كشاورزي مي پردازد.
از ويژگي كارآفرينان كشاورز، روشي است كه براي حل مسئله در پيش مي گيرند؛ به باور آنها، براي رسيدن به راه حلي خلاقانه، ابتدا لازم است مشكل اصلي يا مسئلة واقعي شناخته و تعريف شود. كارآفرينان كشاورز هر مشكل را شامل دو جزء مخاطره و فرصت مي دانند و معتقدند. كه براي رسيدن به راه حلي مناسب، لازم است هم مخاطرات و هم فرصت هاي مسئله دقيقاً شناخته شوند و از اين رو، نگاه آنها به مسئله هم از ديدگاه يك محقق (براي شناسايي فرصت ها) و هم از ديدگاه يك كارآگاه (براي كشف مخاطرات) است (کاين29،2002). البته بايد در نظر داشت كه کارآفريني موفق در بخش کشاورزي مناطق روستايي مستلزم پيوند ناگسستني با بخش صنعت و خدمات و به ديگر سخن، صنعتي شدن کشاورزي است، كه ميان بخش هاي صنعت و کشاورزي ارتباط هاي پيشين و پسين را نهادينه مي كند. در واقع، توسعة هر کدام از اين بخش ها در گرو توسعة بخش ديگر است، اما بديهي است كه بايد توالي در توسعة بخش هاي اقتصادي رعايت شود؛ يعني، بايد روند توسعه از بخش کشاورزي آغاز و سپس، به بخش صنعت کشيده شود و سرانجام نيز بخش خدمات توسعه يابد، چرا كه بيشتر تخصصها و مهارت هاي فردي و اجتماعي افراد در کشور هاي در حال توسعه در بخش کشاورزي تمرکز يافته است (قره باغيان، 1373 ). با اين توصيف،
مي توان گفت كه كارآفريني كشاورزي يعني فرايند شناسايي فرصت ها، تهديد ها، و نقاط قوت و ضعف محيط هاي فعاليت از جمله كشاورزي با روش شناسي و سياستگزيني خاص و جديد براي ايجاد تحول و دگرگوني در كشاورزي است. اين تحول با ارائة تفكر، روش و تدبيري نو براي حل مشكلات گذشته و كنوني كشاورزي همراه است، كه حاصل همكاري بين عاملان اصلي كشاورزي (فعالان بخش كشاورزي) و عاملان بيروني (برنامه ريزان، مديران و مسئولان) با در نظر گرفتن شرايط و تحولات جهاني، فناوري نوين، فرهنگ روستايي، و محدوديت هاي زيست محيطي در راستاي دستيابي به الگو هاي نو در كشاورزي براي بالا بردن بهره وري و كارآيي و دستيابي به بازار هاي نو در مقياس هاي بزرگ تر است. در كل، چنين فرايندي به بهبود وضع اقتصادي روستاييان و به ويژه كشاورزان مي انجامد. بنابراين، كارآفريني كشاورزي شيوه اي جديد در بخش كشاورزي براي افزايش و خلق درآمد و ثروت و نيز ايجاد اشتغال است.
بنابراين، براي طراحي و توسعة فعاليت كارآفريني كشاورزي توسط گروه هاي محلي، مراكز روستايي ترغيب مي شوند تا در برنامه هاي كارآفريني ، چهار مرحله را رعايت كنند (اسوکت و همكاران30، 2006).
1- راهبرد: پيگيري فرصت هاي اقتصادي واقعي از سوي كشاورزان و براي آنها؛
2- رهبري: ايجاد و پيوند ظرفيت هاي محلي با توسعة كشاورزي؛
3- اجرا: ارزش آفريني براي كار آفرينان در بخش كشاورزي؛
4- پايداري: تخصيص منابع به ميزان مورد نياز كشاورزان.

2-3 مطالعات تجربي
تحقيقات بسياري در زمينه توسعه روستايي و پايداري کشاورزي در سرتاسر جهان انجام گرفته است. در اين قسمت به بررسي تعدادي از اين تحقيقات مي پردازيم.

2-3-1 مطالعات تجربي داخل کشور
– افتخاري و همکاران (1389) در مطالعه اي به بررسي راهبردهاي توسعه کارآفريني کشاورزي در مناطق روستايي پرداخته اند .پژوهش مورد نظر با روش پيمايشي و ميدان به شيوه swot به ارائه راهبردهاي کانوني توسعه کارآفريني کشاورزي در مناطق روستايي پرداخته است . نتايج نشان داد به دليل توانمندي ها و ظرفيت هاي بالاي مناطق ، آستانه ي نوآوري و خلاقيت در بخش کشاورزي مناطق روستايي نيازمند بازنگري و ارائه سياستهاي مناسب براي رفع محدوديتها و استفاده از توان هاي موجود در روستا و کشاورزي است.
افروخته و همکاران(1388). در تحقيق خود به بررسي نقش قال بافي در توسعه روستايي ولايت کاشمر پرداخته است. اين پژوهش نقش كارگاه قالي بافي را در تحولات اقتصادي و اجتماعي روستايي بررسي كرده است. اطلاعات مورد نياز از طريق بررسي محلي و برخي اسناد جمع آوري شده است. جامعه نمونه تحقيق را 40 نفر از كاركنان كارگاه قالي باقي تشكيل مي دهد. داده هاي تحقيق با استفاده از روش ليكرت مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است . نتيجه نشان مي دهد كه احداث اين كارگاه منشأ تحولات مثبت اجتماعي، اقتصادي و كالبدي در دهستان مورد مطالعه بوده است. استفاده از استعداد و دانش بومي مردم، سود مناسب، فقدان اثرات نامناسب زيست محيطي، ايجاد فرصت هاي شغلي، درآمد پايدار، افزايش كيفيت زندگي، بهبود راه و مسكن روستايي و گسترش كشت تجاري از مهم ترين دستاوردهاي احداث اين شركت بوده است. نتايج نشان داد که طي سال هاي 1378 تا 1383 ، اگر چه سياست هاي برنامه اي دولت در رشد و توسعة بخش هاي روستايي استان نابرابري توزيع امکانات و تسهيلات را در پي داشت، اما مقايسة ضريب تغييرات نشان مي دهد که برنامة سوم توسعه با اثراتي مثبت بر توزيع متعادل تر امکانات توسعه اي در بخش زير ساخت ها، آموزش و بهداشت روستايي شهرستان هاي استان همراه بوده است.
– فداکار داوراني و همکاران (1388 ) در تحقيق خود به بررسي نقش قنات در توسعة پايدار روستايي پرداختند. نتايج نشان مي دهد که به لحاظ ميزان توسعة اجتماعي، تفاوت معني دار ميان دو روستاي مورد مطالعه وجود ندارد؛ اما از اين نظر، تفاوت ميان مالكان و غير مالكان معني دار و نشان دهندة اهميت قنات در تقويت شاخص هاي توسعة پايدار روستايي در اين مناطق است. ميزان توانمندي در روستاي داراي قنات به طور معني دار بيشتر است. معني داري تفاوت در ميزان مشارکت اجتماعي در دو روستاي مورد مطالعه تأييد نشد؛ اما از نظر متغير ميزان ميل به پيشرفت، تفاوت ميان دو روستاي مورد مطالعه معني دار است.
– سپهردوست ( 1387 ) در تحقيق خود به بررسي عملکرد دولت در توسعة اقتصادي- اجتماعي روستاهاي استان همدان پرداخت. اين تحقيق نخست، بر اساس شاخص ها ي زيربنايي، آموزشي و بهداشتي، به اندازه گيري درجة توسعه يافتگي شهرستان هاي استان همدان در بخش روستايي و سپس، به مقايسة عملکرد برنامه اي دولت طي برنامة سوم توسعه بپردازد. از مدل تاکسونومي عددي براي همگن سازي و سنجش سطح توسعه يافتگي مناطق روستايي، از ضريب اختلاف ويليامسون براي مقايسة ضريب نسبي تغييرات، و نيز از روش تحليل عاملي براي رفع هم خطي، کاهش عوامل، و استخراج عوامل مؤثر بر عدم توازن
منطقه اي استفاده شد.
– کريم و همکاران ( 1387 ) در تحقيق خود به نظرسنجي از روستاييان در مورد چالش هاي توسعة پايدار روستايي توجه به اهميت توسعة پايدار اقتصادي، اين تحقيق به بررسي مشکلات و موانع موجود بر سر راه توسعه مي پردازد. بدين منظور، پس از مطالعه و استخراج شاخص هاي توسعة پايدار و تبيين چالش هاي توسعة پايدار روستايي، تدوين پرسشنامه و نظرسنجي از روستاييان دهستان ساروق در استان مرکزي صورت گرفت، كه نتايج به دست آمده بدين شرح است: از ديدگاه اين روستاييان، چالش هاي پايداري مناطق جنگلي، آب و خاك 5/25 درصد، چالش هاي طرح هاي عمراني دولتي 2/14 درصد، چالش هاي استفادة پايدار از ذخاير محيط 2/13 درصد، چالش هاي اشتغال و درآمد 5/10 درصد، چالش هاي محيط نهادي 2/10 درصد، چالش هاي بهداشت و رفتار مطمئن با سموم و مواد شيميايي 7/7 درصد و چالش هاي اشکال پايدار سکونتگاه هاي انساني 3/3 درصد و در مجموع اين شش عامل 85 درصد از واريانس چالش هاي توسعة پايدار روستايي را تبيين مي کنند.
– ازکيا و همکاران (1387) در تحقيق خود به بررسي نقش انجمن هاي زادگاهي در توسعه روستايي پرداختند. اين پژوهش به بررسي انجمن هاي زادگاهي درياني هاي تهران و ويژگي هاي آن پرداخته است. اين پژوهش با روش کيفي همراه با مصاحبه، مصاحبه گروهي و مشاهده، ويژگي هاي اساسي انجمن هاي زادگاهي، مصاديق انجمن هاي زادگاهي در ايران، تشکل هاي درياني در تهران، و اثرات آنها را بر توسعه روستاي دريان را بررسي کرده است. داده هاي مورد نياز اين پژوهش از درياني هاي ساکن در تهران و روستاي دريان گردآوري شده است. نتايج تحقيق نشان مي دهد که درياني هاي تهران داراي طيف
گسترده اي از تشکل هاي مذهبي، خيريه اي، اقتصادي، حمايتي، عام المنفعه و اجتماعي – فرهنگي هستند و به وسيله روابط خويشاوندي و هم قومي با هم فعاليت مي کنند. اين انجمن ها از لحاظ ويژگي هاي سازماني شامل ترکيبي ازآشنايان و اقوام اند که به صورت دموکراتيک رهبران و اعضاي اصلي را انتخاب
مي کنند، ظرفيت گسترده اي براي همکاري با نهادهاي دولتي دارند، و از سابقه اي طولاني در فعاليت هاي توسعه اي برخوردارند. در نهايت اين انجمن ها با سرمايه گذاري، ايجاد اشتغال، احداث کارخانجات و رسيدگي به امور روستا نقش مهمي در توسعه روستاي دريان دارند.
– مطيعي لنگرودي (1384). در مطالعه اي به بررسي توسعه روستايي مبتني بر پايداري کشاورزي پرداخته است – سرپرست خانوارهاي کشاورزي جامعه آماري تحقيق بودند. نتايج بدست آمده اينکه بين چهار دسته از عوامل مربوط به پايداري کشاورزي (طبيعي- اقتصاد- سرمايه اي و مديريتي انساني، ساختاري و امکاناتي) با توسعه روستايي منطقه رابطه معنادار آماري وجود دارد. همچنين فراهم سازي زمينه هاي گسترش بخش کشاورزي منطقه، تلاش بيشتر مديران محلي در ايجاد امکانات فيزيکي و زيربنايي ، تشويق بخش خصوصي به سرمايه گذاري و مشارکت منابع اعتباري در اعطاي وام و تسهيلات بانکي از جمله پيشنهادهايي هستند که براساس نتايج بدست آمده ارائه مي شود.

2-3-2 تحقيقات تجربي خارج کشور
– زو و همکاران31 (2010) در مطالعه بر روي کشاورزان در شمال چين دريافتند که سطح تحصيلات بالاي کشاورزان، امکان دسترسي بهتر آنان را به اطلاعات مناسب دربارهي کودها فراهم نموده و اين مسأله سبب مي شود که آنان از سطح دانش بالاتري پيرامون نحوهي استفاده صحيح از کودها و متعاقباً پايداري بيشتر برخوردار شوند.
– پاتاناپانت و شيواکوتي (32 2009 ) در تحقيق خود تحت عنوان فرصت ها و محدوديت هاي كشاورزي زيستي در منطقه چانك مي انجام دادند به اين نتيجه رسيدند که عامل تجربه کشاورزي در توسعه کشاورزي پايدار مؤثر است.
– بايلس33 (2008). در مطالعهاي به بررسي حفظ محيط زيست در توسعه روستايي در اروپا و آمريکا پرداخته است همچنين نتايج نشان ميدهد با حمايت از فقرا و ارتقا بازده نيروي کار و تاکيد بر بخش کشاورزي را ميتوان به عنوان عوامل اصلي رشد روستايي و ايجاد اتحاد ميان تمام افراد ذينفع يعني مشارکت کامل و گسترده کشاورزان دانست.
– رودريگرز دليما و سينگ34 ( 2007 ) در پژوهش هاي که انجام دادند تحت عنوان ارزيابي كيفيت خاك در توليد برنج در مناطق برزيل و هندوستان به اين نتيجه رسيدند: تأثير ويژگيهاي مديريتي کشاورزان بر افزايش سطح دانش کشاورزي پايدار شاليکاران در برزيل و هندوستان اشاره نمودند .
– پامپل35 (2007) در مطالعه خود در زمينه تعاوني ها و توسعه روستايي گامبيا، به اين نتيحه رسيده است كه تعاوني ها در اموري همچون تامين بذر ، كود و ماشين آلات و نيز تامين اعتبارات بانكي براي اعضاء داراي فعاليت جدي بوده و سهم بسزايي در توسعه روستايي دارد. در اين راستا 95 درصد اعضاء از عملكرد آنهارضايت كامل داشته اند.
– والن (2003)36. در پژوهشي به مطالعه ارتقاء توسعه پايدار روستايي از طريق کشاورزي پرداخته است. نتايج نشان داده بيتوجهي روز افزون به بخش کشاورزي از يک سو و رشد جمعيت از سوي ديگر سبب شده تا وضع زندگي روستاييان روز به روز بدتر شود لذا توسعه روستايي راهبردي براي بهبود شرايط اجتماعي و اقتصادي روستاييان فقير و کشاورزي به عنوان کارکرد اصلي روستا نقش مهمي در فقرزدايي دارد.

فصل سوم
روش تحقيق

3-1- مقدمه
در اين فصل متدولوژي تحقيق شامل “نوع تحقيق، جامعهي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید