ارگانيک مانند حفظ حيات جامعه روستايي، حفظ و بهبود منابع سودآور کشاورزان، حفاظت از منابع آب، خاک و منابع طبيعي، حفاظت از منابع انرژي در داخل و خارج از مزرعه و ايجاد زيرساختهاي اجتماعي و اقتصادي پويا براي جوامع روستايي؛ در وحدت بخشي به اهداف توسعه پايدار روستايي (اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، و محيطي ) و در کل اين فرآيندي ثمر بخش است.
کشاورزي ارگانيک از مزاياي ترکيبات شيميايي مجاز و آفتکش هاي متناسب با شرايط استفاده مي کند، اما مصرف اين نهاده ها را به حداقل ممکن کاهش مي دهد و سعي مي کند تا با استفاده از روش هايي مانند تناوب زراعي، استفاده از کود سبز، کودهاي آلي و دامي، کنترل بيولوژيک، آيش، عمليات مکانيکي و . . . جهت حفظ حاصلخيزي خاک و فراهم نمودن مواد غذايي براي گياه و کنترل آفات بپردازد. کشاورزي ارگانيک انتخابي واقع گرايانه است که تلاش مي کند تا با ترکيب دانش سنتي و بومي با دانش نوين حرکت به سوي توسع? کشاورزي پايدار را تسريع بخشد (ازکيا و همکاران، 1385 ).

2-2-22- مفهوم كارآفريني كشاورزي
فرانسوا کنه و نيکلاس بودو زمين را يگانه سرچشمة ثروت مي دانند و کشاورزان را کارآفرين مي خوانند و براي کارآفرينان، جايگاهي ويژه قائل اند ( هزارجريبي، 1384 ). از آنجا كه كشاورزي مهمترين زمينة تأمين معاش روستاييان فقير است و علاوه بر آن ، نقشي مهم در توليد و اشتغال مولد دارد، در شرايط كنوني اقتصاد ايران با ويژگي هايي بارز همچون بيكاري، عدم تحرك، و محدوديت سرمايه گذاري، مديريت تحرك بخشي و سرمايه گذاري، اهميت اين رسالت دوچندان مي شود، چرا كه تقويت كشاورزي و ايجاد تغيير در توليدات كشاورزي و منابع طبيعي به ايجاد اشتغال هاي غيركشاورزي، افزايش درآمد و افزايش تقاضا براي كشاورزي محلي و توليدات غير كشاورزي منجر خواهد شد.
در نتيجه، كارآفرينان كشاورزي مي توانند با شناخت درست از فرصت ها و بهره گيري از سرمايه هاي راكد، امكاناتي را فراهم آورند و با سازمان دهي و مديريت منابع، ايده هاي خود را عملي سازند؛ و در اين حركت و فرايند ، نه تنها خود بيكار نمي مانند بلكه در بخش غير دولتي و بدون اتكا به دولت، براي تعداد ديگري نيز شغل مي آفرينند. كارآفرينان بخش كشاورزي با بهره گيري از نيرويي كه در خود براي حل خلاقانة مسائل، مخاطره پذيري، تحمل مشكلات، و نكاتي از اين دست سراغ دارند، ميتوانند به زيركي و ظرافت و با سرعت هر چه تمام تر، تهديدات و تنگناهاي محيطي را تبديل به فرصت كنند و در شرايطي سخت و پيچيده مانند توسعة پر شتاب فناوري، جهاني شدن و اقتصاد چند مليتي، به كشف و بهرهبرداري فرصتهايي جديد بپردازند كه نفع خود آنها و سرانجام نيز رفع تنگناهاي جامعة روستايي را در پي خواهد داشت.
بنابراين، كشاورز كارآفرين كسي است كه با يك شيوة آينده نگري خاص، در نظر گرفتن منابع و
محدوديت هاي محيطي، عبرت آموزي از گذشتة خود و ديگران، متناسب با دانش بومي و نوين، با شخصيتي تحول پذير به همراه قدرت مخاطره پذيري، نوآوري و خلاقيت در سطوح بالا، به شناسايي، ارزيابي و كشف بهترين و آخرين موقعيت هاي اقتصادي و بازار مبادرت ورزيده، بر اساس نبوغ خود و با راهنمايي هاي بيروني و رعايت حقوق مكاني، فضايي و انساني، به بهره گيري عقلاني، شايسته و اقتصادي از فرصت هاي بالقوه و بالفعل كشاورزي مي پردازد.
از ويژگي كارآفرينان كشاورز، روشي است كه براي حل مسئله در پيش مي گيرند؛ به باور آنها، براي رسيدن به راه حلي خلاقانه، ابتدا لازم است مشكل اصلي يا مسئلة واقعي شناخته و تعريف شود. كارآفرينان كشاورز هر مشكل را شامل دو جزء مخاطره و فرصت مي دانند و معتقدند. كه براي رسيدن به راه حلي مناسب، لازم است هم مخاطرات و هم فرصت هاي مسئله دقيقاً شناخته شوند و از اين رو، نگاه آنها به مسئله هم از ديدگاه يك محقق (براي شناسايي فرصت ها) و هم از ديدگاه يك كارآگاه (براي كشف مخاطرات) است (کاين29،2002). البته بايد در نظر داشت كه کارآفريني موفق در بخش کشاورزي مناطق روستايي مستلزم پيوند ناگسستني با بخش صنعت و خدمات و به ديگر سخن، صنعتي شدن کشاورزي است، كه ميان بخش هاي صنعت و کشاورزي ارتباط هاي پيشين و پسين را نهادينه مي كند. در واقع، توسعة هر کدام از اين بخش ها در گرو توسعة بخش ديگر است، اما بديهي است كه بايد توالي در توسعة بخش هاي اقتصادي رعايت شود؛ يعني، بايد روند توسعه از بخش کشاورزي آغاز و سپس، به بخش صنعت کشيده شود و سرانجام نيز بخش خدمات توسعه يابد، چرا كه بيشتر تخصصها و مهارت هاي فردي و اجتماعي افراد در کشور هاي در حال توسعه در بخش کشاورزي تمرکز يافته است (قره باغيان، 1373 ). با اين توصيف،
مي توان گفت كه كارآفريني كشاورزي يعني فرايند شناسايي فرصت ها، تهديد ها، و نقاط قوت و ضعف محيط هاي فعاليت از جمله كشاورزي با روش شناسي و سياستگزيني خاص و جديد براي ايجاد تحول و دگرگوني در كشاورزي است. اين تحول با ارائة تفكر، روش و تدبيري نو براي حل مشكلات گذشته و كنوني كشاورزي همراه است، كه حاصل همكاري بين عاملان اصلي كشاورزي (فعالان بخش كشاورزي) و عاملان بيروني (برنامه ريزان، مديران و مسئولان) با در نظر گرفتن شرايط و تحولات جهاني، فناوري نوين، فرهنگ روستايي، و محدوديت هاي زيست محيطي در راستاي دستيابي به الگو هاي نو در كشاورزي براي بالا بردن بهره وري و كارآيي و دستيابي به بازار هاي نو در مقياس هاي بزرگ تر است. در كل، چنين فرايندي به بهبود وضع اقتصادي روستاييان و به ويژه كشاورزان مي انجامد. بنابراين، كارآفريني كشاورزي شيوه اي جديد در بخش كشاورزي براي افزايش و خلق درآمد و ثروت و نيز ايجاد اشتغال است.
بنابراين، براي طراحي و توسعة فعاليت كارآفريني كشاورزي توسط گروه هاي محلي، مراكز روستايي ترغيب مي شوند تا در برنامه هاي كارآفريني ، چهار مرحله را رعايت كنند (اسوکت و همكاران30، 2006).
1- راهبرد: پيگيري فرصت هاي اقتصادي واقعي از سوي كشاورزان و براي آنها؛
2- رهبري: ايجاد و پيوند ظرفيت هاي محلي با توسعة كشاورزي؛
3- اجرا: ارزش آفريني براي كار آفرينان در بخش كشاورزي؛
4- پايداري: تخصيص منابع به ميزان مورد نياز كشاورزان.

2-3 مطالعات تجربي
تحقيقات بسياري در زمينه توسعه روستايي و پايداري کشاورزي در سرتاسر جهان انجام گرفته است. در اين قسمت به بررسي تعدادي از اين تحقيقات مي پردازيم.

2-3-1 مطالعات تجربي داخل کشور
– افتخاري و همکاران (1389) در مطالعه اي به بررسي راهبردهاي توسعه کارآفريني کشاورزي در مناطق روستايي پرداخته اند .پژوهش مورد نظر با روش پيمايشي و ميدان به شيوه swot به ارائه راهبردهاي کانوني توسعه کارآفريني کشاورزي در مناطق روستايي پرداخته است . نتايج نشان داد به دليل توانمندي ها و ظرفيت هاي بالاي مناطق ، آستانه ي نوآوري و خلاقيت در بخش کشاورزي مناطق روستايي نيازمند بازنگري و ارائه سياستهاي مناسب براي رفع محدوديتها و استفاده از توان هاي موجود در روستا و کشاورزي است.
افروخته و همکاران(1388). در تحقيق خود به بررسي نقش قال بافي در توسعه روستايي ولايت کاشمر پرداخته است. اين پژوهش نقش كارگاه قالي بافي را در تحولات اقتصادي و اجتماعي روستايي بررسي كرده است. اطلاعات مورد نياز از طريق بررسي محلي و برخي اسناد جمع آوري شده است. جامعه نمونه تحقيق را 40 نفر از كاركنان كارگاه قالي باقي تشكيل مي دهد. داده هاي تحقيق با استفاده از روش ليكرت مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است . نتيجه نشان مي دهد كه احداث اين كارگاه منشأ تحولات مثبت اجتماعي، اقتصادي و كالبدي در دهستان مورد مطالعه بوده است. استفاده از استعداد و دانش بومي مردم، سود مناسب، فقدان اثرات نامناسب زيست محيطي، ايجاد فرصت هاي شغلي، درآمد پايدار، افزايش كيفيت زندگي، بهبود راه و مسكن روستايي و گسترش كشت تجاري از مهم ترين دستاوردهاي احداث اين شركت بوده است. نتايج نشان داد که طي سال هاي 1378 تا 1383 ، اگر چه سياست هاي برنامه اي دولت در رشد و توسعة بخش هاي روستايي استان نابرابري توزيع امکانات و تسهيلات را در پي داشت، اما مقايسة ضريب تغييرات نشان مي دهد که برنامة سوم توسعه با اثراتي مثبت بر توزيع متعادل تر امکانات توسعه اي در بخش زير ساخت ها، آموزش و بهداشت روستايي شهرستان هاي استان همراه بوده است.
– فداکار داوراني و همکاران (1388 ) در تحقيق خود به بررسي نقش قنات در توسعة پايدار روستايي پرداختند. نتايج نشان مي دهد که به لحاظ ميزان توسعة اجتماعي، تفاوت معني دار ميان دو روستاي مورد مطالعه وجود ندارد؛ اما از اين نظر، تفاوت ميان مالكان و غير مالكان معني دار و نشان دهندة اهميت قنات در تقويت شاخص هاي توسعة پايدار روستايي در اين مناطق است. ميزان توانمندي در روستاي داراي قنات به طور معني دار بيشتر است. معني داري تفاوت در ميزان مشارکت اجتماعي در دو روستاي مورد مطالعه تأييد نشد؛ اما از نظر متغير ميزان ميل به پيشرفت، تفاوت ميان دو روستاي مورد مطالعه معني دار است.
– سپهردوست ( 1387 ) در تحقيق خود به بررسي عملکرد دولت در توسعة اقتصادي- اجتماعي روستاهاي استان همدان پرداخت. اين تحقيق نخست، بر اساس شاخص ها ي زيربنايي، آموزشي و بهداشتي، به اندازه گيري درجة توسعه يافتگي شهرستان هاي استان همدان در بخش روستايي و سپس، به مقايسة عملکرد برنامه اي دولت طي برنامة سوم توسعه بپردازد. از مدل تاکسونومي عددي براي همگن سازي و سنجش سطح توسعه يافتگي مناطق روستايي، از ضريب اختلاف ويليامسون براي مقايسة ضريب نسبي تغييرات، و نيز از روش تحليل عاملي براي رفع هم خطي، کاهش عوامل، و استخراج عوامل مؤثر بر عدم توازن
منطقه اي استفاده شد.
– کريم و همکاران ( 1387 ) در تحقيق خود به نظرسنجي از روستاييان در مورد چالش هاي توسعة پايدار روستايي توجه به اهميت توسعة پايدار اقتصادي، اين تحقيق به بررسي مشکلات و موانع موجود بر سر راه توسعه مي پردازد. بدين منظور، پس از مطالعه و استخراج شاخص هاي توسعة پايدار و تبيين چالش هاي توسعة پايدار روستايي، تدوين پرسشنامه و نظرسنجي از روستاييان دهستان ساروق در استان مرکزي صورت گرفت، كه نتايج به دست آمده بدين شرح است: از ديدگاه اين روستاييان، چالش هاي پايداري مناطق جنگلي، آب و خاك 5/25 درصد، چالش هاي طرح هاي عمراني دولتي 2/14 درصد، چالش هاي استفادة پايدار از ذخاير محيط 2/13 درصد، چالش هاي اشتغال و درآمد 5/10 درصد، چالش هاي محيط نهادي 2/10 درصد، چالش هاي بهداشت و رفتار مطمئن با سموم و مواد شيميايي 7/7 درصد و چالش هاي اشکال پايدار سکونتگاه هاي انساني 3/3 درصد و در مجموع اين شش عامل 85 درصد از واريانس چالش هاي توسعة پايدار روستايي را تبيين مي کنند.
– ازکيا و همکاران (1387) در تحقيق خود به بررسي نقش انجمن هاي زادگاهي در توسعه روستايي پرداختند. اين پژوهش به بررسي انجمن هاي زادگاهي درياني هاي تهران و ويژگي هاي آن پرداخته است. اين پژوهش با روش کيفي همراه با مصاحبه، مصاحبه گروهي و مشاهده، ويژگي هاي اساسي انجمن هاي زادگاهي، مصاديق انجمن هاي زادگاهي در ايران، تشکل هاي درياني در تهران، و اثرات آنها را بر توسعه روستاي دريان را بررسي کرده است. داده هاي مورد نياز اين پژوهش از درياني هاي ساکن در تهران و روستاي دريان گردآوري شده است. نتايج تحقيق نشان مي دهد که درياني هاي تهران داراي طيف
گسترده اي از تشکل هاي مذهبي، خيريه اي، اقتصادي، حمايتي، عام المنفعه و اجتماعي – فرهنگي هستند و به وسيله روابط خويشاوندي و هم قومي با هم فعاليت مي کنند. اين انجمن ها از لحاظ ويژگي هاي سازماني شامل ترکيبي ازآشنايان و اقوام اند که به صورت دموکراتيک رهبران و اعضاي اصلي را انتخاب
مي کنند، ظرفيت گسترده اي براي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید