ت مي شود؛ از لحاظ زيست محيطي، مخرب نيست؛ از لحاظ فني، مناسب و از نظر اقتصادي و اجتماعي، قابل قبول است.”7 بر اساس نظريههاي که در برنامة محيطي سازمان ملل متحد ارائه شده، مفهوم توسعة پايدار دربرگيرندة جنبه هاي زير است:
1- کمک به تهيدستان، زيرا براي آنها راهي جز تخريب محيط زيست باقي نميماند؛
2- توجه به تفکر خودي در چارچوب محدوديتهاي منابع طبيعي؛
3- توجه به مؤثر بودن توسعه با بکارگيري ويژگيهاي اقتصادي و غير سنتي؛
4- در نظر گرفتن موضوعات مهم فناوري، بهداشت و مسکن مناسب براي همه؛

2-2-10- توسعه روستايي
نقش و جايگاه روستاها در فرآيند توسعه اقتصادي – اجتماعي و سياسي در مقياس محلي، منطقه‌اي، ملي و بين المللي و پيامدهاي توسعه نيافتگي مناطق روستايي چون فقر گسترده ،‌نابرابري فزاينده، رشد سريع جمعيت، بيکاري، مهاجرت و غيره موجب توجه به توسعه روستايي و حتي تقدم آن بر توسعه شهري گرديده است. برنامه‌هاي توسعه روستايي، جزئي از برنامه هاي توسعه هر کشور محسوب مي‌شوند که براي دگرگون سازي ساخت اجتماعي – اقتصادي جامعه روستايي بکار مي‌روند. اين گونه برنامه ها را که دولتها و يا عاملان آنان در مناطق روستايي پياده مي‌کنند، دگرگوني اجتماعي بر اساس طرح و نقشه نيز مي‌گويند. اين امر در ميان کشور هاي جهان سوم که دولت ها نقش اساسي در تجديد ساختار جامعه به منظور هماهنگي با اهداف سياسي و اقتصادي خاصي به عهده دارند، مورد پيدا مي‌کند.(سامبرگ18،2006).
از سوي ديگر توسعه روستايي را مي‌توان عاملي در بهبود شرايط زندگي افراد متعلق به قشر کم درآمد ساکن روستا و خودکفا سازي آنان در روند توسعه کلان کشور دانست. توسعه روستايي به نوين سازي جامعه روستايي مي پردازد و آن را از يک انزواي سنتي به جامعه اي مدرن تغيير خواهد داد که با اقتصاد ملي عجين شده است بنابراين هدف هاي توسعه روستايي در محدوده يک بخش خلاصه نمي شود، بلکه مواردي چون بهبود و بهره وري ، افزايش اشتغال، تأمين حداقل غذا، مسکن و آموزش و بهداشت را در بر مي‌گيرد.(پوگا19،2007).
اهداف توسعه روستايي را مي توان به چهار دسته کلي تقسيم کرد: اهداف اقتصادي- اجتماعي- سياسي و طبيعي. بطور کلي توسعه روستايي، فرآيند توسعه دادن و مورد استفاده قرار دادن منابع طبيعي و انساني، تکنولوژي، تسهيلات زير بنايي، نهادها و سازمان ها، سياست هاي دولت و برنامه ها بمنظور تشويق و تسريع رشد اقتصادي در مناطق روستايي جهت ايجاد اشتغال و بهبود کيفيت زندگي روستايي براي ادامه زندگي و پايداري حيات است.
در گذشته بعضي مديران و سياست‌گذاران امر توسعه، صرفاً بر “توسعه کشاورزي” متمرکز مي‌شدند که امروز نتايج نشان داده است که توسعه روستايي صرفاً از اين طريق محقق نمي‌شود. روستا جامعه‌اي است که داراي ابعاد اجتماعي مختلف است و نيازمند توسعه همه‌جانبه است نه صرفاً توسعه کسب وکار و نظامي به نام “کشاورزي”. هرچند بايد گفت که از طريق توسعه کشاورزي موفق نيز الزاماً توسعه روستايي محقق نمي‌شود. چون اولاً فوايد توسعه کشاورزي عايد همه روستاييان نمي‌شود (بيشتر عايد زمين داران، بخصوص مالکان بزرگ، مي‌شود)، ثانياً افزايش بهره وري کشاورزي باعث کاهش نياز به نيروي انساني مي‌شود (حداقل در درازمدت) و اين خود باعث کاهش اشتغال روستاييان و فقر روزافزون آنان و مهاجرت بيشتر به سمت شهرها مي‌شود (مولايي،1382).

2-2-11- چالش هاي توسعه روستا:
مناطق روستايي براي توسعه با مشکلات و چالش هايي روبرو هستند که شناخت آنها باعث مي شود مسئولين استراتژي مناسب جهت توسعه را براي روستاها انتخاب کنند.
چالشهاي مناطق روستايي عبارتند از:
1- عدم دسترسي به سرمايه وامکانات
2- مشکل درعرضه کالا ها وخدمات
3- تأکيد بر يک صنعت يا کسب وکار خاص
4- تمايل شديد به مهاجرت
5- گسترش روز افزون تغييرکاربري اراضي زراعي
6- امکان ريسک کمتر در روستاها
7- کمبود سازمان هاي حمايت کننده

2-2-12- استراتژي‌هاي توسعه روستايي:
کشورها و مناطق مختلف جهان، متناسب با شرايط و اولويت ها، رويکردها و استراتژي هاي توسعه روستايي متفاوتي را در پيش گرفته اند. قطعاً نمي توان بدون در نظرگرفتن تجربيات جهاني در اين زمينه و با تمرکز صِرف بر اشتغال زايي در روستاها (بدون در نظر گرفتن استراتژي توسعه روستايي) توفيق چنداني بدست آورد (که پايدار و ماندگار نيز باشد). چون اشتغال زايي و کار آفريني در فضايي مستعد رخ مي‌دهد و بدون وجود آن فضا عملاً نمي توان متوقع موفقيتي پايدار بود .رويکردها و استراتژي هاي توسعه روستايي را اينگونه مي‌توان به صورت زير تقسيم نمود.(زمان پور،1379).

2-2-12-1- رويکردهاي فيزيکي-کالبدي:
1- استراتژي توسعه و بهبود زيرساخت هاي روستايي

2-2-12-2- رويکردهاي اقتصادي:
1- استراتژي انقلاب سبز
2- استراتژي اصلاحات ارضي
3- استراتژي صنعتي نمودن روستاها
4- استراتژي رفع نيازهاي اساسي
2-2-12-3- رويکرد هاي اجتماعي-فرهنگي:
1) استراتژي توسعه اجتماعي
2- استراتژي مشارکت مردمي

2-2-12-4- رويکرد هاي فضايي، منطقه‌اي و ناحيه‌اي:
1- استراتژي هاي تحليل مکاني
2- استراتژي توسعه روستا- شهري
3- استراتژي نظام سلسله مراتبي سکونتگاه ها و برنامه ريزي مراکز روستايي
4- استراتژي توسعه يکپارچه ناحيه‌اي
5- استراتژي توسعه زيست- ناحيه
6- استراتژي توسعه پايدار و همه جانبه روستايي

راهکارهاي استراتژيک توسعه روستايي عبارتند از:
1- تغيير نگرش حاکم بر اذهان مديران و مردم نسبت به روستا از طريق: فرهنگ سازي بوسيله رسانه هاي جمعي و عمومي، برجسته سازي و توجه ويژه به مناطق روستايي در نظام آموزشي، ابراز توجه ويژه به روستاها توسط مديران ارشد (مثل اقامت آنان در روستاها) و. . .
2- جذاب سازي فضاي روستايي کشور از طريق: توسعه هدفمند فضاهاي فرهنگي وآموزشي روستاها، ايجاد مراکز تفريحي، اقامتي، سياحتي در روستاها.
3- تکميل و تکامل جامعه اطلاعاتي روستايي کشور مانند ايجاد ارتباطات مخابراتي، ارتقاي سواد اطلاعاتي آنان و نزديک سازي فرهنگ شفاهي روستائيان با فرهنگ مکتوب ديجيتال.
4- تشکيل خوشه هاي دانشي روستايي و توسعه زير ساخت هاي دانشي مثل تدوين نقشه صنايع روستايي کشور، ايجاد و توسعه مراکز تحصيلي وآموزشي (بخصوص آموزش هاي کاربردي)، ارتقاي سطح سواد روستائيان و آموزش آنان در بکارگيري روش ها و فناوري هاي نوين.
5- نوسازي مناطق آسيب ديده روستايي و توسعه اشتغال زايي در روستاهاي کشور از طريق حاکم سازي فضاي کارآفريني و ايجاد پارک هاي کارآفريني در مراکز و مناطق مستعد و همچنين حمايت از
فارغ التحصيلان روستايي براي راه اندازي کسب و کار در روستاها.
6- شکوفا سازي اقتصاد روستايي و تأسيس روستاهاي نوين که از جهات موقعيت و امکانات همپاي شهرها باشند، توسعه صنايع دستي و روزآمد ساز آنها، جذب سرمايه گذاران خارجي و بخش خصوصي به سمت روستاها و فرهنگ سازي براي تغيير الگوهاي مصرف و توليد در روستا.
در نهايت اينکه برنامه هاي توسعه روستايي بايد به مواردي همچون: ايجاد اشتغال در بخش‌ هاي غير کشاورزي، کنترل جمعيت، توسعه اجتماعي و شهرسازي روستا، کاهش مهاجرت به شهرها، افزايش سطح رفاه، تأکيد بر جذب و توسعه فناوري هاي جديد و آموزش و تربيت نيروي انساني ماهر توجه داشته باشد.

2-2-13- مفاهيم و اهداف توسعه روستايي
توسعه به وضعيتي معين و جاري در جامعه و روند هاي دگرگون ساز آن باز مي‌گردد. در جنبه نظري، توسعه‌يافتگي بدين معناست كه افراد و گروه هاي اجتماعي يك كشور قادر به تعيين سرنوشت خويش شوند و بتوانند اهداف ملي را با انتخابي آگاهانه بر اساس شرايط و امكانات خويش به پيش برند، بدون اينكه در مناسبات و روابط خود با مشكلاتي چون بحران، استثمار، وابستگي و سلطه مواجه شوند. البته چنين جامعه اي آرمان است و بايد دانست كه تا كنون هيچ جامعه اي به اين ” توسعه ناب ” دست نيافته است. امروزه ديد‌گاه هاي تازه‌اي در خصوص مفهوم و معناي توسعه مطرح شده است كه به نحو قابل توجهي از ديدگاههاي پيشين فراگيرتر است. بدين ترتيب توجه به ” مساوات ‌طلبي” در رويكرد توسعه با مفاهيم و اصطلاحاتي همراه شده است كه از آن ميان مي‌توان به “خود اتكايي”، توسعه از پايين، نيازهاي بنيادي، ” مدل چيني”، بهبود محيط زيست و توسعه از نوع ديگر اشاره كرد. وجه اشتراك غالب اين
ديدگاه هاي نو، توجه به جنبه هاي گوناگون توسعه، از جمله جنبه هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و نهايتاً جنبه مكاني- فضايي آن است. بدين سان با توجه به مفهوم فراگير توسعه، دست يابي به آن را مي‌توان به موفقيت توأمان در زمينه هاي زير منوط دانست:
الف) رشد چشمگير اقتصادي؛
ب) برخورداري از دانش فني قابل توجه؛
ج) برقراري تعادل مكاني- فضايي در سطوح مختلف محلي، منطقه اي و ملي؛
د) دستيابي به رفاه اجتماعي- اقتصادي و تعادل فرهنگي افراد و گروه ها؛
ه) تكاپو در جهت مدرنسازي مداوم جامعه و بهبود روابط اجتماعي- اقتصادي.
در اين چارچوب، توسعه “جرياني چند بعدي” است كه بايد با تغييراتي اساسي در ساخت اجتماعي، و طرز تلقي تودهها و نهادهاي ملي، موجب رشد اقتصادي و در نتيجه كاهش نابرابري و ريشه‌كن كردن فقر شود. به همين ترتيب مي‌توان برنامهريزي توسعه روستايي را به عنوان تفكر و عمل سنجيده در راستاي دستيابي به زمينهها و اهداف فوق تعريف كرد.
اهداف خاص برنامه ريزي روستايي بايد در سطوح مختلف و در ارتباط با جنبههاي گوناگون اجتماع روستايي تبيين شود. اين اهداف قاعدتاً بايد به تجديد سازمان فعاليتها، افزايش درآمدها، گسترش رفاه، برقراري نظم و ترتيب فضايي و نهايتاً بهبود شرايط زندگي در عرصههاي روستايي منتهي گردد.
برنامههايي كه به منظور دست يابي به اهداف فوق مطرح است، عبارت است از:
الف) برنامهريزي جمعيتي هم به مفهوم كنترل رشد جمعيت و هم به مفهوم پيشگيري از روستا ‌گريزي؛
ب) برنامهريزي خدمات و ساماندهي سكونت‌گاه هاي روستايي؛
ج) برنامهريزي در زمينه اشتغال زايي و فعالسازي اقتصاد روستايي؛
د) برنامهريزي زيست محيطي و حفاظت از عرصه هاي روستايي با هدف حفظ ويژگيهاي اكولوژيك و محافظت از چشم اندازهاي طبيعي روستا؛
ه) برنامهريزي يكپارچه سازي اراضي و افزايش توليد روستايي؛
و) پيشبرد تعاون روستايي و زمينهسازي براي مشارکت هر چه بيشتر روستاييان در امور توسعه؛
ز) برنامهريزي صنعت جهانگردي در سكونت‌گاه ‌ها و حوزه هاي روستايي.
ممكن است برخي از اين برنامه ها توأم با برنامه هاي ديگر به اجرا درآيند و حتي در مواردي ممكن است به يكديگر در تقابل باشند؛ مانند برنامه ريزي براي گسترش جهانگردي و برنامه ريزي براي حفاظت از محيط زيست روستايي. از آنجا كه معمولاً برنامهريزي‌هاي مختلف روستايي در كشور‌هاي گوناگون به صورتي ناهماهنگ به انجام مي‌رسند، اجراي يك برنامه مثلاً افزايش سطح توليد، موجب مسائل تازه‌اي، مثلاً آسيب ديدگي محيط زيست مي شود. از اين رو هماهنگي نهادي و سازماني و يكپارچه‌گي توسعه روستايي بايد پيوسته مورد توجه و تأكيد خاص قرار گيرد.
توسعه يكپارچه روستايي منوط به افزايش توليد، بهبود سطح دانش و انگيزش، ارائه خدمات گوناگون، بهبود و اصلاح شبكه ارتباطي و حمل و نقل، بهسازي مسكن روستايي، تنوع بخشي به امكانات اشتغال و اصلاح و انتظام شبكه مكاني- فضايي سكونت‌گاه هاي روستايي به صورت توأم است. البته آنچه كه پيش از هر چيز بايد مورد توجه قرارگيرد، جايگاه روستا و توسعه روستايي در برنامه هاي عمومي توسعه يك كشور است (آلبرت20،2000).

2-2-14- نقش توسعه ي روستايي در خدمت رساني و کاهش فقر در کشور (اقدامات و تجارب)
سابقه ي تلاش براي عمران و توسعه ي روستايي در کشور بيشتر به دهه ي 1340 و برنامه ي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید