاده از کشاورزي ارگانيک ممکن است در ابتدا، عملکرد در واحد سطح افزايش يابد ولي در دراز مدت، کشاورزي ارگانيک بر کشاورزي مدرن برتري خواهد داشت (ازکيا و همکاران، 1385).

2-2-19- مفهوم و تعريف کشاورزي ارگانيک
کشاورزي ارگانيک به معناي استفاده از اطلاعات علمي براي کاهش استعمال از سموم و مواد شيميايي در توليد محصولات کشاورزي است. سيستم هاي کشاورزي ارگانيک بر پاي? مديريت اکوسيستم استوار بوده و به نهاده هاي خارج از مزرعه وابسته نيست. کشاورزي ارگانيک مديريت توليدي مناسبي است که باعث تقويت و توسع? سلامت اکوسيستم هاي زيستي، چرخ? زيستي و فعاليت هاي بيولوژيکي خاک مي شود. اين نظريه تأکيد بر اين دارد که از نهاده هاي داخل مزرعه استفاده شده و از نهاده هاي بيروني استفاد? اندکي گردد.
کشاورزي ارگانيک شيوهاي از کشت و کار کشاورزي است که بر مباني و اصول اکولوژيک استوار است. به همين خاطر در تعريف و تبيين اين شيوه از توليد، از تعابير و اصطلاحات بيولوژيک و کشاورزي بوم شناختي نيز استفاده مي شود. در کشاورزي ارگانيک، هدف اسقرار کشت پايدار است. به طور کلي کشت ارگانيک نوع خاصي از کشاورزي است که در آن براي توليد محصولات به جاي کود هاي شيميايي و آفتکش ها، از روش هاي زيستي باروري، در کنترل و توليد استفاده مي شود.

2-2-19-1- ويژگي هاي کشاورزي ارگانيک
برخي از ويژگي هاي کشاورزي ارگانيک عبارتند از:
– حفظ حاصلخيزي خاک در درازمدت از طريق نگهداري مواد آلي در حد مطلوب.
– بهبود فعاليت بيولوژيک خاک و استفاده مناسب از روش هاي مکانيکي.
– کنترل علف هاي هرز، بيماري ها و آفات با تأکيد عمده بر استفاده از روش هايي چون تناوب زراعي، بکارگيري دشمنان طبيعي، تنوع کود هاي آلي و. . . .
– حمايت از حيات وحش و زيستگاه هاي طبيعي.
– تلفيق مديريت دامداري با مديريت کشاورزي در راستاي مديريت تغدي? گياهي و تقويت خاک کشتگاه.
– توجه و مراقبت بيشتر نسبت به خاک و حفاظت از طبيعت، در درون و پيرامون کشتگاه.

2-2-20- زراعت ارگانيک و دانش بومي
دانش بومي وسيله اي است براي آشتي عالمان علم جديد به بهره برداران سنتي. تلاش ها براي انطباق فنون و شيوه هاي بومي با فنون و شيوه هاي جديد، مباحث بديعي را در گسترش توسعه کشاورزي پايدار مطرح نموده است. در واقع کشاورزي ارگانيک را ميتوان شيوه اي از کشاورزي بومي ناميد که برخي از
ويژگي هاي آن عبارتند از:
– با ارزش ها و اعتقادات آميخته، و متأثر از آنهاست.
– کمتر بر تحقيقات پايه اي و بنيادي استوار است و اساساً به دنبال حل مشکل است.
– نتايج آن با شرايط زندگي منطقه اي انطباق دارد.
– به تنوع زيستي کمک مي کند.
– کل نگر است.
– از ابزار و تجهيزات محلي استفاده مي کند.
– مسائل را در شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي واقعي به بوته آزمايش مي گذارد.
به گفته چمبرز، متخصصان و مروجان کشاورزي بايد بپذيرند که از مردم محلي هم مي توان موارد با ارزشي آموخت، بدين ترتيب آنان بايد قشري را که روزي جاهل و زيردست مي انگاشتند به عنوان آموزگار بپذيرند و به جاي موعظه کردن، گوش فرا دهند و بياموزند ( ازکيا و همکاران، 1385 ).

2-2-21- کشاورزي ارگانيک و توسعه پايدار روستايي
يکي از مهم ترين ويژگي هاي توسعه يکپارچه روستايي، پايداري محيط زيست است و يکي از رويکردهاي نظري که باعث پيدايش توسعه پايدار روستايي شده است، باور به تنوع زيست محيطي است که در واقع يکي از ويژگي هاي زراعت ارگانيک است. کشاورزي ارگانيک تلاشي است در جهت تحقق توسعه پايدار و يکپارچ? روستايي و همچنين واکنشي در مقابل پيامد هاي انقلاب سبز که به تخريب و تحليل محيط زيست و طبيعي منجر شد.
سيستم کشاورزي متعارف در کشورهاي در حال توسعه، مشکلات متعددي مانند مصرف بيش از حد منابع و اتلاف آن، توزيع ناعادلانه درآمد بين کشاورزان و مصرف کنندگان، کاهش جمعيت روستايي و مهاجرت
بي رويه به شهر ها، وارد آوردن خسارت به محيط زيست و منابع طبيعي را سبب شده است. ويژگي هاي مثبت زراعت

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید